eitaa logo
اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
1.1هزار دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
330 ویدیو
35 فایل
http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
غزل از گنه ِ دم به دمم آتش توفنده شدم  هم شدم از توبه خجل، هم ز تو شرمنده شدم  صاحب من! خالق من! داور من! یاور من!  حیف تو را داشتم و غیر تو را بنده شدم  شعله‌‌ای از نار بُدم شاخه‌‌ای از خار بُدم  با نظر رحمت تو باغ گل از خنده شدم  قطره بُدم بحر شدم ذره بُدم مِهر شدم  بلکه درخشنده‌‌‌تر از مِهر درخشنده شدم  وصل تو شد عزت من هجر تو شد ذلت من  با تو سرافراز ولی بی‌‌‌تو سرافکنده شدم  وای بر این بندگی‌‌‌ام مرگ بر این زندگی‌‌‌ام  مرده‌ی یک عمرم و در خاک لحد زنده شدم  بار خدایا کرمی از یم اخلاص نمی  کز شرر عُجب و ریا آتش سوزنده شدم  سیل گنه برد مرا ، بحر بلا خورد مرا  وای که من غرق درین بحر خروشنده شدم  خاک قدوم ولی‌‌ام "میثم" دار علی‌‌ام  با نفس شیر خدا زنده و پاینده شدم  حاج غلامرضا سازگار (میثم) http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
غزل به سر آمد شب هجران و سحر نزدیک است صبرکن ، صبر که هنگام ظفر نزدیک است رحمى اى باد خزان! کز اثر همّت اشک نو نهالى که نشاندم، به ثمر نزدیک است همه را در رخ یاران ، نگران می‌بینم مگر این قافله را وقت سفر نزدیک است وقت آن‌است که همت طلبیم از درِ دوست که بس از قافله دوریم و خطر نزدیک است گرچه دور است ره کعبه‌ى مقصود، ولى آزمودیم که بر اهل نظر نزدیک است ناله ‏هاى جرس قافله پرشور شده است همسفر! کعبه‌ى مقصود مگر نزدیک است؟ هست تا گوهر دین در صدف غیب نهان صدف چشم‏ تر ما به گهر نزدیک است گفتم: از هجر رخت جان به لب آمد، گفتا: ناله‌‌‏ى سوخته جانان به اثر نزدیک است پر و بال من و (پروانه) بسوزید چو شمع که سرآمد شب هجران و سحر نزدیک است استاد محمدعلی مجاهدی (پروانه http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آید آن روزی که آید مونس جان غم مخور آنکه حق فرمودہ در آیات قرآن غم مخور کربلا را دست ظلم و کفر و ایمان زد رقم دین حق احیا شد از خون شهیدان غم مخور گرچه خون ها گشت جاری در زمین نینوا شهسوار منتقم آید به جولان غم مخور تا بگیرد انتقام ـ از قاتلین کربلا... مهدی موعود می آید به میدان غم مخور گرچه اکنون باز موج فتنه طغیان می‌کند کشتی ایمان ندارد بیم طوفان غم مخور کاخ ظلم اغنیا ، گر سر کشیده تا فلک بارها این کاخ ‌ها گردیدہ ویران غم مخور کفر اگرچه ریشه کرده باز بین مسلمین خشک گردد ریشه های کفر و عصیان غم مخور آن طبیب دل ، رسد روزی ز راه انتظار تا نهد مرهم به دل‌های پریشان غم مخور گشته صحرای مغیلان، عالم از هجرش اگر با گل رویش شود عالم گلستان غم مخور ماہ رویش گرچه پنهان است پشت ابر غم تا همیشه کی شود از دیدہ پنهان غم مخور تا زدم فالی به دیوان لسان الغیب گفت: (یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور) می‌کند روزی به شمشیر عدالت در جهان نامسلمان را مجزا ـ از مسلمان غم مخور (ساقیا) گر دردمند از هجر رویش گشته ایم درد جامش می‌کند این درد ، درمان غم مخور سید محمدرضا شمس (ساقی) http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(قلزم خون‏) شادى هر دو جهان بى تو مرا جز غم نيست‏ جنّتِ بى تو عذابش ز جهنّم كم نيست‏ در دم مرگ اگر پا به سرم بگذارى‏ عمر جاويد به شيرينى آن يک دم نيست‏ حرم قرب خدا را كه دل عاشق توست‏ طرفه بيتی‌ست كه روح القُدسش مَحرم نيست... تا خدايّى خدا هست لواى تو به پاست‏ زانكه جز دست خدا حافظ اين پرچم نيست‏ هم خدا داند و هم عالم و آدم دانند كه به جز رايت عشق تو درين عالم نيست‏ دوزخ ، ارزانى آنان كه ندارند غمت‏ با غمت هيچ مرا ز آتش دوزخ غم نيست‏ ملک هستى همه ماتمكده ی توست حسين‏ جایی از ملک جهان خالی از اين ماتم نيست گوهر اشک عزاى تو به هر كس ندهند اهرمن را شرف داشتن خاتم نيست‏ گريه بر پيكر مجروح تو بايد همه دم‏ كه جراحات تنت را بِهْ ازين مرهم نيست... دادِ مظلومى تو ملک جهان را پر كرد عالمى نيست كه با ياد غمت دَرهم نيست‏ سينه كردى هدف تير كه می‌دانستى‏ زنده بى مرگ تو دين نبىِ اكرم نيست‏ هيچ مظلوم همانند تو در قلزم خون‏ سر جدا با گلوى تشنه كنار يَم نيست‏ گو ببرّند سرِ دار زبان در كامش‏ غير مدح تو ثنايى به لب (ميثم) نيست غلامرضا سازگار (میثم) http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هدایت شده از ابوالفضل عامری
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم با عرض ادب واحترام به محضر پیرومرادم پدرودبیر محترم شعر آیینی کشور، حضرت استاد مجاهدی (پروانه) عزیز وبزرگوار و گرانمایه وهمچنین جناب آقای حاج غلامرضا فلاح (امین) دبیرمحترم کانون دعبل وشاعران آیینی استان قم وبرادران عزیزم: جناب آقای سید محمدرضا شمس (ساقی) حضرت حجة الاسلام والمسلمین حاج اقا رضا زاده (شقایق) وحضرت حجة الاسلام والمسلمین حاج اقا عدالتی مجد وجناب آقای دکتر حسین محمدی مبارز (ایلیا) وهمچنین فعالان و اعضای محترم و عزیزوگرامی وفرهيختگان عرصه ی شعر و ادبیات کشور درطلیعهٔ بهارطبیعت وبهار قرآن و آغاز سال جدید،ازپیشگاه خداوند متعال،صحت وسلامت ، سربلندی و حسن عاقبت برایتان خواهانم باتشکر از زحمات بی دریغ وخالصانه استاد مجاهدی و دوستان عزیز امیدوارم سالی که گذشت درحدتوان درعرصه فرهنگی موجبات رضایت حضرت ولیعصرعجل الله تعالی فرجه الشریف را فراهم کرده باشیم با توجه به اینکه این حقیرتمام سعی و تلاشم با رهنمودهای استاد مجاهدی و دکتر محمدی مبارز و جناب اقای سید محمد رضا شمس و حضرت حجة الاسلام والمسلمین حاج اقا رضا زاده در راستای فراهم نمودن فضای وفاق و وحدت وهمدلی و اُنس واُلفت وبرجسته کردن آثار دوستان عزیز بوده است لذا مستدعی است چنانچه در این عرصه ناخواسته موجب ازردگی خاطرعزیزی شده ام ،عاجزانه عذرخواهم وقصدی نداشتم وندارم ،در این لحظات پایانی سال حلالیت می طلبم تا ان شاءالله عفو بفرماید. ملتمس دعای شما هستم روابط عمومی مجامع ادبی و مداحی وانجمن ادبی محیط وکانون شاعران آیینی استان قم
به نام خدا فرا رسیدن فصل شادی‌ بخش و نشاط‌ آور بهاران و حیات دوباره زمین را که نشانه‌ای از قدرت و رحمت الهی است، به حضور همگان تبریک و تهنیت عرض می‌ نمایم. @maddah_1367 ─‌┅═‎‌‌‌‌‌‌࿇༅࿇༅ ❃༅࿇༅❃ ༅࿇༅࿇═‎‌‌‌‌‌‌┅─‌
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم فرارسیدن نوروز باستانی که همزمان شده با بهار قرآن (رمضان مبارک) را تبریک گفته برایتان از پروردگار بزرگ سالی توام با سلامتی بهروزی وموفقیت مسئلت دارم روابط عمومی کانون شاعران آیینی استان قم عامری https://eitaa.com/gom121/2049
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
یَا مُقَـلِّبَ الْقـُــلُوبِ وَالْأَبْصَــارِ یَا مُـــدَبِّـــرَ اللَّیْـــلِ وَ النَّهَــــارِ یَا مُحَــوِّلَ‏ الْحَــوْلِ‏ وَالْأَحْـوَال حَـوِّلْ حَالَنَـا إِلَى أَحْسَنِ الْحَالِ مژده ایدوست که از راه، بهار آمده است فصل سرمستی و پایان خمار آمده است چشم دل ؛ باز نما کز قلم صنع خدای... بین که بر بوم زمین نقش و نگار آمده است بر تن شاخ درختان شده پیراهنِ سبز موسم سیرِ گل و گشت و گذار آمده است دامن دشت ، بساط چمن آراسته است قُمری از شوق ، به آواز هَزار آمده است غنچه از پرده برون آمده با عشوه و ناز تا ز بلبل ببَرد صبر و قرار آمده است ژاله بر لاله زند بوسه ی مستانه ز مهر تا بشوید ز رُخش داغِ عِذار آمده است وقت تحویل و تحوّل، شده بر اهل زمین مَرکبِ سِیر ، به دلخواهِ سوار آمده است سال‌ها در فرجِ یار ، دعا می‌خوانیم غافلانیم که بر دیده، غبار آمده است ای خوش آنکو که به تحویل، تحوّل جوید شاید آن‌گاه ببیند که نگار آمده است (ساقیا) عشرتِ امروز ، به فردا مگذار جام توفیق عطا کن که بهار آمده است سید محمدرضا شمس (ساقی) http://eitaa.com/shamssaghi
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
وقت عیش و طرب یاران است گاهِ آهنگ ، سوی بستان است شد دی و بهمن و اسفند ، ز یاد دور آذار_مَه و ، نیسان است نوبهار آمده و پیک صبا با بشارت همه سو پویان است نوبهار آمده و شور و نشاط از زمین خاسته تا کیوان است با دم عیسوی خویش بهار بر تن مرده دلان چون جان است دید سرمای زمستان که بهار پشت‌گرمیش به تابستان است نیک دانست حسابش با خصم قصه ی گرگ و سگ چوپان است رنج آن ، هست دگر بی‌حاصل پای جور فلکش لنگان است مُنهدم گشت چو دزدان و گریخت آری این شیوه ی نامردان است شکر لِله که ز الطاف بهار سرِ ما را پس ازین سامان است دُور می خوردن و نوشانوش است موسم عربده ی مستان است دگر از زحمت سرما غم نیست چون به سر سایه ی سروستان است بید مجنون به بر آب روان هر دم از باد صبا لرزان است سرو بن بر لب جو ، جلوه کنان بر سرش فاخته در جولان است طبله ی باغ ، پر از رایح خوش دامن دشت ، پر از ریحان است آبدان ها چو فلک پر ز نجوم از حباب و اثر باران است گل به بار آمده در دامن مَرغ همچو شاهی که برِ ایوان است وز پی تهنیت‌اش مرغ چمن با بم و زیر مدیحت خوان است سرخ گل چون به چمن تکیه زده است هر هزاری را صد دستان است سوری اندر سر نسرین و سمن از سر لطف عبیر افشان است ژاله بر پیرهن لاله ی سرخ در تلألو چو دُر ِ غلتان است گلشن از فرط گلِ رنگارنگ همچو قوس و قزحی الوان است گوهرآگین شده گنجینه ی باغ خود مگر گنجه ی بازرگان است شام اگر غنچه بوَد بسته دهان صبح بنگر که چه‌سان خندان است عاقبت روز وصالش برسد آن که صابر به شب هجران است چاره ی درد ، صبوری باشد صبر ، هر دردِ تو را درمان است گر کنی صبر تو بر کِشته ی خویش حاصلش بهر تو آب و نان است غوره آخر شود از صبر ، مویز صبر را فتح و ظفر پایان است صبر از آیین طبیعت باشد که نتاجش نِعم و احسان است به یقین "صبر کلید فرج است" سخنی نی ز سر هذیان است راست می‌باشد و این گفته گواست آنکه سختیش ز صبر آسان است مُشتبه تا نشود امر به تو... گویمت؛ ورنه مرا کتمان است غرض از صبر ، نباشد سستی بلکه بر سعی عمل برهان است معنی صبر ز اهمال ، جداست این عیان است و نه خود پنهان است صبر اندیشه و فکر است به کار کار ، خسران تو را تاوان است زآنکه اندیشه ی فکرت با صبر در همه کار تو پشتیبان است تلف وقت خود از صبر مدان داند این آنکه نه خود نادان است کندی کار تو با حسن ختام بهتر از تندی با نقصان است ورنه تعجیل تو در کار زمان مَثل مشت و سرِ سندان است (مسجدی) در بر ارباب سخن عذر تقصیر تو را غفران است شایگان گفت اگر بیتی چند شایگان نیست که بس شایان است شادروان میرزا مهدی مسجدی قمی http://shaeranqom.blogfa.com