💖 نقاشی عشق💖
بومِ نقاشی به دستم بود و طرحِ پَر کشیدم
با قلم مویِ خیالم، نقش در دفتر کشیدم
دیدم اما این قلم مو ، رنگی از جوهر ندارد
منّت از مژگان و ناز از دیدگان تَرکشیدم
کم کم از دشتِ شقایق صحنه ای ترسیم کردم
با گلاب اشک خود، باغ گلی پَرپَر کشیدم
یک جهان شیدایی و یک آسمان عشق و محبت
یک بهشت آزادگی را ، ساده با جوهر کشیدم
گر چه در باور نمی گنجد ولی در دشت و صحرا
عطر زهرا و شمیمِ مهربانی های پیغمبر کشیدم
یک بیابان العطش بین دو دریای خروشان
آهِ سردی از نهادِ ساقی کوثر کشیدم
سوره ای سرشار از هشتاد و چهار آیات عزت
صورتی قرآنی ازهفتاد و دو یاور کشیدم
نغمه "الموت احلی من عسل" را نقش برلب
انعکاسی از یقین، تصویری از باور کشیدم
با سرود دلکش "هیهات منا الذلة " کم کم
پرچمی در ابرو باد از کاکل اکبر کشیدم
در کنارعلقمه ، پهلوی نخلستان عاشق
مَشک آب و تک سواری تشنه در دفتر کشیدم
دست های ساقی لب تشنه را آنجا ندیدم
" جام آبی" با نمادِ دستِ آب آور کشیدم
یک چمن گل، یک نیستان ناله را وقتی که دیدم
روی موج دجله نقش ساقی و ساغر کشیدم
بانگ " هل من ناصر"ی پیچیده در هفت آسمان ها
شهسوار عشق را ، تنها و بی یاور کشیدم
سینه ام آتش گرفت از آه و جانم بر لب آمد
روی دستِ باغبان تا غنچه ای پَرپَر کشیدم
صحنه تودیعِ اهل بیت وحی آمد به یادم
ساقِ پایِ اسب را در دست یک دختر کشیدم
آتش لب های تشنه، برق تیغ و برق دِشنه
جلوه های دل فریبی از گل و خنجر کشیدم
دجله ای از اشک حسرت روی " تلّ زینبیه "
حجله ای رنگین کمان از صبر یک خواهر کشیدم
عصر عاشورا ، میان موجی از گلهای پَرپَر
زیر تیغ خارها ، تصویر نیلوفر کشیدم
در میان خیمه های سوخته در رقص آتش
با کبوترهای سرگردان ، به هر سو سر کشیدم
چهره ی خورشید را از مشرق سر نیزه تابان
ماه را در بستری از خاک و خون، بی سر کشیدم
در شبی مهتاب وابری ، با سرانگشتان لرزان
برقِ چشمِ ساربان و نقش انگشتر کشیدم
در تنوری غرقِ در نور خدایی ، در دلِ شب
قرص ماهی را نهان در خاک و خاکستر کشیدم
پا به پای کاروان در سایه سار " دیر راهب "
آهِ سرد از دل کشیدم ، جلوۀ دلبر کشیدم
خطبه ی زینب قیامت کرد در حال اسارت
شام را چون رستخیز و کوفه را محشر کشیدم
پیش چشمِ زینب آزاده در کاخ ستمگر
خیزران و قاری قرآن و تشت زر کشیدم
تا شفق همرنگ شد با سینه سر خان مهاجر
بوم نقاشی به دستم بود و طرح پَر کشیدم
✍#محمدجواد #غفورزاده(شفق)
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
هدایت شده از اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
🔴 به مناسبت #شب_هفتم آقای شهیدمان، پیر میداندار عاشورایی ایران
🟢دعوتید به رویداد بزرگ گرامیداشت و اقامهی عزای
🔸«حبیب ایران»🔸
🔴 ۸۶ مجلس همزمان در سراسر کشور باحضور پیشکسوتان و بزرگان عرصهی هیئت و ستایشگری
🟢 هیئتهای حبیب بن مظاهر علیه السلام بنیاد دعبل خزاعی
📍مکان: قم؛ خیابان صفائیه؛ دفتر امام شهید؛ حسینیه امام خمینی رحمهالله
📆زمان: پنجشنبه ۲۵ تیرماه؛ از ساعت ۱۷
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بنیاد دعبل خزاعی استان قم
دفتر مقام معظم رهبری قم
اداره کل تبلیغات اسلامی استان قم
شورای عالی ستایشگری استان قم
شورای هیئات مذهبی استان قم
کانون مداحان استان قم
کانون شاعران آئینی
مجمع دعبل خزاعی
نغمهسرایان کوثر
#باید_برخواست
#رهبر_شهید
#انتقام
#خونخواهی
https://eitaa.com/naghmesarayan
◾️▪️🌹💠 🌹▪️◾️
⸙بانهـضتقمــ همـراهباشیــد⸙
▪️▪️▪️
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین علیه السلام
ناگه نظرش فتاد آن طلعتِ پاک
بر پیکر بی سری که افتاده بخاک
در بحرِ عجب فتاد و گفتا عجب است
گنجایش آسمان و این تیره مَغاک
➖➖➖
طلعتِ پاک: زینب کبری سلام الله علیها
مَغاک: جای گود، گودی
➖➖➖➖➖
🕙 قرارشبانهساعت22هدیه امشب را باافتخارتقدیم میکنیم به روح پاک ومطهر یکی از شهدای دبیرستان ایت الله کاشانی قم امشب چهارده صلوات همراه باقرائتفاتحه ای تقدیم میکنیم به روح پاک ومطهر شهید محمد حسن حسین پورعلویه سوم تجربی
روحش شادیادش گرامی راهش پررهرو《31》
السلام علیک یا شمس الشموس
حریمش را غلام و حاجب و دربند لازم نیست*
ملائک صفبهصف در محضرش هستند، لازم نیست!
ضریحش عطر گُلهای بهشتی را بغل کرده
به دست خادمانش مجمر و اسپند لازم نیست
کَرَم را با قسَم هرگز نباشد اُلفتی اینجا
اگر تقدیر باشد میدهد، «سوگند» لازم نیست
بیانِ حاجت اینجا استجابت در بغل دارد
گدای آستانِ عشق را ترفند لازم نیست
خبر دارد از احوالم ولی من باز دردم را
سرِ عادت به لب میآورم، هرچند لازم نیست
مرا تا حشر، لفظِ «شاعرِ شاهِ خراسان» بس!
به غیر از این برای نام من پسوند لازم نیست
✍#جواد_بنی_اسدی
*به استقبال غزلی از آقای بهمن صباغ زاده
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
ورود_کاروان_اهل_بیت_ع_به_شام
#حضرت_زینب_س_شام
شامیان خنده به زخم جگر ما نزنید
ساز با نالهی ذرّیهی زهرا نزنید
سر مردان خدا را به سر نیزه زدید
مرد باشید دگر سنگ به زنها نزنید
به زنان بر سر بازار اگر سنگ زدید
دختران را به کنار سر بابا نزنید
علی و فاطمه در جمع شما اِستادند
پیش چشم علی و فاطمه ما را نزنید
به اسیری که بُوَد در غل و زنجیر زدید
به یتیمی که دویده است به صحرا نزنید
رقص شادی جلوی محمل زینب نکنید
پای سرهای بُریده به زمین پا نزنید
بگذارید برای شهدا گریه کنیم
خنده بر داغ دل سوختهی ما نزنید
کُشتن فاطمه بین در ودیوار بس است
تازیانه به تن زینب کبری نزنید
به تماشای سر پاک حسین آمدهاید
اینقدر دست به هنگام تماشا نزنید
سخن «میثم» دل سوخته را گوش کنید
دوستان! غیر در خانهی مولا نزنید
✍ حاج#غلامرضا_سازگار
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
مادرم کرده سفارش که بگو اول ماه
بابی انت وامی یا اباعبدالله(ع)
آغاز ماه صفر و بوے اربعين
و صداے گامهاے دردآلود زینب
و ایام ورود اهل بیت علیهم السلام، به «شام» تسلیت باد.
#واےاز_شام😭
اسارت_شام
به گریه گفت به باد صبا: برو به نجف
سر از تراب بگو بوتراب بردارد
ز جَیبْ دست یداللّهی آورد بیرون
ز قهر تیغ دو سر با شتاب بردارد
به دشت کربوبلا با فغان و ناله و آه
رود تن شهدا زآفتاب بردارد
بگو ز کربوبلا آید او به شامِ خراب
سرِ حسین ز بزم شراب بردارد
دگر بس است اذیّت، سر حسینم را
بیاید از دمِ چوب و شراب بردارد
رقیّه گفت: صبا! سوختم ز تشنهلبی
بگو به ساقی کوثر که آب بردارد
سکینه گفت: صبا ! آبْ ما نمیخواهیم
بگو ز گردن عابد طناب بردارد
به گریه عابد بیمار گفت: بادِ صبا!
بگو به شیر خدا سر ز خواب بردارد
چسان به غیرت تو گنجد؟ ای تو دست خدا!
که شمر از رُخ زینب نقاب بردارد؟!
چنان بگوی که زهرا نفهمد، ار فهمد
ز فرقْ مِعجَر و از رخ نقاب بردارد
سرِ برهنه رود تا به پای عرش مجید
چنانکه عرش مجید اضطراب بردارد
به پایِ عرش مجید آنچنان کند کاری
که پردهها ز رُخ نُه حجاب بردارد
بگو به شخصِ عذاب: ای وکیلِ روز حساب!
که از «وکیل» به محشر عذاب بردارد
✍#وکیل_خراسانی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
با وجود شمرهای بد دهان در شهر شام
شام من شد تُهمت و زخم زبان در شهر شام
آنچه با من کرد حرف ناسزا سیلی نکرد
زیر بار غُصّه قدّم شد کمان در شهر شام
تا بیندازد سرت را از نوک نیزه مدام
یک نفر با سنگ می کرد امتحان در شهر شام
گیسوان دخترت همرنگ دندانت شده
دختر آواره ات شد نصف جان در شهر شام
اینکه می لرزم به خود از ضعف هست از ترس نیست
آخرش پیدا نشد یک لقمه نان در شهر شام
حرف مرهم را نزن کار از مُداوایم گذشت
بسکه خو کردم به درد استخوان در شهر شام
سایه ی خیمه نصیب شمر و خولی شد ولی
آه ناموس خدا بی خانمان در شهر شام
رفتی و دیگر ندیدی گردش ایام را
یک نفر مثل شبث شد ساربان در شهر شام
از تو چه پنهان شبیه ریگ صحرا ریخته
مُطرب و رقاصه و آوازه خوان در شهر شام
کاش می مُردم ورودی همین شام خراب
کاش می مُردم نمی رفتم ولی بزم شراب
✍#علیرضا_خاکساری
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
هدایت شده از ☫گلواژههاے اهلبیت (؏)☫
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این شعر را نگفته ام، آن را گریستم
با یک یک حروف الفبا گریستم
گفتم که درد دل بکنم با زبان شعر
گفتن نداشت، حرف دلم را گریستم
گفتم به احترام تماشا بایستم
وقتی که آمدی به تماشا گریستم
آن قدر بی تو دور و برم خالی است که
در بین جمعیت، تک و تنها گریستم
خاکم ولی برای تو چون کوه، محکمم
رودم ولی برای تو دریا گریستم
بغض هزار حرف، گلو را گرفته بود
این بغض را به لطف تو حالا گریستم
گفتم که خون خویش بریزم به پای تو
خونم کسی نریخت و خون را گریستم
#محمد_حسین_ملکیان
#کانال_گلواژه_های_اهل_بیت_ع
#حذف_هشتک_کانال_جایز_نمیباشد
https://eitaa.com/goollvajhehay_ahlbeyt12
رفتی و بعد تو ای یار خدا رحم کند
شام، قلبم شده خونبار خدا رحم کند
سایه ام را که ندیدهست کسی تا حالا
مانده ام بر سر بازار خدا رحم کند
محملم پرده ندارد همه غارت شده ایم
وای از اینهمه آزار خدا رحم کند
بود ناموس تو در کوچه و بازار حسین
وسط دیدهی انظار خدا رحم کند
سنگ برداشت یکی تا که به سرها بزند
هدفش رأس علمدار خدا رحم کند
دسته بسته به سوی بزم شرابم بردند
چه شود عاقبت کار خدا رحم کند
مجلس مِی خورهگی شان، چقدَر طول کشید
خواهرت گشت گرفتار خدا رحم کند
✍#محمود_اسدی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹