آئینه دارزُهرۀ زهرا س
امشب ازآسمان ،مه انور رسیده است
آئینه ای زنورپیمبر رسیده است
این جلوه و جلال کدامین ستاره است
کزآسمان به جلوه ی دیگررسیده است
کم کم طلوع صبح وفا دیدنی شود
گوئی شب فراق به آخر رسیده است
ازمشرق مدینه پی عرض احترام
مهرفلک به دامن پر زر رسیده است
وقتی طنین بال ملائک بلند شد
آمدخبرکه جلوه ی داور رسیده است
یک گل به نام حضرت معصومه ازخدا
امشب به دست موسی جعفر رسیده است
هفت آسمان نظاره گراو بود که او
باشوکت وجلالت وبا فر رسیده است
آئینه دار زُهرۀ زهرارسید و باز
گفتند نورزُهره ی ازهر رسیده است
این است بانویی که مقام رفیع او
تا بام عرش خالق اکبررسیده است
این است گوهری که زدریای علم ودین
برساحل حقیقت ِباوررسیده است
این است آن کریمه که ازجودومکرمت
فیضش به ناتوان وتوانگررسیده است
این است آن شفیعه که ازقدر ومنزلت
آوازه اش به عرصه ی محشر رسیده است
کم گفته ام اگرکه بگویم برای او
همچون مقام ساره وهاجر رسیده است
هرچه رسیده است برآن حضرت ازخدا
ازقدرروزگارفزون تر رسیده است
ازداستان غُربت درد آشنای او
موجی ز درد برمژه ی تر رسیده است
کی نا امید می رود ازدرگهش برون
هرکس که باامید به این در رسیده است
برزائر بهشتی کویش ندا دهند
لب تشنه ای به چشمه ی کوثررسیده است
با التفات اوست«وفایی»اگرتو را
ازکردگار رزق مقدّررسیده است
✍#سیدهاشم_وفایی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
بانوی آفتاب
امشب شميم آمدن گل رسيده است
يعنی گلی به گلشن هستی دميده است
جانبخش تر ز رايحه ی گلشن بهشت
برما نسيم مرحمت حق وزيده است
ازآسمان هفتم خود نور كردگار
خطی زنور تابه مدينه كشيده است
مهری به روشنایی آئينه ی عفاف
ازنور لايزال خودش آفريده است
درآسمان نوشت كه معصومه نام اوست
نامی كه روشنایی قدرو مقام اوست
موسي كه از رسيدن او باخبر شده
درطور خويش شاهد نور شجرشده
لبخند گرم اوبه همه می دهدنشان
آثار شادمانی او بيشتر شده
ازنجم ثاقبی كه دميده به دامنش
آغوش نجمه جلوگه آن قمر شده
شكرانه ی شكفتن آن بانوی عفاف
موسی نشسته گرم نماز سحر شده
خيل فرشتگان به فلك مات مانده اند
ازآسمان به مقدم اوگُل فشانده اند
ای دل مدينه از همه جا ديدنی تر است
ازكعبه ازمحيط صفا ديدنی تراست
روكن براين حريم كه ازمسجدالحرام
اين قبلگاه اهل ولا ديدنی تراست
او سيب سرخ گلشن موسی بن جعفر است
يعنی كه از بهشت وفا ديدنی تر است
از هركه شادمان شده در اين بهارعشق
گلخنده ی امام رضا ديدنی تراست
روبر حريم قدسی اين دلنواز كن
عيدی دهدامام،تودستی درازكن
اين فاطمی نسب كه بودفاطمی مرام
آئينه ای ز عصمت اوراگرفته وام
من عاجزم ز درك مقام كسی كه هست
هم بر امام دخترو هم خواهرامام
اوآن كريمه ای است كه ازفيض حق بود
خيركثير بر همه عالم علی الدوام
هرروز درحريم بهشتی او ز عرش
خيل ملك رسندحضورش به احترام
زيبد به او كه آينة ذات كوثراست
اوكوثر مقدس موسي بن جعفراست
ای ا فتخار مكتب قرآن خوش آمدی
ای خواهر امام خراسان خوش آمدی
هرچند درمدينه شكفتی چوگل ،ولی
بانوی آفتابی ايران خوش آمدی
گنجينه ی عفاف و شرفنامه ی حيات
آئينه ی نجابت و ايمان خوش آمدی
پروانه سان ملائك رحمت ندا دهند
ای شمع بزم محفل خوبان خوش آمدی
بال فرشتگان خدا فرش راه توست
روشن ترين سپيده ی دل ها نگاه توست
شهرعلوم قم زتو وخود عليمه ای
درعلم و فضل و دانش و تقوا فهيمه ای
گويند عالمان جهان برتو عالمه
اجداد تو حكيم جهان تو حكيمه ای
قدرت فزون تراست از آن چه سروده اند
ساره چو هاجراست براين در ند يمه ای
حاجت رواست سائل درگاه جود تو
ازبس رئوف هستی و بس كه كريمه ای
هركس غريب بردرت آمد غريب نيست
ازچشمه ی عنايت تو بی نصيب نيست
بابرقی از نگاه تو رخشنده می شوم
با آفتاب مهرتو تابنده می شوم
احساس سرفرازیم ازبا تو بودن است
ای سرفراز، بی تو سرافکنده می شوم
ازشعر نارسا وازاين كوتهی طبع
باردگر حضور تو شرمنده مي شوم
لطفت هميشه شامل حال«وفایی»است
ازاين مرام توست كه دل زنده مي شوم
اين شعر رابه پاي محبّت حساب كن
آئينه ی وجود مرا ناب ناب كن
✍#سیدهاشم_وفایی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
محبوبه
محبوبه ی محبوب خدا آمده است
معصومه ی گلشن ولا آمده است
با دیدن خواهری بدین قدر وجلال
لبخند به لب های رضا آمده است
✍#سیدهاشم_وفایی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
غرق تماشا
پیغام بهار است ، که گل وا شده است
گلزار ولا باز مصفا شده است
با دیدن معصومه ،امام کاظم
لبخند به لب، غرق تماشا شده است
✍#سیدهاشم_وفایی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
رنگ محبت
امروز فلک رنگ محبت دارد
در شادی اهل بیت شرکت دارد
با آمدن کریمه ی اهل للبیت
ذکر صلواتی از مسرت دارد
✍#سیدهاشم_وفایی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
حضور مقدس
مطاف اهل ولایت همیشه این حرم است
هرآن که زائر این روضه گشت محترم است
همیشه دور و بر تو فرشتگان جمعند
فروغ نور الهی چراغ این حرم است
سلام ما به تو ای بانویی که مهر فلک
پی سلام تو مأمور،هر سپیده دم است
کریمه ای و رئوفه ، علیمه ای و حکیمه
جلیله ای و به مدحت ،توان واژه کم است
بیان منزلتت را ادا نخواهم کرد
اگر که هاجر وساره بگویمت خدم است
در بهشت از این روضه وا شود برخلق
که این حریم ، پر از جلوه های آن ارم است
وجود عالم هستی است در رهت، هرکس
به غیر راه تو پیمود راهی عدم است
سجیتت کرم وعادت تو احسان است
تو وارث کرم الله و کار تو کرم است
فروغ مهرشما پرتویی زخیرات است
ولایت تو به معنای دافع النقم است
در این حضور مقدس«وفایی» آمد وگفت
زیارت حرم تو علاج درد وغم است
✍#سیدهاشم_وفایی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
زیر سایۀ خورشید
غرق نور ایمانیم ، زیر سایه ی خورشید
ابر پر ز بارانیم ، زیر سایه ی خورشید
در فضای نورانی ، ظلمتی نمی بینیم
مثل ذره مهمانیم ، زیر سایه ی خورشید
تا فروغی از نور ، شمس والضحا داریم
آفتاب تابانیم ، زیر سایه ی خورشید
ما همه غنی هستیم، پس کجا تهی دستیم
چون گدای سلطانیم ، زیر سایه ی خورشید
گر مدال عزت را ، روی سینه کوبیدیم
خادمیم و دربانیم ، زیر سایه ی خورشید
گر که از ازل عهدی ، با آل علی بستیم
ما بر سر پیمانیم ، زیر سایه ی خورشید
مثل آسمان عشق، گر ستاره بارانیم
چون ماه درخشانیم ، زیر سایه ی خورشید
گل از نفس گرم ،خورشید شود خندان
مثل غنچه خندانیم ، زیر سایه ی خورشید
ما عطر بهشتی را از پرچم او بوئیم
غرق لطف یزدانیم ، زیر سایه ی خورشید
از رأفت این خورشید، هرگاه سخن گوئیم
چون مهر زر افشانیم ، زیر سایه ی خورشید
پرسید اگر مردم ، از نسل و نسب ما را
ما مور سلیمانیم ، زیر سایه ی خورشید
شد حصن حصین ما،سایبان مهر او
کی بی سر و سامانیم ، زیر سایه ی خورشید
عزت و سعادت را ، حکمی از شفاعت را
از خدای خواهانیم ، زیر سایه ی خورشید
بنویس «وفایی» تا ، مردم جهان دانند
ما اهل خراسانیم ، زیر سایه ی خورشید
✍#سیدهاشم_وفایی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
"اَلسَّلامُ عَلَیكِ یٰا فاطِمَة المَعصومَه"
#دارالشفا
اگر داری هزاران درد بیدرمان بیا اینجا
که با اذن خدا باشد طبیب دردها اینجا
اگرچه هست پنهان مرقد صدیقهی کبریٰ
به شوق مرقد آن بانوی عظما ، بیا اینجا
مزار حضرت معصومهی قم را زیارت کن
که باشد جلوهای از مرقد خیرالنسا اینجا
دعاهایت اجابت میشود در این حرم زیرا
غنوده، اُخت سلطان سریر ارتضا اینجا
دلِ درمانده و غمدیدهی خود را مداوا کن
که بیشک هست هم دارو وُ، هم دارالشفا اینجا
بنوش از آب سقاخانهاش در صحنِ آیینه
که میباشد گمانم چشمهی آب بقا اینجا
ببوس این بارگاه و رفعت آن را تماشا کن
که باشد بوسهگاه مرتضی و مصطفی اینجا
دلِ خود را گرهْ زن بر ضریح این حرم با عشق
که دل را میکُند از بند این دنیا ، رها اینجا
دو رکعت با خلوص دل نماز عشق ، برپا کن
به بالاسر، که تا بینی به چشم دل، خدا اینجا
نمیماند بهجا ، کاخی همیشه جاودان اما
بقا را میتوان بینی در این دار فنا ، اینجا
غبارِ غم بشوی از دیده و دل، با نمِ اشکی ـ
اگر خواهی دهی هم دیده و دل را جلا اینجا
مِس زنگاری دل را جلا ، نَه!... بل طلا دارد
به اکسیری که بر دل میزند این کیمیا اینجا
مشو غرّه به مال و جاه و، قلبت را مصفا کن
ندارد فرق زیرا در نظر، شاه و گدا اینجا
نه تنها این حرم در قم ندارد مثل و همتایی
که همشأن است حتیٰ با مقام اولیا اینجا
نه تنها اهل قم بالد به خود، از شأن این بانو
که میبالد بهخود زین خواهری، حتیٰ رضا اینجا
به غیر از شهر خود، هرجا رَوی باشی غریب، اما
تفاوت نیست بین هر غریب و آشنا اینجا
چنانکه شهر قم را عُشّ آل مصطفیٰ خوانند
بنازد شیعه بر این بارگاهِ باصفا ، اینجا
خوشا چشمی که دل، بندد به دیدار حریم او
چو اهل قم، که گردیده به گنبد، مبتلا اینجا
خوشا آنکس که عادت کرده تا آید بهگوش او
مناجات و اذان از مأذن ِ گلدستهها اینجا
خوشا آنکس که میساید سرش را بر حریم او
بدون ادعا وُ ، عاری از روی و ریا اینجا
چو میبوسد ضریح باصفایش را به صدق دل
زیارت کرده گویی مرقد شمس الضحا اینجا
شفاعت میکند چون شیعیان را در صف محشر
چگونه میتوان دل کَند ازین صحن و سرا اینجا
اگر گم کردهای راه خودت را از سر غفلت
بیا در این حرم، زیرا که باشد رهنما اینجا
گنهکاری اگر حتیْ دمی آید به این درگاه
شود شرمندهی کردار، بیچون و چرا اینجا
دخیل مِهر میبندد ضریح زرنگارش را
که بخشیده شود از جُرم و عِصیان و خطا اینجا
خلاصه دستِ خالی رد نمیگردیم ازین درگاه
«اگر از صدق دل، آریم روی التجا اینجا» ۱
دلِ زنگاریات را پَهن کن در این حریم مِهر
که پای زائرانش میدهد آن را جلا اینجا
مَشام جان، معطّر کن درین صحن و سرا با عشق
که گویی (ساقی)ات بخشیده جامی جانفزا اینجا
سید محمدرضا شمس (ساقی)
1402/07/22
#شمس_ساقی
eitaa.com/shamssaghi
۱ـ استاد مجاهدی
(اَلسَّلامُ عَلَیْكِ یٰا فاطِمَة اِشْفَعی لِی فِی الْجَنَّة)
#حضرت_معصومهی_قم
قبلهگاه اهل بینش کعبهی دلهای دانا
تکیهگاه خلق گیتی، ملجأ اعلا و ادنا
بوسهگاه انس و جان و مأمن حوران جنت
بارگاه «حضرت معصومهی قم» بنت موسا
بضعهی موسی بن جعفر، پرتو چشم پیمبر
کز شرف همنام شد با بضعهی سلطان بطحا
دخت موسیٰ اخت شاه توس و روح و جان احمد
میوهی قلب علی و، غنچهی گلزار زهرا (س)
فاطمه، آن اختر عصمت که معصومهاست و زیبد
چرخ دین را زهرهی عفت بوَد چون زهره رخشا
آنکه گردید از قدومش تیهِ ظلمت طور ایمن
وآنکه باشد در پناهش وادی قم رشک سینا
آنکه از وصفش به حیرت گشته روح پاک آدم
وآنکه در شأنش «کلام اشفعی لی» خوانده حوّا
آنکه از قدر و جلالش محترم گردیده مریم
وآنکه از فضل و کمالش مفتخر گشته مسیحا
آنکه در بحر حقیقت، گوهر ایمان پاکش
زینت صد هاجر است و زیور حورا و لعیا
درگه ذیرفعت بابالحوائج فخر عالم
مکتب عفت بوَد بر زمرهی نسوان دنیا
عالمان در مکتبش چون کودکان تازه مکتب
فاضلان در محضرش چون طفل نزد پیر دانا
خسروان هر یک بهدرگاهش کهینه چاکر از جان
تا ز فیض رحمتش دیهمشان شد گیتی آرا
هرکه پُر آوازه شد در عرصهی علم و فضیلت
مینشد افضل ز اَقران تا نجُست اینجا تولا
مستفیض از فیض جودش سر بهسر ابنای آدم
بهرهمند از بحر لطفش جمله موجودات و اشیا
منبع جود و سخا و مظهر لطف و کرامت
مخزن مهر و وفا و معدن بذل و عطایا
در سخاوت سبقت از صد حاتم طایی گرفته
در کرامت رشک ابر و حسرت بحر گهرزا
پاسدار بینوایان، پاسبان مستمندان
داروی درد فقیران، منجی احباب و اعدا
حامی اهل قم از هر گونه بیداد و تجاوز
حافظ این سرزمین از رنج و اندوه و بلایا
مَفخر قم، مأمن نیکان مباهات بزرگان
مکتب اهل فضیلت، مَدرس ارباب فتوا
روشن از شمس وجودش شد مَه و مِهر و کواکب
مکتسب از نور جودش شد یَد بیضای موسا
قطرهای از بحر احسانش به هر رنجی معالج
ذرّهای از مُهر ایمانش به هر دردی مداوا
ساحت جانپرورش در قدر و عزت قصر جنت
درگه ذیرفعتش در عزّ و حشمت، عرش اعلا
پایهی کیوان اساسش برتر از ناهید و کیوان
گنبد میناترازش، همتراز سقف مینا
معبد اهل طریقت، مسجد خیل حقیقت
قبلهی ارباب حکمت، کعبهی آمال دلها
رشک چشم مسجدالاقصی بوَد در فضل و شوکت
ناسخ بیت المقدس، ناقض دیر و کلیسا
در شکوه و جلوه باشد همدم نه طاق گردون
در جلال و رتبه باشد همسر عرش معلا
خاک کوی دلرباش سجدهگاه اهل عرفان
گَردِ راهِ عرشسایش توتیای اهل معنا
خادم دربار او دافع بوَد بر جُرم امّت
زائر درگاه او شافع بوَد بر خلق دنیا
بر نعال عطربیزش از ره اخلاص رو کن
چون غبار درگهش باشد علاج چشم اعما
گر شفا خواهی بیا از صدق در این بارگه چون
بر جهان دارالشفا باشد مجو زین در تبرّا
در رواقش سر فرود آور که ببنی از کرامت
برتر است از نه رواق آستان طاق خضرا
گوییا یک در ز جنت بهر قم بگشوده ایزد
کاینچنین قصر بهشتی را در اینجا کرده بر پا
(شمس قم) گفتا مدیح حضرت معصومهی قم
تا ز شعر خویشتن افسر نهد بر فرق شَعرا ۱
#شادروان سید علیرضا شمس قمی
✍#شمس_قمی
eitaa.com/shamseqomi
۱ـ (شَعرا) نام دو ستارهی نورانی و دورافتاده در دو صورت فلکی که به شِعرای يمانی و شِعرای شامی معروفاند.
هدایت شده از اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
«اَلسَّلامُ عَلَیكِ یٰا فاطِمَةَ المَعصومَه»
#حریم_جانفزا
از آنروزی که چشمم را درین غمخانه وا کردم
نگاه خویش را ، با گنبد تو آشنا کردم
غمی که جای خود را در درون سینه وا میکرد
چو دیدم گنبدت را ، از دلم او را جدا کردم
شدم چون پایبند گنبد و صحن و سرای تو
دلم را از گرفتاری این دنیا رها کردم
ضریح دلنوازت شد انیس و مونس جانم
که کم کم دردهایم را در آغوشت دوا کردم
زیارتنامه خواندم در حریم جانفزای تو
دو رکعت هم نماز عشق را آنجا ادا کردم
مریضان و گرفتاران عالم را به درگاهت
به یاد آوردم و بر مشکل آنها دعا کردم
چو هستی دختر بابالحوائج، موسیِ جعفر
گره، از مشکلات خویش با دست تو وا کردم
خلاصه هر زمان هر مشکلی پیش آمد ای بانو
توسّل بر تو جستم از دل و جانت صدا کردم
عزاداران ثارالله (ع) را در صحن آیینه
چو دیدم یادِ آن شاهِ شهیدِ نینوا کردم
از او آموختم ایثار و درس جانفشانی را
که هم خود، هم قلم را وقف در راه خدا کردم
سخن گفتم به عشق آل طاها در تمام عمر
بدون مُزد و مِنّت، حق جدّم را ادا کردم
نبودم چون پی نام و نشان؛ در گوشهی عزلت
نشستم کار خود را عاری از روی و ریا کردم
شدم دردیکش (ساقیِ) کوثر، با دلی آگاه
چنانکه خویش را سرمست، از جام ولا کردم
نبستم دل بهجز آل عبا (ع) در زندگی هرگز
از آنروزی که چشمم را درین غمخانه وا کردم
سید محمدرضا شمس (ساقی)
#شمس_ساقی
@shamssaghi
نذر_حضرت_فاطمه_معصومه (س)
آرام می گیرد دلم کُنج حرم اینجا
سوهان روحم نیست دیگر درد و غم اینجا
هرکس که با پای پیاده تا حرم رفته ست
رفته به مِعراج و به حَج در هر قدم اینجا
امسال اگرچه قسمتم حجّ فقیران نیست
لطف کریمه هم به سائل نیست کم اینجا
با یک عریضه صد برابر اَجر می گیرد
هرکس دهد خورشید هشتم را قسم اینجا
مهتاب از شوق زیارت شب به شب در توس
خورشید از شوق زیارت صبحدم اینجا
پیشش گُلاب قمصر کاشان کم آورده ست
عطر بهشتی در خراسان است و هم اینجا
آورده ام من هرچه حاجت داشتم یک عمر
یکجا گرفتم آنچه را می خواستم اینجا
شد شوره زار از برکت بانو چو گندمزار
عطر بهشتی گشته جاری دم به دم اینجا
زیبایی باغ ارم را بُرد از یادش
هرکس قدم زد در خیابان اِرم اینجا
در کوچه و پس کوچه هایش زندگی جاریست
حتّی نبینی یک نشانی از عدم اینجا
شد سربلند آنکس که آمد دست بر سینه
در روبروی صحن سر را کرد خم اینجا
بانو کسی را دست خالی برنگردانده ست
نامند صاحبخانه را صاحب کرم اینجا
در قم کراماتِ کریمه بی نهایت شد
لُطفش به سائل ها گذشته از رقم اینجا
مصداق "...عندَاللهَ اَتقاکُم" همین شهر است
هر دم گرامی هم عرب شد هم عجم اینجا
شاه و گدا هم در سر یک سُفرهاند، آری
هر کس که آمد این حرم شد مُحترم اینجا
رنگ غزل را هم ندیده سال ها امّا
یکباره جانِ تازه می گیرد قلم اینجا
باز این چه شور و این چه شوق و این چه شیدایی ست
ناگاه شاعر می شود یک مُحتشم اینجا
✍ #ناصر_دوستی
🇮🇷
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹