السلام علیک یا اباعبدالله الحسین
#ورود_کاروان_به_کربلا
قدری به سینه آه برایم بیاورید
پیراهن سیاه برایم بیاورید
اخبار بین راه برایم بیاورید
تربت ز قتلگاه برایم بیاورید
دارد حسین میرود انگار کربلا
دارد دل رسول خدا میشود مذاب
میریزد اشک روضه ز چشم ابوتراب
شد نوحههای فاطمه هم نالۀ رباب
کودک چقدر میخورد از نهر آب، آب
دارد عجیب قصۀ غمبار، کربلا
این نالۀ دمادم زهرای اطهر است
زینب بدان که کرب و بلا پر ز لشگر است
تا چند روز بعد، حسینِ تو بی سر است
آنروز روز غارت خلخال و معجر است
بدتر ز روضۀ در و دیوار، کربلا
گریان توست مادر تو ای حسین من
بر نیزه میرود سر تو ای حسین من
گردد اسیر، خواهر تو ای حسین من
گردد یتیم، دختر تو ای حسین من
تا شام و کوفه همره اغیار، کربلا
عباس من! تو دور و بر کاروان بمان
همراه زینب و کمک بانوان بمان
پشت و پناه لشگر و پیر و جوان بمان
پیش حسین من به تمام توان بمان
بی تو نداشت سید و سالار، کربلا
این قافله به سوی شهادت روانه است
شبنامههای مردم کوفه بهانه است
از غربت حسین هزاران نشانه است
در انتظار زینب من تازیانه است
زینب کجا و کوچه و بازار، کربلا
شعر: حاج محمود ژولیده
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
#کانال_اشعار_۱۴_معصوم_ع_واحادیث
#حضرت_مسلم_علیهالسلام
#شب_اول_محرم
دارم وصیت میکنم شاید نیایی
با باد صحبت میکنم شاید نیایی
دارد مسیرت را نشانم میدهد باد
از روی دروازه تکانم میدهد باد
با داغِ بیاندازه میگِریم که برگرد
از بِین این دروازه میگِریم که برگرد
با سر میان کوفیان مهمانم آقا
تا لحظهای که میرسی میمانم آقا
روزی که میآیی مرا بشناس وقتی
از روی این دروازه آویزانم آقا
هر روز سنگم میزنند از دور و نزدیک
بازیچهی تمرینِ این طفلانم آقا
هر روز یک دندان من کم میشود تا...
قربان دندانت شود دندانم آقا
شرمندهام اینجایَم و بال و پَرم ریخت
دیدی که کوفه خاکِ عالم را سرم ریخت
من با چه رو گویم نیا رویی نمانده
قلبم پُر از درد است و دارویی نمانده
دستی که بیعت داد دستم را شکسته
از بس مرا زد زخمِ بازویی نمانده
طفلان من از گوشهای دیدند من را
از زخمهای کوفه اَبرویی نمانده
نزدیک نه از دور کوفی دورهام کرد
آنقدر زد تا دید پهلویی نمانده
تا دِق نکرده زینب از بیراهه برگرد
گهوراه تا نَشکَسته با ششماهه برگرد
هرچیز کم باشد در اینجا غم زیاد است
در کوفه میبینی که نامحرم زیاد است
از خیزران و تازیانه حرف کم نیست
از خار و سنگ و کعب نِی مرحم زیاد است
ششماهه نه حتی برای مردها نیز..
یک تیغه از تیرِ سهشعبه هم زیاد است
دست نوازش با یتیمی نیست اما
پنجه برای گیسوی درهم زیاد است
آبی برای تشنگان اینجا ندارند
در شهر گویا طفلِ بی بابا ندارند
تنها شدم تا سر به زیری را بفهمم
شد بسته دستم دستگیری را بفهمم
هِی سنگ خوردم زخم خوردم طعنه خوردم
تا رنج بازار و اسیری را بفهمم
من را به زنجیرش میانِ کوچه گرداند
تا زخمِ پاهای کویری را بفهمم
دندان من خون شد به یادِ دختر تو
تا دردِ دندانهایِ شیری را بفهمم
دلها در اینجا سنگِ دیوار است برگرد
وقتِ حراجیهایِ بازار است برگرد
شاعر: حسن لطفی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
#کانال_اشعار_۱۴_معصوم_ع_واحادیث
#حضرت_مسلم_علیه_السلام
الا کوفه ای شهر بی دردها
گرفتار بیدادِ نامردها
به پشت تو بار همه ننگ ها
همه بی وفایی و نیرنگ ها
بود تا صف حشر بر دامنت
به محراب، ننگ علی کشتنت
عجب میهماندار مسلم شدی
شب بی کسی یار مسلم شدی
از آن کو به کو با منت جنگ بود
که جرم علی دوستی سنگ بود
لبم تشنه بود و تنم خسته بود
در خانه ها بر رویم بسته بود
چه نامرد بودند نامردها
چه بی درد بودند بی دردها
همین ننگشان بس که در این دیار
به مسلم، زنی گشت مردانه یار
زنی بین نامردها مرد بود
به زهرا در این شهر همدرد بود
نبود این جنایت ز تو باورم
که دستم ببندی ببرّی سرم
گذشت آنچه آمد به روز و شبم
نفس های آخر بود بر لبم
خداحافظ ای پایتخت علی
گواه شب و روز سخت علی
خداحافظ ای شهر نیرنگ ها
خداحافظ ای کوچه ها، سنگ ها
خداحافظ ای قتلگاه علی
شریک غم و سوز و آه علی
خداحافظ ای اشک ها آه ها
خداحافظ ای نخل ها چاه ها
خداحافظ ای طوعه! بین همه
جزای تو با حضرت فاطمه
خداحافظ ای میزبان شبم
گواه شب و گریه ی یاربم
خداحافظ ای هر دو فرزند من
دو قربانی من دو دلبند من
خداحافظِ گریه و سوزتان
نماز شب و روزه ی روزتان
خداحافظ ای نازنین دخترم
کجایی به دامن بگیری سرم
اگر نیست دامان من جای تو
پس از این حسین است بابای تو
بود بر لبم آخرین زمزمه
خداحافظ ای یوسف فاطمه
خداحافظِ نغمه ی یاربت
بگو تا حلالم کند زینبت
الا کوفه! این سنگ، این فرق من
بزن هر چه داری، به زینب نزن
علی هرچه آمد زِ تو بر سرش
بیا و تلافی کن از دخترش
مبادا در اطراف او صف زنند
به قتل عزیز دلش کف زنند
در این جا چو آل علی پا نهند
مبادا به آنان تصدّق دهند
به قصر تو زینب اگر پا نهاد
مده چوب را دست ابن زیاد
به مهمان ستم داشتن خوب نیست
لب خشک را طاقت چوب نیست
مرا درد و رنج و غم عالم است
که فریاد آن بر لب «میثم» است
شعر:حاج غلامرضا سازگار
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
#امام_حسین_علیه_السلام
#آغاز_محرم
#غزل
«گوهر اشک»
شادی هر دو جهان بیتو مرا جز غم نیست
جنت بیتو عذابش ز جهنم کم نیست
در دم مرگ اگر پا به سرم بگذاری
عمر جاوید به شیرینی آن یکدم نیست..
تا خدایی خدا هست، لوای تو به پاست
زآنکه جز دست خدا، حافظ این پرچم نیست
هم خدا داند و هم عالم و آدم دانند
که به جز رایت عشق تو در این عالم نیست..
ملک هستی همه ماتمکدۀ توست حسین
جایی از ملک جهان خالی از این ماتم نیست
گوهر اشک عزای تو به هر کس ندهند
اهرمن را شرف داشتن خاتم نیست
گریه بر پیکر مجروح تو باید همه دم
که جراحات تنت را به از این مرهم نیست
تو به جا ماندی و ظالم اثرش هم شد محو
پایۀ ظلم که در دار جهان محکم نیست
سائل توست کسی کز تو، تو را خواهد و بس
آنکه شد طالب تو در طلب دِرهم نیست
داد مظلومی تو ملک خدا را پر کرد
عالمی نیست که با یاد غمت، دَرهم نیست..
شعر: استاد حاج غلامرضا سازگار
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
#امام_حسین_علیه_السلام
#آغاز_محرم
#غزل
«حسینیۀ دل»
روشن آن چشم که در سوگ تو پُر نم باشد
دلربا، نرگس این باغ به شبنم باشد
تا بدانند کجا بزم عزای تو به پاست
دودِ آهِ دلِ عشّاقِ تو پرچم باشد
دل حسینیه؛ نَفَس نوحه؛ تپش سینهزنیست
دم بگیریم که عمر همه این دم باشد
به خدای حرم و کعبه قسم، ای حُجّاج!
هر که مُحرِم به مُحَرّم شده، مَحرَم باشد
آن که دارد غم عشق تو ندارد غمِ هیچ
که نشاط دل عالم، همه زین غم باشد
خانۀ تنگِ دلم نیست شبی بی مهمان
لحظهای نیست که دل بی غم و ماتم باشد
مطلع «صائب تبریز» به یادم آمد
آنکه در شیوهاش استاد مسلَّم باشد:
«گر صفای حرم کعبه به زمزم باشد
زمزم اهل صفا دیدۀ پُر نم باشد»
شعر: حاج علی انسانی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
بسمالله الرحمن الرحیم
#شب_اول_محرم_حضرت_مسلم_علیهالسلام
سلام حضرتِ بی خانمانِ من برگرد
غریبِ قافلهی بی نشان من برگرد
سلام از لب من که پیام تو بودم
فقط به جرم همینکه سلام تو بودم
سلام آنکه همین کوفه بر زمینش زد
فقط به خاطر تو سنگ بر جبینش زد
صدا زدند سلام حسین را کشتیم
پسر عموی امام حسین را کشتیم
سلام از بدنی که پُر از ستاره شده
سلام از تن مسلم که پاره پاره شده
سلام از لبِ پا خوردهام فدای سرت
سلام از تنِ تا خوردهام فدای سرت
سلام از جگری که جراحتش تازه است
سلام از بدنی که میانِ دروازه است
از این تَنی که نه سر دارد و نه سامانی
مگر که خاک شوم دست نامسلمانی
کسی که نیست میا که سلام رفته حسین
سرِ من و سرِ هانی به شام رفته حسین
مرا ببخش ولی شرح غم شنیدنی است
مرا ببخش ولی مقتلم شنیدنی است
سلام آنکه گرفتار درد غربت شد
کسی که کشتهی هجده هزار بیعت شد
کسی که نامهی یکصد هزار تن را دید
بجای آنهمه یاری پیر زن را دید
جماعت آمدم و خواندهام فُرادا را
کسی نبود بخوانم نماز عشاء را
دو کودکم دو گرسنه دو تشنهی معصوم
سپردهام به شُرِیح السلام یا مظلوم
کسی نبود به ما بین خانه جا بدهد
کسی نبود به دستم کمی غذا بدهد
هرآنچه بر سر ابنِ مُسَهَّر آوردند
سرِ من و سر هانیِ بی سر آوردند
کشان کشان نوک قلابها تنم بردند
چه زود کوچهی قصابها تنم بردند
حرام زادهای از پا کشید بندم کرد
به زور با سر قنارهای بلندم کرد
سلام از جگری که جراحتش تازه است
سلام از بدنی که میان دروازه است
چه غم که دشنهی قلاب میخورد بدنم
تمام روز فقط تاب میخورد بدنم
به زیر آتش این آفتاب میسوزم
برای دربه دریِ رُباب میسوزم
سرِ سلامت اگر رفته است سرم آقا
فدای دخترکانت دو دخترم آقا
خدا کند که مرا نور دیده نشناسد
اگر رسید پدر را حمیده نشناسد
به یاد آمدنت با نسیم نالیدم
هرآنچه بر سر تو میرسد خودم دیدم
که تشنه میشوی آب را نمیبینی
به خواب کودک بی خواب را نمیبینی
تو هم شبیه من از حال میروی آقا
میان تنگی گودال میروی آقا
میا که داغ تو آتش به استخوانم زد
سنان به نیتِ تو نیزه بر دهانم زد
*قیس ابن مسهر صیداوی ، سفیر امام که بعد از حضرت مسلم در کوفه شهید شد.
* جمعا پنج فرزند حضرت مسلم چهار پسر و یک دختر شهید شدند.
*شیخ مفید از یکصدهزار نامه کوفیان گزارش می کند.
شعر:حسن لطفی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
(مدح امام حسین)
بر حَرمت یا حسین! تا که نظر میکنم
خاک حریم تو را ، کُحل بصر میکنم
چونکه مقام تورا مینگرم ، در خیال
با تو به کرب و بلای تو سفر میکنم
تا که به یاد آورم اصغر شش ماهه را
دیدهی خود غرق در خون جگر میکنم
تا که کنم یاد تو ، اکبر گلگون قبا
دیدهی غمبار را ، ز گریه ، تر میکنم
داغ دلم تازه شد در سفر نینوا
چون نگرم بر فرات یاد قمر میکنم
با غم و غصه جدا از تو شدم یا حسین
از غم جانسوز تو خاک به سر میکنم
تا که دلم میتپد ، سینه ی غمگین من
شرح غمت بازگو ، نزد بشر میکنم
روز جزا (عامری) چشم امیدش به توست
وقت گذر ، از صراط ، با تو گذر میکنم
#ابوالفضل عامری .قم
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
هدایت شده از کانال اشعار شمس (ساقی)
(اَلسَّــلامُ عَلَیْــكَ یـٰا اَبٰـاعَبْــدِاللّٰهِ الْحُسـَیْن)
ا࿐❁❈❁࿐✿❈✿࿐❁❈❁࿐ا
#آوای_عطش
باز ، آوای غــم و حــزن و عــزا آيد به گوش
این صفیـر درد، از عــرش عـُـلا آید به گوش
آمـده مــاه محـــرّم ، ماه سـوز و اشـک و آه
ماه سرهايی كه شد از تن جـدا آيد به گوش
بانگ "هَلْ مِنْ ناصِرٍ یَنصُرْني" از سوی حسین
با دلــی خونین ز دشت کــربــلا آید به گوش
آهِ هفتـــاد و دو يـــار بــاوفـــا از دشت خون
همنــوا با آن شــه گلگــون قبـــا آيد به گوش
باز آوای فغــــان و نــــالـــه و ســوز عطــش
از گـلــــوی تشـــنـگان نیـــــنـوا آيد به گوش
باز از لـبهــای عطشان و گلـویی پر ز خـون
نــالــه های اصغــر شیرین لقـــا آید به گوش
باز آواى ابـــاالفضـــل آن علمــــدار حســـين
با نــواى ادرک ادرک يـــا اخــــا آيد به گوش
باز آواى تـــــلاوت ، بـــا نــــوایـــی آتشـــین
از سری بی تـن ز عرش نيـزهها آيد به گوش
باز آهِ جـــانگـــداز و سيــنه سـوز اهـلبيـت
از شقـاوت های خصم بی حيــا آيد به گوش
بــــاز آواى يگــــــانــــه راوى دشـــت بــــــلا
زيـنــب آن غمـپـــرور آل عبـــــا آيد به گوش
بیگمـــان از کــربـــلا بر خلـق عــالـم یکصدا
قصــه ی زیبـــایـی بـی انتهـــــا آید به گوش
تــا شـود سرمشق بر ابـنــــای آدم در جهــان
شـرح آیـــات شـریــف (انمّــــا) آید به گوش
بس غــم انگیـز است این ماهِ محـــرّم گوییا
هــایهــای گـریه از سوی خـــدا آید به گوش
جام (ساقی) پر ز خـون گردید از جــام بـــلا
بـانـگ نـوشانـوش آل مصطفــــا آيد به گوش
سید محمدرضا شمس (ساقی)
http://eitaa.com/shamssaghi