گُلیمِیشِن
مامانم اجازه نداد بابام مایکروویو رو تعمیر کنه. حالا یه متر برداشته داره خونه رو اندازه میگیره بب
صندلیم یکم قیژ قیژ صدا میداد
از قضا بابامم خونه بود:
الان دیگه صندلی هم ندارم :))))
@golimation
دیگه داشتم نت رو قطع میکردم که برم بخوابم که ناگهان با دستگاه وضوی قابل حمل آشنا شدم
@golimation
چرا قدیم خونواده ها آنقدر خودشونو معذب میکردن برا مهمون؟ مثلا زمان عید موقعی که سفره شام پهن بود اگه زنگ در رو میزدن بدو بدو سفره رو جمع میکردیم که یه وقت مهمون فک نکنه بد موقع اومده و معذب شه. خب چرا؟ داریم غذا میخوریم دیگه
@golimation
دیشب شوهرم داشت از خانوادش مینالید که چقدر پول میگیرن ازش و این چه وضعیتیه که داره و خلاصه خیلی ناراحت بود، خواهرم همون موقع مسیج داد اینترنتم تموم شده برام شارژ بفرست، وسط نالههای شوهرم گفتم حالا یه شارژ هم واسه انسی بفرست، گفت هم خانواده خودم فقیرن هم با فقرا وصلت کردم:))))
@golimation
وقتی مهمون خیلی خیلی رودربایستی دار داری، برنج تصمیم میگیره این شکلی شه:
@golimation
این بیدار شدن پنج صبح واسه کساییه که تو کشورای دیگه زندگی میکنن، صبح بیدار میشن میرن لب دریاچه مصنویی محلشون میدوان و پر انرژی میان واسه هدفاشون تلاش میکنن، بقیه هم بهشون لبخند میزنن، من یه بار تو شهرستان تو بلوار اصلی دوییدم یکی جلومو گرفت گفت سلام اتفاقی افتاده صبح جمعه ای؟ میخوای برسونمت؟
@golimation
تولد دوستمه شوهرش بهش گفته بیا بریم ست روشویی بخریم کادوی تولدت. دوستم هم ناراحت شده که تولدمه ست روشویی آخه؟ در نهایت فهمیده منظورش روتین پوستیه :)))))
@golimation
امروز شنیدم یکی میگفت تو اون دنیا اجنهها هم به گناههای ما شهادت میدن، بابا شما خیلی دیگه قدر نشناسین، ما میخوایم بریم رو سینک یکم آب جوش بریزیم بسم الله از دهنمون نمیفته که بچههای شما آبپز نشن اونوقت شما میرین مخبری میکنین؟ واقعا که
@golimation