eitaa logo
اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
1هزار دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
327 ویدیو
35 فایل
http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بوم نقاشی به دستم بود و طرح پَر کشیدم با قلم موی خیالم، نقش در دفتر کشیدم  دیدم اما این قلم مو رنگی از جوهر ندارد منّت از مژگان و ناز از دیدگان تَرکشیدم کم کم از دشت شقایق صحنه ای ترسیم کردم با گلاب اشک خود باغ گلی پَرپَر کشیدم یک جهان شیدایی و یک آسمان عشق و محبت یک بهشت آزادگی را ساده با جوهر کشیدم گر چه در باور نمی گنجد ولی در دشت و صحرا عطر زهرا و شمیم مهربانی های پیغمبر کشیدم یک بیابان العطش بین دو دریای خروشان آه سردی از نهاد ساقی کوثر کشیدم سوره ای سرشار از"84" آیات عزت صورتی قرآنی از"72" یاور کشیدم نغمه "الموت احلی من عسل" را نقش برلب انعکاسی از یقین، تصویری از باور کشیدم با سرود دلکش "هیهات من الذلة " کم کم پرچمی در ابرو باد از کاکل اکبر کشیدم در کنارعلقمه پهلوی نخلستان عاشق مَشک آب و تک سواری تشنه در دفتر کشیدم دست های ساقی لب تشنه را آنجا ندیدم " جام آبی" با نماد دست آب آور کشیدم یک چمن گل، یک نیستان ناله را وقتی که دیدم  روی موج دجله نقش ساقی و ساغر کشیدم بانگ " هل من ناصری" پیچیده در هفت آسمان ها شهسوار عشق را تنها و بی یاور کشیدم سینه ام آتش گرفت از آه و جانم بر لب آمد روی دست باغبان تا غنچه ای پَرپَر کشیدم صحنه تودیع اهل بیت وحی آمد به یادم ساق پای اسب را در دست یک دختر کشیدم آتش لب های تشنه، برق تیغ و برق دِشنه جلوه های دل فریبی از گل و خنجر کشیدم دجله ای از اشک حسرت روی " تلّ زینبیه "  حجله ای رنگین کمان از صبر یک خواهر کشیدم عصر عاشورا میان موجی از گل های پَرپَر زیر تیغ خارها تصویر نیلوفر کشیدم در میان خیمه های سوخته در رقص آتش با کبوترهای سرگردان به هر سو سر کشیدم چهره خورشید را از مشرق سر نیزه تابان ماه را در بستری از خاک و خون، بی سر کشیدم در شبی مهتاب وابری با سرانگشتان لرزان برق چشم ساروان و نقش انگشتر کشیدم در تنوری غرق در نور خدایی در دل شب قرص ماهی را نهان در خاک و خاکستر کشیدم پا به پای کاروان در سایه سار " دیر راهب " آه سرد از دل کشیدم جلوۀ دلبر کشیدم خطبه زینب قیامت کرد در حال اسارت شام را چون رستخیز و کوفه را محشر کشیدم پیش چشم زینب آزاده در کاخ ستمگر خیزران و قاری قرآن و تشت زر کشیدم تا شفق هم رنگ شد با سینه سر خان مهاجر بوم نقاشی به دستم بود و طرح پَر کشیدم اثر از محمدجواد غفورزاده(شفق) http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
حضرت ام کلثوم سلام الله علیها باید از جلوۀ او عرش منوّر باشد هر کسی مثل شما، دختر کوثر باشد بی‌گمان این دل شیری که تو داری، بانو! می‌تواند فقط از جانب حیدر باشد زینب دوّم گل­خانۀ زهرا شده‌ای چه قشنگ است!که زینب دو برابر باشد پیش دریای دلت، موج بلا، کوچک بود عاشقی، صبر تو از عقل، فراتر باشد «امّ‌کلثوم»! دعا کن، نرسد روزی که دختری شاهد افتادن مادر باشد خاطرت باشد اگر، شاهد عاشورایی! آتش خیمه هم از آتش آن در باشد تو چه‌دیدی؟چه‌شنیدی؟چه‌کشیدی؟آن‌روز بدنی بی‌سر و یک نیزه که با سر باشد اوّلین شاعر این داغی و شعرت، بانو! شعله‌ای گشته که بر سینۀ دفتر باشد بی‌سبب نیست که عمرت به درازا نکشید وای! از آن دل که در آن داغ برادر باشد شعر قاسم صرافان http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
در انتظار تو تا كي سحر شماره كنم؟ ورق ورق شب تقويم كهنه پاره كنم؟ نشانه هاي تو بر چوب خط هفته زنم كه جمعه بگذرد و شنبه را شماره كنم براي خواستن خير مطلقي كه تويي به هر كتاب ز هر باب استخاره كنم شب و خيال و سراغ تو،باز مي آيم كه بهت خانه ي در بسته را نظاره كنم تو كي ز راه ميايي كه شهر شبزده را به روشنايي چشمم چراغواره كنم؟ ز ياس هاي تو مشتي بپاشم از سر شوق به روي آب و قدح را پر از ستاره كنم هزار بوسه ي از انتظار لك زده را نثار آن لب خوشخند خوشقواره كنم هنوز هم غزلم شوكراني است الا كه از لب تو شكرخندي استعاره كنم شعر حسین منزوی http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
یا فاطمه الزهراء (سلام الله علیها) مبادا باغبانی در بهاران خزانِ نخل بارآور ببیند مبادا در بهار زندگانی که نخلی ، چیده برگ و بر ببیند مبادا عندلیبی لانه ی خویش ز برق فتنه ، در آذر ببیند چه حالی دارد آن مرغی که از جفت به جا در لانه مشتی پر ببیند وز آن جانسوزتر احوال مرغی است که جای لانه ، خاکستر ببیند ندارد کودکی طاقت که نیلی ز سیلی صورت مادر ببیند گل سرخ ست مادر ، کی تواند رخ خود را چو نیلوفر ببیند هزاران بار اجل بر مرد خوش تر که سیلی خوردن همسر ببیند چه حالی می کند پیدا خدایا! اگر این صحنه را ، حیدر ببیند؟ مگو رو کرده پنهان تا مبادا رخش را ، ساقی کوثر ببیند تواند آن که مولا بی نگاهی رخ محبوبه ی داور ببیند خسوف مه ، کسوف آفتاب است نخواهد خصم بد اختر ببیند میان شعله ، در از درد نالید که یا رب قاتلش کیفر ببیند ولی از روی مولا شرم دارد که مسمارش به خون اندر ببیند چسان مولا ازین پس خانهٔ خویش تهی از دخت پیغمبر ببیند؟ نهان کن چادر و سجّاده اش را مبادا زینب مضطر ببیند برو دیوار و در را شستشو کن مگر این صحنه را کمتر ببیند استاد محمدعلی مجاهدی (پروانه) http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
غزل ما را بس است سلسله جنبان اشاره اى کافى است بزم سوختگان را شراره اى تا پاى بر فلک نگذارى ز مهد خاک مويت اگر چو شير شود شيرخواره اى همت بلنددار که با همت بلند هر جا روى به توسن گردون سواره اى از اهل فکر باش که با دورباش فکر هم در ميان مردم و هم بر کناره اى از آفتاب تجربه گرديد سنگ موم وز خام طينتى تو همان سنگ خاره اى از هستى دو روزه به تنگند عارفان تو ساده لوح طالب عمر دوباره اى يک بار نقش پاى خود اى بى خبر ببين تا روشنت شود که چه مست گذاره اى شرط است ريختن عرق سعى موج را هر چند بحر عشق ندارد کناره اى مردان عنان به دست توکل نداده اند تو سست عزم در گرو استخاره اى از روزگار تيره و بخت سياه روز ابرو ترش مساز اگر درد خواره اى نتوان به کنه عشق رسيدن ز فکر پوچ در بحر آتشين چه کند تخته پاره اي؟ از دست من اگر چه نجسته است هيچ کار پرکارى تو کرد مرا هيچکاره اى تا آفتاب عشق تو تيغ از ميان کشيد هر پاره اى شد از دل من ماهپاره اى اين آتشى که چهره او برفروخته است دل را به غير آب شدن نيست چاره اى صائب ز آفتاب رخ يار شرم کن از ره مرو به روشنى هر ستاره اى شاعر صائب تبریزی http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
بگذار تا مقابل روی تو بگذریم دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم شوق است در جدایی و جور است در نظر هم جور به که طاقت شوقت نیاوریم روی ار به روی ما نکنی حکم از آن توست بازآ که روی در قدمانت بگستریم ما را سریست با تو که گر خلق روزگار دشمن شوند و سر برود هم بر آن سریم گفتی ز خاک بیشترند اهل عشق من از خاک بیشتر نه که از خاک کمتریم ما با توایم و با تو نه‌ایم اینت بلعجب در حلقه‌ایم با تو و چون حلقه بر دریم نه بوی مهر می‌شنویم از تو ای عجب نه روی آن که مهر دگر کس بپروریم از دشمنان برند شکایت به دوستان چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم ما خود نمی‌رویم دوان در قفای کس آن می‌برد که ما به کمند وی اندریم سعدی تو کیستی که در این حلقه کمند چندان فتاده‌اند که ما صید لاغریم   سعدی شیرازی http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
هدایت شده از ابوالفضل عامری
به مناسبت حلول ماه رجب ماه پر فیض رجب، ماه نبی، ماه خداست ماه توبه، مه رحمت، مه ذکر است و دعاست ماه از خویش بریدن به خدا پیوستن خرم آن کس که به حق واصل و از خویش جداست ماه میلاد شریف دو محمّد دو علـی که پر از جلوۀ ماه رخشان ارض و سماست جمعۀ اول این ماه، جمال ازلــی در تماشای رخ حضرت باقر پیداست دوم ماه رجب عید بـزرگی دگـر است عید میلاد علی‌ بن‌ جواد بن رضاست سوم ماه رجب آن دهمین حجت حق جگرش لختۀ خون از شرر زهر جفاست دهم ماه رجب بـا گل رخسار جـواد موج‌زن رایحۀ عطر ولایت به فضاست بـارک‌ الله که در سیزده ماه رجـب عید میلاد علی، مظهر رب الاعلاست کعبه آغوش گشوده چـو گریبان از هم که ز قلب حرم‌الله، علی عقده‌گشاست صاحب‌خانه ندا داد که ای بنت اسد خانه از ماست ولیکن متعلق به شماست قدر و جاه تو بود فوق مقام مریم پسر تو علی است و پسر او عیسـاست نجل پاک تو امام است بـه نجل مریم گرچه او مریم و عیساش پیام‌آور ماست این پسر رکن و مقام است و حطیم و زمزم این پسر حجر و حجر، مروه و مسعا و صفاست نیمۀ ماه رجـب روز وفات زینـب اوکه دخت علی ومادر صبر است ورضاست زینب، آن فاتح میدان اسارت که هنوز زنده از خطبۀ او واقعۀ کرب‌و‌بلاست شیردخت علی و فاطمه و اخت حسن که حسین دگر است و نفسش عاشوراست بیست و پنج رجب از بهر محبان علی روز اندوه و غم و ناله و اشک است و عزاست روز آزادی زندانی زهرای بتـول روز قتل خلف حضـرت صـادق، موساست گوییا در دل تـاریـک سیه‌چال، هنـوز بانگ العفـو بلند از دو لب آن مـولاست آن کـه دربـارۀ وی آمده سـاق مرضوض چشم‌ها گر ز غمش خـون بفشانند رواست روز بیسـت و ششم مـاه رجب داغ پدر بـر دل و بـر جگـر سوختۀ شیر خداست بـر دل ختم رسل داغ ابـوطالـب مانـد آن کـه ایمـانش فـوق همۀ ایمان‌هاست بیست و هفت رجب است عید بزرگی دیگر عید مزمل و مدثر و نور و طاهاست عید بعثت کـه نبـی رخت رسالت پوشید به! چه عیدی که به از عید صیام و اضحاست عید پرواز بشـر، عید نزول قـرآن عید نابودی بـت، عید تجلای خداست بیست و هشت رجب آغاز فراقی‌ست بزرگ که حسین‌بن‌علی عازم دشت و صحراست کـاروان پسـر فاطمه هنگـام سحر سر به کف دارد و عازم به سوی کرب‌و‌بلاست عزم حج دارد و در اول ره مـی‌بینـد قتلگاه است بر او مروه، صفا تشت طلاست هم‌قدم زینب و عباس و علی‌اکبر پیش رویش علی و پشت سر او زهراست گاه بر فرق علـی‌اکبر خـود می‌نگرد گاه می‌گرید و چشمش به دو دست سقاست گاه در سینه کند نوک سنان را احساس گاه بیند که بریـده سر پاکش ز قفاست سر به کف داشتن و تیر گرفتن به جگر سپر سنگ شدن حج امام شهداست «میثم!»آن تربت شش‌گوشه بود در بر تو وای من! از چه ندیدی حرم یار کجاست؟ شعر حاج غلامرضا سازگار http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هدایت شده از ابوالفضل عامری
به مناسبت ماه رجب صفای طیبه دارد صفای ماه رجب که عالمی شده مست از دعای ماه رجب ولادت سه امام و رسالت نبوی فزوده بربرکات و صفای ماه رجب مقام و منزلتش نیست کمتر از رمضان بلند باد شکوه نوای ماه رجب بخوان ترانه یا ذوالجلال و الاکرام که مشکلت بگشاید خدای ماه رجب به روز اول این مه ولادت باقر شدست موجب عز علای ماه رجب به روز دهم امام جواد آمده است به پاسداری رحمت سرای ماه رجب به سیزدهم مه از فروغ روی علی   جلا گرفته رخ دلگشای ماه رجب به بیست و هفتم مه بعثت رسول خدا به حق شده سبب اعتلای ماه رجب بخوان نماز و مناجات کن به خلوت شب که بهرمند شوی از عطای ماه رجب شبی خوش است(کلامی) برات می بخشند به حرمت صلوات و دعای ماه رجب شعر حاج ولی الله-کلامی زنجانی http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هدایت شده از ابوالفضل عامری
حضرت ام‌ کلثوم سلام الله علیها ای نامه سربه مهر مکتوم ای مادر صبر، ام کلثوم! ای میوه بوستان احمد ای حاصل وصلت دو معصوم مجهول جهانیان، چو زهرا چون زهره، ولی به عرش،معلوم هرچند که غافل از تو تاریخ ما گرچه به غفلت ازتو محکوم مانند حسین، گشته جاری عطر تنت از حجاز تا روم در صبر و وقار، همچو زینب پرونده ظلم کرده مختوم خدمت شده افتخار جبریل وقتی تو و زینبید، مخدوم شرمنده خطبه بلیغت منظومه هر کلام منظوم "" نان و نمک تو خورده مولا درآن شب واپسین محتوم"" دیدی تو اگر چه داغ زهرا هم غربت دفن، در شبی شوم هم داغ برادری که بی سر هم داغ برادری که مسموم هم داغ برادری که بی دست افتاده به خاک از آب، محروم هم اکبر خود که گشته پرپر هم قاسم خود که گشته مقسوم اما زتو صبر گشته عاجز زیرا تو فراتری ز مفهوم هم ظلمت کوفه از تو نابود هم شام سیاه، ازتو معدوم جانم به فدای خاک پایت ای سرو خمیده، ام کلثوم!... شعر افشین علا http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ