eitaa logo
اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
1هزار دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
327 ویدیو
35 فایل
http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام غدیر ز طریق پیروی على، نه اگر بشر به خدا رسد به چه دل نهد؟ به که رو کند؟ به چه سو رود؟ به کجا رسد؟ ز خدا طلب دل مقبلى، به على بجوى توسلى که اگر رسد به على دلى، به على قسم به خدا رسد ازلى ولایت او بود، ابدى عنایت او بود ز کف کفایت او بود ز خدا هر آنچه به ما رسد به على اگر برى التجا، چه در این سرا چه در آن سرا همه حاجت تو بشود روا، همه درد تو به دوا رسد على اى تو یاور و یار ما، اسفا به حال فکار ما نه اگر به عقده کار ما، مدد از تو عقده گشا رسد ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
میلاد فرخنده امام هادی علیه السلام بر عاشقان راه ولایت مبارک باد با جلالت جلوه گر شد ،از سپهر کبریا آنکه دارد جلوه ای زیبا تر از شمس الضحا کهکشانها شد چراغان در شب میلاد او مژده می آید ز عرش حق که آمد مقتدا روشن از نور رُخش شد شام تاریک جهان طلعتش همچون پدر آیینه ی ایزدنما تا مزیّن شد زمین از مقدم والای او محو رویش خَلق عالم گشت در ارض و سما خُلق نیکویش چو احمد، نام زیبایش علی نور چشم کوثر است و هادی اهل ولا چارمین نام علی در خاندان مصطفاست در لقب باشد تقی و هادی و ابن الرّضا در کلاس جامعه آموخت عرفان را به خلق واژه واژه درس خود را داد با مهر و وفا چشم امّید "شقایق" هست بر احسان او تا که گردد زائرش از جان و دل در سامرا ✍ "" کرمان https://eitaa.com/rezazadeh_shaghayegh
وقتی تو را برتر از آدم آفریدند یعنی فراتر از دو عالم آفریدند نامت که آمد روی لب‌های موذن بر گونه‌های صبح، شبنم آفریدند انگشتر خلقت نگینی چون تو می‌خواست نام تو را در قلب خاتم آفریدند وقتی تو را دردانه‌ی عرش خداوند وقتی دلت را کاشف‌الهم آفریدند حبل المتینی، سِرّ اسما خدایی نام تو را از اسم اعظم آفریدند آن روز اسماعیل، حتما «یا علی» گفت آن روز... آن روزی که زمزم آفریدند کعبه ترک دارد هنوز از اشتیاقت دیوار آن را گر چه محکم آفریدند دنباله‌ی ذکرت صراط‌المستقیم است راه تو را راه مسلم آفریدند وصفت نمی‌گنجد میان بیت‌هایم واژه برای وصف تو کم آفریدند 𝐉𝐨𝐢𝐧: http://eitaa.com/goollvajhehay_ahlbeyt12 𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═‌‌‌‌‌‌‌═‌‌‌‌‌‌‌═‌‌‌‌‌‌‌┅─‌ کانال گلواژه های اهل بیت (ع) ┄┅┅┄┅ꖒ︎✽✥✼ꖒ︎┅┄┅┅┄
امام_علی علیه‌السلام نگین بخشی حدیث خاتم و انگشتری بخوان با من روایت زحل و مشتری بخوان با من عقیق سرخ، که اندوه می‌برد از دل چو کهربا غمِ صد کوه می‌برد از دل عقیق سرخ در انگشت دست راست، خوش است اگر که نقش نگین نامی از خداست، خوش است اگر جدا نشویم از خدا و از ره راست عقیق، آینۀ عاقبت به خیری ماست به محفلی که گل سرخ، هم‌زبانم شد دو بیت ناب شنیدم، که نقش جانم شد: «بسا کسا که ز تقوا به عرش، سیر کند ولی چنان شود آخر، که رو به دیر کند برای هر که دعا می‌کنی به صدق و صفا بگو که عاقبتش را خدا به خیر کند» بیا به قصۀ خاتم، به نور برگردیم! به باغ عشق، به باغ بلور برگردیم «ابوذر» آن که به صدق حدیث، شد مشهور که از عشیرۀ عشق است و از قبیلۀ نور کنار چشمۀ زمزم، به دیگران پیوست سلام کرد و سخن گفت، تا سکوت شکست که ای جماعت دل‌بستۀ رسول خدا! گرفته روشنی از بازتاب شمس هدی به گوش خویش شنیدم: که آن پیمبر نور که بود نور درخشان نخل وادی طور حدیث فضل علی را به دوستان می‌گفت دلیل برتری‌اش را به این و آن می‌گفت علی‌ست در سفر عشق «قائد البرَرَه» و در حمایت اسلام «قاتِلُ الکَفَره» کسی که یار علی شد، خداست یاور او همیشه خرم و سبز است، باغ باور او و از ولایت او، هر که دست بردارد هزار بار به ذلت، شکست بردارد ادامه داد ابوذر، که ای اهالی عشق! که دل‌سپردۀ مهرید، مهر والی عشق! در آن زمان که گل از باغ معرفت چیدم شگفت واقعه‌ای را به چشم خود دیدم شگفت واقعه‌ای خارج از تصور بود ز بندگان خدا «مسجدالنبی» پر بود معاشران، همه آیات راز می‌خواندند و با پیمبر رحمت، نماز می‌خواندند که سائلی ز در آمد، سؤال نقش لبش نیازمند کمک، جانِ عافیت‌طلبش از آن نمازگزاران، امید رحمت داشت امید لطف و کرم با هزار زحمت داشت ولی کسی به ندایش، نگفت لبیکی نه مژده‌ای ز کرامت، نه از کرم پیکی به ناامیدی بسیار، دیده‌ای تر داشت خداخدا به لبش، دست بر دعا برداشت که ای خدا! تو گواهی، کسی جواب نداد کسی به تشنگی‌ام، نیم جرعه آب نداد به حرمتِ عرقِ شرمِ من، نسوخت دلی کسی نکرد ترحم، به مشت آب و گلی دلم شکست و نشد هم‌نوای من، نَفَسی خدا کند که نیفتد نیاز کس به کسی در آن فضای غم‌انگیز و التماس و سکوت که خواند سائل درمانده ربّنایِ قنوت «علی» که بود در آن آستان به حال رکوع گشوده بود به افلاکِ نور، بال رکوع علی که بار امانت نشست برپشتش اشاره کرد به انگشتری در انگشتش فقیر آمد و بر دیدگان نهاد آن را گرفت از کف او خاتم سلیمان را پیامبر که نمازش تمام شد، آن‌گاه ز سوز سینه برآورد، ناله‌ای جانکاه که ای خدا که به موسی وزیر بخشیدی و «شرح صدر» به او بی‌نظیر بخشیدی که برگِ سبز، به دست برادرش دادی که از برادر او بال و شهپرش دادی ز پیشگاه تو من، شرح صدر می‌خواهم و ماه روشن شب‌های قدر می‌خواهم امیدوار تو هستم که کارساز تویی که دلنواز تویی، پرده‌دار راز تویی تو آگهی که علی خوب‌تر ز جان من است که پرفروغ‌ترین مهر خاندان من است علی که سینه‌اش از عشق منجلی شده است ز فیض تربیت من، علی، علی شده است علی که تیغ اگر زد، برای حق زده است کتاب معرفت و عشق را ورق زده است که قُوتِ خسته‌دلان را به شانه‌اش برده‌ست غمِ شکسته‌دلان را به خانه‌اش برده‌ست که در مصافش، دشمن ز بیم می‌لرزد ولی چو بید، ز اشک یتیم می‌لرزد علی که از شب قدر است ناشناخته‌تر ندیده عشق از او، مردِ پاک‌باخته‌تر علی، که هست گل دلپذیر من، یارب چه می‌شود، بشود او وزیر من، یارب هنوز گرم دعا بود با تمام وجود که با پیامِ رسا، جبرئیل آمده بود که ای رسول خدا! آیه‌ای تلاوت کن و کام جان را، سرشار از حلاوت کن بخوان که وحی خدا، «إنّما وَلَیُّکُم» است مراد، ساقی سرچشمۀ «غدیر خم» است بگو به ساقی کوثر، تو جانشین منی که روح مکتب و آیینه‌دار دین منی تو در رکوع نه تنها زکات بخشیدی به قلب عالم هستی، حیات بخشیدی تو شرح آیه «آتَیتُمُ الزّکوة» شدی تو جان، به متن «اَقیمُ الصّلوة» بخشیدی به عاشقان ولایت، گل از کرم دادی به تشنگان هدایت، برات بخشیدی تو با مجاهدت خویش، با صبوری خود به رسم و راه نبوت، ثبات بخشیدی که فتح باب کرم از تو بود روز نخست قسم به شب که نگین‌بخشی حسین از توست همان شبی که شب وصل جان‌نثاران بود شبی که سینۀ صحرا ستاره‌باران بود شبی که پیکر خورشید بود روی زمین در آسمان همه‌جا بود گفت‌وگوی زمین شبی که سایۀ یک ساربان به راه افتاد و برق خنجر از آن‌جا به چشم ماه افتاد برای آن‌که شود رسم عاشقی خوش‌تر عزیز فاطمه انگشت داد و انگشتر به کربلای حسینی اگر گریز زدم سری به دامنِ آن دشت لاله‌خیز زدم مرا به صبح چنین دلپذیر می‌بخشند مرا به حرمت و قدر غدیر می‌بخشند قسم به فجر و شفق ، روی دل به عاشوراست غدیر حادثه‌ای متصل به عاشوراست ✍محمدجواد غفورزاده http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
غزل امام زمان (عجل الله) سیاه_پوشان وصال تو همه جا قبله‌گاهِ آمالم زخیمه‌ات نظری می‌کنی به احوالم؟ نشد بیایم و در حج ملازمت باشم بنالم از غمِ دل یا بدیِ اقبالم برای روضه گرفتن چه طعنه‌ها خوردم به سنگِ تهمتِ مردم شکسته شد بالم فقط دعای تو گردیده مُهرِ تمدیدی به توبه نامه‌ی بی اعتبارِ هر سالَم نه پایِ رفتنی است و نه رویِ آمدنی بگو چه چاره کنم من زدستِ اعمالم صدایِ پایِ مُحرَم به گوش می آید شبانه روز به یاد حسین می نالم به اعتماد دعایت کنار گذاشته ام لباسْ مشکی و دستمال گریه و شالم قسم به مویِ پریشان عمّه جانِ شما به گریه دلنگران ِ حسین و گودالم صدا زد از تَهِ گودال خواهرم برگرد مگر نگفتم عزیزم نیا به دنبالم برو به خیمه نبینی بریدنِ سر را وگرنه پیر شوی پایِ جسمِ پامالم عمو که خورد زمین روی حرمله واشد خدا فقط رسد اینجا به داد اطفالم رقیّه گوشه خیمه بدون معجر شد سکینه داد ای عمّه وای خلخالم ✍قاسم_نعمتی http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین باذنک یا زهرا سلام الله علیها طلیعه_محرم باور نمی کردم که پرچم را ببینم امسال هم ماه مُحرّم را ببینم چه نوکرانی بی صدا رفتند امسال من مانده ام ایّام ماتم را ببینم اهل القری آقای مارا دفن کردند می خواستی با چشمم این غم را ببینم قربان یک شب روضه ات دارو ندارم پرپر زدم جان تو این دم را ببینم خرج تمام روضه ها با مادر توست زحمت کشیده فیض اعظم را ببینم ای کاش چشمم وا شود بالای مجلس یک مادری باقامت خم را ببینم همراه مادر آمده از عرش حیدر بااو رسول الله خاتم را ببینم موسی عصا در دست دربان حریمت آن سوی در عیسی بن مریم را ببینم ذکری که عالم را تکان داده حسین است من ایستادم شور عالم را ببینم والله چای روضه مُرده زنده کرده اینجا فقط درمان دردم را ببینم از خیمه تا گودال زینب داد می زد سخت است زیر پا امامم را ببینم فریاد زد مادر گُمان می کردی یک روز جای حسین این جسم درهم را ببینم ✍قاسم_نعمتی http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
غزل ورودیه کربلا با مدینه چقدر؟ فاصله دارد اینجا فکر آشفتگی قافله دارد اینجا کربلا گفتی و یکباره دلم ریخت حسین از جدائی تو قلبم گله دارد اینجا این بیابان چقدر خار مغیلان دارد خبر از پای پُر از آبله دارد اینجا این سرازیری تل دل نگرانم كرده همچنان سعی و صفا هروله دارد اینجا بادهایش دمِ مغرب چه غبار آلوداست سخن از کف زدن وهلهله دارد اینجا تو بیا زیرِ زره پیرُهن تنگ مپوش عدّه ای قاتل بی حوصله دارد اینجا حیف ِ ترکیبِ رُخت نیست که تغییر کند؟ سر بُریدن ز قفا مسئله دارد اینجا ترسم آخر سرِ یک بوسه مرا پیر کنی خبر از نیمه شب و نافله دارد اینجا پایِ گیسویِ تو موهام همه گشته سپید گیسوان من وتو قائله دارد اینجا از نظر بازی این قوم دلم می لرزد غارت چادر و معجر صله دارد اینجا غبغب ناز علی را زنظر پنهان كن وای بر حال رباب حرمله دارد اینجا ✍قاسم_نعمتی http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
غزل مناجات ارباب روی نوکری ما حساب کرد مارا برای بزم عزا انتخاب کرد باز این چه شورش است که در خلق عالم است نام حسین بار دگر انقلاب کرد دلشوره داشتم که نبینم مُحرّمش یکسال این فراق دلم را عذاب کرد توبه شکسته ها همه گویند یاحسین «ربُّ الحسین» هرچه دعا مستجاب کرد از کودکی حسینیه دار محرّممیم این روسیاه را خودش عالیجناب کرد هرکس که ذرّه ذرّه به پای حسین سوخت اورا خدا به وصل خودش کامیاب کرد گریه غبار سینه ی من داده شستشو این قلب خاک خورده چنان دُرّ ناب کرد تفسیر دستگیریه او از رسول ترک کار هزار منبرو صد ها کتاب کرد سینه برهنه ها همه از نسل عابس اند او کربلا طریقهٔ این وصل ؛ باب کرد هرکس شنید ناله ی« حی علی العزا» تا خویش را به روضه رساند شتاب کرد آید به گوش ناله ی محزون فاطمه مادر به نام یک یک مارا خطاب کرد ماه مُحرّم آمد و پیچید بوی سیب صلی علی الحسین و صلی علی الغریب ✍قاسم_نعمتی http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
باز فضا بوی محرم گرفت موج عزا دامن عالم گرفت دمبدم از زمزمه یا حسین خلق مصیبت زده ای دم گرفت آتش این داغ جهانسوز باز دامن بیگانه و محرم گرفت اشک ز چشم گُل نرگس چکید رنگ خزانی گُل مریم گرفت پرچم ماتم چو بر افراشتند دست دلم ریشه پرچم گرفت ولوله افتاد به ملک و ملک شال عزا قائد اعظم گرفت بیگی از این غم نفس قدسیان چون دل ابنای جهان غم گرفت ✍نصرت الله بیگی http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
 ◾️❇️  استقبال أز ماهِ مُحَـّرم❇️◾️ بِـســْـــــمِ اللّٰهِ الْرَّحمٰنِ الْرّحيم    کَـربلاٰ گفتَـم دِلَم لَرزید گفتم یا حُسین أشك روی گونه ام غَلطید ؛ گفتم یاحُسین باد سَـرگـرم نَوازش بود با گلبَـرگ‌ ها باغبان هَرشاخه گل راچید ؛ گفتم یاحُسین اَبرهای آسمان گُلرنگ شُد وَقت غُـروب رفت دَردریای خون خورشید ؛ گفتم یاحُسین رَد شُـدم أز صَحن سَقّـاخانهٔ شهـر بِهشت هَـر کبوتر آب مينوشید ؛ گفتم یا حُسین  داشتم دَر دَست خود تسبیح سُـرخی أزعقیق دانه هایش هَرطرف پاشید ؛ گفتم یا حُسین   نام ثارالله را بُردَنـد هَفتاد و دو بار خاطرات جبهه شُد تجدید ؛ گفتم یاحُسین  حاجیان روزِ دَهـم گفتند دَر کوی منا عید قُربان است ماراعيد ؛ گفتم یاحُسین دَر طواف کعبه شِش گوشه ؛ أز مَن بیدلی مَعنی لَبیك را پُرسید ؛ گفتم یا حُسین  قاري قُرآن تَلاٰوت کرد ؛ أز أصحابِ کهف برگ قرآن را که می بوسید ؛ گفتم یاحُسین چَشـم دَر چَشـم برادر ؛ دَست دَر دَست پدر دُختری معصوم می خندید ؛ گفتم یاحُسین شیـرخواري نازنین با (لاٰی لاٰی) مادرش دَر دل گهواره ميخوابید ؛ گفتم یا حُسین أز شَقايق رَسـم عِشـق و عاشقي آموختَم هَر کسي داغِ بَرادر دید ؛ گفتم یا حسین   ✍مُحمّدجَوادغَفورزاده"شَفَـق"                          http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
امام_حسین_علیه_السلام گفتیم یاحسین و خدا هم خریدمان امسال هم نکرده خدا نا امیدمان با پای خویش مجلس روضه نیامدیم زهرا خودش به ماه مُحرّم کشیدمان یاد تمام گریه‌کنان حرم بخیر پیرِ غلام‌های محاسن سپیدمان آرام تا نوای حسین جان بلند شد آمد صدای چند رفیق شهیدمان اجداد ما برای حسین تکیه میزدن پرچم‌به‌دوش روضه خدا آفریدمان خاصیّت حسین جدایی ز غیر اوست یک جلوه کرد و از همه عالم بریدمان با این همه گناه چه تحویلمان گرفت گویا به وقت معصیت اصلا ندیدمان جامانده‌ایم از سفر کربلا چه‌قدر آمد شمیم سیب و به اینجا کشیدمان هرکس که خوب گریه کند یار فاطمه‌ست زهرا برای یاریِ خود برگزیدمان مادر " بُنَیَّ " گفت مُحرّم شروع شد آن آتش جگر چه به آتش کشیدمان ✍قاسم_نعمتی http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام کسی نیامده او را علی جواب کند علی به سمت گدایان، خودش شتاب کند کسی که روی علی ذره‌ای حساب کند به آسمان رود و کار آفتاب کند علی فقط که علی نیست، چارده نور است از او جدا شدن از هفت پشت ما دور است برای دایره‌ی شاعران بی تکرار شده است خطبه‌ی بی‌نقطه، نقطه‌ی پرگار در اولین خم زلفش اسیر شد عطار هزار شاعر مضمون سرا هزاران بار خیال وصف علی را قلم به دست شدند شراب عشق علی را نخورده مست شدند علی، علی است و زهرا شناسنامه‌ی اوست شروع او حسن است و حسین ادامه‌ی اوست صفات خاص ملائک صفات عامه‌ی اوست من از خودم که نمی‌گویم، این چکامه‌ی اوست برای او و خدا، دل، شریک قائل نیست میان عاشق و معشوق، هیچ حائل نیست که گفته روی زمین قرن‌هاست گم شده‌ایم؟ نه! ما مجاور کوی صد و دهم شده‌ایم مسافر نجف و کربلا و قم شده‌ایم مبلغ جریان غدیر خم شده‌ایم غدیر از نظر شیعه عیدالاعیاد است خدا ولایت خود را به شیعیان داده است به هر که عاشق او شد اسیر می‌گویند به دست‌های علی دستگیر می‌گویند و اهل عرش، علی را امیر می‌گویند هنوز جن و ملک از غدیر می‌گویند جماعت این دو سه خط را ولی نمی‌فهمند که چیزی از درجات علی نمی‌فهمند علی که بود؟ نه می‌دانم و نه می‌دانی محب او چه عرب باشد و چه ایرانی چه آشکار سلامش کند چه پنهانی چه در سلامت کامل چه در پریشانی جواب می‌شنود از علی: سلام علیک اگر مرید مرامش شدی بگو لبیک به پاست تیر و علی روی پاست وقت نماز نماز اوست زکات و گداست غرق نیاز دهان کعبه از این کارهای او شده باز که در نهایت ایجاز می‌کند اعجاز؟ به جز علی، که هر انگشت او هنرمند است؟! برای او در خیبر به تار مو بند است ستاره‌ای است برای خودش ابوریحان ولی کنار علی می‌شود ابوحیران که گفته نام علی نیست داخل قرآن؟! هزار بار بخوان از شروع تا پایان قسم به نقطه‌ی زیرین باء بسم الله علی است معنی قرآن، سخن کنم کوتاه ستاره روزنی از وصله‌ی عبای علی‌ست روایت است سماوات زیر پای علی‌ست به عرش رفته محمد، پی خدای علی‌ست به نقل قول، صدای خدا صدای علی‌ست قرار شعر بر این شد سخن شود کوتاه چه "یا علی" بنویسم چه "فی امان الله" ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹