السلام علیک یا ابا عبدالله
🍁مرثیه علی اکبر🍁
اکبرآن آیینه ایزد نما
نور چشم خاندان مصطفی
مظهر حُسن وصفات سرمدی
انعکاس خُلق و خوی احمدی
چون بمیدان امد ان قرص قمر
شد در ان صحرا قیامت جلوه گر
محو سرو قامتش جن و ملک
ذکرشان ای ماه ، اللهُ مَعَک
جمله گفتند این علی یا مصطفاست
یا تجلّی جمال کبریاست
گفت با تکبیر و با صوت جلی
من علیّم وارث خون علی
مظهر خشم خدای لم یزل
ذوالفقارم قاصد پیک اجل
چون عدو بیچاره شد در آن زمان
راه را بستند بر جان جهان
حمله ور از هر طرف بر او شدند
ضربتی بر فرق پاک او زدند
چشم عالم دید یکبار دگر
در سپهر کربلا شق القمر
ناگهان از آسمان افتاد ماه
پاره شد از این مصیبت قلب شاه
بر سر بالین او چون شه رسید
ناله ای جانسوز از دل بر کشید
گفت ای آرامش جانم علی
ماه رخسارت زخون شد منجلی
می زند لبخند هر زخمت بمن
داغ تو زخم دل هر انجمن
پس بدامانش گرفت آن سرو ناز
دید فرقش تا به ابرو گشته باز
روی خود بنهاد بر روی پسر
گفت ای آرامش جان پدر
چشم خود یکدم برویم باز کن
بعد از آن تا عرش حق پرواز کن
لعل خود بگشای ای نور بصر
یک سخن با من بگو جان پدر
جسمت از تیغ و سنان شد چاک چاک
ای شبیه مصطفی روحی فداک
با وضوی خون عبادت کرده ای
در قیام خود قیامت کرده ای
لاله پرپر بود و چشم باغبان
خون چکان از طعنه ی اهریمنان
شد دل سرخ "شقایق "داغدار
دیده اش تا صبح محشر اشکبار
✍#حمیدرضازاده "#شقایق"
کرمان
https://eitaa.com/rezazadeh_shaghayegh
حضرت_علی_اکبر_علیه_السلام
#شب_هشتم_محرم
قصد کرده است تمام جگرم را ببرد
با خودش دلخوشی دور و برم را ببرد
من همین خوش قد و بالای حرم را دارم
یک نفر نیست از اینجا پسرم را ببرد؟
دسترنج همه ی زحمت من این آهوست
چقدر چشم نشسته، ثمرم را ببرد
این چه رسمی است پسر جای پدر ذبح شود
حاضرم پای پسرهام، سرم را ببرد
تا به یعقوب نگاهم نرسیده خبرش
می شود باد برایش خبرم را ببرد
نیزه دنبال دلم بود تنش را می گشت
قصد کرده است بیاید جگرم را ببرد
***
جان من، قول بده دست به گیسو نبری
مقنعه ت باز شود، بال و پرم را ببرد
تو برو خیمه خودم پشت سرت می آیم
چه نیازی است کسی محتضرم را ببرد
دست و پاگیر شدم، زود زمین می افتم
یک نفر زود، تن دردسرم را ببرد
همه سرمایه ام این است که غارت شده است
هر که خواهد ببرد جنس حرم را...ببرد
صد پسر خواسته بودم ز خدا، آخر داد
صد علی داد به من تا که سرم را ببرد
✍#علی_اکبر_لطیفیان
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
حضرت علی اکبر(ع)-شهادت
ای یاس چیده، ای گل نقش چمن، علی!
قرآن آیه آیه ی پامال من، علی
مانند قلب من دهنت پر زخون شده
خون گلوت گشته روان از دهن، علی
چسبانده خون به هم، دو لبت را ز گفتگو
با چشم خویش حرف برایم بزن، علی
لب تشنه، چشم بسته، نفس مانده در گلو
زخم تو گشته با دل من هم سخن، علی
تو مثل لاله ای که همه گشته برگ برگ
من مثل شمع سوخته در انجمن، علی
جایی برای بوسه نمانده به قامتت
از بس که زخمت آمده بر زخم تن، علی
ممکن نشد زروی زمینت کنم بلند
از بس که پاره پاره شده این بدن، علی
لیلا در انتظار تو چشمش بُوَد به راه
زینب چگونه بی تو رود در وطن، علی
در حیرتم چگونه زخونت خضاب شد
ماه جمال و زلف شکن در شکن، علی
فریاد من بلند زاشعار "میثم " است
سوزد زسوز او دل هر مرد و زن، علی
✍#حاج #غلامرضا #سازگار
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
حضرت علی اکبر(ع)-شهادت
ای شسته روی خویش، به خون جبین، علی
تسبیح دانهدانۀ نقش زمین علی
زخم سنان و نیزه و شمشیر و تیر و سنگ
بر جسمت آمده ز یسار و یمین علی
چشمان خونگرفتۀ خود باز کن ز هم
لبخند خصم و اشک پدر را، ببین علی
تا واکنی لبی به سخن، پاک میکنم
خونابه از دهان تو، با آستین علی
از بس نشسته بر بدنت، زخم روی زخم
چیزی نمانده، زین بدن نازنین علی
فرقت جدا شد از هم و دیدم به چشم خویش
تکرار شد، شهادت حبلالمتین علی
تن: پارهپاره، فرق: دو تا کام: پر ز خون
هرگز ندیده، کشته، کسی اینچنین علی
قلبم ز سینه کنده شد و خورد بر زمین
وقتی فتاد قامتت از صدر زین علی
"میثم" که نظم او زده آتش به هر دلی
از سوز ما بوَد نفسش آتشین علی
✍#حاج #غلامرضا #سازگار
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
قله ی صواب
تو ماه منیر بو ترابی عباس
خورشید نشسته در حجابی عباس
تا حفظ شود حریم پیغمبر عشق
بیدار به کوچه های خوابی عباس
بر ضجه ی بی صدای طفلان حسین
یاد آور آب، آب ، آبی عباس
از تیزی ناوک و گلوی نازک
دل واپس اصغر و ربابی عباس
با آن که گذشتی از لب شط فرات
لب تشنه تر از دل سرابی عباس
یک علقمه یک عبور یک مشگ تهی
یک هُرم عطش در آفتابی عباس
بر پرچم اقتدار خورشید وشان
تکبیر بلند انقلابی عباس
گر می شکند«فراز» زیر قدمت
تو فاتح قله ی صوابی عباس
✍#فراز #مردانی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
نذر جوان حضرت ارباب
تماشا کن شده زیر و زبر لشکر ، علی اکبر
قیامت کرده تکبیرت در این محشر ، علی اکبر
محمد آمده یا آمده حیدر به این میدان؟!
شکوهت از تشابه بود بالاتر ، علی اکبر
نبی سیرت ، نبی صورت ، نبی هیبت ، نبی صولت
تو تنها اشبه الناسی به پیغمبر ، علی اکبر
چنان طوفان زدی هوهو ، دمی این سو دمی آن سو
شدی یادآور فتح دژ خیبر ، علی اکبر
تجسم می کند لشکر درون نار جسمش را
همان وقتی که می خوانی "اناالحیدر" ،علی اکبر
اگر بتخانه چشمانشان پُر بود از کینه
پُرند از کهنه زخم بدر پا تا سر ، علی اکبر
همه در انتظار انتقامی سخت می سوزند
شبیه شعله های زیر خاکستر ، علی اکبر
چه رعدآسا به میدان می زنی ! آرام تر جانا!
که بر جان رفتن تو می زند آذر ، علی اکبر
تمام دشنه ها بودند آنجا تشنه ی خونت
... و کام دشنه ها از خون تو شد تر ، علی اکبر
چنان پیچیده عطر یاس از گل زخم بازویت
پدر افتاده یاد روضه مادر ، علی اکبر
نمی دانم چه آمد بر سرت ای سرو خوش قامت
تو و کوهی ز تیغ و نیزه و خنجر؟!! علی اکبر!!
چرا بابا نریزد خاک بر فرق سر دنیا؟!!
که می بیند تو را در قامت اصغر ، علی اکبر
تو را دشمن نه یک تن، بلکه لشکر دید هر سو بود
علی اکبر علی اکبر علی اکبر علی اکبر
✍#هادی_قاسمی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
حضرت عباس علیهالسلام
رفتی و این ماجرا را تا فصل آخر ندیدی
عبّاس من ! دیدی امّا مانند خواهر ندیدی
آن صورت مهربان را، محبوب هر دو جهان را
وقتی غریبانه میرفت بییار و یاور ندیدی
آری در آوردن تیر بیدست از دیده سخت است
امّا در آوردن تیر از نای اصغر ندیدی
حیرانی یک پدر را با نعش نوزاد بر دست
آن بُهت و ناباوری را در چشم مادر ندیدی
شد پیش تو ناامیدی تیر نشسته به مَشکت
مثل من اطراف عشقت انبوه لشکر ندیدی
بر گودی گرم گودال خوب است چشمت نیفتاد
چون چشم ناباور من دستی به خنجر ندیدی
دلخونی اما برادر، دلخونتر از من کسی نیست
آخر تو بر خاک صحرا، مولای بیسر ندیدی
قلبت نشد پاره پاره، آنشب میان خرابه
آنجا سر یک پدر را در دست دختر ندیدی
✍#قاسم #صرافان
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
باسمه تعالی
دل را بزن به دریا هَیْهاتْ مِنّاالذِّلِه
با این کلام زیبا هَیْهاتْ مِنّاالذِّلِه
معنای زندگانی باشد بدین معانی
حق را بگو تو یارا هَیْهاتْ مِنّاالذِّلِه
آنچه حسین خواهد از عالَمِیْن خواهد
این است ، کُن تمنّا هَیْهاتْ مِنّاالذِّلِه
از عافیت برون شو، در عشق لاله گون شو
این است راه مولا هَیْهاتْ مِنّاالذِّلِه
دنیا طلب نباشید از این نَسَب نباشید
با قولِ حق تعالا هَیْهاتْ مِنّاالذِّلِه
راحت طلب ذلیل است آری ازین قبیله ست
هر کس نگفت با ما هَیْهاتْ مِنّاالذِّلِه
ای اهل نور و تقوی ، جویی اگر تبرّی
خواهی اگر تولّا ، هَیْهاتْ مِنّاالذِّلِه
خون حسین گوید آن نور عین گوید
دیگر مکن تماشا هَیْهاتْ مِنّاالذِّلِه
فریاد کن مسلمان خود را بده تو سامان
تا دل شود مهیّا هَیْهاتْ مِنّاالذِّلِه
تیغ ات ز کف نیفتد ، جان از هدف نیفتد
دل حق شود سراپا هَیْهاتْ مِنّاالذِّلِه
بگذار تا بگویم ، اسلام را بجویم
در این کلام والا هَیْهاتْ مِنّاالذِّلِه
در کربلا همین است آن دل که آتشین است
در خون شود شکوفا هَیْهاتْ مِنّاالذِّلِه
«یاسر» اگر به عالَم خواهی مسیر اعظم
باید که گفت حالا هَیْهاتْ مِنّاالذِّلِه
**
✍#محمود #تاری «یاسر»
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
مدح حضرت ابوالفضل علیه السلام
ای مظهر جانبازی ، جانها بفدای تو
الگوی جهان گشته ، ایثار و وفای تو
مست از مِی توحید و سر چشمه هر فضلی
عالم همه سر مست از صهبای صفای تو
لا گفتی و رد کردی ، ابلیس و امانش را
معنای بصیرت شد این گفتن لای تو
در صورت و در سیرت، سر تا به قدم غیرت
لرزید بخود دشمن ، از بانگ رسای تو
در راه ولا دادی، چشم و سر و دستانت
سر خط ولایت شد این رسم ولای تو
دادی به جهان درس ایثار و فداکاری
عشّاق همه جمعند در زیر لوای تو
از درگه فیض تو نومید نگردد کس
ضرب المثل عالم، گردیده عطای تو
تو مظهر احساس و شرم و ادبی عباس
جنّ و ملک و آدم در مدح و ثنای تو
وقتی که بخاک افتاد دست و علم و مَشک ات
دریا بخروش آمد بگریست برای تو
شد نخل ولایت خم بشکست از این ماتم
در خیمه بپا گشته ، غوغای عزای تو
ای ماه بنی هاشم بر خیز و تماشا کن
در علقمه افتاده ، خورشید به پای تو
پژمرد " #شقایق" هم ، از داغ غمت هر دم
ای ساقی لب تشنه ، سخت است رسای تو
✍#حمید #رضازاده " #شقایق"
کرمان
https://eitaa.com/rezazadeh_shaghayegh
السلام علیک یا ابوالفضل العباس ع
پای در آب نهاد اُسوه ی ایثار و وقار
آب پیچید به پایش که زمن دست مدار
ای که هستی به جهان مظهر تسلیم و وفا
با تو تفسیر شود معنی صبر و ایثار
هُرم لب های تو آتش زده بر سینه ی رود
در نگاه تو نهفته است هزاران اسرار
تشنگی بر تو روا نیست که با جنگ و گُریز
زخم برداشته ای از همه سو در پیکار
آب در حسرت لعلت به خروش آمده است
تا مگر بوسه زند بر لب خشکت یک بار
ادب و شرم و حیا بنده ی درگاه تواند
آسمان سَجده کند پیش تو ای کوه وقار
وارث حیدری و تیغ علی در دستت
دشمن از برق نگاه تو کند قصد فرار
زیر دستان بلند تو ز پا افتادم
تا کنی رفع عطش جُرعه ای از من بردار
ماه خم شد کفی از آب گرفت و گفتا
هیچ ساقی نخورد باده ی خود بی دلدار
بگذر از خواهش خود شرم کن از روی حسین
نخورم آب ، مکن بیشتر از این اصرار
کام خورشید زمن خشک تر و سوزان است
تشنگی از دل اطفال حرم برده قرار
ناله ی طفل رباب است که پیچیده به دشت
تشنگی و غم او در دلم افکنده شرار
منم آن میر و علمدار که از روز الست
بوده عهدم که کنم جان به ره دوست نثار
یا که این مَشک رسانم به حرم خانه ی عشق
یا که بی دست کنم سَجده بخاک ره یار
از غم ساقی بی دست زپاافتاده
همه دشتِ " #شقایق" شده پژمُرده و زار
✍#حمید #رضازاده " #شقایق"
کرمان
https://eitaa.com/rezazadeh_shaghayegh
حضرت_عباس_علیه_السلام
#تاسوعا
این آب ها که ریخت، فدای سرت که ریخت
اصلا فدای امّ بنین مادرت، که ریخت
گفته خدا دو بال برایت بیاورند
در آسمان علقمه، بال و پرت که ریخت
اثبات شد به من که تو سقای عالمی
بر خاک، قطره قطره ی چشم ترت که ریخت
طفلان از این که مشک به دست تو داده اند
شرمنده اند، بازوی آب آورت که ریخت
گفتم خدا به خیر کند قامت تو را
این قوم غیض کرده به روی سرت که ریخت
وقت نزول این بدن نا مرتّبت
مانند آب ریخت دلم؛ پیکرت که ریخت
معلوم شد عمود شتابش زیاد بود
بر روی شانه های بلندت سرت که ریخت
اما هنوز دست تو را بوسه می زنم
این آب ها که ریخت فدای سرت که ریخت
✍#علی_اکبر_لطیفیان
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹