متی ترانا و نراک
آشفته حالی ما ، زین غیبت تو درد است
آنکس تو را نجوید، درگیر خاک و گرد است
باید که از تو گفتن، با اشک و آه و ندبه
اینگونه هر که گردد ،پاکیزه خو و مرد است
اللهم عجل لولیک الفرج
یا صاحب الزمان
روضه خوانی میکنی روزی که بنمایی ظهور
بشنود صوت تو را هر زنده ای نزدیک و دور
العجل صاحبزمان ، ظلمت به دنیا حاکم است
مرگ تاریکی تویی ، ای بهترین مصداق نور
منصور کمالی
اللهم عجل لولیک الفرج
http://shaeranqom.blogfa.com
#خرابه_شام
السلام علیک یا رقیه بنت الحسین(ع)
آن شب رقیه ، طرز نگاهش عجــیب بود
خورشید سـر بریده برایـش غـریب بود
مضطر نشـسته بـود و بدامان سـر پدر
ذکرش مدام آیــه ی اَمّــن یُجــیب بود
یاسی که بـود شعـله ور از آتــش فراق
گرم نگاه بر رُخ شَـــیب الخَضــیب بود
گَرد و غبار چهره ی آن ماه خون چکان
تصـــویری از تجلّــیِ خَــدُ التَّـریب بود
اشکــش بـروی چـهره ی بابا روان ولی
از دســتهای گــرم پـدر بی نصـیب بود
چون مرغ پرشکسته تپش های قلب او
در انتظار وصـل پدر بـی شکیـب بود
آرام شـــد به دیــدن بابا کــنار تشــت
این ســر برای درد فـراقـش طبیب بود
پژمرده گشت دشت "شـقایق" ز داغ او
آتشــفشان سینـــه ی او پـر لـهیـب بود
:حمید رضازاده " شقایق"
کرمان
http://shaeranqom.blogfa.com
(ألسَّلامُ عَلَيْكَ يٰا أباعَبْداللّٰه الحُسَين)
#قافلهی_غم
به گوش نالهی جانسوز ساز می آید
مگر دوباره حسین از حجاز می آید
نوای نی رسد از نینوا که سبط نبی
به مقتل از ره دور و دراز می آید
فغان که قافلهی غم سوی دیار محن
کشیده رنج نشیب و فراز می آید
به عزم کرب و بلا دختر امیر عرب
درون قافله با عزّ و ناز می آید
به دشت ماریه لیلای خسته چون مجنون
دلا دوباره به سوز و گداز می آید
ز مکّه سیّدِ سجاد تا شود از کین
سوار بر شتر بیجهاز می آید
حسین جانب محراب قتلگه چو پدر
(طلا)! برای ادای نماز می آید
قم ـ شادروان عباس طلاییان (طلا)
http://shaeranqom.blogfa.com
در رثای امام حسین "علیه السلام"
ای کشتهی غلتیده به خون پیرهنت کو
شهزاده علی اکبر گلگون کفنت کو
ای کشتهی اشرار چه شد قاسم داماد
ای پیکر صد پاره! يتيم حسنت کو
گردیده دوتا قامتت از داغ برادر
عباس علمدار ، يل صف شکنت کو
شهزادهی آزاده علی اصغر بی شیر
آن غنچهی پژمردهی شیرین سخنت کو
یاران فداکار ، به همراه تو بودند
ای حامی دین! لاله رخان چمنت کو
بردند سوی شام بلا اهل حرم را
آن دختر بی یار، گل یاسمنت کو
تا بر سر نی دید سر پاک تو خواهر
گفت ای گل بستان پیمبر بدنت کو
آمد به سر پیکر پاک تو سکینه
گفت ای به فدای تن پاکت! کفنت کو
(زیبا) به فغان گفت که ای خسرو خوبان!
اطفال ستمدیدهی رنج و محنت کو
قم ـ شادروان میرزا علی اصغر زیبا
http://shaeranqom.blogfa.com
هدایت شده از کانال اشعار شمس (ساقی)
#ترکیب_بند_عاشورایی
(صحرای کربلا)
«بند اول»
خواب از سرم پرید چو در نیمههای شب
خواب خوشی که بود به شیرینی رطب
انداختم نظر ، به سوی آسمان ، دریغ...
دیدم که کرده است به روی زمین غضب
مَه در مُحاق کامل گردون نشسته بود
ظلمت گرفته بود جهان را وجب وجب
مرغان شب_نوا همه در بهت غم اسیر
در این شبی، که گشته گرفتار در تعب
سر میکشید هر طرفی دیو ظلم و جور
بر خاک کربلا که شد از خون حق ذهب
گویی خبر رسیده که این دشت پر ملال
آبستن غمی بوَد از کینه ی عرب
از ازدحام درد ، که بر سینه ها نشست
خون در عروق عالمیان گشت ملتهَب
آری محرّم است ، که با تیغ اشقیا
خون خدا چکید به صحرای کربلا
سيد محمدرضا شمس (ساقی)
@shamssaghi
هدایت شده از کانال اشعار شمس (ساقی)
#ترکیب_بند_عاشورایی
«بند دوم»
از کربلا چو "شاه شهیدان" نشان گرفت
با اهلبیت خویش در آنجا مکان گرفت
فرمود : چونکه گشته مقدر ز سوی حق
باید درین مکان پس ازین آشیان گرفت
آبی که بود مهریه ی مادرش ، دریغ...
دشمن ز بغض و کینه از آن کاروان گرفت
بست آب را به روی حسین و تبار او...
سبقت ز خبث لشکر چنگیزخان گرفت
شش ماهه کودکی، به روی دست شاه دین
از تشنگی چو سر به سوی آسمان گرفت ـ
فریاد العطش ز زمین خاست بر هوا
دژخیم روزگار به دستش کمان گرفت
مرگا به "حرمله" که به خشنودی "یزید"
زیر گلوی "نوگل شَه" را ، نشان گرفت
گویی که آسمان ز غمش گریهخیز شد
وقتی که پاره ، حنجره با تیر تیز شد
سيد محمدرضا شمس (ساقی)
@shamssaghi
هدایت شده از کانال اشعار شمس (ساقی)
#ترکیب_بند_عاشورایی
«بند سوم»
میدان عشق بود و عداوت به کربلا
پیکار بغض بود و کرامت به کربلا
بغضی که داشت ریشه در افکار جاهلی
شد حمله ور ، به سوی امامت به کربلا
آری رذالت است که پیکار میکند
با لشکر عظیم عدالت ، به کربلا
جان میدهد امام در احیای دین حق
چون دارد از خدای ، رسالت به کربلا
از خود گذشت و کرد فدا خاندان خویش
ایثار را ببین و سخاوت به کربلا
گوش فلک شنید به معراج نیزه از ـ
رأس بریده : بانگ تلاوت به کربلا
از موج کفر ، کشتی ایمان، گذر نمود
این است رمز و راز سلامت به کربلا
مُردن به راه حق، بخدا عین زندگیست
آنکس که راه حق طلبد این زمانه کیست؟
سيد محمدرضا شمس (ساقی)
@shamssaghi
هدایت شده از کانال اشعار شمس (ساقی)
#ترکیب_بند_عاشورایی
«بند چهارم»
بنده ـ اگر چه گاه رَود راهِ اشتباه
بر حق اگر نظر نکند میشود تباه
هرچند "حُر" به روی امام آب بسته بود
اما به خویش آمد و شد دور ، از گناه
پیوست بر امام و طلب کرد با خلوص
عفو و کرم که : بگذر ازین حرّ روسیاه
گفتا : اگرچه عبد گنهکار گشتهام
اما به توبه سوی تو آوردهام پناه
غافل شدم ز خویش و شدم غافل از خدای
کز غفلتم فتاد به ناگه ز سرم کلاه
هرچند روسپید شد آخر به لطف حق
از تیرگی برون شد و پیوست بر پگاه
صبحی که مطلع ابدیت ز روی اوست
گیرد شعاع ، از رخ او روی مِهر و ماه
آزادگی : رها شدن از بند زندگیست
از حق جدا مشو که سرآغاز بندگیست
سيد محمدرضا شمس (ساقی)
@shamssaghi