eitaa logo
اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
1هزار دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
327 ویدیو
35 فایل
http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
در آسمان ملائکه ی خوش ذوق شهر بهشت را که بنا کردند اول به سوی صحن و سرای تو چندین هزار پنجره وا کردند مشتی ستاره از فلک آوردند در سفره های ما نمک آوردند  بس که بهار از فدک آوردند در شهر قم مدینه به پا کردند با چشم های غرق عطش دیدیم گنبد درون آینه ی حوض است  آن کاسه های پر از خورشید سیرابمان از آبِ طلا کردند ملا حسین مولویِ مداح همراه شمس و عاصی و خورشیدی از بس که بوده اند نمک گیرت در هر مقام شور به پا کردند صحن عتیق و جلوهء دیرینش با چلچراغِ خوشهء پروینش اینها به اتفاق مضامینش پروانه را مدیحه سرا کردند ما قاصریم وصف تو را وقتی امثال مرعشی و بروجردی  یک عمر روزه های معطر را با بوسه بر ضریح تو وا کردند تکرار فاطمه است عبور تو ، توصیف زینب است مرور تو  معصومه نام داشت حضور تو ، اما تو را کریمه صدا کردند ای تا همیشه کار تو کارستان  اثبات کرده شوکت تو هر آن  هرگز نکرده اند همه مردان کاری چنان که فاطمه ها کردند … شعر:سید حمیدرضا برقعی http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
شجر نور، نوبر آورده بحر توحید، گوهر آورده آسمان ولایت و عصمت بهر خورشید اختر آورده لاله‌ای سرزده که از فیضش صد بهار معطر آورده دختر آورده بانوی اسلام یا که بر خلق مادر آورده نجمه، خورشید عالم افروزی بهر موسی بن جعفر آورده یا مگر دختر رسول‌الله زینب از بهر حیدر آورده پدر و مادرم فدایش باد که چو معصومه دختر آورده حبّذا حبّذا که بر سه امام عمّه و دخت و خواهر آورده اوّل صبح ماه ذیقعده آفتابی منّور آورده آفتابی که ماه و خورشیدش بوسه از آستان برآورده جبرئیل از خدا بر این دختر صلوات مکرر آورده صدق و اخلاص و صبر زینب را با جلال برادر آورده فاطمه عصمت خدای غفور که به معصومه آمده مشهور عصمت داور است این دختر گل پیغمبر است این دختر بعد زهرا و عمه‌اش زینب بهترین دختر است این دختر ز آنچه گفتند در فضایل او بهتر و برتر است این دختر گرنه، همچون خدای بی همتاست؟ از چه بی همسر است این دختر در جلال و کمال و قدر و شرف تالی مادر است این دختر لیلةالقدر موسی‌جعفرe سورة کوثر است این دختر پای تا سر رضا و سر تا پا موسی جعفر است این دختر دستگیر همه گنهکاران در صف محشر است این دختر نخل سرسبز گلبن قرآن شهر دین را در است این دختر آفتاب دل امام جواد بر رضا خواهر است این دختر مادرش پارة تن احمد بضعة حیدر است این دختر در دو عالم چو مادرش زهرا بر زنان سرور است این دختر ماه رخسار آن بتول مقام نقش گلبوسه دارد از سه امام عصمت کبریاست معصومه قبلة اولیاست معصومd بضعة پاک موسی‌جعفر جسم و جان رضاست معصوم پای تا سر چو عمه‌اش زین دخت زهرانماست معصومه همه خلقند زیر سایة او آفتاب خداست معصومه درّ تقوی و گوهر عصمت یم حلم و حیاست معصومه زخم دل را ز مرحمت مرهم درد جان را دواست معصومه بوی عطر بهشت در نفسش همچو خیر النساست معصومه این ندا سر دهند، قمّیون روز محشر، کجاست معصومه اهل قم خلق را پناه دهید که پناه شماست معصومه روضه‌اش جان فزاتر از کعبه قبلة جان ماست معصومه بین صحن طلا و آینه‌اش جای سعی و صفاست معصومه پایتخت حکومتش در قم به جهان مقتداست معصومه این جهان و او بود جانش پدر و مادرم به قربانش دخت موسی که طور دل حرمش جان کند زندگی ز فیض دمش چشم ما و غبار زائر او دست ما و عنایت و کرمش از صفّائیه‌اش، صفا خیزد ارم ماست شارع ارمش در خیابان آستانة او لرزه افتد فرشته بر قدمش جنب صحنین او بود رودی که به هر قطره هست فیض یمش سالها، روز و شب به فیضیّه نور دانش دمیده از حرمش من و مدح کریمة عترت؟ به خدا مدح عالم است کمش هر که در قم زیارتش نکند بوده بر جان خویشتن ستمش همه چون اهل قم گدای وی‌اند از عرب بر گرفته تا عجمش هر که خاک او نکرد سجود هست یکسان وجود با عدمش نه عجب گر فرشتگان آیند در پی خاکبوسی خدمش تا بگیری مراد خویش ز وی به جواد و رضا بده قسمش فیض عالم از این درت بخشند آنچه خواهی فزونترت بخشند عرض حاجت به دخت موسی کن هر چه خواهی از او تمنّا کن دست خود زن گره به غرفة او گره از کار عالمی وا کن از نسیم درش ببر فیضی بعد از آن معجز مسیحا کن خیز برگِرد این مزار بگرد کعبة روح را تماشا کن تربت بی‌نشان فاطمه را در دل این مزار زهرا کن چون نگاهت به قبر او افتاد گفتگو با مزار زهرا کن با چراغ کریمة عترت خویش را غرق در تجلّی کن به مزارش بگیر دست دعا در حریمش نماز برپا کن عقدة دل به مهر او بگشا دیده از اشک شوق دریا کن حجّت بن الحسن در این حرم است سیر ماه جمال مولا کن ذرّه شو پیش آفتاب رخش ناز بر مهر عالم آرا کن دیدة دل در این حرم بگشا سیر دیدار حقتعالی کن بضعة پاک مرتضی اینجاست خواهر حضرت رضا اینجاست ای قم از مقدمت بهشت برین حرمت رشک باغ علیّین دختر دین و خواهر قرآن جان طاها، سلالة یاسین قهر تو نار و مهر تو جنت بغض تو تلخ و حبّ تو شیرین بندة آسمان تو غلمان خادم درگه تو حورالعین خاکبوس تو فوج فوج ملک پرده دار تو جبرئیل امین دانه چین تو طایران سما سائلان تو ساکنان زمین خلعت عصمتت برازنده نام معصومه حق توست یقین با ولایت سبک روم ز صراط گرچه بارم بسی بود سنگین تو و زهرا و عمه‌ات زینبd آفتاب و مه و ستارة دین نه عجب گر به احترام، پدر بوسدت همچنان کتاب مبین گاه رفتم سزد جواد و رضات آن بود در یسار و این به یمین حبّ من، بغض من، برای شماست دین همین است نیست نیست جز این دین من حبّ دوستان شماست مذهبم بغض دشمنان شماست ای تو در دل، مزار تو در قم وی حریم تو قبلة مردم قرص نانی ز مطبخت خورشید دانه‌های کبوترت انجم باغ خلقت ز عطر تو خرم ملک هستی به بحر جودت گم تا تو از نسل او ظهور کنی میل حوّا کشید بر گندم هم تو آباء سبعه را بانو هم تو بر امّهات اربعه، امّ ما گدا، تو کریمة عترت ای کرم قطره جود تو قلزم
گریه و عجز و ناله، عادتنا عفو و جود کرم، سجّیتکم از حریم تو می‌رسد شب و روز نور بر هشت خلد و نه طارم نه عجب گر کند به مدح تو صدق هل اتی، قدر، یذهب عنکم میوة قلب موسی جعفر مونس جان حجت هشتم این مه رخت از مدینه بربستی اینکه از ساوه آمدی در قم، بود آیینة دلت را نقش از کلام خوش امام ششم که تجلّی گه قیام، قم است حرم یازده امام، قم است ای تجلّی گه خدا دل تو گل توحید رُسته از گل تو نخل طوبای موسی جعفر علم و فضل و کمال حاصل تو همه اسرار این جهان وجود مثل آیینه در مقابل تو نه همین اهل قم گدای تواَند که همه عالمند سائل تو بوده از کودکی عیان به همه علم تو، فقه تو، مسائل تو وحی منزل نزول یافت به قم شد چو آن خاک پاک منزل تو علمای بزرگ فقه و اصول همه زانو زده به محفل تو اهل قم سر بر آسمان بردند به عنایات و لطف کامل تو شهر قم کوچه کوچه از در و بام غرق گل شد به خاطر دل تو گل چه باشد قسم به حق خدا جان ما هم نبود قابل تو سر و پای برهنه، جان بر کف اشعریّون به گرد محمل تو دوستان را چراغ دل روشن کور شد چشم خصم غافل تو با ورود تو در مدینة قم تافت نور خدا به سینة قم رفت از قم به بانگ قم شیطان تا تو باشی چراغ محفل آن قم مدینه شد و تو فاطمه‌اش خانه‌ات بیت قادر منّان خاک قم گشته بود کحل بصر سنگ آن درّ و گوهر و مرجان بیت موسی بن خزرج از تو گرفت آبرو همچو روضة رضوان مادرت آنچه در مدینه کشید همه را کرد شهر قم جبران گر عدو سوخت بیت زهرا را شد درِ خانة تو گلباران هفده روز بیشتر نگذشت مرغ جانت پرید سوی جنان داغ زهرا دوباره شد تازه تا تو جان دادی ای فدایت جان دل ز غم گشت خون و خون شد اشک ریخت زینب دو دیده‌ات گریان همه عمر شریف تو بگذشت با غم و درد و گریه و هجران سالها می‌گریستی که به ظلم، پدرت بود گوشة زندان سالها در غم برادر بود همچو زینب دو دیده‌ات گریان داشتی درد و رنج و غم، دائم دیدی از کودکی ستم، دائم اهل قم سوخت پای تا سرشان در غم بضعة پیمبرشان خون دل در وجودشان جوشید اشک، جاری ز دیدة ترشان اشعریّون به گرد تابوتت دست غم می‌زدند بر سرشان گویی از ماتم تو جان همه شد به سختی جدا ز پیکرشان ارتحال تو در بهار شباب مردم قم نبود باورشان صبح روز عزای تو گردید تیره‌تر از غروب محشرشان خاک گل شد ز اشک مردم قم بر، گل در بهار پرپرشان گویی از دست رفته بود همه پدر و مادر و برادرشان چشم مردان ز اشک خونین سرخ همه زنها سیاه معجرشان همه یاقوت اشک باریدند شد نهان تا به خاک گوهرشان روز دفن جنازه‌ات، سادات گریه کردند بهر مادرشان داغ بابت نرفته بود از یاد ماند بر سینه داغ دیگرشان گر چه جانت ز غم رسید به لب بدنت، روز دفن گشت، نه شب بی تو طوطیّ جان ترانه نداشت دانه جز اشک دانه دانه نداشت دل نورانی تو در همه عمر جز غم و غصّة زمانه نداشت پدرت در خزانه بعد رضا چون تو دردانه‌ای یگانه نداشت داشت غیر از تو دختران دگر مثل تو دختری به خانه نداشت غم هجران تو را به هر سو برد همچو مرغی که آشیانه نداشت مثل تو، ای کشیده کوه فراق هیچکس بار غم به شانه نداشت جغد غم، ای بهشت خوبیها به جز از سینة تو لانه نداشت وای در روز حشر بر چشمی کز غمت خون دل روانه نداشت گر چه در موج غصّه جان دادی بدنت جای تازیانه نداشت حرم تو نشان شهر قم است حرم مادرت نشانه نداشت آتش خانه‌اش بدان وسعت چون شرار دلش زبانه نداشت آنکه سیلی به روی زهرا زد غیر بغض علی بهانه نداشت می‌سزد خون چکد ز دیدة تو در غم مادر شهیدة تو اهل قم، سرفراز و مفتخرند پیرو عترت پیامبرند اهل قم، گر ز جان خود گذرند از شما خاندان نمی‌گذرند اهل قم، در کلاس مکتب عشق از همه خلق سرفرازترند اهل قم، در حمایت از عترت همه همدست و یار یکدگرند اهل قم، در ریاض مهر علی همگان برگهای یک شجرند اهل قم، روز میهمانداری میهمان را چو جان خود شمرند اهل قم، کی چو اهل شام به ظلم میهمان را سوی خرابه برند اهل قم، کی چو کوفه مهمان را با لب تشنه سر ز تن ببرند اهل قم، گر یتیم را بینند تا ابد اشک ریز و نوحه گرند اهل قم، فخر عالمند همه شعلة شعر «میثمند» همه شعر:استاد حاج غلامرضا سازگار http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
به نام خدا مدح حضرت معصومه سلام الله علیها تو کیستـی؟ سلاله ی کوثری      فاطمــه‌ای فاطمــه ی اطهــری  تو کیستی؟حضرت معصومه‌ای      تو کیستی؟شفیعه ی محشری  چهـــارده حجـــت معبـــود را      عمـه‌ای و دختــری و خواهـــری  تو خواهــر امـــام هشتم رضــا      تو دختــر موســی بن جعفـــری  تو عمـــه ی چـــار ولــی خـدا      تو هفت بحـــر نـــور را گوهــری  تو عالــــم خلقـــت را بانویــی      تو آدم و حـــــــوا را مـــــــادری  تـو حــــوری حــوراءالانسیـــه      انسیــه ی الحـــورای دیگــــری  تو ـساره یا خدیجــه یا فاطمه      تو مریـــم عـــذرا یــا هاجـــری؟  تو یک حدیـقه ی گل احمــدی     تو در سمــاوات عفــاف، اختـری  تو در کنـــار عمـــه و مـــادرت      از همــه ســادات جنــان برتـری  سلام کوثـــر به تــو یـا فاطمه      که حضـــرت فاطمــه را کوثــری  بعد رضـــا و مـــادرت فاطمــه      تو پـــاره ی پیکــــر پیغمبــــری  بودی اگـــر کنار زینب به شام      می‌گفتــــم نایبــــة الحیـــدری  تو زینبینــی و حسین و حسن      تو روح پنـج تــن بـه یـک پیکـری  فاطمـــه و زینب کبـــری کنـار      تو از همـــه زنــان عالــم سـری  راه بهشت از حرم امن توست      تو چــارده بهـشت حــق را دری  نشر احادیث پـدر شأن توست      چو مــــادرت دخــت پدرپـــروری  تو آسمـــان فضـــل را آفتـــاب      تو کشتــی عصــمت را لنگـــری  جان حسین است تو را در بدن      زینـب کبـــری را هـم‌سنگــــری  حضرت معصومـه سلام علیک      ای کــــه ائمـــــه را پیــــام‌آوری قم حــرم ائمـــه، تـــو مادرش      در ایــن حــرم عالــم را رهبــری  تو آسمان و شرم و زهد و حیا      تو درزمین شمسِ فلک گستری  عالمــــه ی معلمـــه ندیـــده      فاطمــه ی پیــــامبر منظـــــری  رســـول را رــسول را نورعیـن     خـــدای را خـــدای را مظهـــری  اگر چــه بانــوی بهشت قمـی     تمامـــی بهـــشت را زیـــــوری  شرار شعر «میثم» از مدح توست  تــو در دلـش چـــراغ روشنگـــری شعر:استاد حاج غلامرضا سازگار http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
اى دختر و خواهر ولایت  آیینه ی مادر ولایت   بر ارض و سما ملیکه در قم آرام دل امام هفتم   معصومه به کُنیه و به عصمت افتاده به خاک پایت عفت   در کوى تو زنده ، جان مرده  بر خاک تو عرش سجده برده  در قصر تو جبرئیل حاجب زُوّار تو را بهشت واجب  گفتند و شنیده اند ز آغاز کز قم به جنان درى شود باز  حاجت نبُوَد مرا برآن در قم باشدم از بهشت بهتر  قم قبله ی خازن بهشت است این جا سخن از بهشت ، زشت است   قم شهر مقدس قیام است  قم خانه یازده امام است   قم تربت پاک پیکر توست اینجا حرم مُطهَّر توست   گر فاطمه(س) دفن شد شبانه نَبوَد ز حریم او نشانه   کى گفته نهان زماست آن قبر  من یافته ام کجاست آن قبر  آن قبر که در مدینه شد گم  پیدا شده در مدینه ی قم ...   مریم به بَرَت اگر نشیند  این منظره را ، مسیح بیند  سازد به سلام سَرو قد خم  اول به تو ، بعد از آن به مریم ...  روزى که به قم قدم نهادى قم را شَرَفِ مدینه دادى   آن روز قرار از مَلک رفت  ذکر صلوات بر فلک رفت   تابید چو موکبت ز صحرا  شهر از تو شنید بوى زهرا(س)  درخاک رهت ز عجز و ناله  مى ریخت سرشک ، همچو لاله   با گریه ی شوق و شاخه ی گل  بُردند به ناقه ات توسل   دل بود که بود ، محفل تو  غم گشت به دور محمل تو   آن پیر که سید زمان بود  رویش همه را چراغ جان بود   گردید به گردِ کاروانت  شد پاى برهنه ساربانت  بردند تُرا به گریه هودَج  تا خانه موسى اِبن خِزرَج   ازشوق تو اى بتول دوم  قم داد ندا به مردم  قم   کاى مردم قم به پاى خیزید از هر در و بام گل بریزید  آذین به بهشت قم ببندید  ناموس خدا مرا پسندید   قم شام نبود تا که در آن دشنام دهد کسى به مهمان   قم شام نبود ، تا که از سنگ  گردد رخ میهمان ز خون رنگ   قم کوفه نبود تا که خواهر بیند سر نى ، سر برادر ...  حاشا که قم این جفا پذیرد  مهمان به خرابه جاى گیرد ...  بستند به گرد میهمان صف  قم با صلوات و - شام با کف ...   قم مهمان را عزیز خوانند  کى دخت و را کنیز خوانند؟ ... «میثم» همه عمر آن چه را گفت در مدح و مصیبت شما گفت شعر:استاد حاج غلامرضا سازگار http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
عالم حریم حرمت آل پیمبر است کلِّ فلک همان فدک آل کوثر است چیزی ندارد این دو جهان غیر فاطمه دنیا چو گوی، در کفِ دستان حیدر است ما غیرِ خیرِ فاطمه خیری ندیده ایم هر نعمتی که هست سرِ خوان مادر است آری به حرمت حرم ثامن الحجج ایران حریم حضرت موسی بن جعفر است اصلاً قسم به حضرت معصومه و رضا این مملکت هدیّۀ زهرای اطهر است مکه مدینه سامره کرب و بلا نجف تا کاظمین یکسره با قم برابر است بالاترین زمان که پس از روز مادر است معصومه شاهد است، همین روز دختر است آمد چه دختری که چو زینب کند قیام جان برادر است و رضا جان خواهر است از مشهدِ شَهَنشَه و شیرازِ شاچراغ تا قم حریم این دو سه خواهر برادر است شوق زیارت و حرم و آب و دانه ام یعنی که من کبوتر این آستانه ام ای مرقد تو قبلۀ عالم تو را سلام ای امتدادِ سورۀ مریم تو را سلام ای جانشین زینب و زهرا به حلم و صبر جام طهور کوثر و زمزم تو را سلام ای پارۀ تنِ همۀ آل مصطفی وی بضعۀ نبیِّ مکرّم تو را سلام ای بارگاه قدسیِ تو آشیانه ای… بر بهترین سلالۀ خاتم تو را سلام آئینه دارِ معرفةُ الفاطمه تویی ای رازدارِ خلقتِ آدم تو را سلام باید تو را عقیلۀ دوّم صدا کنیم عِلم لدُن تُوراست مسلّم، تو را سلام یک نَخ ز چادر تو همان حبل محکم است ای بر عفاف،رشتۀ محکم تو را سلام نیکان تو را ملیکۀ اسلام خوانده اند ای وصف تو ز نَیّرِ أعظم تو را سلام شد بارگاهِ قدسیِ تو کلبۀ مَلَک آید ز هر فرشته دمادم تو را سلام عشق رضا و شوق حریمت،دو بالِ عشق با این دو بال،نیست در عالم زوالِ عشق ما را اگر به کشور تو بار داده اند یعنی به ما خزائنِ أسرار داده اند بعد از ولای فاطمه و زینب و حسین بر زینبِ رضاست که این کار داده اند تو خود نشانِ سلسلۀ این أمانتی یعنی تو را ولایتِ ابرار داده اند وقتی حدیث می‌کنی از جدِّ اکرمت بر تو کلامِ فاطمه انگار داده اند موسی سِرِشتی و گُلِ موسی بن جعفری دین را نمک به کام تو بسیار داده اند هستی فقیه و مجتهده در علومِ دهر بر تو عجیب بینشِ بیدار داده اند پا جای پای حجّتِ سرمد گذاشتی با تو به ما بشارت و إنذار داده اند طی کرده ای چه ناب مسیرِ امام را زیبات، نامِ قافله سالار داده اند میخواستی که زائر کوی رضا شوی بعد از عروج، رخصت دیدار داده اند حالا دفاع از حَرمت تا هنوز هست صحن و رواق محترمت تا هنوز هست تو در تمام مُلک و مَلک تا نداشتی آنگونه خِلقتی که تو همتا نداشتی روحِ مجرّدِ تو همان نور فاطمه ست نوری که جز به صُلبِ علی جا نداشتی وقتی شدی تو خانه بدوشِ امام خویش جز انفجارِ نور تمنّا نداشتی در مقطعی که نهضتِ تو انقلاب کرد غیر از خدا تو هیچ کسی را نداشتی روح خدا به مکتب تو رُشد کرده است غیر کلامِ حق، یَدِ بَیضا نداشتی در نوجوانی اَت به فِقاهت رسیده ای در پُرسشی نبود، که فتوا نداشتی شد حوزه های علمیه از عِلم تو علَم ای عالمه که عِلم ز دنیا نداشتی شأن و مقامِ شامخِ تو همچو زینب است با آنکه عمرِ زینب کبری نداشتی آنچه مصائب است چشیدی ولی یقین بر نیزه رأس زادۀ زهرا نداشتی از ساوه تا به قم به شما مرحبا رسید از کوفه تا به شام به زینب جفا رسید شعر:حاج محمود ژولیده http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
از آسمان که آمده بودی، لبخند می‌زدی به «رضا»یت اشکی نشست گوشه‌ی چشمش، تا «فاطمه» زدند صدایت رنج سفر برای تو آسان، شب از قبیله‌ی تو هراسان شد قبله‌ی دل تو خراسان، ای عطر دوست، قبله‌نمایت! من تشنه‌ای رسیده به دریا، با حسرت زیارت زهرا دربان! بگو ملیکه‌ی قم را: از راه آمده‌ست گدایت پای ضریح سر بگذارم، بال و پری اگر چه ندارم خود را به دست تو بسپارم، تا پر کشم به سوی خدایت لبخندِ شهر تو نمکین است، «قم»، قلب مهربان زمین است ما هر چه داشتیم همین است: جان‌های ما، کریمه! فدایت ای دختر یگانه‌ی مادر! میراث جاودانه‌ی کوثر! مثل علی نیامده دیگر، کو همسری به شأن سرایت؟ می‌بارد از ضریح تو رحمت، از آسمان اسم تو عصمت، از «اشفعی لنا»ی تو «جنت»، وا شد به‌ روی ما، به دعایت این شاعرت دلش شده آهو، آهو اسیر شهر و هیاهو اذن زیارتی بده بانو! این شعر را نخوانده برایت شعر:قاسم صرافان http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
《 آئینه دار زُهرۀ زهرا 》 امشب ازآسمان ،مه انور رسیده است آئینه ای ز نور پیمبر رسیده است این جلوه و جلال کدامین ستاره است کز آسمان به جلوه ی دیگر رسیده است کم کم طلوع صبح وفا دیدنی شود گوئی شب فراق به آخر رسیده است ازمشرق مدینه پی عرض احترام مهرفلک به دامن پر زر رسیده است وقتی طنین بال ملائک بلند شد آمدخبرکه جلوه ی داور رسیده است یک گل به نام حضرت معصومه ازخدا امشب به دست موسی جعفر رسیده است هفت آسمان نظاره گراو بود که او باشوکت وجلالت وبا فر رسیده است آئینه دار زُهرۀ زهرارسید و باز گفتند نورزُهره ی ازهر رسیده است این است بانویی که مقام رفیع او تا بام عرش خالق اکبررسیده است این است گوهری که زدریای علم ودین برساحل حقیقت ِباوررسیده است این است آن کریمه که ازجودومکرمت فیضش به ناتوان وتوانگررسیده است این است آن شفیعه که ازقدر ومنزلت آوازه اش به عرصه ی محشر رسیده است کم گفته ام اگرکه بگویم برای او همچون مقام ساره وهاجر رسیده است هرچه رسیده است برآن حضرت ازخدا ازقدرروزگارفزون تر رسیده است ازداستان غُربت درد آشنای او موجی ز درد برمژه ی تر رسیده است کی نا امید می رود ازدرگهش برون هرکس که باامید به این در رسیده است برزائر بهشتی کویش ندا دهند لب تشنه ای به چشمه ی کوثررسیده است با التفات اوست«وفایی»اگرتو را ازکردگار رزق مقدّررسیده است شعر:سیدهاشم وفایی http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
《 بانوی آفتاب 》 امشب شميم آمدن گل رسيده است يعنی گلی به گلشن هستی دميده است جانبخش تر ز رايحه ی گلشن بهشت برما نسيم مرحمت حق وزيده است ازآسمان هفتم خود نور كردگار خطی زنور تابه مدينه كشيده است مهری به روشنایی آئينه ی عفاف ازنور لايزال خودش آفريده است درآسمان نوشت كه معصومه  نام اوست نامی كه روشنایی قدرو مقام اوست موسي كه از رسيدن او باخبر شده درطور خويش شاهد نور شجرشده لبخند گرم اوبه همه می دهدنشان آثار شادمانی او بيشتر شده ازنجم ثاقبی كه دميده به دامنش آغوش نجمه جلوگه آن قمر شده شكرانه ی شكفتن آن بانوی عفاف موسی نشسته گرم نماز سحر شده خيل فرشتگان به فلك مات مانده اند ازآسمان به مقدم اوگُل فشانده اند ای دل مدينه از همه جا ديدنی تر است ازكعبه ازمحيط صفا ديدنی تراست روكن براين حريم كه ازمسجدالحرام اين قبلگاه اهل ولا ديدنی تراست او سيب سرخ گلشن موسی بن جعفر است يعنی كه از بهشت وفا ديدنی تر است از هركه شادمان شده در اين بهارعشق گلخنده ی امام رضا ديدنی تراست روبر حريم قدسی اين دلنواز كن عيدی دهدامام،تودستی درازكن اين فاطمی نسب كه بودفاطمی مرام آئينه ای ز عصمت اوراگرفته وام من عاجزم ز درك مقام كسی كه هست هم بر امام دخترو هم خواهرامام اوآن كريمه ای است كه ازفيض حق بود خيركثير بر همه عالم علی الدوام هرروز درحريم بهشتی او ز عرش خيل ملك رسندحضورش به احترام زيبد به او كه آينة ذات كوثراست اوكوثر مقدس موسي بن جعفراست ای ا فتخار مكتب قرآن خوش آمدی ای خواهر امام خراسان خوش آمدی هرچند درمدينه شكفتی چوگل ،ولی بانوی آفتابی ايران خوش آمدی گنجينه ی عفاف و شرفنامه ی حيات آئينه ی نجابت و ايمان خوش آمدی پروانه سان ملائك رحمت ندا دهند ای شمع بزم محفل خوبان خوش آمدی بال فرشتگان خدا فرش راه توست روشن ترين سپيده ی دل ها نگاه توست شهرعلوم قم زتو وخود عليمه ای درعلم و فضل و دانش و تقوا  فهيمه ای گويند عالمان جهان برتو  عالمه اجداد تو حكيم جهان تو حكيمه ای قدرت فزون تراست از آن چه سروده اند ساره چو هاجراست براين در ند يمه ای حاجت رواست سائل درگاه جود تو ازبس رئوف هستی و بس كه كريمه ای هركس غريب بردرت آمد غريب نيست ازچشمه ی عنايت تو بی نصيب نيست بابرقی از نگاه تو رخشنده می شوم با آفتاب مهرتو تابنده می شوم احساس سرفرازیم ازبا تو بودن است ای سرفراز، بی تو سرافکنده می شوم ازشعر نارسا وازاين كوتهی طبع باردگر حضور تو شرمنده مي شوم لطفت هميشه شامل حال«وفایی»است ازاين مرام توست كه دل زنده مي شوم اين شعر رابه پاي محبّت حساب كن آئينه ی وجود مرا ناب ناب كن شعر:سیدهاشم وفایی http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
۴٧ (سرود حضرت معصومه س) عالم هستی چنان وادی طور است خانه ی نجمه پر از شادی و شور است از قدم دختر موسی جعفر شهر مدینه دوباره غرق نور است حضرت معصومه آمد گل زهرا۲ بر عاشقان این پیام آمده امشب بر همه لطف مدام آمده امشب معصومه اخت الرضا عزیز نجمه دختر هفتم امام آمده امشب حضرت معصومه آمد گل زهرا۲ گلی ز گلزار دین آمده امشب بر شیعه حبل المتین آمده امشب از نسب احمد و حیدر و زهرا هدیه ی حی مبین آمده امشب حضرت معصومه آمد گل زهرا۲ آمده از بحر دین دُرِّ یگانه فاطمه خصلت بود زینب نشانه سوی زمین حور و غلمان و ملائک ز بهر تبریک او گشته روانه حضرت معصومه آمد گل زهرا۲ کریمه و صاحب خلق عظیم است حریم تو همچو جنات نعیم است دختر موسی و نجمه از کرامت هدیه ز سوی خداوند کریم است حضرت معصومه آمد گل زهرا۲ بانوی عالم نمودی به من احسان بر تو شدم از کرامات تو مهمان سر تا به پا دردم ای شمسه ی عصمت درد مرا از کرامت کنی درمان حضرت معصومه آمد گل زهرا۲ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث