eitaa logo
اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
1هزار دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
330 ویدیو
35 فایل
http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
❣خورشید هفتم امشب تمام مُلک و مَلک در ترنم است چون موسم دمیدن خورشید هفتم است آن فیض لایزال که مشتق ز نور او خورشید آسمان رضا، نور هشتم است آن پرتو جمال خدایی که طور او آیینه‌زار حضرت معصومه در قم است موسای طور قرب که در پیشگاه او صدها کلیم بی «اَرِنی» در تکلم است بگرفت دست عیسی مریم ولای او کز پای دارِ فتنه، به چرخ چهارم است هر صبحدم فریضۀ حق بر امین وحی بر حضرتش ادای سلام ٌعلیکم است دلتنگی‌اش مباد که در غنچۀ لبش لطف شکوفه‌باری باغ تبسم است... نور خدا در آینۀ آفتاب تو حیرت‌فزای دیدۀ افلاک و انجم است عدل مجسمی تو و هر دادخواه را در بارگاه لطف تو شوق تَظَلُّم است یزدان نخواست تا غم روزی خورد کسی با لطف تو که قاسم الارزاق مردم است آن سر که نیست خاک درت در تنزُّل است وان دل که نیست جای تو، جای تألُّم است طاعات منکران تو در روز رستخیز آتش‌بیار معرکه مانند هیزم است در روز حشر جز تو شفیعی مبادمان جایی که آب هست چه جای تیمم است؟ با نعمت ولای تو «پروانه» را چه غم عمری‌ست در بهشت که غرق تنعم است استاد محمدعلی مجاهدی 🦋 http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
"عیـد غـــدیــر خم مبارک باد" ا࿐❈❁࿐✿࿐❈❁࿐ا علـى ای فــدایـی عشـق حــق! سر و جـان فــدای تو یـا علـی! کـــه بقـــای عـــالمـیـــان بُـــوَد همـه از بـقـــــای تــو یـا علــى! دو جهــان و خِلقـت مــاخَلَـــق بـُــوَد از ولای تــــو یــا علـــی! نه عجـب اگـر که بـه مــدح تو زده دم خـــدای تـو یــا علــی! کـه مــدیـــح ذات خـــدا بـُـوَد بخــــدا ســزای تــو یــا علــی! بشر از مدیـح تو عـاجـز است اگــرش خــدا ، نــدهــد مـَــدد خـِـرد از ثنــای تو قـاصر است اگــرش کمــک ، نکنـــد صمـَــد سخـــن از بیـــان ِ مقــــام تــو شده غـــرق حیـــرتِ لا تُعـَـــد که به شـأن ذات تو گفته حـق حـَسَــنـات و مِـدحـت لایـُـــرَد بخــــدا روا بـُــــوَد ار خـــــدا بـکـنـــد ثنــــای تــو یـا علــى! ز مـدیــح ذات و صفـــات تــو شده عقــل خلـق زمـانـه مـات کـه بیــان وصف صفـــات تــو نبُـــوَد قـــریـــن ِ مقــــام ذات ز علـــوّ ِ فضــل و کمــــال تــو متـحیــــر آمــــده کــائـنـــــات چو ثنـــای قــدر و جــلال تــو دو جهـان ز فتـنه دهد نجــات بجــز آن کسی‌ که نسـوده سر بــه در ِ ســرای تـــو یـا علــی! تــویــی آن ولــی جهـــان‌‌گشـا که جهــان بـوَد به تو پــایــدار تـویـی آن یگانه‌ ی حــق ســتا کـه حقــایـق از تو شد آشکــار تــویـی آن وحیــد مـوحــدیـن تــویـی آن موحــد حق شعــار تــویـی آن امیـــر سریــر دیـن تـویی آن مُسبّب هشت و چـار کــه فـــــراز دوش نبــی بُـــوَد اثـــــر دو پــــای تـو یــا علــی! تــویـی آنکه زهـــد و دیـانتـت شـده رهنمــــای مـــوحــــدیـن تـویـی آنکه منطق و حکمتـت شده مَشی و سرخط اهل دین تـویـی آنکــه نهــــج بــلاغتـت شــده نهــــج طــاعـت متّقیـن تـویـی آنکــه پنــــد حقیـقتـت شـده درس مکتـب نــاصحیـن تــویـی آنکـــه لایـــق تـو بـُـوَد سخــن خــــدای تــو یـا علــی! چو بخواست خـالـق لـم یــزل نظری به خــود کنــد از کمــال بـه عیــان چو آینــــه بـایـدش علی‌اش شد آینـــه‌ ی خصــال به علـى نظـر کن و حــق ببـین ز کمـــال و مــرتبـت و جـــلال کــه علــی‌ست آینـــه ‌ی خـــدا به خـــدای خـالـق ذوالجـــلال بخــدا که صـورت حـق عیــان بُـــوَد از لقــــای تــو یـا علــی! على ای خلاصه ‌ی کاف و نون کــه فلـک بــوَد بـه اطــاعـتـت علــى ای عصــاره‌ ی مـایکــون کــه ملـک متـــابـــع طــاعـتـت علــى ای حقـیــقـت بنـــدگــی کـه جهـــان رهیــن عبـــادتــت علــى ای نتـیجـــه‌ ی مـاخَلــق کــه بشــر ، طفیـــلی حکمتـت علــى ای کــه خـِلقــت مـاسَـوا نـبـُـــوَد ســوای تـــو یـا علــی! به خــدا قسـم کـه به غیـر تـو نکـنــــم بــه نقطــــه‌ای اتکــــا کـه منـــم به لطـف تــو متّکـی تـــو ز رأفـتـــم شــده متـّکــــا نــــزنـــم دم از دگــــری مگـــر کـه به مـِدحـت ِ تـو کنــد ثنـــا نکنـــم نظـــر بـه کسـی مگـــر که تــو اش نظــر کنی از وفــا به خــدا قسم کـه همیـشه دم زنــــم از ولای تـــو یــا علــی! منـــم آن کهـیــنه غــــلام تـــو کـــه بــه آرزوی تــو زنــــده‌ام بـــه در ِ ســـرای تـــو خســروا ز خلـوص، چــاکــر و بنـــده‌ام بــه ره ِ وصــــال تــو تــا ابـــد ز ازل ـ شهــــا ، گـــروَنــــده‌ام کــلـمــــات کـــاملـــه ‌ی تــو را به سمـــاع جـــان شـنونــده‌ام کـه کـــلام کــامـل حـــق بُــوَد سخـــن رســای تــو یــا علــی! به امیــد لطــف تـــو زنـــده‌ام که رسم به وصــل جمــال تــو به هــوای عشق تو سرخـوشم بــه امـیـــد درک کـمـــــال تــو نـه من از قصــور کمــال خـود شده محـو عــزّ و جـــلال تــو کـه خــلایــق دو جهـــان شده همه مـات خُلق و خصــال تــو همگان به طـاعـت و بنـــدگـی شـده در قفـــای تـو یـا علــی! چه خوش‌است اگر ز ره کــرم قــدمـی بــه دیــده‌ ی ما نهـی تـــو شـهـنـشــهـی و روا بـُــوَد کـه قــدم به کــوی گـــدا نهـی نظـــرِ عطـــوفــت و رحمـتـت بــه جهــــانیـــان ز وفـــا نهـی ز بــــلاد شـیعــــه و مسـلمیـن همه جـور و کیــنه جــدا نهـی کـه کسی بـه دفــع معــانـدیـن نـرسد بـه پــای تــو یــا علــی! ملکــا به (شمس قمی) کنــون نظـــری ز مهــــر و وفـــا نمـــا چـو تــو شــاه مُلـک کــرامتـی نظـــری بــه ســوی گـــدا نمــا ز خــــزانــه ‌ی حسـنات خــود درمـی بــه بنــــده عطـــا نمــا ز عطــــای عـــالیـــه‌ات شهـــا دل مــا ، غـــریــق صفـــا نمـــا کـه دوچشـم ما شده منـــتظر بـه ره عطــــای تــو یــا علــی! شادروان سید عليرضا شمس قمی http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
مدح ولادت حضرت امام کاظم ع ای وجودت مطلع الانوار یا موسی ابن جعفر  ای جلالت برترازگفتار یا موسی بن جعفر ای رواقت کعبه دل وی حریمت طور سینا  ای هزاران موسیت زوّاریا موسی بن جعفر ای خوش آن بیمار کز فیض تو می جوشد شفایش ای هزاران عیسیت بیماریا موسی بن جعفر ازتو می گیرد تجلّی سینه ام چون طور سینا  وزتوباشد چشم دل بیداریا موسی بن جعفر دردمندم مستمندم بی پناهم روسیاهم هرکه هستم باتودارم کاریاموسی بن جعفر کظم غیظ و حسن خلقت دل برد حتّی زدشمن همچو جدّت احمد مختاریا موسی بن جعفر می توانی در زخیبر سرزجسم عمر وگیری  در غزا چون حیدرکرّار یا موسی بن جعفر در دهانم می شود درّ سخن قند مکرّر  چون کنم مدح توراتکراریاموسی بن جعفر پیش هفو و پای جود ونزد احسانت بود کم هرچه باشد حاجتم بسیاریا موسی بن جعفر هر که بودم با تو بودم هر که هستم با تو هستم  در گلستان شمایم خار یا موسی بن جعفر ای که دشمن داد دشنام و نوازش کردی از او  دوستم دستی به سویم آریاموسی بن جعفر نیست آن قدرم که گردم زائرصحن وسرایت  خاک زوّارت مرابشماریاموسی بن جعفر هدیه هر کس از برای یار آرد گوهری را  این من واین چشم گوهرباریا موسی بن جعفر من به عالم گفته ام خاک دراین آستانم لطف کن پابرسرم بگذار یا موسی بن جعفر از چه در زندان به جز زنجیر غمخواری نداری ای به خلق عالمی غمخواریاموسی بن جعفر با کدامین جرم شد ساییده ساق پات مولا ازچه دیدی روزوشب آزادیاموسی بن جعفر بر تو می گریم که زندان تو حتّی روز روشن بوده تیرتر زشام تار یا موسی بن جعفر بر تو می گریم که از زنجیر و کند و تازیانه  برتن پاکت بود آثار یا موسی بن جعفر بر تو می گریم که درخاک وطن ذرّیه ات را گردغربت مانده بررخساریاموسی بن جعفر برتو می گریم که بود ی روزه و هنگام مغرب  کردی ازخون جگرافطاریا موسی بن جعفر برتو می گریم که از خرمای زهرآلود دشمن بود در قلبت شرارنار یا موسی بن جعفر برتو می گریم که تابوت تو بود از تخته در  در میان کوچه و بازار یا موسی بن جعفر کند بر پا غل به گردن ، اشک بررخ ، زهردردل  شدنصیب حضرتت هرچاریاموسی بن جعفر من نمی دانم در آن زندان چه دیدی لیک دانم مرگ خودرادیده صدباریا موسی بن جعفر حاج غلامرضا سازگار http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
(لولاك لما خلقت الافلاك) ‌‌ ‌‌مقصـود خــدا ز خلقــت نــوع بشـر ‌ ‌بی شبهه بـوَد شـاه ولایـت ، حیــدر ‌ ‌گر عشق علی نیست کسی را در سر ‌ ‌بـایـد که نمـاید این سؤال از مـــادر ‌ ‌سید محمدرضا شمس (ساقی) http://eitaa.com/shamssaghi
بنام خداوند سبحان هر کجا پا بنهی می‌شود آنجا آباد هرچه را سرنزنی خشک شود از بنیاد بر درختی بزنی تکیه اگر ثانیه ای در فراقت بزند لحظه ی رفتن فریاد یک جهان منتظر دیدن روی تو بود که از آن دور کنی هر بدی و هر بیداد تا نیایی به خدا غصه به پایان نرسد دل غمدیده بدون تو نمی‌گردد شاد پشت در ام ابیها ز تو میخواست مدد با ظهور تو شود حضرت زهرا امداد عقل هر بی خبری گشته اسیر هوسش با قدوم تو شود زین قفس خود آزاد بی تو هرجا که روم رنگ سیاهی دارد لحظه ها صورت شلاق و فراقت جلاد تیشه ای باید و کوبیدن بر کوه فراق هجر تو صخره ما آمدنت چون فرهاد ای امامیکه بحق ناصر و منصور تویی با نگاه تو شوم اهل وفا چون مقداد عشق یعنی که شوم تا به ابد پیرو تو خواه باشی نجف و کوفه و قم یا بغداد ذکر ما گشته کنون خواندن تعجیل فرج شیعه با یاد تو بیشک بشود چون فولاد بارالها !! برسان " صاحب" ما را ز سفر تا شود " ثانیه ها " با برکت چون اعیاد منصور کمالی 20 ذی حجه 1444 ه ق 18 تیرماه 1402 ه ش اللهم عجل لولیک الفرج http://eitaa.com/gom121
نمی‌دانم جهان، خالی چرا از شر نمی‌گردد ؟ بنی آدم ، شریکِ دَرد ِ یکدیگر نمی‌گردد ؟ اگر ابلیس را قدرت نمی‌دادی خداوندا...! عیان می‌شد که حتی یک نفر کافر نمی‌گردد یقین دارم که شد ابلیس، غالب بر بشر، زیرا دلی خالی ز بغض و کینه‌ی مُضمر نمی‌گردد چو بذر کینه را قابیل در دل کاشت از اول درخت همدلی و مِهر ، بارآور نمی‌گردد برادر ، با برادر چون شود دشمن بدون شک انیس و خیرخواه مادر و خواهر نمی‌گردد همه دم از خدا و دین و مذهب می‌زنند اما به باطن یک نفر حتی خداباور نمی‌گردد به ظلْمات فنا خو کرده این مخلوق بی ‌وجدان همه نحس‌اند و یک تن نیز نیک اختر نمی‌گردد دَد و دیوند این نامردمان آدمی صورت که این‌سان نیز حتی گرگ و گاو خر نمی‌گردد اگرچه لفظ انسان زینت این خلق می‌باشد ولی آدم ، کسی با زینت و زیور نمی‌گردد چنان گندی زده این اشرف مخلوق ، بر عالم که پاک این گندها با زمزم و کوثر نمی‌گردد سؤالی می‌کشد ما را که از این خلقت جانکاه چرا مأیوس از خلق بشر ، داور نمی‌گردد پدر ، آدم ؛ ولی فرزندِ آدم چون نشد آدم ستروَن از چه دیگر حضرت مادر نمی‌گردد ؟ بشر خونریز بود از بَدوِ خلقت نیز تا پایان بوَد خونریز و دنیا هم از این بهتر نمی‌گردد ز نص جمله‌ی " لولاكَ " ، فهمیدم که در عالم بجز آل محمد(ص) هیچکس سروَر نمی‌گردد هدف از خلقت عالم ، محمد بوده چون؛ یعنی منزه از گنه ، جز آل پیغمبر (ص) نمی‌گردد ز دینداری ما و آل پیغمبر (ص) همین دانم خزف باشد ز گِل ، هم‌سنگ با گوهر نمی‌گردد ملاکِ برتری ، رنگ و نژاد و خون نمی‌باشد اگرچه شاه باشد ، برتر از قنبر نمی‌گردد یلی در راه دین از خطه‌ی ایران به دانایی نظیر حضرت سلمان دانشور نمی‌گردد کسی که ساغری گیرد ز دست ساقی کوثر دگر دنبال جام و ساغری دیگر نمی‌گردد میان خیل اصحاب وفادار علی (ع) هرگز امیری جانفدا ، چون مالک اشتر نمی‌گردد نظیر جندب و مقداد و عمار و دگر یاران به حق‌گویی چو حُجر و میثم و بوذر نمی‌گردد شهید کربلا گشتند هفتاد و دو گل اما گلی در بین گل‌ها چون علی اصغر نمی‌گردد سه ساله دختری که از غم مرگ پدر جان داد کسی همچون رقیه ، آن گل پرپر نمی‌گردد به راه علقمه تشنه لبی با پیکری بی دست یلی چون حضرت عباس آب آور نمی‌گردد جوانمرد رشیدی که بوَد تالی پیغمبر(ص) شهید نینوا ، همچون علی اکبر نمی‌گردد اگرچه این همه گفتم ولی داغی درین عالم چو داغ شاه دین آن خسرو بی سر نمی‌گردد خدایا نقص دارد خلقتت طرحی دگر انداز که بینی هیج انسانی خیانتگر نمی‌گردد چو معصوم آفریدی آل طاها را همین کافی که شیطانت حریف دوده‌ی حیدر نمی‌گردد منزه از گنه باشد اگر هر کس ، تو خود دانی حریفش نیز شیطان با دو صد لشکر نمی‌گردد چو شیطان آفت انسان شد از آغازِ این خلقت یقین نخلی که زد آفت، دگر خوش‌بر نمی‌گردد بشر را چون ‌که او ، آمر بوَد با اذن رحمانی لب انسان ، بدون اذن شیطان ، تر نمی‌گردد اجل را گو خدایا ، تا بگیرد جان شیطان را که انسان ، مُرده‌ی ابلیس را نوکر نمی‌گردد ازین وضعی که می‌بینم گمان دارم خداوندا مُیسّر ، پاسخ شعرم به جز محشر نمی‌گردد که می‌بینم بشر را جمله در قعر جحیم اما کسی خلد آشیان ، جز آل پیغمبر نمی‌گردد سخن کوتاه کن (ساقی) سرودی آنچه را باید که تفسیر کلامت جا ، به صد دفتر نمی‌گردد. سید محمدرضا شمس (ساقی) http://eitaa.com/shamssaghi