گلزار شهدای کرمان
چند بار هم دستش گرفتم بردم مغازه ولی قیمت ها خیلی بالا بود. پنهانی به مغازه اشاره کردم بگو الان ندار
« بِسمِ اللهِ الرحمنِ الرحیم »
صلوات و سلام خداوند بر ارواح طیبه ی شهیدان
📖شهر عشق: در مسیر بهشت (آشنایی با شهدای حادثه تروریستی سالگرد شهادت سردار حاج قاسم سلیمانی)
✍نویسنده:
جمعی از خادمین شهدا
پارت۲۲:(شهید مهدی سلطانی نژاد)
فرزند: مصیب
متولد:۱۳۹۶/۲/۲۶
دانش آموز اول ابتدایی
تاریخ شهادت: ۱۴۰۲/۱۰/۱۳
محل دفن: گلزار شهدای کرمان
کلاس اولی بود و بازیگوش معلمش به خانواده رسانده بود که «بگذارید مشق هایش را خودش بنویسد».
خیلی بازیگوش بود. تازه دو تا از دندان های شیری اش افتاده و قیافه اش را با مزه تر کرده بود. سنش کم بود اما مرام و مردانگی عجیبی در وجودش داشت. وقتی به دنیا آمد خیلی خوشحال بودم. با خودم می گفتم: از این به بعد یه مرد وارد زندگی ام شده و قرار است مواظب خواهر و مادرش و پشت و تکیه گاه پدرش باشد. یک روز ناراحت از مدرسه آمد و گفت که معلم بهم گفته که چرا خودت مشقاتو ننوشتی؟ معلم باور نمی کرد پسری با این شیطنت این گونه خوش خط باشد تا این که یک روز سر کلاس خط خویش را به معلم نشان داده بود و همین باعث شد که از سوی معلم مورد تشویق قرار بگیرد. حتی معلم از بچه های کلاس خواسته بود برایش دست بزنند. یک روز قبل شهادتش هم از خانم معلم درخواست می کند که به مادرش زنگ بزند و روز مادر را تبریک بگوید. خیلی مادرش را دوست داشت. او نمیدانست قرار است روز بعد همراه مادرم و خواهرش پرواز کند
راوی: پدر شهید
(شهیده فاطمه زهرا سلطانی نژاد)
فرزند: مصیب
متولد: ۱۳۹۲/۱/۹
دانش آموز دبستان
تاریخ شهادت: ۱۴۰۲/۱۰/۱۳
محل دفن: گلزار شهدای کرمان
فاطمه زهرا دچار فشار خون بالاست.یک روز که پدرش توی بیمارستان بستری شد. فاطمه زهرا بی تاب بود و خواب نمی رفت. آخه خیلی بابایی بود. مثل دختر پیامبرمان. روز پر کشیدنش هم دقیقا شد روز میلاد دختر پیامبرمان،حضرت فاطمه زهرا(س)
در خانه،زهرا صدایش میکردیم. آرام و زیبا بود. وقای از کار می آمدم سر به سرش می گذاشتم. به انگلیسی بهش می گفتم: I am hungry(یعنی آب می خوام) اونم بهم می گفت: بابا I am hungry(یعنی گرسنه ام) بعد با هم می خندیدیم.
علاقه زیادی به والیبال داشت. کلاس هم می رفت و برای تیم والیبال هم انتخاب شده بود.دوست داشت به نیازمندان کمک کند. یه روز سر چهار راه کودکی فقیر آمد و درخواست کمک کرد. تا خواستم کاری کنم یا حرفی بزنم، دیدم فاطمه زهرا سریع مبلغی پول از کیفش در آورد و به او داد. از آیینه وسط ماشین با ذوق نگاهش میکردم و هو را می ستودم که چنین دست و دل باز است. صبح ها ساعت ۳ میرفتم سر کار. من هیچوقت آن موقع بچه ها را نمی بوسیدم. ولی نمی دانم چه شد آن روز صبح بچه ها را بوسیدم و رفتم.
راوی: پدر شهید
ادامه دارد...
✅تنها کانال رسمی گلزار شهدای کرمان
🆔@golzarkerman
💠امام علی (ع) فرمودند:
اندازه مرد به اندازه همت او و صداقتش
به مقدار جوانمردی او، و دلیری اش
به اندازه عار داشتن از کار زشت و پاک دامنی اش
به میزان غیرت اوست
✅ تنها کانال رسمی گلزار شهدای کرمان
🆔 @golzarkerman
✍ شهید شناسی
🔻گذری کوتاه بر زندگینامه #شهید_احمد_رجب_علی_پور
✅ تنها کانال رسمی گلزار شهدای کرمان
🆔 @golzarkerman
شهید شهروز مظفرینیا
اهل انفــــاق بود!
نمازهایش را اول وقت میخواند
شــــوخطبــــع بود
و در عین حال بسیار کمصحبت
اهل قرآنخواندن بود و بسیار به آیاتِ
نورانی قرآن عمل میکرد
به پدر و مادرش احترام میگذاشت
و نیکی به آنها
در رأس امورش قرار داشت
به طوری که در این سالها،
کوچکترین بیاحترامی از جانب
شهید شهروز نسبت به آنها ندیدم
بسیار به خانوادهاش اهمیت میداد
و رسیدگی به امور خانــــواده را
مهــــمتــــر از هر کاری میدانســــت
نقل از: همسر شهید
✅ تنها کانال رسمی گلزار شهدای کرمان
🆔 @golzarkerman
21.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 یا من ارجوه لکل خیر
✅ تنها کانال رسمی گلزار شهدای کرمان
🆔 @golzarkerman
12.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جبراننمیشویحتیباگریههایعمیق؛💔
۶روزتاسالگردحاجقاسمویارانشهیدش❤️🩹
#حاج_قاسم
#ایرانمرد
#گلزار_شهدای_کرمان
✅ تنها کانال رسمی گلزار شهدای کرمان
🆔 @golzarkerman
29.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 کجایی فرمانده ، کجایی سردارم
✅ تنها کانال رسمی گلزار شهدای کرمان
🆔 @golzarkerman