eitaa logo
اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
1هزار دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
330 ویدیو
35 فایل
http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
«بند نهم» هفتاد و دو ستاره‌ی تابان معرفت هفتاد و دو شهاب درخشان معرفت هفتاد و دو نماد سلحشوری و قیام هفتاد و دو گلاله‌ی بستان معرفت هفتاد و دو نبسته به دنیا دل از وفا هفتاد و دو نشسته به پیمان معرفت هفتاد و دو رها ز زلیخای نفس شوم هفتاد و دو عزیز ، ز کنعان معرفت هفتاد و دو دلیل ، برای جهانیان هفتاد و دو پدیده‌ی برهان معرفت هفتاد و دو رسیده به سرچشمه‌ی کمال هفتاد و دو نتیجه‌‌ی عنوان معرفت هفتاد و دو ذبیح سرافراز راه دین هفتاد و دو شهید ، به میدان معرفت اسطوره گشته‌‌اند ، به راه امامِ‌شان ثبت است بر جریده‌ی عالم دوامِ‌شان سيد محمدرضا شمس (ساقی) @shamssaghi
«بند دهم» وقتی که روح "خسروِ احرار" پر کشید رنگ از رخ زمین و سماواتیان پرید عصری فرا رسید که شعله به آسمان از آه سینه سوزِ ستمدیدگان رسید اهل حرم ، اسیر به دست حرامیان طوفان بی‌‌پناهی و اندوه می‌وزید در راه شام ، قلب عزیزان اهل‌بیت (ع) در سینه‌های خسته و خونبار می‌تپید "طفل سه‌‌ساله" روی مغیلان به راه شام از بیم تازیانه‌‌ی اشرار می‌دوید "زینب" ، عزیز فاطمه آن بضعه‌‌ی رسول از بار رنج و غصه و غم قامتش خمید با خطبه‌‌ای به نزد "یزید" ستم شعار غالب شد و به نزد خدا گشت روسپید وقتی رضای حق طلبی فارغ از خودی رسوا کنی هر آنکه زند دم ز بیخودی سيد محمدرضا شمس (ساقی) @shamssaghi
«بند یازدهم» از کربلا هر آنچه نویسد قلم کم است پشت جهان ز بار چنین ماتمی خم است بر بوم کربلا بنگر تا عیان شود آزادگی و عزت و ایثار توأم است بحری عظیم هست و کناره پذیر نیست کشتی عقل ، غرق درین بحر ماتم است این راز سر به مُهرِ شهادت، به راه دوست بر آنکه نیست مَحرم اسرار ، مبهم است گر بحرها مُرکّب و راقم شود بشر از بحر عشق اگر بنویسند شبنم است از اولین بشر که خدا آفریده است در نزد او حسین همیشه مقدم است عهدی که بست روز ازل با خدای خویش اثبات کرد رشته‌‌ی این عهد، محکم است این رشته را به خون جگر پروریده است عهدی چنین ، خدا ز خلایق ندیده است سيد محمدرضا شمس (ساقی) @shamssaghi
«بند دوازدهم» راه خدا اگر طلبی؟... راه کج مپو حق را به غیر صدق عمل در جهان مجو شیطان دهد به باد فنا ، هستی تو را ابلیس را برون کن ازین سینه‌ی نکو بیهوده عِرض خود مبری در جهان دون! از کف مده! ز حق‌‌شکنی، قدر و آبرو دیدی اگر که حق کسی می‌شود تباه حق را بدون پرده و بی واهمه بگو پیراهن صداقت اگر پاره شد به تن با تار و پود زهد ریا کِی شود رفو؟ کرب و بلا ، مبارزه‌ی حق و باطل است گر شیعه‌ای ، به جز ره سالار دین مپو (ساقی) اگر چه دم زنی از جام باده‌ات مستی ز جام عشق طلب کن نه از سبو راه حسین ، راه خداوند داور است راه علی و آل شریف پیمبر است . سید محمدرضا شمس (ساقی) @shamssaghi
علیهاالسلام کوه صبر قامت کمان کند که دو تا تیر آخرش یک‌دم سپر شوند برای برادرش خون عقاب در جگر شیرشان پر است از نسل جعفرند و علی این دو لشکرش این دو ز کودکی فقط آیینه دیده‌اند «آیینه‌ای که آه نسازد مکدّرش» واحیرتا که این دو جوانان زینب‌اند یا ایستاده تیغ دو سر در برابرش؟ با جان و دل، دو پاره جگر وقف می‌کند یک پاره جای خویش و یکی جای همسرش یک دست گرم اشک گرفتن ز چشم‌هاش مشغول عطر و شانه زدن دست دیگرش چون تکیه‌گاه اهل حرم بود و کوه صبر چشمش گدازه ریخت ولی زیر معجرش زینب به پیشواز شهیدان خود نرفت تا که خدا نکرده مبادا برادرش... :: زینب همان شکوه که ناموس غیرت است زینب که در مدینه قُرُق بود معبرش زینب همان که فاطمه از هر نظر شده‌ست از بس‌که رفته این همه این زن به مادرش زینب همان که زینت بابای خویش بود در کربلا شدند پسرهاش زیورش :: گفتند عصر واقعه آزاد شد فرات وقتی گذشته بود دگر آب از سرش شعر: سیدحمیدرضا_برقعی http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
(ألسَّلامُ عَلَيْكَ يٰا أباعَبْداللّٰهِ الحُسَين) ای یکه تاز عرصه‌ی مهر و وفا حسين! وی حامی شریعت و دین خدا حسین ای سالک طریق حقیقت، ره نجات وی رهرو طریقه‌ی راه هدی حسین آزاده مرد و طالب صلح و صفا تویی ای طالب حقیقت و صلح و صفا حسین جز تو که این همه غم و انده به خود خرید ای مست جام باده‌ی قالوابلیٰ حسین کرب و بلا و غم به تن خود خریده‌ای وانگه شدی روانه به کرب و بلا حسین آری که راه عشق بسی صعب و مشکل است جز تو که می‌رود ره پر ابتلا حسین خود از منا و حل و حرم لاجرم شدی گشتی روانه جانب دیگر منا حسین احرام بود پیرهن کهنه‌ات لباس بودت مطاف گِرد همه خیمه‌ها حسین گویا منات خاک کف قتلگاه بود قربانی تو اکبر نیكولقا حسین سرگشته بانوان حرم سوی قتلگاه آن یک به وا ابا، دگری گفت یا حسین شاها (سمیع) خسته‌ی مسکین ز لطف تو خواهد صله به دنیی و روز جزا حسین "شادروان ضیاءالدین سمیع قمی" http://shaeranqom.blogfa.com
حضرت قاسم علیه السلام بس که میدان رفتن تو، بر عمویت مشکل است  دست یابی تو، بر این آرزویت مشکل است  دیگر از هجران مگو، ای یادگار مجتبی  بر مشام جان، فراق عطر و بویت مشکل است  بر دلم آتش مزن، ای میوه قلب حسن  چون مرا بشنیدن این گفتگویت مشکل است  سن تو جانا مناسب با چنین پیکار نیست  جنگ تو، با لشکری در روبرویت مشکل است  سخت باشد، ناسزا بشنیدن از هر ناکسی  گفتگو با دشمن بی آبرویت مشکل است  ای که واجب نیست، در این سن تو، صوم و صلوه  تشنه لب در کربلا، با خون وضویت مشکل است  بهر میدان رفتن خود، اشک بر دامن مریز  نور چشمم ، جنگ کردن، با عدویت مشکل است  ای که از داغ حسن، گرد یتیمی بر سرت  دیدن اندر خاک و خون، رخسار و مویت مشکل است  چون به جان مجتبی، دادی قسم، اینک برو  گرچه دل برکندن از روی نکویت مشکل است  می‌روی و، می‌کنم سوی تو با حسرت نگاه  گر چه در هجران، نظر کردن به سویت مشکل است  بسکه صحرا، پر خروش از لشگر باطل بود  حق شنیدن از لب تکبیر گویت مشکل است  تا سلامت بینمت، کردم شتاب از خمیه گاه  لیک ، با انبوه دشمن، جستجویت مشکل است  بسکه ابر خاک و خون، بگرفته روی ماه تو  از پس این پرده ها، دیدار رویت مشکل است  در دم جان دادنت، گفتی: عمو جانم بیا  غرفه در خون ، دیدن تو، بر عمویت مشکل است  گر نباشد چشمة چشمان گریانت ( حسان )  زین همه آلودگیها، شست و شویت مشکل است  زنده یاد حبیب الله چایچیان حسان http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
حضرت قاسم علیه السلام ای ماه من! که ماهی در خون شناوری  در موج خون، چقدر شبیه پیمبری  با جسم چاک چاک تو شد امر، مشتبه  تو قاسمی، عزیز دلم، یا که اکبری؟  اینقدر پیش چشم عمو دست و پا مزن  جان می‌دهی و جان من از دست، می‌بری من بر توام به جای پدر، تو برای من  جای علی اکبر و جای برادری  مشکل‌گشای من شده بازوی کوچکت  انگار می‌کنم که تو عباس دیگری  عمو شود فدات که طاقت نداشتی  بر غربت عمو بنشینی و بنگری  شرح غم من و تو، همین مصرع است و بس  من باغبان پیرم و تو یاس پرپری  امروز، روز غربت آل پیمبر است  نبْوَد روا، مرا بگذاری و بگذری  خواهی بپایْخیزی، از این دست و پا زدن  گویی هنوز، بر من مظلومه یاوری  "میثم" از این شرارۀ جانْسوز و سوزِ دل  مرهون عفو و رحمتِ ما، روز محشری حاج غلامرضا سازگار http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
حضرت قاسم علیه السلام نقش ربّنا به زير سُمّ ستوران تنت رها مانده عموفدای توگردد تنت كجامانده صدازدی توعمورا ولی خبردارم كه نيمی ازنفست درگلوت جا مانده گل بهشتی من گرچه پرپرت كردند شميم ناب تودرخاك كربلامانده زپشت پرده ی خونين اشك خودديدم به عضوعضوتنت زخم نيزه هامانده شكسته اند چرا حُرمت تورا ای گل چقدربربدنت جای رّدپا مانده هنوزظرف عسل ازلبت نيفتاده هنوز روی لبت ،نقش ربنّا مانده صداي خواندن امّن يجيب می آيد كه نجمه منتظرت دست بردعا مانده توراچگونه بردخيمه گه عمو بنگر كنارجسم توازپا دراين منا مانده نوشت اشك «وفایی» پس ازشهادت تو حديث عاشقی ات برزبان مامانده http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
(حضرت قاسم علیه السلام) جلوه‌ای در محفل عشاق عاشورا نمود با سرافرازی درآن دشت بلا غوغا نمود حضرت قاسم ، عزیز مجتبی در کربلا عالمی را با رشادت، واله و شیدا نمود با دلی سرشار از شوق شهادت بر عمو قرةالعین حسن ، دلدادگی افشا نمود چون عمو پرسید مفهوم شهادت را از او گفت احلی من عسل تا عشق را معنا نمود اذن میدان را تقاضا کرد ، از شوق اله تا که حکم رفتن او را عمو امضا نمود وقت رزمش بی زره در کارزار عاشقی با نثار خون خود رزمی درآن صحرا نمود گرچه کوچک بود اما نقد جان را بی درنگ با سلحشوری به را دین حق ، سودا نمود با قساوت دشمن دون پیش چشم مادرش غرقه در خون ، پیکر آن لاله‌ی حمرا نمود یادگار مجتبی ، در سرزمین نینوا با شهادت خصم دین را ، تا ابد رسوا نمود (عامری) بس کن مگو از ماجرای کربلا این جفا را اهرمن بر زاده‌ی زهرا نمود عامری• قم http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث