eitaa logo
اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
1.1هزار دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
330 ویدیو
35 فایل
http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
يا حَسَنَ بْنَ عَلِي اَيُّهَا‌ الْمُجْتَبى علیه السلام . می‌رسیدی گرم استقبال می‌شد خانه‌ات می‌گشود آغوش در، خوشحال می‌شد خانه‌ات با وجود چهره‌ی ماه تو در هر ماه نو خود، ستاد ثبت استهلال می‌شد خانه‌ات تو حَسن بودی و از حُسن بدون وقفه‌ات جایگاه احسن الاحوال می‌شد خانه‌ات از نگاه ماه در هنگام تابیدن به شهر کنج لب‌های مدینه خال می‌شد خانه‌ات تا ببیند در خود اما لحظه‌ای شوق تو را بی‌قرار روز و ماه و سال می‌شد خانه‌ات کاشکی در وا نمی شد روی تو آن روز ظهر کاشکی در مقدم تو لال می‌شد خانه‌ات شمر قبل از شمر _جعده_ با تو کاری کرد که؛ داشت کم کم تنگ چون گودال می‌شد خانه‌ات سم چه سمی که تو نوشیدی و از تاثیر آن؛ لحظه‌ لحظه داشت هی بدحال می‌شد خانه‌ات سم چه سمی که تو نوشیدی و از تاثیر آن؛ با ستون‌هایش شبیه دال می‌شد خانه‌ات هر کسی یک گوشه سر می‌برد بر زانوی غم داشت مثل خیمه‌ی اطفال می‌شد خانه‌ات ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
ولادت_حضرت_عبدالعظیم_ع کسی که راه به باغ تو چون نسیم گرفته‌ست صراط را ز همین راه مستقیم گرفته‌ست تو از عشیره یٔ عشقی، تو از قبیله ی قبله که عطر، مرقدت از جنّت‌النعیم گرفته‌ست گدای کوی تو امروزه نیستم من و، دانی سرم به خاک درت، اُنس از قدیم گرفته‌ست همیشه سفره ی دل باز کرده‌ام به حضورت که فیض باز شدن غنچه از نسیم گرفته‌ست همیشه عبد حقیر است در برابر معبود به جز تو کی سِمَت عبد، با عظیم گرفته‌ست بر این بهشت مجسّم قَسَم که زائر صحنت به کف براتِ نجاتِ خود از جحیم گرفته‌ست مَلَک غبار، ز قبر تو تا نَرُفته نرَفته در این مقام، فلک خویش را مقیم گرفته‌ست چگونه چشم کرم زین حرم نداشته باشم؟ که هر کبوتر تو ذکر «یا کریم» گرفته‌ست کسی که زائر تو شد، حسین را شده زائر که رنگ و بو حرم تو، از آن حریم گرفته‌ست ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
ولادت_حضرت_عبدالعظیم_حسنی_ع الا کرامت و احسان دو سائل کرمت هماره اهل سماوات زائر حرمت بهشت قرب خدا خطّه‌ی ری از قدمت هزار قافله دل در حریم محترمت گل ریاض محمّد سلیل پاک بتول یگانه نجل کریمِ کریمِ آل رسول تو هم عظیمی و هم بنده‌ی خدای عظیم که در جلال ملقّب شدی به عبدالعظیم برند خیل بزرگان به حضرتت تعظیم هزار جان جهانت به خاک ره تقدیم وجود توست از سر تا به پا تمام، حسن سلام بر تو و بر جدّ تو امام حسن الا به یاری دین‌دار تو به شانه‌ی تو نه خاک ری دل اهل ری آشیانه‌ی تو درود بر تو بر خاندان و خانه‌ی تو سلام بر تو و خدّام آستانه‌ی تو ثنای تو همه گفتند و ماند ناگفته ولیِّ حقّ به تو اَنت ولیُّنا گفته تو کز جمال به خلقت فروغ بخشیدی چه روی داد که در شهر ری درخشیدی چه شد که چشم ز شهر مدینه پوشیدی چو خون به پیکر علم و کمال جوشیدی زهی سعادت اهل ری و عنایت تو تو عرشی استی و این فرش شد ولایت تو به تو هماره ز عبّاسیان رسید آزار که بود بار غمت همچو کوه بر دل زار به کوه و دشت شدی مخفیانه راه سپار مصائب تو فزون و مناقبت بسیار گذشت روز و شب و هفته و مه و سالت که در حدیقه‌ی ری شد نزول اجلالت کجاست دولت عبّاسیان و قدرتشان چه زود رفت زکف اقتدار و شوکتشان قصورشان همه گردید گور ذلّتشان نماند هیچ به جز لعن و طعن و نفرتشان در آتش غضب حیِّ سرمدند همه ذلیل عزّت آل محمّدند همه دلا بیا شرف و عزّت عظیم ببین حدود فاصله‌ی جنّت و جحیم ببین به شهر ری حرم سیّد الکریم ببین جلال و مجد شرف را در این حریم ببین فرشتگان خدا روز و شب کنند اعلام به قبّه و حرم سیّد الکریم سلام سلام بر تو و علم حدیث و گفتارت سلام بر سخن و بر لب گهربارت سلام بر حرم و آستان و زوّارت سلام بر نفس روح‌بخش و آثارت به خاک کوی تو ای فخر عالمین سلام به زائرت که بود زائر حسین سلام تو در تمام محافل چراغ انجمنی تو در ریاض ادب سروناز هر چمنی تو نجل بوالحسن و نور دیده‌ی حسنی تو کیستی ولی اولیای ذوالمننی به درگه تو ملایک برند روی رجا عزیز فاطمه! دامان ری کجا تو کجا؟ تو باب رحمت حقّ را به خلق بگشادی تو سایه بر سر این مرز و بوم بنهادی تو نور بودی و در دیده‌ی ری افتادی تو از صفای قدم آبرو به ری دادی از آن زمان که شد این خاک پاک مدفن تو دمد به پیکر ری جان تازه از تن تو سلام بر فقهایی که در جوار تواند به خاک خفته و در سایه‌ی مزار تواند هزار قافله دل راهی دیار تواند خوش آن گروه که پیوسته در کنار تواند به دوستی شما ازدحام ما اینجاست صفا و مروه و رکن و مقام ما اینجاست خدا ز مهر تو ما را جدا نگرداند به کوی غیر تو ما را رها نگرداند مرا به هجر شما مبتلا نگرداند اسیر سلسله‌ی این بلا نگرداند دعا کنید اسیر غم شما باشم به هر کجا که روم «میثم» شما باشم ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
رباعی تا نیست نگردی، ره هستت ندهند این مرتبه با همّت پستت ندهند چون شمع قرار سوختن گر ندهی سر رشتهٔ روشنی به دستت ندهند ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
رُک بگویم از همه رنجیده ام! از غریب و آشنا ترسیده ام با مرام و معرفت بیگانه اند من به هر ساز ی که شد رقصیده ام در زمستان سکوتم بارها... با نگاه سردتان لرزیده ام رد پای مهربانی نیست...نیست من تمام کوچه را گردیده ام سالها از بس که خوش بین بوده ام... هر کلاغی را کبوتر دیده ام وزن احساس شما را بارها... با ترازوی خودم سنجیده ام بی خیال سردی آغوشها... من به آغوش خودم چسبیده ام من شما را بارها و بارها... لا به لای هر دعا بخشیده ام مقصد من ناکجای قصّه هاست از تمام جاده ها پرسیده ام می روم باواژه ها سر میکنم دامن از خاک شما بر چیده ام من تمام گریه هایم را شبی... لا به لای واژه ها خندیده ام ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
ولادت_حضرت_عبدالعظیم_حسنی_ع ای به شهر ری مزارت رشک جنات النعیم آیت عظمای حق نجل الحسن عبدالعظیم آفتاب فاطمه چشم و چراغ اهل بیت منشأ فضل و کرامت صاحب لطف عمیم هم شریف ابن شریف ابن شریف ابن شریف هم کریم ابن کریم ابن کریم ابن کریم قبله ی دل کعبه ی اهل ولایی نی عجب گر زند بیت الحرامت بوسه بر خاک حریم در پی احیای دل کار مسیحا می کند بامدادی گر وزد از تربت پاکت نسیم زائر قبر تو یعنی زائر قبر حسین خادم کوی تو یعنی خادم حجر و حطیم شهر ری تا متکی بر آستان قدس توست تا قیامت نیستش از فتنه ی بیگانه بیم نی عجب گر سائل درگاهت از احسان کند دامن طفل یتیمی را پر از دُرِّ یتیم چارمین نجل کریم اهل بیتی می توان هشت جنت را ببخشایی به شیطان رجیم طلعت نورانی ات مرآت الله الصمد طاق ابروی تو بسم الله رحمان الرحیم مظهر توحیدی و در بیت دل داری مقام آفتاب عرشی و در شهر ری گشتی مقیم شاهراه زائرت "انا هدیناه السبیل" چل چراغ تربتت شمع صراط المستقیم بر مشام جان دهد در هر نفس عطر حسین هر کجا آرد نسیم از تربت پاکت شمیم این که من امروز می گردم به دور تربتت مرغ جانم زائر کوی تو بوده از قدیم دست من گر کوته است از مرقد پاک حسین یافتم از تربتت این جا همان فوز عظیم هرکه در این سرزمین بر خاک تو صورت نهاد در ثواب زائران کربلا گردد سهیم خورده از اول دل «میثم» گره بر مرقدت وصل اجداد تو خواهد از خداوند کریم ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
‍ 👨‍⚕️«تنش» چه ارتباطی با «تنیدن» دارد؟ «تنش» (tension، احساس فشار روانی و جسمی در شرایط ناراحت‌کننده) واژۀ جوانی‌ است که به‌خوبی رواج یافته، اما ریشۀ معناییِ آن برای برخی ناشناخته مانده‌است. بیشترِ فرهنگ‌های لغت «تنیدن» را به‌معنی «بافتن» می‌دانند؛ حتی برخی پژوهشگران واژۀ «تنش» را اشتباهِ «ماشین‌نویس بیچاره» در خواندن «تِنشِن» و نگارش و تکثیر آن به‌صورت «تنش» دانسته‌اند (مصطفی ذاکری، ص ۳۸۸). صاحب فرهنگ نظام «تنیدن» را، علاوه بر «بافتن»، در سنسکریت به‌معنی «وسعت دادن و پهن کردن» و تلفظ پهلوی آن را «تنودن» دانسته، و در فرهنگ رشیدی «تنودن» به‌معنی «تنیدن» و «کشیدن» آمده‌است. سازندۀ واژۀ «تنش»، زنده‌یاد دکتر محمود صناعی، روان‌شناس، ادیب، و پژوهشگر، شرح داده که ریشۀ tension در زبان‌های هندواروپایی، ازجمله هندی باستان، به‌معنی «کشیده‌شدن» است و در آن زبان tānah به‌معنی «ریسمان» است («تنه» در فارسی هم به‌معنی تنیده‌شده است؛ مانند تنۀ عنکبوت). در زبان ختنی این کلمه به دو صورتِ ttan به‌معنی «کشیدن» و ttanga (تنگ) به‌معنی «کشیده‌شدن» کاربرد داشته‌است. این معنی از واژۀ «تنیدن»، از دیدِ بیشترِ فرهنگ‌نویسان فارسی پنهان مانده‌ و تنها «بافتن» و «پیچیدن» و مانند آن‌ها را آورده‌اند و گمان برده‌اند «تنیدن» و «بافتن» هم‌معنی‌اند؛ درحالی‌که اگر در کار قالی‌بافان و عنکبوت دقت کنند، می‌بینند که در آغازْ عمل دارکشی یا تانه‌کشی (همان تنیدن) یعنی کشیدن ریسمان‌ها (در اصطلاح فراهان «تِنگ» یا «تِرِنگ») و سپس بافتن انجام می‌شود. «تنش» در فهرست واژه‌های پیشنهادی فرهنگستان دوم (۱۳۴۹–۱۳۵۸) نیز وارد شده بود. علاوه بر کاربرد در روان‌_شناسی، از این واژه ترکیب‌ها و مشتق‌هایی مانند تنش‌زدایی (که گویا ساختۀ ‌روزنامه‌نگاران بوده)، تنش‌کاهی، تنشگاه، تنشِ ریخته، فراتنش و غیره هم در حوزه‌های گوناگون ساخته شده و به تصویب فرهنگستان زبان و ادب فارسی رسیده‌است. 🔹با سپاس از راهنمایی همکار ارجمندمان آقای دکتر رضا_عطاریان، دندانپزشک و پژوهشگر ارشد گروه واژه‌گزینی فرهنگستان زبان و ادب فارسی ✍🏻سمانه ملک‌خانی منابع: محمود صناعی، مقالۀ «دربارۀ تنیدن»، نشریۀ ایران‌نامه، ۱۳۶۳، شمارۀ ۱۰؛ مصطفی ذاکری، مقالۀ «اشتقاق عامیانه و واژه‌سازی تفننی»، در مجموعه‌مقالات زبان فارسی و زبان علم، تهران: مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۷۲، ص ۳۷۲؛ داریوش_آشوری، مقالۀ «ادای دینی به محمود صناعی»، مجلۀ بخارا، شمارۀ ۱۰۸، مهر و آبان ۱۳۹۴، ص ۲۱۲؛ فرهنگ نظام؛ فرهنگ رشیدی؛ فرهنگ فارسی عمید، فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی؛ دفتر واژه‌های پیشنهادی گروه‌های واژه‌گزینی فرهنگستان زبان ایران (۱۳۵۰-۱۳۵۴). 📚دکتر محمود_صناعی (۱ خرداد ۱۲۹۸ – ۲۱ شهریور ۱۳۶۴) http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
ولادت_حضرت_عبدالعظیم_حسنی_ع این جا دیار گریه کن ها از قدیم است دولت سرای حضرت عبدالعظیم است صاحب لوای این حرم شاهی کریم است تنها پناه بی پناهان این حریم است با لطف این آقا گدا عبد خدا شد هر سائلی در این حرم حاجت روا شد بوی حسن دارد ضریح دل ربایش قربان رنگ سبز این گلدسته هایش این جا غمی دیرینه دارد گریه هایش این سرزمین خیلی گران باشد بهایش این خاک را وعده به یک نامرد دادند داغ حسین را بر دل زهرا نهادند شب های جمعه نیمه شب ها تا سپیده بر روی اسرارش خدا پرده کشیده از راه می آید زنی قامت خمیده لب می گذارد روی حلقوم بریده فریادهای یا بنی پا بگیرد حیدر بیاید بازوی زهرا بگیرد روضه نمی خواهد تنی که سر ندارد قربان آن آقا که انگشتر ندارد یک تکه ای سالم همه پیکر ندارد جایی برای بوسه ی مادر ندارد گیسوی خود را ریخته روی گلویش مادر بود این گونه شکل گفت و گویش گوید بنیّ یا بنیّ یا بنیّ برخیز آمد مادرت زهرا بنیّ دیدم خودم در عصر عاشورا بنیّ افتاده بودی زیر دست و پا بنیّ من بی وضو موی تو را شانه نکردم حالا به دنبال سرت باید بگردم از تشنگی لب های عطشانت به هم خورد ترکیب ابروها و چشمانت به هم خورد از شدت ضربه دو دندانت به هم خورد آیه آیه نذر قرآنت به هم خورد راه تو را در گودی گودال بستند بر پیکر تو نیزه ها را می شکستند ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ۲۴ شهریور سالروز درگذشت (زاده ۲۹ اسفند ۱۳۰۱ بروجرد -- درگذشته ۲۴ شهریور ۱۳۷۸ تهران) ادیب، تاریخنگار، نویسنده و مترجم. او سال ۱۳۱۹ تحصیلات دبیرستانی را در رشته ادبی در تهران به‌پایان رساند و سال بعد به زادگاهش بازگشت و به‌تدریس در دبیرستانهای خرم‌آباد و بروجرد پرداخت.  در همین دوره نخستین کتابش را به‌نام فلسفه، شعر یا تاریخ تطور شعر و شاعری در ایران منتشر شد. در سال ۱۳۲۴ پس از آنکه در امتحان ورودی «دانشکده علوم معقول و منقول» و «دانشکده ادبیات» حائز رتبه اول شده ‌بود، وارد رشته ادبیات فارسی دانشگاه تهران شد و در سال ۱۳۲۷ دوره لیسانس ادبیات فارسی را با رتبه اول به‌پایان رساند و سال بعد وارد دوره دکتری رشته ادبیات دانشگاه تهران شد. در سال ۱۳۳۴ از رساله دکتری‌اش باعنوان نقد شعر تاریخ و اصول آن که زیرنظر بدیع‌الزمان فروزانفر تألیف شده ‌بود با موفقیت دفاع کرد. سال ۱۳۳۰ در کنار فرهیختگان زمان: محمد معین، ناتل خانلری، غلامحسین صدیقی و عباس زریاب‌خویی برای مشارکت در طرح ترجمه مقالات دائرةالمعارف اسلام "چاپ هلند" دعوت شد. از سال ۱۳۳۵ با رتبه دانشیاری کارش را در دانشگاه تهران آغاز کرد و عهده‌دار تدریس تاریخ اسلام، تاریخ ادیان، تاریخ کلام و تاریخ تصوف در دانشکده‌های ادبیات و الهیات شد. چندی نیز در «دانشسرای عالی تهران» و «دانشکده هنرهای دراماتیک» تدریس کرد و از سال ۱۳۴۱ به‌ بعد در فواصل تدریس در دانشگاه تهران، در دانشگاه‌های آکسفورد، سوربن، هند و پاکستان و در سالهای ۱۳۴۷ تا سال ۱۳۴۹ در آمریکا به‌عنوان استاد میهمان در دانشگاه‌های کالیفرنیا و پرینستون به‌ تدریس پرداخت. وی در سالهای ورودش به دانشکده، با بانو قمر آریان آشنا شد. خانم آریان در گفت‌وگویی با روزنامه جام‌جم در سال ۱۳۸۳ گفت: آشنایی آنها در فضای دانشکده نزدیک به ۹ سال ادامه یافته‌ بود و سرانجام زرین‌کوب از آریان خواستگاری کرد. آریان، زمانی که ماجرا را با پدرش مطرح کرد، پدرش گفت که به‌ خوبی با زرین‌کوب آشناست و مقالاتی از او خوانده، اما گمان می‌کرده که نویسنده آن مقالات باید مردی ۵۰ ساله باشد. آریان و زرین‌کوب در سال ۱۳۳۲ ازدواج کردند و تحصیلاتشان را در مقطع دکتری نیز ادامه دادند. "زرین‌کوب رتبه نخست و آریان دوم در کنکور دکتری بود" و پس از فارغ‌التحصیلی، سالهای سفرشان آغاز شد. آریان سالهای بسیاری را همراه با همسرش در هند و چندین کشور اروپایی و عربی گذراند. زرین‌کوب کتابی با عنوان دو قرن سکوت درمورد حوادث و اوضاع تاریخیِ ایران در دو قرن اول اسلام، "از حمله عرب تا ظهور دولت طاهریان" نگاشته و در سال ۱۳۳۶ در چاپ دوم کتاب به بسیاری از پرسشهای مطرح‌ شده توسط منتقدان و نیز شبهات وارده‌ بر مطالب چاپ نخست کتاب پاسخ داده‌است. http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
✍️دکتر عبدالحسین زرین کوب از منظر استاد مصطفی ملکیان: یکی از شخصیتهایی که از لحاظ علمی و اخلاقی شاید بیشترین تأثیر را بر من گذاشت دکتر «عبدالحسین زرین‌کوب» بود. ایشان در دانشکده ادبیات و علوم‌انسانی تدریس می‌کرد ولی من سر کلاس‌های او حاضر می‌شدم. او از اخلاق انسانی‌‌ بالایی برخوردار بود و به معنای واقعی والا و بزرگ‌منش بود از همین رو، تأثیری عمیق بر من نهاد حتی بیش از دو استادی که پیش از این از آنها یاد کردم. 🔅به نظرم، استاد زرین‌کوب در تاریخ معاصر ما یعنی از مشروطه به این سو، یکی از افراد انگشت شماری بود که احاطه‌اش بر فرهنگ ما با احاطه‌اش بر فرهنگ غرب، هم در زمینه ادبیات و هم در زمینه تاریخ و توأمان در زمینه فلسفه، نوعی تعادل و موازنه داشت. 🔅بنابراین اولاً هرچیزی را «ذوجوانب» نگاه می‌کرد و ثانیاً در داوری‌ها واقعاً منصف بود. در میان استادانی که در محضرشان حضور داشتم، من از احاطه هیچ استادی به اندازه زرین‌کوب اعجاب نمی‌کردم حتی بعدها که وارد حوزه علمیه‌قم شدم آنجا هم هیچ استادی اندازه دکتر زرین‌کوب مرا تحت‌تأثیر قرار نداد. 🔅زرین‌کوب بسیار متواضع، مهربان و برای کسانی که اهل مطالعه و تحقیق بودند بسیار مددکار بود. هیچ‌گونه بخل علمی در زرین‌کوب ندیدم و هر بار که به یاد او می‌افتم روحم با حسرت عجین می‌شود؛ برای اینکه همیشه با خود می‌گویم از او بسیار بیشتر از این هم می‌شد بهره‌گرفت. البته من تا می‌توانستم از حضورش بهره‌مند شدم و در تمامی کلاس‌هایی که تشکیل می‌داد چه در مقطع فوق‌لیسانس و چه در مقطع دکتری شرکت می‌کردم. 🔅اما با وجود این، باز هم این حسرت را دارم. با ضرس قاطع می‌گویم کسانی که امروز به عنوان استادان تراز اول زبان و ادبیات فارسی مشهورند تا به حال یک پاراگراف مثل دکتر «زرین‌کوب» ننوشته‌اند نه به لحاظ اتقان علمی و نه به لحاظ بلاغت و فصاحتی که او در نگارش داشت. 🔅استاد زرین‌کوب با وجود شهرتی که داشت باز هم مجهول‌القدر ماند و من از این فرصت استفاده می‌کنم و به دوستان جوانم توصیه می‌کنم کسانی که می‌خواهند فرهنگ ما را بخوبی بشناسند حتماً باید یک دوره از مجموعه آثار زرین‌کوب را بخوانند و هیچ نکته‌ای را به‌سادگی رد نکنند که زرین‌کوب تأمل کرده و حاصل تأمل خود را ارائه کرده‌است، حال بعد از تأمل ممکن است سخن او را بپذیریم یا نپذیریم اما نباید سخن او را سبک یا نادیده‌گرفت. کارنامه زرین‌کوب واقعاً کارنامه درخشانی است و بسیار متأسفم که می‌بینم آنچنان که باید به آثار او در این سال‌ها توجه نمی‌شود. (مصاحبه ی دانشجویی) http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
📚 آرایه‌های ادبی «دار اگر بود، عشق می‌فهمید عاشقان چندمرده حلاج‌اند ...» ✍️ سعید_بیابانکی 🔹 تلمیح: «دار» و «حلاج» اشاره به داستان حسین بن منصور حلاج و به دار آویخته شدن او دارند. 🔹 استعارهٔ مکنیه: در «عشق می‌فهمید»، عشق به انسان تشبیه شده است؛ انسان مشبّه‌به حذف شده و یکی از ویژگی‌های او، یعنی «فهمیدن»، به عشق نسبت داده شده است. 🔹 تشخیص: «عشق می‌فهمید»؛ برای «عشق» ویژگی انسانیِ فهمیدن در نظر گرفته شده است. 🔹 کنایه: «چندمرده حلاج‌اند» کنایه از میزان شجاعت، جسارت و ازجان‌گذشتگی عاشقان است. 🔹 مراعات نظیر: میان «دار» و «حلاج» تناسب معنایی وجود دارد؛ هر دو با داستان حلاج و سرنوشت او ارتباط دارند. 🔹 اشتقاق: میان واژه‌های «عاشقان» و «عشق» اشتقاق وجود دارد؛ هر دو از یک ریشه‌اند. http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹