eitaa logo
اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
1هزار دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
329 ویدیو
35 فایل
http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
بنام خدا تفسیر بی پایان کوثر ام کلثوم تصویر ناپیدای مادر ام کلثوم نور خدا را دیده ام در ام کلثوم اول بگو زهرا و آخر ام کلثوم مثل صدف در آب که گوهر پسند است حجب و حیایت بیشتر حیدر پسند است در یاعلی یافاطمه یارب عیان است مستور هستی در دعا، مطلب عیان است نور قنوتت در نماز شب عیان است در بارگاه قدسی ات زینب عیان است باید که چشم دشمن تو کور می شد روزی به نام نامی ات منظور می شد قرب تو را اشک سحر آورده بالا آه غمت را میخ در آورده بالا دیدی حسن، خون جگر آورده بالا با دست لرزانش سپر آورده بالا گرچه تو با این روضه ها خوب آشنایی در اصل، دلخون شهید کربلایی ای کاش که نذر رباب انجام می شد وحشی ترین خورشید صحرا رام می شد حالا مگر شش ماهه اش آرام می شد باب الحوائج بود و وقف عام می شد دلبستگی مادرش را می گرفتی وقتی علی اصغرش را می گرفتی باریدی و باریدی و باران نیامد سقا که رفته بود از میدان نیامد از خیمه رفت اصغر ولی عطشان نیامد برگشتنش بر هیچ کس آسان نیامد آمد حرم ارباب ما، اما چگونه؟ بین عبا پیچیده بود او را چگونه؟ از دور دیدی که سواری بر زمین خورد آنکه پس از داغ علی اکبر زمین خورد در زیر تیغ و نیزه ها با سر، زمین خورد در ازدحام و خندهء لشکر، زمین خورد عصر عجیبی بود در گودال رفتی خوردی زمین با زینب و از حال رفتی تصویری از نیلوفرت را می کشیدند ازحال رفتی، معجرت را می کشیدند بعضی تو، بعضی خواهرت را می کشیدند .............................................. در کوچه و بازار شام....اصلاً بماند! بگذار شعرم ناتمام اصلاً بماند شعر: رضا دین پرور http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از ابوالفضل عامری
محفل انس مداحان و شاعران (عشاق الحسین علیه السلام) شب‌های جمعه ساعت ۱۹ قم خیابان 55 عمار یاسر کوچه 32. پلاک 101 منزل خادم اهلبیت عصمت وطهارت علیهم السلام جناب اقای محسن قریشی زاده
(در رثای امام حسن مجتبی) در دیده‌ی گردون اثر شرم و حیا نیست بر صفحه‌ی گیتی رقم مهر و وفا نیست گر شرم فلک را بوَد و مهر جهان را این شرم به موقع نه و آن مهر به‌جا نیست از آل علی چشم فلک را نبوَد شرم در مِهر جهان سهم عزیزان خدا نیست ای چرخ! بیندیش و مکن ظلم به خوبان کاین شیوه ستم از تو بر این قوم روا نیست سوزد جگر از یاد جگرسوخته شاهی کاو را به دل خون شده جز رنج و بلا نیست برداشت حسن کوزه و پنداشت که آب است نوشید و عیان گشت که جز زهر جفا نیست شد تلخ از آن زهر شرربار جگرسوز آن لب که چو از چشمه‌ی جانبخش بقا نیست شد پاره‌‌جگر آن که جگر پاره‌ی زهراست جز خون‌جگری عاقبت اهل ولا نیست شاها ز غمت خرمن جان‌هاست پر آتش زین غصه بجز خون به دل و دیده‌ی ما نیست تا دست گنهکار بگیری و ببخشی در حشر کسی همچو تو انگشت نما نیست (رزاقی)ام و دست به‌دامان تو دارم غیر از تو مرا دادرسی روز جزا نیست "شادروان تقی رزاقی قمی" http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
(قلزم خون‏) شادى هر دو جهان بى تو مرا جز غم نيست‏ جنّتِ بى تو عذابش ز جهنّم كم نيست‏ در دم مرگ اگر پا به سرم بگذارى‏ عمر جاويد به شيرينى آن يک دم نيست‏ حرم قرب خدا را كه دل عاشق توست‏ طرفه بيتی‌ست كه روح القُدسش مَحرم نيست... تا خدايّى خدا هست لواى تو به پاست‏ زانكه جز دست خدا حافظ اين پرچم نيست‏ هم خدا داند و هم عالم و آدم دانند كه به جز رايت عشق تو درين عالم نيست‏ دوزخ ، ارزانى آنان كه ندارند غمت‏ با غمت هيچ مرا ز آتش دوزخ غم نيست‏ ملک هستى همه ماتمكده ی توست حسين‏ جایی از ملک جهان خالی از اين ماتم نيست گوهر اشک عزاى تو به هر كس ندهند اهرمن را شرف داشتن خاتم نيست‏ گريه بر پيكر مجروح تو بايد همه دم‏ كه جراحات تنت را بِهْ ازين مرهم نيست... دادِ مظلومى تو ملک جهان را پر كرد عالمى نيست كه با ياد غمت دَرهم نيست‏ سينه كردى هدف تير كه می‌دانستى‏ زنده بى مرگ تو دين نبىِ اكرم نيست‏ هيچ مظلوم همانند تو در قلزم خون‏ سر جدا با گلوى تشنه كنار يَم نيست‏ گو ببرّند سرِ دار زبان در كامش‏ غير مدح تو ثنايى به لب (ميثم) نيست غلامرضا سازگار (میثم) http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
(خط آزادی) تا ز دست ساقی بزم بلا ، ساغر گرفتم باده‌ای تلخ از کفش شیرین‌تر از شکّر گرفتم آتشین آبی به دستم داد ساقی کز شرارش جرعه‌ای تا سرکشیدم پای تا سر در گرفتم آنچنان از جان به تيغ آبدارش تشنه بودم کز عطش با حنجرم آب از دم خنجر گرفتم گر نه تیغ آبدارش دارد آب زندگانی پس چرا تا سر گرفتم زندگی از سر گرفتم گر سلیمان، مُلک جم را داد با انگشتر از کف من دو عالم را به یک انگشت و انگشتر گرفتم زنگ کفر از چهره‌ی آیینه‌ی دل پاک کردم از سر نی تا مکان بر روی خاکستر گرفتم هستی‌ام را سر به‌سر با نیستی سودا نکردم تا از این سودا بهشت جاودان در بر گرفتم تا قلم شد قدّ اكبر با مداد خون اصغر خطّ آزادی برای اکبر و اصغر گرفتم با رخ و قدّ و لب اکبر چه حاجت بر بهشتم عارضش جنت قدش طوبی لبش کوثر گرفتم در خم گیسوی او دنباله‌‌ی ابروی او را ذوالفقار مرتضی را در کف قنبر گرفتم جان نثارت کردم از جان تا تو را جانان شمردم جان فدایت کردم از دل تا تو را دلبر گرفتم کز غم هر دور اشکی از نظر افکنده (ناجی) لؤلؤ لالا شمردم دانه‌ی گوهر گرفتم "زنده‌یاد سید احمد ناجی قمی http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
(پند) بی روی دوست، دوش شب ما سحر نداشت سوز و گداز شمع و من و دل اثر نداشت مهر بلند ، چهره ز خاور نمی‌نمود ماه از حصار چرخ ، سرِ باختر نداشت آمد طبیب بر سر بیمار خویش ، لیک فرصت گذشته بود و مداوا ثمر نداشت دانی که نوشداروی سهراب کی رسید آنگه که او ز کالبدی بیشتر نداشت دی، بلبلی گلی ز قفس دید و جان فشاند بار دگر امید رهایی مگر نداشت ؟ بال و پری نزد چو به دام اندر اوفتاد این صید تیره روز مگر بال و پر نداشت؟ پروانه جز به شوق در آتش نمی‌گداخت می‌دید شعله در سر و پروای سر نداشت بشنو ز من ، که ناخلف افتاد آن پسر کز جهل و عجب، گوش به پند پدر نداشت خرمن نکرده توده کسی موسم درو... در مزرعی که وقت عمل ، برزگر نداشت من اشک خویش را چو گهر پرورانده‌ام دریای دیده تا که نگویی گهر نداشت بانو پروین اعتصامی http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث