هدایت شده از اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
محفل ادبی «شکوه خراسان»
برگزار می کند.
سلسله نشست های تخصصی شعر، با حضور شاعران و علاقه مندان به ادبیات فارسی
هر هفته یکشنبه ها
ساعت ۱۶ الی ۱۸
این هفته
باحضور آقای علی حبیبی از شاعران آیینی ارومیه
مکان مشهد
بین مصلی1 و ۳
کتابخانه شهید نواب صفوی
https://eitaa.com/joinchat/1440285556C750f02854f
خدا می خواست عطری، در مسیر زائران باشی
که در صحن بهشت هشتمین، رودی روان باشی
خدا می خواست نامت ذکر لبهای وطن باشد
که در آغوش دارالذکر مولا، میهمان باشی
تو حالا بُغض تهرانی که شد فریاد در بغداد
به اقیانوس پیوستی که اینسان بیکران باشی
برایت کودکی در بصره می بارد، که فهمیده،
یتیمی چیست، وقتی بی سر و بی سایبان باشی
زیارت رفتنت هم فرق دارد بی گمان، وقتی
به چشم هر عراقی، جان فدا و قهرمان باشی
عزیز ارباً اربا ! شیرخواره بود سربازت
که اینگونه عزیز مردم کل جهان باشی
✍#اعظم_صباغ_خور
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
حضرت_زینب_س_در_مسیر_کوفه_و_شام
این چه شوریست که برپاست چنین بر نیزه؟!
گوئیا میبَرد از حادثهها سر، نیزه
هم به قرآن ورق سوختهای رحل شده
هم به فریاد امامی شده منبر، نیزه
گوئیا میرسد از دور بهاری خونین
بسکه آذین شده با لالهی پرپر نیزه
نه فقط قافلهسالار سرش بر نیزهست
میبَرد بر سر خود اکبر و اصغر نیزه
بر سر نی به برادر که میاُفتد نظرش
میرود بر جگر زخمی خواهر، نیزه
این چه داغی و چه دردیست که در معرکهای
بعد خنجر بزند بوسه به حنجر، نیزه
شام را یکسره در خلوتِ شب خواهد رفت؟
یا که دارد به سر اندیشهی دیگر نیزه؟!
کاش از کوچه و بازار نیفتد گذرش
تا نیفتد نظر سنگدلان بر نیزه
تا سر سَرور خوبانِ دو عالم با اوست
میرود از سر هر بام فراتر نیزه
بر سر نیزه رها میرود این سر اما
آه و صد آه، از آن پیکر و از سرنیزه...
✍#حسن_زرنقی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
از باب حکمتها و موعظه های مولا علی علیهالسلام:
موعظه ۱۷۳
(در نکوهش بجا نگفتن و بیحا گفتن )
لا خَیرَفِی الصًُمتِ عَنِ الحُکمِ،کَمااَنًَهُ لا خَیرَ فِی القَولِ بِالجَهلِ ،
خیر و نیکی نیست در خاموشی، با حکمت و دانش
چنانکه نیکی نیست در گفتار، با جهل و نادانی.
التماس دعا،
خاکسار رضاولیزاده
➖➖➖➖➖
احوالات شام
شامیان! من داغدارم، هلهله کمتر کنید
خارجی نه! زادهی پیغمبرم باور کنید
کفزدن پایِ سر فرزند زهرا خوب نیست
نامسلمانان! حیا از دخت پیغمبر کنید
با چه جرمی عمهام را پیش چشمم میزنید؟
نه حیا از فاطمه، نه شرم از حیدر کنید
میهمانم، زادهی پیغمبرم، آیا رواست
جای عطر گل، نثارم خاک و خاکستر کنید؟
این سر ریحانهی زهراست بر بالای نی
از چه رو با خنده استقبال از این سر کنید
کوچهکوچه سنگ بگرفتید جای گل به دست
تا نثار فرق مجروح علیاکبر کنید
زخم زنجیر مرا دیدید و خندیدید باز
شادمانی پای اشک عمهام کمتر کنید
فاطمه با ماست ای نامردﹾمردم! کِی رواست
رقص پای گریهی صدیقهی اطهر کنید؟
شیعیان با شعر "میثم" در غم ما اهل بیت
دیده را لبریز از خون، سینه پر آذر کنید
✍#حاج_غلامرضا_سازگار
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
ورود اسرای کربلا به شام
شـام بـلا تیرهتـر از شـام بود
آل رســول و مـلاءِ عـام بود
خنده و رقص و کف و دشنام بود
فـرق سـر و سنـگ لب بام بود
سلسلـه و عتـرت شیرخدا
صوت حجاز و سر از تن جدا
تار و نی و بَربَط* و مضمار و چنگ
سینـهی آیینـهدلان چنـگ چنـگ
روی خـداوند ز خـون گشته رنگ
زخم زبان، زخم جگر، زخم سنگ
حمله به هر طایرِ سرگشته بود
زینب مظلومـه سپر گشته بود
کوچه به کوچهست محیط بلا
آل محمّـد همــه در ابتــلا
شـام شـده سختتـر از کربلا
میرسد از چار طرف این صلا
روسیهی، سنگ دلی جارچیست
جار زند این سر یک خارجیست
اهـل عـزا شـام چراغان شده
مشعـل آن رأسِ شهیدان شده
شهـر پـر از جلوهی قرآن شده
سنـگ نثـار سرِ مهمـان شده
سکینه و فاطمه را میزنند
فاش بگویم، همه را میزنند
زلزله در عرش برین اوفتاد
شعله بـه آیات مبین اوفتاد
چون تن پاکش که ز زین اوفتاد
سـر ز سـر نـی بـه زمین اوفتاد
آنکه به حبلش دو جهان چنگ زد
پیـرزنی بـر سـرِ او سنگ زد
حملـه بـه آل اشرف الناس بود
نه شرف و رحم، نه احساس بود
سنـگ بـلا، جـای گل یاس بود
بـر سـر نیـزه سـرِ عبـاس بود
زخم پیاپی بـه جگـر میزدند
سنگ بر آن قرص قمر میزدند
ز آتش غم سوخت سراپای من
نالـه زنـد شعلـه ز اعضای من
وای مـن و وای من و وای من
سـاز و نـی و گریهی مولای من!
چنگ و دف و دیدهی گریان کجا؟
بـزم مـی و آیـهی قرآن کجا؟
رفته فرو در جگرم خارها
کـاش شود پاره دلم بارها
عتـرت پیغمبـر و بازارها
بـر سـرشان آمده آزارها
لاله کجا، آتش صحرا کجا؟
شام کجا، یوسف زهرا کجا؟
این غم جانسوز که فوق غم است
شعلهی نــاری بـه دل عالم است
سوخته از آن جگر «میثم» است
هر چـه بگریند برایش کم است
ایـن سخن سید اهل ولاست
شام بلا سختتر از کربلاست
✍#حاج_غلامرضا_سازگار
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
ظلم شامیان
روز ما در شامتان جز شام ظلمانی نبود
ای زنان شهر شام! این رسم مهمانی نبود
سنگ باران مسلمان آنهم از بالای بام
این ستم باللَه روا در حق نصرانی نبود
پایکوبی در کنار رأس فرزند رسول
با نوای ساز، آیین مسلمانی نبود
ما که رفتیم ای زنان شام! نفرین بر شما
ناسزا گفتن سزای صوت قرآنی نبود
مردهاتان بر من آوردند هفده دسته گل
دستۀ گل غیر آن سرهای نورانی نبود
ای زنان شام، آتش بر سر ما ریختید
در شما یک ذرّه خُلق و خوی انسانی نبود
ای زنان شام! در اطراف مشتی داغدار
جای خوشحالیّ و رقص و دستافشانی نبود
ای زنان شام! گیرم خارجی بودیم ما
خارجی هم گوشۀ ویرانه زندانی نبود
طفل ما در گوشۀ ویران، دل شب دفن شد
هیچکس آگاه از آن سرّ پنهانی نبود
ای سرشک شیعه! شاهد باشد بر آل رسول
کار «میثم» غیر مدح و مرثیهخوانی نبود
✍#حاج_غلامرضا_سازگار
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
شام بلا
هر جا سخن از زینب و دروازهی شام است
ساکت به تماشا منشینید، حرام است
دستی که به سر میزنی از این غم عظمی
یادآور فرق سر و سنگ لب بام است
یک سر به سر نیزه عیان است ببینید
مانند هلال است ولی ماه تمام است
هجده قمر از نوک سنان تابد و مردم
پرسند زهم پس سر عباس کدام است؟
مردم نزنید از همه سو سنگ بر این سر
والله امام است، امام است، امام است
زوار برادر شده بر نی سر عباس
هم اشک به رخ، هم به لبش عرض سلام است
هر کوچه پر از هلهله و خنده و شادیست
از شام بپرسید مگر عید صیام است؟!
با یاد سر و چوب و لب و نالهی زینب
انگار جهان در نظرم مجلس شام است
باید همه از مرد و زن شام بپرسید
ناموس الهی ز چه در محضر عام است؟
هر خانه که در سوگ حسین است سیه پوش
(میثم) درِ آن خانه غلام است، غلام است
✍#حاج_غلامرضا_سازگار
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹