eitaa logo
اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
1هزار دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
328 ویدیو
35 فایل
http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از ابوالفضل عامری
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم گزارش تصویری از انجمن ادبی محیط جمعه مورخ 1401/11/7 بمناسبت هفتمین روز درگذشت ابوالشهید، شیخ المادحین ، اسوه اخلاق و رفتار و سلوک و گفتار ، حضرت استاد حاج محمد علی ستایشگر روابط عمومی انجمن ادبی محیط عامری
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
۸ بهمن ۱۴۰۱ ٦ رجب ١٤٤٤ پیامبر اکرم (ص) : اِجعَلوا أهلَ بَيتي مِنكُم مَكانَ الرَّأسِ مِنَ الجَسَدِ، ومَكانَ العَينَينِ مِنَ الرَّأسِ، فَإِنَّ الجَسَدَ لا يَهتَدي إلّا بِالرَّأسِ، ولا يَهتَدِي الرَّأسُ إلّا بِالعَينَينِ. اهل بيت مرا نسبت به خود (امّت)، همچون سر بدانيد براى پيكر و دو چشم براى سر، كه پيكر، جز با سر، ره نمى‌يابد و سر، جز با چشم، هدايت نمى‌شود. الأمالي للطوسي: ص۴۸۲ ح۱۰۵۳ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
غزل سخن عشق کسی کز لب ما نشنیده است بوی پیراهن یوسف ز صبا نشنیده است هر که بوی جگر سوخته ی ما نشنید بوی ریحان گلستان وفا نشنیده است عاشق و شکوه ز معشوق، خدا نپسندد! در شکست از دل ما سنگ ، صدا نشنیده است ساکن ملک رضا شو، که درین امن آباد کسی آواز پر تیر قضا نشنیده است خبر مرگ ز بیمار نهان می دارند چشم او حال پریشان مرا نشنیده است ماتم زنده ی جاوید چرا باید داشت؟ هیچ کس نوحه ز خاک شهدا نشنیده است از سری جوی سعادت که ز بی پروایی خبر سایه ی اقبال هما نشنیده است چه قدر گوش به حرف غرض آلود کند؟ بی نیازی که ز اخلاص دعا نشنیده است ندهد فرصت گفتار به محتاج، کریم گوش این طایفه آواز گدا نشنیده است آن که از ذکر به مذکور نمی پردازد از خدا هیچ به جز نام خدا نشنیده است دل خاموش من و حرف شکایت، هیهات کسی از غنچه ی تصویر صدا نشنیده است عشق آسوده ز بی طاقتی عشاق است قبله ی ما خبر قبله نما نشنیده است لاله ی طور تجلی ست دل ما صائب سخن خام کسی از لب ما نشنیده است شاعر صائب تبریزی http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
 غزل هست این کون و مکان گوی خم چوگان عشق الله الله از دل عاشق که شد میدان عشق چشم دل گر بر گشایندت بمیدان وجود اندر این میدان نخواهی دید جز جولان عشق آنکه جوید عشق را پایان گه آغاز حشر گو پس از پایان محشر هم مجو پایان عشق عشق را سر در خط فرمان حسن است و بود جمله موجودات را سر در خط فرمان عشق غیر انسان بهر انسانست و انسان بهر دل دل برای اینکه گردد کنز مهر و کان عشق هیچ دانی از چه گردون را دمی نبود سکون چون من سرگشته آنهم هست سرگردان عشق ماحصل را گر همی خواهی ز من بشنو صغیر ماسوی مملوک عشقند و علی سلطان عشق شعر محمد حسین صغير اصفهاني http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🌺میلاد حضرت علی اصغر ع🌺 امشب از جان بهتری را در بغل دارد حسین شیرخوار اکبری را در بغل دارد حسین هم چو گردون اختری با جلوه‌های سرمدی هم چو دریا گوهری را در بغل دارد حسین غرقه در امواج شادی گشته آن دریای نور زمزمی یا کوثری را در بغل دارد حسین جان هر جانانه را بگرفته در دامن رباب دلبر هر دلبری را در بغل دارد حسین یاد مادر می‌کند زینب چو امشب بنگرد خود حسین اصغری را در بغل دارد حسین خود خدای عشقبازان، این سفیر کوچکش‌ ای عجب پیغمبری را در بغل دارد حسین پیر کنعان گو ننازد بر جمال یوسفش یوسف زیباتری را در بغل دارد حسین گرکه از گهواره شد آغاز اعجاز مسیح نک مسیح دیگری را در بغل دارد حسین هم رسالت، هم امامت از فروغش منجلی است احمدی یا حیدری را در بغل دارد حسین در رگ و شریان او جاری بود خون خدا از فضایل مظهری را در بغل دارد حسین عروه الوثقای عالم تاری از قنداقه اش از شفاعت محشری را در بغل دارد حسین تا شود گل‌های سرخ کربلا را عندلیب مرغ قدسی پیکری را در بغل دارد حسین این پسر مُهر شهادتنامه ی انصار اوست خاتم معجزگری را در بغل دارد حسین شاهد فردای عاشورا بود در دامنش یا شفیع محشری را در بغل دارد حسین عرصه گاه حق و باطل، چون شود دشت بلا بهر آن جا داوری را در بغل دارد حسین موج خونش، چون کند تضمین فتحی جاودان طفل نه، سرلشکری را در بغل دارد حسین با زبان بی زبانی رازگوی خلقت است یاور نوآوری را در بغل دارد حسین تشنه کامی جوشن و خون گلو شمشیر اوست بوالعجائب یاوری را در بغل دارد حسین آل عصمت هر یکی خود کارساز عالمند کارساز دیگری را در بغل دارد حسین‌ ای «مؤید» هرچه خواهی نک از آن مولا بخواه کِامشب از جان بهتری را در بغل دارد حسین زنده یاد حاج سید رضا مؤید http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
میلاد حضرت علی اصغر ع امشب نمی دانم چرا در پیچ و تابم اشک دو چشمانم کند نقش بر آبم امشب دخیل گوشه ی گهواره هستم دلگرمم و ایمن قیامت از عذابم عشاق را گویم ازین پس تا قیامت با نام اصلی ام کنید این سان خطابم عالم همه دانند در کوی محبت من ریزه خوار سفره ی طفل ربابم با اذن سقا در حرم سرباز عشقِ ششماه سردار خیام بوترابم ای کاش همچون حق شناسِ پاک طینت عبد علی اصغر کند زهرا حسابم حالا که غم آلود گشته ناله هایم انگار باب القبله ی کرب و بلایم او را خدا می خواست مه پاره ببیند مسند نشین کنج گهواره ببیند بر روی دستان پدر با کام عطشان با روی خونین ، حنجری پاره ببیند وقتی که جسمش روی دستان پدر بود آقای عالم را چه بیچاره ببیند یک عمر با زخمی که مانده روی سینه دور حرم بانویی آواره ببیند اما در آخر چون عموجانش اباالفضل او را صف محشر همه کاره ببیند لب تشنگان اشک را این طفل ساقیست شش ماه تا قربانی ششماهه باقیست شعر قاسم نعمتی http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
میلاد حضرت علی اصغر ع تبریک که از بحر ولایت گهر آمد طوبای بهشت شهدا را ثمر آمد خون شهدا را سند معتبر آمد در مکتب ایثار، حسین دگر آمد از بیت حسین بن علی این خبر آمد ریحانه ی ریحانه ی خیر البشر آمد در دامن خورشید مه تام خوش آمد رزمنده ی شش ماهه ی اسلام خوش آمد این است که در گلبن ایثار گلاب است از شوق شهادت همه شب در تب و تاب است این است که در بحر ولایت دُرِ ناب است در مکتب سرخ شهدا ختم کتاب است این است که لب تشنه ی لعل لبش آب است این غنچه نه، یک باغ گلِ سرخ رباب است این عاشق و دلداده و پابست حسین است یا سوره ی کوثر به سر دست حسین است این حُسن خدائی ست خدائی ست خدائی ست لب تشنه فدائی ست فدائی ست فدائی ست مولود مدینه است ولی کرب و بلائی ست این شعله ی هفتاد و دو فریاد رهائی ست در رزمِ حسین بن علی فتح نهائی ست هر چند که در ارض کند جلوه، سمائی ست این غنچه ی زهراست به گلزار شهادت این مُهر حسین است به طومار شهادت از لحظه ی میلاد به باباست نگاهش از صبح ازل تیر بلا چشم به راهش بنیاد ستم سوخته از شعله ی آهش صد قافله ی دل پنهان در زلف سیاهش الله که یک کودک و یک خلق سپاهش لبخند شهادت به گُل روی چو ماهش دل برده زِ خورشید ولایت مه رویش جای لب بابا به سفیدیّ گلویش در مهد، به عشق پدر افراشته قامت در عهد به هر زمزمه اش کرده قیامت تعظیم، به گهواره ی او برده کرامت از دوش پدر بر همه دلهاش اقامت ناخورده لبن بر دل خلقیش امامت از زخم گلو داده به اسلام سلامت تا پای به عالم زده، تا چشم گشوده راهیّ سفر با پسر فاطمه بوده این است که از لحظه ی زیبای ولادت هم گام پدر بوده تا مرز شهادت بر شانه ی بابا همه دم داشته عادت خندیدن و جان باختنش بود عبادت پیوسته به سجّاده ی خون داشت ارادت از حنجر خشکیده به خون داد سعادت لبخند شهادت به لب از روز الستش دادند همه هاشمیان دست به دستش ناخورده لبن آمده لبریز سبویش قرآنِ سر دست پدر مصحف رویش لب بسته، به دل موج زند سرِّ مگویش بر دوش پدر دیده ی عبّاس به سویش گاهی نگه یوسف زهرا به گلویش گه شانه کشد زینب بر طرّه ی مویش گه در بغل لاله ی لیلاست مقامش تا حشر زِ خون شهدا باد سلامش ای باب مراد همه عالم علی اصغر ای جسم تو توحیدِ مجسّم علی اصغر ای شمعِ دلِ عالم و آدم علی اصغر ای فتح حسین از تو مسلّم علی اصغر ای خون خدا را همه دم، دم علی اصغر از توست همین حاجت «میثم» علی اصغر کز لطف و کرم دیده به سویش بگشایی بر او حرم گم شده ات را بنمایی شعر حاج غلامرضا سازگار http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
میلاد امام جواد ع می نویسم سر خط نام خداوندِ رضا شعر امروز بپرداز به لبخند رضا آن که با آمدنش آمده محشر چه کسی ست؟ از تو در آل نبی با برِکت تر چه کسی ست؟ آن که از آمدنش عشق بیان خواهد شد " عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد " آسمان! از سر خورشیدِ تو خواب افتاده؟ یا که از چهره ی این طفل نقاب افتاده؟ بی گمان حافظ چشمان تو ابروی تو بود " دوش در حلقه ی ما قصه ی گیسوی تو بود " آسمان از نفسش یک شبه منظومه نوشت روزی شعر مرا حضرت معصومه نوشت عدد سائل این خانه زیاد است امروز شعر وارد شده از باب جواد است امروز باز با لطف رضا کار من آسان شده است کاظمین دلم امروز خراسان شده است دوست دارم که بگردم حرم مولا را بوسه باران کنم از یاد تو پایین پا را بنویسید که تقویم بهاری بشود روز او روز پسر نام گذاری بشود خالق از دفتر توحید جناس آورده جهل این قوم چرا چهره شناس آورده؟ شک ندارم که از این حیله ی ابتر مانده رو سپیدیست که بر چهره ی کوثر مانده به رضا طعنه زدن جای تأسف دارد گرچه یعقوب شده، مژده ی یوسف دارد این جوان کیست که معنای قیامت شده است سند محکم اثبات امامت شده است گندمی باشد اگر رخ نمکش بیشتر است با پیمبر صفت مشترکش بیشتر است این جوان کیست که سیمای پیمبر دارد بنویسید رضا هم علی اکبر دارد اهلبیت آینه ی بی مثل قرآن اند این جوان کیست که از خطبه ی او حیرانند؟ نسل در نسل، شما مایه ی ایمان من ید من نفس می کشم از این که شما جان من ید نزند دشمنت از روی حسادت نظرت چند روزیست پریشان شدم آقا! پسرت... غصه ای نیست اگر این همه دشمن دارد پسرت حرز تو را تا که به گردن دارد پسرت مثل علی بوده، امیر است امیر پسرت چشمه ی جوشان غدیر است غدیر آخر شعر من از قلب هدف می گذرد کاظمین تو هم از راه نجف می گذرد تا ز مولا ننویسیم ادب کامل نیست چون که بی نام علی ماه رجب کامل نیست یا علی یا اسد الله عنان دست تو است جلوه کن باز یدالله جهان دست تو است شعر مجید تال http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
میلاد امام جواد ع باز خدا پرده زِ رخ بر گرفت عالم جان، جلوه ی دیگر گرفت ملک جهان زندگی از سر گرفت مرغ دل این ذکر، مکرّر گرفت قبله ی ارباب دعا آمده عید جواد ابن رضا آمده دیده گشا و رخ جانانه بین شادی شمع و گل و پروانه بین وجد و نشاط دل دیوانه بین خنده ی ریحانه ی ریحانه بین نقش تبسّم به لب مرتضاست جلوه کنان طلعت ابن رضاست باز به جوشش یم جود آمده غرق در آن ملک وجود آمده مظهر الطاف ودود آمده مهر، به خاکش به سجود آمده کشور جان عالم دل منجلی است ولادت محمّد بن علی است پرده زِ حسن ازلی وا شده روی الهی متجلاّ شده ملک جهان سینه ی سینا شده ولادت زاده ی موسی شده ماه بیا خاک زمین را ببوس سر زده امشب مه شمس الشّموس شافع میزان و معاد است این کعبه ی دل، باب مراد است این راهبر کلّ عباد است این صاحب هر جود، جواد است این آینه ی دادگر است این پسر بر همه عالم پدر است این پسر دل به سوی بیت ولا پر زند روح، پی عرض دعا در زند ماه، گر امشب به زمین سر زند پرده به رخ تا صف محشر زند می نهد از شرم مه روی او رو به روی خاک سر کوی او گلشن هستی همه خرّم شده رشک جنان دامن عالم شده فخر کنان دوده ی آدم شده شاد، دل آدم و خاتم شده بحر ولایت گهر آورده است عروس زهرا پسر آورده است غنچه ی ریحانه به گلشن شکفت بلبل از او صوت اناالحق شنفت لاله به لبخند ثنایش بگفت مرغ شب از شوق وصالش نخفت آمده تبریک زِ معبود او بهر رضا در شب مولود او دیده گشا جلوه ی سرمد ببین آینه ی روی محمّد ببین سلاله ی رسول امجد ببین محمّد دوم احمد ببین آمدی ای بر همه باب المراد جان به فدای قدمت یا جواد ای ثمر باغ دل بوتراب وی زِ ازل شیفته ات شیخ و شاب جود تو چون لطف خدا بی حساب سایه ی مهرت به سر آفتاب مهر تو شد روز ازل دین من نیست به جز حبّ تو آئین من ای تو و من لازم و ملزوم هم من به گدائی، تو به جود و کرم رو به کجا از سرِ کویت برم سائلم و سائلم و سائلم سائل افتاده زِ پای توام جود و کرم کن که گدای توام سائلم از خویش مرانی مرا چون شود از لطف بخوانی مرا بر سر خاکت بنشانی مرا بر در عشقت بکشانی مرا گو که برآرند زِ تن پوستم دوستم و دوستم و دوستم سائلم از تو دو جهان خواستم سوز درون، درد نهان خواستم خون جگر اشک روان خواستم آن چه پسندی تو همان خواستم عاشق دارِ غم تو (میثمم) فارق از این عالم و آن عالمم شعر حاج غلامرضا سازگار http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ