(ألسَّلامُ عَلَيْكَ يٰا أباعَبْداللّٰهِ الحُسَين)
#وصال_محبوب
آه از آن روز که شاه شهدا تنها بود
فرد چون ذات خدای احد و یکتا بود
چهره از تاب می عشق به سان گل سرخ
مست صهبای وصال بت مه سیما بود
عکس معشوق به جام دلش افکنده شعاع
سرش از آتش دیدار پر از سودا بود
مست از خیمه برون تاخت به آهنگ جدال
گرچه او مهر جهانتاب و عدو حربا بود
در پیاش اهل حرم آمده از خیمه برون
جمله را قلب پر آتش ، جگر آتش زا بود
همچنان دایره گِرد رخ شه پرده زدند
شه درآن دایره چون نقطهی پابرجا بود
هر سوی دایره از لطف، نظر کرد بدید
گردن کج زن ماتمزدهای پیدا بود
دامنش زینب دلسوخته پیچید به دست
سوز آه جگرش بر فلک اعلا بود
گفت کای همسفر خواهر خونیندل زار
کز پس جد و پدر دل به رخت شیدا بود
مادرم فاطمه یک راز سپردهست به من
آن که دیدی چو حسین بی مدد و تنها بود
غیرت لاله شده چهرهی همچون قمرش
معجز عیسیاش اندر لب شکّرخا بود
خاک راهش همه از اشک پر از گوهر کن
کن نثار قدمش هر چه در آن دریا بود
دست بر گردنش آورده گلویش میبوس
وآن لب لعل که قوت جگر زهرا بود
کرد از خواهر غمدیده وداعی که به دهر
تا جهان باشد و بودهست حکایت ها بود
تا که (انصاری) شیرین نفس این مرثیه گفت
عقل گفتش : نظر خسرو دین با ما بود
"شادروان شیخ محمدعلی انصاری قمی"
http://shaeranqom.blogfa.com
هدایت شده از کانال اشعار شمس (ساقی)
#داغدار_کربلا
سه ساله دختر سالار دشت نینوایم من
رقیّه ، کودک محنتکش شام بلایم من
عمو، بابا، برادر، جملگی رفتند و من اکنون
به سوی شام ویران با یتیمان همنوایم من
مرا وقت فَراغت بود در این سن کم ، اما
روی خارِ مغیلان، با اسیران پا به پایم من
به دیدارِ گلِ رویِ پدر ، در کنج ویرانه
به خارِ غم ز جور خصم کافر مبتلایم من
يزيد دون به تشت خون سر بابا عطایم کرد
ازین مهمان نوازیها چه گویم با خدایم من
غم مرگ پدر داغی بُوَد چون شمع بر جانم
که فردا را ندیده خامُش از این ماجرایم من
زِ زهرِ طعنِ دشمن گرچه میسوزم ز آهِ دل
ولی زهری به چشم دشمن آل عبایم من
بده (ساقی) مرا جامی که کاهد داغ ایّامم
اگر چه تا قیامت ـ داغدار کربلایم من
سید محمدرضا شمس (ساقی)
http://eitaa.com/shamssaghi
هدایت شده از اشعار شادروان شمس قمی
"زبانحال حضرت رقیه (س) در شام"
#گوشهی_ویرانه
منم بشکستهپَر مرغی که کنج لانه خاموشم
ز بیم دام صیّاد و ز کید دانه خاموشم
منم شهدخت شاه دین که از جور یزید دون
ز تخت بخت افتادم ولی شاهانه خاموشم
رقیّه ، دختر سالار دشت نینوا هستم
که از بیداد پور کافر مرجانه خاموشم
مرا مرگ پدر ، افسانهای باشد توان فرسا
که افسون گشتم و از وصف آن افسانه خاموشم
پی کالای وصلش، نقد جان خویشتن دادم
چو دیدم گنج خود را گوشهی ویرانه خاموشم
شبی کز خواب خوش برخاستم در کنج ویرانه
بدیدم رأس خون آلودهی جانانه خاموشم
یزیدم کرد مهمان رأس باب آورد در پیشم
از آن مهمان نوازی های نامردانه خاموشم
به بزم مدعی جام شهادت نوش جان کردم
چو بر پیمان خود دارم به لب پیمانه خاموشم
چراغ عمرم از باد حوادث شد خموش امّا
چه پنهان از شما کز طعنهی بیگانه خاموشم
زدم مُهر خموشی بر لب و خون ميخورم از غم
که همچون غنچهی نشکفته در گلخانه خاموشم
گر از داغ پدر چون (شمس قم) سوزد تن و جانم
ز شمع عشق میسوزم که چون پروانه خاموشم
شادروان سید علیرضا شمس قمی
https://eitaa.com/shamseqomi
(ألسَّلامُ عَلَيْكَ يٰا أباعَبْداللّٰه الحُسَين)
#شافع_محشر
آشنا چون خواست لب را با لب ساغر کند
شد حسین کرببلایی تا لب از خون تر کند
کرد محشر از فداکاری در آن محشر عیان
تا به محشر محشری آن شافع محشر کند
بست بار کربلا کای خصم دون سبط نبی
خاک گرم کربلا را میتوان بستر کند
میدهد سر در ره حق تا که گردد سرفراز
آن سری کاندر سنان با سرزنشها سر کند
میهمانی آن که با سر خانهی دشمن رود
استراحت میتوان بر روی خاکستر کند
قاری قرآن شود در تشت زر ، نزد یزید
تا که خصم بیحیا را واقف از کیفر کند
یافت چون توفیق مداحی (طلا) در روز حشر
زو شفاعت زادهی زهرا بر ِ داور کند
قم ـ شادروان عباس طلاییان (طلا)
http://shaeranqom.blogfa.com
11.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 رسم میانداری (٣)
🏴 آیین تکریم از میانداران پیشکسوت قم
بهانهای برای نکوداشت پیرغلامان سیدالشهدا علیه السلام در آستانه ایام عزای ماه محرم
این قسمت: سرمایه محبت و دینداری نسل جوان
منزل کربلایی علی ترابیان، میاندار مسجد حضرت امیرالمومنبن(ع) خیابان آذر
لینک عضویت در《 کانال》نغمه سرایان قم در( ایتا )
http://eitaa.com/joinchat/1576206338Cce9613f504
📎 نسخه باکیفیت را در آپارات اداره کل تبلیغات اسلامی استان قم مشاهده کنید👇
https://aparat.com/v/oKT7v
#تولیدی
#مقام_مجنون
#نشان_حبیب
#در_زیر_خیمهاش_همه_یک_خانوادهایم
#تبیان_قم
#بنیاد_دعبل_خزاعی
#دعبل_خزاعی_نمایندگی_قم
@tebyan_qom
متی ترانا و نراک
آشفته حالی ما ، زین غیبت تو درد است
آنکس تو را نجوید، درگیر خاک و گرد است
باید که از تو گفتن، با اشک و آه و ندبه
اینگونه هر که گردد ،پاکیزه خو و مرد است
اللهم عجل لولیک الفرج
یا صاحب الزمان
روضه خوانی میکنی روزی که بنمایی ظهور
بشنود صوت تو را هر زنده ای نزدیک و دور
العجل صاحبزمان ، ظلمت به دنیا حاکم است
مرگ تاریکی تویی ، ای بهترین مصداق نور
منصور کمالی
اللهم عجل لولیک الفرج
http://shaeranqom.blogfa.com
#خرابه_شام
السلام علیک یا رقیه بنت الحسین(ع)
آن شب رقیه ، طرز نگاهش عجــیب بود
خورشید سـر بریده برایـش غـریب بود
مضطر نشـسته بـود و بدامان سـر پدر
ذکرش مدام آیــه ی اَمّــن یُجــیب بود
یاسی که بـود شعـله ور از آتــش فراق
گرم نگاه بر رُخ شَـــیب الخَضــیب بود
گَرد و غبار چهره ی آن ماه خون چکان
تصـــویری از تجلّــیِ خَــدُ التَّـریب بود
اشکــش بـروی چـهره ی بابا روان ولی
از دســتهای گــرم پـدر بی نصـیب بود
چون مرغ پرشکسته تپش های قلب او
در انتظار وصـل پدر بـی شکیـب بود
آرام شـــد به دیــدن بابا کــنار تشــت
این ســر برای درد فـراقـش طبیب بود
پژمرده گشت دشت "شـقایق" ز داغ او
آتشــفشان سینـــه ی او پـر لـهیـب بود
:حمید رضازاده " شقایق"
کرمان
http://shaeranqom.blogfa.com