دوباره آمده ام تا دوباره در بزنم
کبوترانه در این آستانه پر بزنم
به نا امیدی از این در نمیروم هرگز
اگر جواب نگیرم دوباره دربزنم
خدا مرا به حقیقت ولی شناس کند
که حلقه بر در این خانه بیشتر بزنم
سواد نامۀ من رنگ صبح خواهد داشت
شبی که بوسه بر این چشمۀ سحر بزنم
بیاد غربت تو عهد کرده ام با خود
که لاله باشم و صد باغ بر جگر بزنم
خدا ی را کمی ای زائران درنگ کنید
که خاک پای شما را به چشم تر بزنم
بمن هر آنچه که بخشیده اند توفیق است
مباد آنکه دم از دولت هنر بزنم
اگرچه خارم و نسبت بگُل ندارم باز
خوشم که گاه گُداری بباغ سر بزنم
اگر شمیمی از این بوستان بمن برسد
معاشران بخدا تاج گُل بسر بزنم
من آشنای همین درگهم ، خدا نکند
که رو به غیر کنم یا دری دگر بزنم
صفای تربیت باغبان ، حرامم باد
که در مجاورت گُل دم از سفر بزنم
اگر چه غرق گناهم سفینه ام اینجاست
مراد و قبله ام اینجا مدینه ام اینحاست
✍#محمدجواد #غفورزاده
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
غزل_پندیات
#مرگ
ما چون مسافريم كه در رهگذار مرگ
پيوسته مىرويم به سوى ديار مرگ
در لحظههاى عمر، فنا موج مىزند
ماييم از نژاد عدم از تبار مرگ
بشنو كه در طليعه هر روز مىزند
در گوش ما فرشته تقدير جار مرگ
در سير نيستى است تكاپوى كائنات
مىچرخد آسمان و زمين بر مدار مرگ
از چارگوشه ، خاك زمين را كه بر گرفت
بالا گرفت روز ازل كار و بار مرگ
بر توسن غرور نشستى سبك بران
باشد مهار عمر تو در اختيار مرگ
همواره در محاسبه نفس خود بكوش
تا گل كند به باغ دلت انتظار مرگ
روحم اگر چه در تب و تاب پريدن است
جسم است در كمال صفا هم جوار مرگ
هر چند صيد توست غزال غزل «كميل»
هان ! دير و زود مىشوى آخر شكار مرگ
✍#حاج #محمود #شریفی (#کمیل #کاشانی)
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
گوشه_زنی
#کنایه_شناسی
#کنایه_ادبی
#مثل
#ضرب_المثل
سخنوارۀ «توی بحر کسی رفتن» کنایه از «اندیشیدن» و «غوطه خوردن» و «فرورفتن در چیزی» است.
نمونه
۱. خوب که رفتم توی بحرش فهمیدم این آدم یه رودۀ راست توی شکمش نیست.
۲. اگه بری توی بحرش میفهمی از همون اول سر این مردمو کلاه گذاشتهن.
♦️ نکتههای ویرایشی و نویسندگی با مسعود هوشیار
♦️ رویکرد ما در ویراستاران واژهپرداز:
✅ «مست بنویس. هوشیار ویرایش کن.»
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
«ناتوانی انسان در تعدیل و ضبط عواطف را بندگی مینامند
زیرا انسانی که مطیع عواطف خویش باشد هیچ قدرتی بر خویشتن ندارد، بلکه تا آن حد دستخوش بخت و اتفاق است که هر چند ممکن است بداند که چه چیزی برای او بهتر است، غالباً مجبور به تبعیت از بدتر میشود.»
اسپینوزا 'اخلاق 'بخش چهارم
دکارت، بنیانگذار فلسفهٔ مدرن؛ فیلسوفی که با شکِ روشمند و جملهٔ جاودانهٔ «میاندیشم، پس هستم» بنیانی نو برای فلسفه بنا نهاد. اسپینوزا، فیلسوف عقل، آزادی و شجاعت؛ و لایبنیتس، نابغهای که ریاضیات، منطق و فلسفه را به هم پیوند زد.
در میان این سه، بیش از همه شیفتهٔ اسپینوزا هستم.
او با وجود طرد شدن از جامعه ، از حقیقتی که به آن باور داشت دست نکشید و یکی از منسجمترین نظامهای فلسفی تاریخ را بنا کرد.
در فلسفهٔ او، خدا و طبیعت دو نام برای یک حقیقت واحدند (Deus sive Natura: «خدا یا طبیعت»).
همین دیدگاه، در کنار نقد برداشت سنتی از خدا، از مهمترین دلایل تکفیر و طرد او در زمان خودش بود.
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
نه گهواره، نه گور!
حیات تو از لالایی
تا لاله است... رویایی
وقتی شاعری جدی می میرد احساس غربت میکنم.
شعر فارسی غریب است و با مرگ هر شاعرش غریب تر می شود.
سال 1401 شعر ما را دچار غربت کرده است. رویایی شاعر بزرگ، یکی از قله های شعر معاصر فارسی بود که مخاطبان او بیشتر شاعران جدی بودند و هستند.
شاعر مدرنی که سنت شعر فارسی و عرفان را پاس می داشت و به نقل از بیژن الهی می گفت: (ما در شعر عرفان می کنیم) و راست می گفتند که خانقاه آنها شعر آنها بود.
ایجاز و گزین گویه از شاخصه های شعر رویایی است؛ "هفتاد سنگ قبر" او از پدیده های شعر معاصر فارسی است.
و اما پرسش من اینجاست که با مرگ شاعرانی چون رویایی، براهنی و برخی دیگر، آیا شاعران اکنون شعر فارسیِ ما آن وسواس ها و مایه گذاشتن ها برای شعر را خواهند داشت؟
با چنین وضعیتی، آینده ی شعر فارسی چه می شود؟
شاید یک پاسخ به این پرسش این باشد: در زمانه ای که با شتاب هرچه بیشتر، زیست فردی و اجتماعی انسان ها را تحت تاثیر خود قرار می دهد و شتاب زدگی را یکی از ویژگی های بارز انسانِ اکنون می کند، شاید گفتن از وسواس و مایه گذاشتن چندان جدی به نظر نیاید و شاید حقیقت همین باشد که انسان اکنون، موجودی روزمره است!
و شعر در این روزمره گی که پیامد دیگرِ شتابزدگی ست کم کم فضا را به موضوعاتی خواهد داد که با این روزمره گی و شتابزدگی تناسب داشته باشند و راست این است که نه شاعر و نه شعر، متناسب با روزگار ما نیست. اگر چنین نیست چرا شعر و شاعر امروز اینقدر در محاق اند؟
عوامل بسیاری در به محاق بردن شعر و شاعر در زمانه ما مآثرند.
شاید یکی از عوامل آن فربه شدن نیازهای مادی انسان ایرانی است.
و عامل دیگر می تواند تقابل فرهنگ ها و چند گانه گی آنها در ایران باشد. به نحوی که فرهنگی را که شعر و ادبیات را در خود می پروراند به افول می برند.
فرهنگی که سیستم غالب از یک سو و فرهنگی که از بیرون با ابزار و رسانه ها به شدت هرچه تمام تر ذهن نسل جوان را درگیر خود کرده است باعث می شوند که آن فرهنگ خودی که شعر و شاعر در آن تعریف می شوند به محاق برود و همچنان شعر و شاعر را نیز با خود در محاق فرو برند.
اما باز این پرسش پیش می آید که شعرِ در زمانه ی عسرت و شعر در محاق در کنار انزوای شاعران چه ویژگی هایی خواهد داشت؟
برخی از ویژگی های شعرِ در زمانه ی عسرت، شاید اینگونه باشند:
- این شعر حتی اگر از جامعه بگوید برد چندانی نخواهد داشت و بازخورد جدی نخواهد دید و به مرور زمان این شعر شخصی تر و منزوی تر می شود و در مسیری که صرفاً شاعرش را ارضا می نماید سوق پیدا خواهد کرد.
- گوشه گیری، عزلت و در حاشیه بودن از ویژگی های شعر و شاعر این دوران است.
- بیشتر دلخوشی های شاعران به گروهای مختلف مجازی (واتساپ، تلگرام و غیره) ختم می شود
- شاعر این دوران دارای حداقل مخاطب است. حتی بسیاری از شاعران، کتاب های چاپ شده ی شاعران دیگر را نمی خوانند و هر کس به زعم خویش به خود و شعر خود می نازد و اکتفا می کند
- دانشگاه و رسانه های رسمی به این شعر نمی پردازند و آنچه تبلیغ می شود معمولا شعر زمانه نیست و نخواهد بود
- شعرِ در زمانه ی عسرت، مجال رشد نخواهد یافت
- در این زمانه چنان پيچيدگي هایی در زمینه های شخصی و جمعی وجود دارد که گاه خود شاعر نیز خواسته یا ناخواسته به بخشی از این معضل تبدیل می شود
- یار گیری در بین شاعران جای نقد و برسی اشعار و کتاب ها را می گیرد
- و...
و اما باز این پرسش پیش می آید که اولا در این زمانه چه ضرورتی برای ادامه ی شعر و شاعری وجود دارد؟
و دیگر اینکه برای برون رفت از این معضل چه راه هایی وجود دارد؟
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
هالۀ غم
گِرد ماهِ آسمان ها، هالۀ غم را ببین!
آخر ماه صفر شد، اوج ماتم را ببین!
در صفر هم چون مُحرم، شد خزان باغ گل
لالههای پرپر این ماهِ اعظم را ببین!
مکر ماُمون و دل خونینِ خورشید ولا
فاجعه در فاجعه، احوال عالم راببین!
از مدینه تا خراسان چشمِ دل را باز کن
در جوار مضجع گل، شرح این غم را ببین!
از امامت تا ولایت از ولایت تابهشت؛
ردّ سرخ رجعتِ نوری معظّم را ببین!
این کدامین اتّفاق ناگوار چرخ بود؛
تازهتر از تازه باشد، داغِ آدم را ببین!
عالم و آدم سیهپوش سه اندوه بزرگ؛
در صفر غمنامۀ ماه مُحرّم را ببین!
ما عزادار بقیع و کربلا و مشهدیم
بر فراز بامِ دلها پرچم غم را ببین!
ای امام هشتمین، ای مهر تابانِ ولا!
گوشۀ چشمی نما، این ذرّۀ کم را ببین!
✍غلامرضا غلامپوردهسرخی
دوبیت: سه عزا...
عاشقان در غم یارانِ خدا گریه کنید
غم یکی نیست کنون، در سه عزا گریه کنید!
و سیه جامه بپوشید چو زهرا و علی (ع)
به نبی و حسن و سوگ رضا (ع) گریه کنید!
✍ #غلامرضا #غلامپوردهسرخی
https://eitaa.com/gholampoordehsorkhi
چرا زبان فارسی و هندی شباهت دارند؟
هند از دیرباز سرزمینی چندزبانه بوده است. پس از استقرار حکومتهای فارسیزبان، فارسی نزدیک به هزار سال زبان رسمی، ادبی، علمی و فرهنگی بخش بزرگی از شبهقاره بود و تأثیر عمیقی بر زبانهای محلی گذاشت.
برخلاف تصور رایج، زبان هندی مستقیماً از فارسی به وجود نیامده است؛ بلکه از زبانهای هندوآریایی، بهویژه گویشهای شمال هند، تکامل یافته است.
با این حال، بهدلیل نفوذ گسترده فارسی در دوران حکومتهای اسلامی، هزاران واژه، اصطلاح و ساختار ادبی فارسی وارد هندی و اردو شد و همین موضوع باعث شباهت فراوان این زبانها به فارسی شده است.
با سلطه بریتانیا، زبان انگلیسی بهتدریج جایگزین فارسی در امور اداری شد و پس از استقلال هند نیز هندی بهعنوان زبان رسمی این کشور برگزیده شد.
با وجود این، میراث هزارساله زبان فارسی همچنان در ادبیات، فرهنگ و زبان مردم هند و پاکستان بهوضوح دیده میشود.
حکومتهای فارسیزبان هند:
غزنویان، غوریان، سلطنت مملوک، خلجیان، تغلقشاهیان، سلسله سید، لودیان، سوریان و امپراتوری گورکانی.
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
خاک وطن
مدینه در دل خود، غیرازمحن ندارم
جزسینۀ پُراز درد، بیت الحزن ندارم
پروانه ای ندارم ، من شمع شعله بارم،
ازبس که گریه کردم، تاب سخن ندارم
با باغ لاله رفتم، من ازمدینه امّا
باغم گرفته آتش، گُل درچمن ندارم
قاسم به خاک خفت و ، عبداللهم زکف رفت
یک لالۀ دگر ازباغ حسن ندارم
عباس من فداشد، دستش زتن جدا شد
دیگر خبرمن از آن، گلگون بدن ندارم
علی اکبرم را، درخاک وخون کشیدند
جز درد وداغ چیزی، زان یاسمن ندارم
راهم مده مدینه، کزبعد لاله هایم
دلبستگی دگربر، خاک وطن ندارم
گرخسته وکمانم، رفته زکف توانم
جانم به خاک خفته، جانی به تن ندارم
مانده تنش به صحرا، سررفته روی نی ها
ازیوسفم به غیراز یک پیرهن ندارم
با اشک غم«وفایی» گفت از زبان زینب
چون شمع جمع کاری ،جزسوختن ندارم
✍#سیدهاشم_وفایی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
🖤 بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا رسولالله(ص)
السلام علیک یا امام حسن مجتبی(ع)
السلام علیک یا علی بن موسیالرضا(ع)
به مناسبت دهه پایانی ماه صفر، مراسم عزاداری و مرثیهخوانی با حضور عاشقان اهلبیت(ع) برگزار میشود.
🔹 سخنران: حجتالاسلام شمشیری
🔹 با نوای: حاج عباس حیدرزاده و حاج حسن جوشقانی / کربلایی محمد همتی
📍زمان: از دوشنبه ۱۹ تا پنجشنبه ۲۲ صفر، از ساعت ۱۸ تا اذان مغرب
📍مکان: قم
باجک ۳، صدف ۹، پلاک ۱۰ (منزل سیدحقی)
🌹 از همه ارادتمندان اهلبیت(ع) دعوت میشود با حضور خود، زینتبخش این محفل نورانی باشند.
دیر یا زود این عذاب ای جان به پایان میرسد
شاد باش! این رنج بی پایان به پایان میرسد
گرچه گاهی تندبادی شاخهای را هم شکست
سرو میماند ولی توفان به پایان میرسد
زندگی بر مردم آزادهٔ بی آرزو
سخت میگیرد ولی آسان به پایان میرسد
داستان شمع با آتش روایت شد ولی
عاقبت با دیدۂ گریان به پایان میرسد
سیل آه خلق سد ظلم را خواهد شکست
قصه تاریخ بیسلطان به پایان میرسد
✍#فاضل_نظری
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
در پای وطن پیشکش این جان و تنم
تا عاشق ایرانم و ایران وطنم
از هیبتِ نامی که پُر از مهر و صفاست
گردیده معطّر وجناتِ سخنم
هربار که آمد به لبم نام وطن
دیدم که خدا ریخت عسل در دهنم
حبّ الوطن است نقش پیشانی ما
از جوهرهی خالصِ مرز کهنم
در سایهی سبز عَلَمش میمانم
ای کاش شود پرچمِ میهن کفنم
جمهوری اسلامی ایرانِ عزیز
حک گشته به انگشتری جان و تنم
✍#محمّد_خوش_آمدی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹