...همای خرابه نشین...
من نور چشمان شهید نینوایم
من وارث خون و قیام کربلایم
در وادی عشق و جنون همراه عمّه
دُردی کش میخانه ی قالو بلایم
من آن هُمای عرشیم کاینگونه در شام
ویرانه ی شام بلا گشته سرایم
زیر و زبر کردم بنای کاخ ظالم
با اشک چشم و آه سرد و ناله هایم
نامم رقیه ، دختر باب النّجاتم
خود در دو عالم نیز باب التجایم
من شاهد فصل خزان لاله بودم
در خردسالی شاهدی درد آشنایم
داغ هزاران ساله در یک روز دیدم
آری در این بزم عزا صاحب عزایم
بر دوش من بار مصیبت هست سنگین
زین رو کمانی گشته این قد رسایم
در کربلا دیدم بسی داغ فراوان
بشکسته دل از این همه ظلم و جفایم
وقتی که خورشید هُدی را سر بریدند
زآن شعله ی غم سوخت از سر تا به پایم
راه نفس را بسته این بغض دمادم
حتی دگر بیرون نمی آید صدایم
از کف ربوده طاقتم درد یتیمی
از روز عاشورا به این غم مبتلایم
عمّه به منگوید که بابایت سفر رفت
کی می رسد تا خود ببیند ماجرایم
بابا بیا با خود ببر دُردانه ات را
از کُنج این زندان غم بنما رهایم
من زینت دامان تو بودم همیشه
اکنون شده خشت خرابه مُتّکایم
بازا ببین هجران چه کرده با رقیه
قدم خمیده گشته ،محتاج عصایم
رویم کبود و تن سیاه از تازیانه
کم سو شده از ضرب سیلی چشمهایم
بابا دگر تاب جدایی را ندارم
گر آمدی از خود مکن هرگز جدایم
بر لب دعا دارم به درگاه خداوند
وصل ترا می خواهم از حق در دعایم
دارد " شقایق" سینه ای خونین ز داغش
تا روز محشر از غم او می سرایم
گر صد هزاران حاجت ناگفته دارم
نام رقیه می کند حاجت روایم
✍#حمید #رضازاده " #شقایق"
کرمان
https://eitaa.com/rezazadeh_shaghayegh
به نام خدا
محرم_صفر
حضرت_رقـیه_ســلام_الله_عــلیها
بیا ای غم بزن آتش به جان و دل ، حزینم کن
مـرا راهی به شهر شام و با غربت عجینم کن
پــسِ دیـوار ویرانه به دندان آستینم کن
بـزن سنگ بلا برتارک وخونین جبینم کن
*« مرا سوزان تر از پیشین به آهی آتشینم کن »*
"" "" "" "" "" "" "" "" "" "" "" "" ""
بـزن نی زن دوباره نی که از دل نــاله بــرخیزد
ز چشمانم به رخسارم سرشک و خون در آمیزد
نِـیِستـان در نوا آیـد مــکـرر غـم بـر انگیـزد
تمام هستیم با آه جان سوزی به هـم ریـزد
*«بزن آهنگ مهجوری کنون ویران نشینم کن»*
"" "" "" "" "" "" "" "" "" "" "" "" ""
دل زارم خــــداوندا نمی گیرد قرار امــشب
ز تنگِ سینه ام دارد کنون قصد فرار امشب
بـرد نـام صغیری از شـهی والا تـبار امـشب
همان طفلی که سر برخشت و گرید زار و زار امشب
*« الها بر درش دائم غلامی کمترینم کن »*
"" "" "" "" "" "" "" "" "" "" "" "" ""
خـدا داند که در سینه دلی آتــشفشان خــواهم
چو مرغی در به در درکنج ویران آشیان خواهم
به لوح سینه نقشی ازعزایی جاودان خواهم
نــوای لای ولایی بــهر طفلی نــاتوان خواهم
*« برایش بیشتر یا رب تو زار و دل غمینم کن »*
"" "" "" "" "" "" "" "" "" "" "" "" ""
چه کردی ای فلک با آل پیغمبر در این دنیا
دوانــدی دختری، پای بــرهنه در دل صحرا
کــشاندی در خرابه نازنین خـاتون بـی بـابـا
و نـیلی پیکرش کـردی ز ضرب و سیلی اعدا
*«الهی مست دیدارش به روز واپسینم کن»*
"" "" "" "" "" "" "" "" "" "" "" "" ""
دلـم پـر می زند آنجا که طفلی در بـه در دارد
به آنجایی که سیلی خورده ای جا و مقر دارد
ز ضـرب تازیانه پوششی نــیلی به بردارد
مکرر سخت می نالد به لب ذکر پـدر دارد
*خداوندا بده پر زائر آن نازنینم کن*
"" "" "" "" "" "" "" "" "" "" "" "" ""
خداوندا دلم کرده هوای طفل طـــــــاهایی
هوای کودکی قد گشته خم، از نسل زهرایی
بده اشک فسایی را تو فـرصت ای که یکتایی
که گــردد زائر قبر سه ساله دخت بــطحایی
*« مرا هم خادم درگاه چون خلد برینم کن »*
"" "" "" "" "" ""
✍ #ابراهیم #اللهیاری #فسایی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
هدایت شده از اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
محفل ادبی «شکوه خراسان»
برگزار می کند.
سلسله نشست های تخصصی شعر، با حضور شاعران و علاقه مندان به ادبیات فارسی
هر هفته یکشنبه ها
ساعت، ۱۶ الی ۱۸
مکان
مشهد
بین مصلی 1 و ۳
کتابخانه شهید نواب صفوی
https://eitaa.com/joinchat/1440285556C750f02854f
هدایت شده از اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
29.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎼 سرود حضرت رقیه(س)
🎹 آهنگساز و تنظیم: سعید پورعلی
✍#ناصر_دوستی
#عضوکانال
تدوین: پریسا عبداللهی
🎼 کاری از: گروه سرود دارالقرآن کریم زنجان
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
بیتالغزل هر غزل ناب رقیه است
خورشید علی اصغر و مهتاب رقیه است
«نزدیکترین راه به الله حسین است»
نزدیکترین راه به ارباب رقیه است
در باب برآوردن انواع حوائج
یک باب خدا دارد و آن باب رقیه است
در زاویۀ عرش خدا قاب بزرگیست
نامی که شده زینت این قاب رقیه است
در خلوت خود معتکفند اهل محبّت
در مسجد این طایفه محراب رقیه است
دردانۀ ارباب که با دست اباالفضل
از چشمۀ کوثر شده سیراب رقیه است
حاجت طلبیدند از او عالم و آدم
زیرا که فقط مهر جهانتاب رقیه است
✍#مجتبی #خرسندی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
حضرت_رقیه_س_مدح_و_شهادت
فضل و کمال، نور مقام رقیه است
عشق و امید، رمز قوام رقیه است
جان گفتن حسین و نگاه محبتش
زیباترین جواب سلام رقیه است
حقباوران عشق، کرامت به سائلان
باور کنید رسم و مرام رقیه است
گریه همیشه از سر ضعف یتیم نیست
این گریهها شروع قیام رقیه است
گر بیقرار دیدن او بود تا به شام
تنها پدر که نیست، امام رقیه است
از کربلا به شام به هر جا نظر کنید
نقشی ز استقامت و گام رقیه است
شد منتهای آرزوی شاهدان عشق
شَهد شهادتی که به کام رقیه است
آن سر که پای آن سر و جان را فدا نمود
خورشید عشق و ماه تمام رقیه است
پای سر بریده کسی جان نداده است
این لوح زرنگار به نام رقیه است
باید که جان سپرد به راه امام خویش
این آخرین کلام و پیام رقیه است
اهل سعادت است «وفایی»، اگر حسین
گوید به روز حشر غلام رقیه است
✍ #سیدهاشم_وفایی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
هدایت شده از اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
مصائب #شام
#حدیث #غربت
دلم گرفته وجانم ززندگی سیراست
هوای شام چرا اینقدر نفس گیراست
لباس عید به تن کرده اند مردم شام
فضای شهر چراغان وغرق تزویراست
نوای هلهلۀ مردمان همانندِ
صدای نیزه وتیروصدای شمشیراست
زبام ها زچه باران سنگ می بارد
به سوی ما همه جا سیل غم سرازیر است
ز دست و پای گُلی روی ناقه خون ریزد
حدیث غُربت او ناله های زنجیر است
چه غافلند که براشک وآه ما خندند
که درکمان دل خستگان همین تیراست
قسم به آیۀ ناب« لیِذهِبَ عَنکُم»
به روی نیزه سری ازتبار تطهیر است
پی هدایت مردم ز روی نی آید
نوای قاری قرآن که غرق تفسیراست
به عرش دوست زده تکیه قدرما،امّا
هنوز دشمن بیدادگر زمین گیر است
مس وجود «#وفایی» اگر که آوردی
غبار درگه این آستانه اکسیر است
✍#حاج #سیدهاشم #وفایی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
هدایت شده از اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
#کاروان_در_شام
#غزل
🔹پرچم به دوش قافله🔹
اینجا که بال چلچله را سنگ میزنند
ماهِ اسیر سلسله را سنگ میزنند
ای آسمان نگاه کن! این قوم سنگدل
یاران پاک و یکدله را سنگ میزنند
یا تیغ رویِ «آیۀ تطهیر» میکشند
یا «آیۀ مباهله» را سنگ میزنند
وقتی که دستهای علمدار قطع شد
پاهای غرق آبله را سنگ میزنند
با آنکه هست آینۀ عصمت و عفاف
پرچم به دوش قافله را سنگ میزنند
محراب اگر که خم شود از غم، عجیب نیست
روح نماز نافله را سنگ میزنند
تفسیر عشق بود و پریشانی حسین
وقتی زدند سنگ، به پیشانی حسین
شعر: محمدجواد غفورزاده
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هدایت شده از اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
#ورود_کاروان_اهل_بیت_ع_به_شام
#حضرت_زینب_س_شام
فاطمه! مادر سادات! چه آمد به سرت؟
شامیان عید گرفتند به قتل پسرت
سنگ و خاکستر و دشنام و کف و زخم زبان
کوچه کوچه شده مزد زحمات پدرت
بوسه از دور به پیشانی بشکسته بزن
اگر افتد به سر پاکِ حسینت نظرت
شانه بر گیسوی زینب بزن و اشک بریز
گر به دروازۀ ساعات بیفتد گذرت
دیگر از چوب و لب خشک نگویم سخنی
بیش از این نیست روا تا که بسوزد جگرت
چون مه نیمه درخشد به کنار خورشید
سر عباس که خود هست حسین دگرت
مادر زینب! از زینب مظلومه بپرس
دخترم! در ملاء عام چه آمد به سرت؟
یا محمّد بنگر حق ذوی القربی را
کشت اولاد تو را امت بیدادگرت
"میثم!" از بس سخن از سوز جگر میگویی
شعر تو در نفس سوخته گشته شررت
شعر:استاد حاج غلامرضا سازگار
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
هدایت شده از اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
به نام خدا
#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها
مدال شهادت،،،،
فراق موج خروشان جنب و جوشش بود
صدای وا ابتا نغمه و سروشش بود
چه کودکی که به تبلیغ درس عاشورا
تمام راه اسارت پر از خروشش بود
به گریه گفت امامی غریب را کشتند
هنوز نغمه ی هل من معین به گوشش بود
بساط ظلم ز فریاد او ز هم پاشید
عجب رسالت سنگین به روی دوشش بود
تنی که لوحه ی ایثار بود باور کن
که تازیانه وسیلی فقط نقوشش بود
مدال سرخ شهادت به گردنش افکند
خدا که شاهد ایثار گل فروشش بود
سفیر شام «وفایی» به پاس بیداری
پیام بر لب خشکیده و خموشش بود
شعر:حاج سیدهاشم وفایی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹