🌺میلاد امام عسکری علیه السلام
روز میلاد تو ای شمس فروزان هُدی
شده روشن ز فروغت همه ی ارض و سما
پسر حضرت هادی ، پدر مهدی دین
رهروان را تو شدی بعد پدر، راهنما
ای که در آینه ی حُسن، حَسن شد نامت
نام زیبای تو شد مصدر خیرُ الاَسما
نور باران شده هستی ، ز تجلّی رُخت
به سر آمد شب هجران، ز فروغت مولا
عالم از عطر دل انگیز تو سرمست شده
هر که گوید به زبانی صفت وصف ترا
زائر کوی تو هستند ، ملائک امّا
چبرئیل آمده از عرش به پابوس شما
گر میسّر نشدت حج بروی در همه عُمر
حُرمت کعبه ی عشق است و خودت قبله نما
دست خالی نرود هر که گدای تو شده
میرسد فیض تو بر خلق، چه شاه و چه گدا
با تو ای نور مُبین ،سامره شد باب امید
حاجت خسته دلان میکنی از لطف روا
ای گُل باغ نبوت ،که بهار آوردی
قدمت باد مبارک به همه اهل ولا
بوی دلجوی " شقایق" زحریمت آید
ای گُل یاسمنِ باغ علی و زهرا
✍#حمید #رضازاده " شقایق"
کرمان
https://eitaa.com/rezazadeh_shaghayegh
در نمازم فکر میکردم چه کاری داشتم؟
یادم آمد با دل سنگت قراری داشتم
بر همین سجاده در مستی دلم را باختم
در همین میخانه با هستی قماری داشتم
شیشهی مِی را اگر نشکسته بودم دستِکم
با خود از لبهای سرخت یادگاری داشتم
آنچه ما آموختیم از عُمر، درسِ رنج بود
ای فلک من سنگدل آموزگاری داشتم
چون صدف بر خاک ساحل ماندم اما مثل موج
باز میگشتم اگر چشمانتظاری داشتم
در دلت یادی هم از من نیست میدانم ولی
من زمانی در دلِ سنگت مزاری داشتم
✍#فاضل_نظری
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
🌺امام عسکری علیه السّلام می فرمایند :
جُعِلتِ الخَبائِثُ فی بَیت وَ جُعِل مِفتاحُهُ الکَذِبَ
تمامِ پلیدیها در خانه ای قرار داده شده ، و کلیدِ آن دروغگویی است.
📚 بحارالانوار ، ج ۷۸ ، ص۳۷۷
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
🌺امام_حسن_عسکری علیهالسلام
#مسمط
بر او سلام که شایستۀ سلام است او
که از سلالۀ اِبن الرّضا، بِنام است او
که هاشمینسب و فاطمیمرام است او
که یادگار برومند ده امام است او
به شهر سامره، مصداق فیض عام است او
به نور و جلوۀ رخسار ماه او، صلوات
جمال گُلشن توحید را تبسّم اوست
مسیح عترت اطهار را تجسّم اوست
کلیم با شجر طور در تکلّم، اوست
که دومین حسن، اِبن الرّضای سوّم اوست
ز حادثات جهان، جانپناه مردم اوست
به هر که راه برد در پناه او، صلوات
خدای خوانده به حُسن جمال خود، حَسَنش
ستارۀ سحری، خوشهچين انجمنش
شفای دیدۀ یعقوب، بوی پیرهنش
که دیده ماه فلک، گُل بریزد از دهنش؟
شمیم وحی خدا میتراود از سخنش
به عطر و رایحۀ دلبخواه او، صلوات
ستارگان همهشب شمع محفلش هستند
فرشتگان به ادب در مقابلش هستند
موالیان خداجوی سائلش هستند
معاشران همه محو فضائلش هستند
به آیه آیۀ قرآن که در دلش هستند
شدهست سورۀ قرآن گواه او، صلوات
نگاه او، به گُل تازهچیده میماند
شمیم او، به گلاب چکیده میماند
لبش، به غُنچۀ شبنم ندیده میماند
قدش، به سرو ز نور آفریده میماند
دلش به پاکی صبح و سپیده میماند
به سجدۀ سحر و صبحگاه او صلوات
امام گفت که یکرنگ باش و یکرو باش
برای سنجش اعمال خود ترازو باش
برای خدمت و ایثار دست و بازو باش
مباش در پی شهرت ولی خداجو باش
همیشه یاد خدا و عنایت او باش
به اوج و منزلت دیدگاه او، صلوات
کسی که مِهر و محبّت مرام مهدی اوست
کسی که قسط و عدالت پیام مهدی اوست
کسی که فتح و ظفر در قیام مهدی اوست
کسی که ختم امامت به نام مهدی اوست
سلامت دو جهان، در سلام مهدی اوست
به جذبههای بدیع نگاه او، صلوات
✍#محمدجواد_غفورزاده شفق
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
بیا به کوچه معشوقه سر بزن تو دَمی
بزن دوباره تو با یار آشنا قَدمی
بیا ز کوچه معشوقه ات دمی بُگذر
غزل بخوان که به دیوار نو شود قِدَمی
هنوز هم لبِ استخرِ" بهجت آبادی"
تویی و قُل قُلِ طبعت چه شعر تازه دمی!
چه خاطرات قشنگی در آن رقم زده ای
که نیست پیش همین خاطرات، غم رقمی
دَم نگاه دو رکعت گُناه کردی تو
چه اتهام قشنگی، به عشق مُتّهمی
دلی که خانه عشق است مثل یک حرم است
درون سینه تو داری چه مُحترم حَرمی
لب تو جام غزل را چشید تا خط عشق
چه احتیاج لبت را دگر به جام جمی
به اوج قلّه قاف غزل علم زده ای
کدام شاعر ساحر زده چنین علمی؟
حدیث عشق و وفا را سروده ای یک عُمر
چه شاعری چه کلامی چه رَشحه قلمی
بیا دوباره بخوان با زبان آذری ات
تو شعر" خان ننه ات" را چه سوزی و چه دمی
و کوه حیدر و بابا همان صلابت توست
به روی دامنه هایش ندیده ایم خَمی
بخوان دوباره برایم "هُمای رحمت " را
قبول خاطر عشقی عزیز و مُحترمی
قبول خاطر شیر خداست این غزلت
به رُتبه همقدم مُقبلی و مُحتشمی
بخوان که تا به همیشه تو ماندگار شدی
که جاری است وجودت، تو فارغ از عدمی
دمید سوز حزینت به سیم ساز صبا
دم تو کرده قیامت چه با شکوه دمی
تو زاده غم عشقیّ و مرگت از غم عشق
تو از قبیله عشقی تو از تبار غمی
زدند سکّه به نام تو شهریاران هم
که اعتبار کلامی فراتر از دِرَمی
به زیر سایه سبزت قذم زدم ای سرو
تو نیز سروِ خُرامانِ روضه اِرمی
تویی طنین غزل های سعدیّ و حافظ
چرا که داشته ای با گذشتگان صنمی
شدی به شهر خودت شهریار مُلک غزل
نداشت شعر تو از شعر خواجه دست کمی
تویی که شعر تر از چشمه دلت جوشید
و طبع من که حزین است و پس نداد نَمی
سپُرد دست سهندت تو را به خانه قبر
چگونه جا شده آخر درون کوزه یمی !
✍#ناصر_دوستی
عضو کانال
#تقدیم_به_مانایاد_استاد_شهریار
#بیست_وهفتم_شهربور
#روز_شعر_ادب_فارسی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
غیر تو هیچ کسی همنفس آینه نیست
تا تو هستی، دل ما در هوس آینه نیست
صید چشمت شده، در دام خودت افتادی
هیچ کس چون تو اسیر قفس آینه نیست
دم به دم آه نکش، آینه زنگاری شد
سنگدل! آه تو فریادرس آینه نیست
آینه فلسفۀ چشم تو را درک نکرد
بگذر از آینه، جز آه پس آینه نیست
آینه از تو مُکدر، تو مُکدر از او
آه! غیر از تو کسی همنفس آینه نیست
✍#علی_اصغر_شیری
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
ایران کهن اشعار حماسی
ایرانِ کهن تا به ابد باقی و آزاد
با کشورِ ما هر که درافتاد وَرُفتاد
با همّتِ جانانه کنیم ما وطن آباد
با کشور ما هر که درافتاد ورفتاد
دشمن نکند کشور ما سُست قلمداد
با کشورِ ما هر که درافتاد وَرُفتاد
در عزم و اراده ست چنان آهن و پولاد
با کشور ما هر که درافتاد وَرُفتاد
بر خصم شده تنگه کنون تنگه ی مرصاد
با کشورِ ما هر که درافتاد وَرُفتاد
بر گرگِ جهانخوار زنیم هر شَبَه فریاد
با کشورِ ما هر که درافتاد وَرُفتاد
در حُبِّ علی ذوب چنان میثم و مقداد
با کشورِ ما هر که درافتاد وَرُفتاد
ملّت همه نازد به سلیمانی و صیّاد
با کشورِ ما هر که درافتاد وَرُفتاد
ملُت نَبَرد سیّد علی لحظه ای از یاد
با کشورِ ما هر که درافتاد وَرُفتاد
خونخواه به خونش بُوَد از قاتلِ جلّاد
با کشورِ ما هر که درافتاد وَرُفتاد
در صحنه بُوَد تا که زَنَد ریشه ی بیداد
با کشورِ ما هر که درافتاد وَرُفتاد
در بیعتِ با رهبرِ فرزانه به آماد
با کشورِ ما هر که درافتاد وَرُفتاد
بامید پیروزی جبهه مقاومت بر تروریستهای امریکایی صهیونی ببرکت صلوات بر محمد و آل محمد ۲۸ شهریور۱۴۰۵ برابر با۷ ربیع الثانی ۱۴۴۸
✍#رسول #دانا ـ تهران
عضو کانال
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
جلوه های قرآنی
مدینه باز پر از آیه های نورانی است
حریم وحی زانوار حق چراغانی است
بلورنور به سقف فلک مگر بستند
که این فضای مقدس همیشه نورانی است
نسیم بال ملائک نوید می بخشد
که فصل رویش گُل لحظه های روحانی است
گُلی به گُلشن سرسبز وحی روئیده است
که کار پیک امین خدا گل افشانی است
به دست هادی دین، جلوه گر شده ماهی
که روی انورش آئینه ای زحیرانی است
به پاس مقدم این عسکری لقب امشب
به عرش وفرش خدای کریم مهمانی است
به آیه آیه ی رویش فروغ توحید است
به جلوه جلوه ی او جلوه های قرآنی است
خداست با خبر ازجلوه ی خدادادش
مگو که منزلت و قدر او سلیمانی است
کلیم خادم این مکتب پر از نوراست
مسیح دربر او کودکی دبستانی است
جلال و منزلت اوست حیدری، اما
شکوه فاطمی او، شکوه رحمانی است
هرآن کسی که نصبیی نبُرد از مِهرش
به روز حشر نصیب دلش پشیمانی است
فروغ دیده ی این آفتاب هستی بخش
شهاب شب شکن آسمان ظلمانی است
بخوان دعای فرج را ظهور نزدیک است
گمان مدار که غیبت همیشه طولانی است
مپرس ازچه «وفایی» دوباره گریان شد
که آسمان نگاهم زشوق بارانی است
✍#سیدهاشم_وفایی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
مدح امام حسن عسکری(ع)
اى آفتاب مِهرِ تو روشنگرِ وجود
در پیشگاهِ حُکمِ تو ذرّات، در سجود
اى میر عسکرى لقب، اى فاطمى نسب
آن را که نیست مِهر تو، از زندگى چه سود؟
علمت محیط، بر همه ذرّاتِ کائنات
فیضت نصیب، بر همه در غیب و در شهود
تاریخ تابناکِ حیاتت، گر اندک است
بر دفتر مفاخر اسلامیان فزود
عیسى دمى و پرتو رأى منیر تو
زنگار کفر از دل نصرانیان زُدود
این افتخار گشته نصیبت که از شرف
در خانهی تو مُصلحِ کُل دیده برگشود
اى قبلهی مراد که در "بِرکَةُ السَّباع"
شیران به پیش پاى تو آرند سر فرود
قربان دیدهاى که به بزم تو فاش دید
جاى قدوم عیسىٖ و موسىٖ و شیث و هود
قرآنِ ناطقى تو و قرآن پاک را
الحق مفسّرى ز تو شایستهتر نبود
دشمن بدین کلام ستاید تو را که نیست...
در روزگار، چون تو به فضل و کمال و جود
شادى به نزد مردم غمدیده نارواست
جانها فداى لعل لبت کاین سخن سرود
مدح شما، ز عهده ی مردم بُرون بُوَد
اى خاندان پاک! که یزدانتان ستود
از نعمت ولاى شما خاندانِ وحى
منّت نهاد بر همگان، خالقِ وَدود...
✍ مرحوم حاج سید رضا مؤید
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
قصه واژهها | «رمان» روزی نامِ یک زبان بود.
امروز «رمان» برای ما نامِ یک قالب ادبی است؛ داستانی بلند که معمولاً به نثر نوشته میشود.
اما این واژه در قرون وسطی، معنای دیگری داشت.
در گذشته roman یا romanz به زبانهای عامیانهای گفته میشد که در بخشهایی از اروپای غربی رواج داشتند؛ زبانهایی برخاسته از لاتین که در برابر لاتین، زبان رسمی و ادبیِ آن روزگار قرار میگرفتند.
بعدها، آثاری که به این زبانها نوشته میشدند نیز «رمان» نام گرفتند؛ بهویژه داستانهای منظومی دربارهٔ عشق، پهلوانان و شوالیهها.
در سدههای شانزدهم و هفدهم، با آثاری چون گارگانتوا و پانتاگروئل از فرانسوا رابله و دن کیشوت از سروانتس، «رمان» به معنایی نزدیکتر به مفهوم امروزیاش رسید.
واژهای که روزی برای تمایز یک زبان عامیانه از لاتین به کار میرفت،سرانجام نام یکی از مهمترین قالبهای ادبی جهان شد.
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹