حضرت قاسم علیه السلام
بس که میدان رفتن تو، بر عمویت مشکل است
دست یابی تو، بر این آرزویت مشکل است
دیگر از هجران مگو، ای یادگار مجتبی
بر مشام جان، فراق عطر و بویت مشکل است
بر دلم آتش مزن، ای میوه قلب حسن
چون مرا بشنیدن این گفتگویت مشکل است
سن تو جانا مناسب با چنین پیکار نیست
جنگ تو، با لشکری در روبرویت مشکل است
سخت باشد، ناسزا بشنیدن از هر ناکسی
گفتگو با دشمن بی آبرویت مشکل است
ای که واجب نیست، در این سن تو، صوم و صلوه
تشنه لب در کربلا، با خون وضویت مشکل است
بهر میدان رفتن خود، اشک بر دامن مریز
نور چشمم ، جنگ کردن، با عدویت مشکل است
ای که از داغ حسن، گرد یتیمی بر سرت
دیدن اندر خاک و خون، رخسار و مویت مشکل است
چون به جان مجتبی، دادی قسم، اینک برو
گرچه دل برکندن از روی نکویت مشکل است
میروی و، میکنم سوی تو با حسرت نگاه
گر چه در هجران، نظر کردن به سویت مشکل است
بسکه صحرا، پر خروش از لشگر باطل بود
حق شنیدن از لب تکبیر گویت مشکل است
تا سلامت بینمت، کردم شتاب از خمیه گاه
لیک ، با انبوه دشمن، جستجویت مشکل است
بسکه ابر خاک و خون، بگرفته روی ماه تو
از پس این پرده ها، دیدار رویت مشکل است
در دم جان دادنت، گفتی: عمو جانم بیا
غرفه در خون ، دیدن تو، بر عمویت مشکل است
گر نباشد چشمة چشمان گریانت ( حسان )
زین همه آلودگیها، شست و شویت مشکل است
زنده یاد حبیب الله چایچیان حسان
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
حضرت قاسم علیه السلام
ای ماه من! که ماهی در خون شناوری
در موج خون، چقدر شبیه پیمبری
با جسم چاک چاک تو شد امر، مشتبه
تو قاسمی، عزیز دلم، یا که اکبری؟
اینقدر پیش چشم عمو دست و پا مزن
جان میدهی و جان من از دست، میبری
من بر توام به جای پدر، تو برای من
جای علی اکبر و جای برادری
مشکلگشای من شده بازوی کوچکت
انگار میکنم که تو عباس دیگری
عمو شود فدات که طاقت نداشتی
بر غربت عمو بنشینی و بنگری
شرح غم من و تو، همین مصرع است و بس
من باغبان پیرم و تو یاس پرپری
امروز، روز غربت آل پیمبر است
نبْوَد روا، مرا بگذاری و بگذری
خواهی بپایْخیزی، از این دست و پا زدن
گویی هنوز، بر من مظلومه یاوری
"میثم" از این شرارۀ جانْسوز و سوزِ دل
مرهون عفو و رحمتِ ما، روز محشری
حاج غلامرضا سازگار
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
حضرت قاسم علیه السلام
نقش ربّنا
به زير سُمّ ستوران تنت رها مانده
عموفدای توگردد تنت كجامانده
صدازدی توعمورا ولی خبردارم
كه نيمی ازنفست درگلوت جا مانده
گل بهشتی من گرچه پرپرت كردند
شميم ناب تودرخاك كربلامانده
زپشت پرده ی خونين اشك خودديدم
به عضوعضوتنت زخم نيزه هامانده
شكسته اند چرا حُرمت تورا ای گل
چقدربربدنت جای رّدپا مانده
هنوزظرف عسل ازلبت نيفتاده
هنوز روی لبت ،نقش ربنّا مانده
صداي خواندن امّن يجيب می آيد
كه نجمه منتظرت دست بردعا مانده
توراچگونه بردخيمه گه عمو بنگر
كنارجسم توازپا دراين منا مانده
نوشت اشك «وفایی» پس ازشهادت تو
حديث عاشقی ات برزبان مامانده
#سیدهاشم_وفایی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
(حضرت قاسم علیه السلام)
جلوهای در محفل عشاق عاشورا نمود
با سرافرازی درآن دشت بلا غوغا نمود
حضرت قاسم ، عزیز مجتبی در کربلا
عالمی را با رشادت، واله و شیدا نمود
با دلی سرشار از شوق شهادت بر عمو
قرةالعین حسن ، دلدادگی افشا نمود
چون عمو پرسید مفهوم شهادت را از او
گفت احلی من عسل تا عشق را معنا نمود
اذن میدان را تقاضا کرد ، از شوق اله
تا که حکم رفتن او را عمو امضا نمود
وقت رزمش بی زره در کارزار عاشقی
با نثار خون خود رزمی درآن صحرا نمود
گرچه کوچک بود اما نقد جان را بی درنگ
با سلحشوری به را دین حق ، سودا نمود
با قساوت دشمن دون پیش چشم مادرش
غرقه در خون ، پیکر آن لالهی حمرا نمود
یادگار مجتبی ، در سرزمین نینوا
با شهادت خصم دین را ، تا ابد رسوا نمود
(عامری) بس کن مگو از ماجرای کربلا
این جفا را اهرمن بر زادهی زهرا نمود
#ابوالفضل عامری• قم
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
هدایت شده از کانال اشعار شمس (ساقی)
(اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یٰا اَبٰاعَبْدِاللّٰهِ الْحُسَیْن)
ا࿐❁❈❁࿐✿࿐❁❈❁࿐ا
#هل_من_معین
ای جــان عــالمی ، بــه فــــدای لقـــای تو
از کــودکــی شــدم بخـــدا ، مبـــتـلای تو
هَل مِن مُعین تو به جهان شعله میکشید
اُف بر دلــی که گــرم نگشـت از نــدای تو
هرگه که دید روی تو را مصطفی گریست
بــر انتهــــای تــو ـ ز همـــان ابـتــــدای تو
زیـرا چـو بود ، آگــه ازین ماجــرای شـوم
میسوخـت دل بــرای تــو از ماجــرای تو
کردی چو بر رضـای خـدا جان فـدای حق
هستم رضـا که جــان بدهـم در رضـای تو
ای قبــلهگاہ و مــرکــز پــرگــارِ عـاشـقی!
بـاشد حــریـم تو ـ چو حــریـم خــدای تو
"ای خــاک کــربــلای تو مُهـــر نمـــاز من"
ای سجـده گاہ اِنس و مَلَک ، کـربــلای تو
آنـدم که شد به نیــزہ سرت از شرار غــم
"بیگــانه سوخـت تا چه رسد آشــنای تو"
نـالـد چو نــای نـی، دل خلقی به سینهها
هـــر دم که یـــاد مـیشـود از نیــنوای تو
خـونت اگر به راہ خـــدا ریخـت بر زمین
بـاشد به روز حشـر ، خــدا خـونبهــای تو
تنهــا نـه ما ز داغ تو گــردیـدہ سـوکــوار
زیرا خــداسـت بهر تو صـاحب عـــزای تو
از خــونِ توسـت بیـــرقِ اســلام اسـتوار
بــاشــد در اهتـــزاز ، همیــشه لــــوای تو
جـان، بی بهـا شود چو بگردد فــدای غیر
گیــرد ولـی بهـــا ، چو بگــردد فـــدای تو
چون کشتی نجــات و چـــراغ هـــدایتـی
بی شک بوَد خــدای جهـان، نــاخــدای تو
ای نـور چشم فاطمــه! ما را به روزِ حشر
چشم عنـایتیست به لطـف و عطـــای تو
هـرگـز امیــد نیست کسی را که وا رَهَـــد
در روز رســتـخـیــــــز ، بـــــدون ولای تو
حاتم که هست شهرہ به انفـاق و مَکرمت
امــا بــوَد ز عجـــز ، کهـیـــنه گـــــدای تو
شــرح مقـــام تــو ، نبـُــوَد در تــــوان من
آنجا که عـالمیست به مــدح و ثنـــای تو
ما عـاشـق تــوایـم و تویی عـاشـق خـــدا
در راہ عــاشقی نـرسـد کـس بـه پـــای تو
تو مست جــام بــاده ی (ساقی) کــوثـری
مـا مستِ جــام بــادہ ی قــالـوا بـــلای تو
سید محمدرضا شمس (ساقی)
http://eitaa.com/shamssaghi
دررثای حضرت علی اصغر علیه السلام
قلم را در رثای شاه ششماهه بچرخانم
شرار خامه آتش زد به قلب وجان سوزانم
خدا فرموده در قرآن که فاتح می شود مظلوم
شود هر ظالمی رسوا و پاینده بُود معصوم
خدا را شاکرم توفیق ، داده این سعادت را
ندیده دیده ی گردون خوشی و استراحت را
بیا بنگر بساط چرخ دون پرور و بازارش
من و تو با همه گرمی و هوشیاری خریدارش
به هر کوی و به هر برزن ثنا خوان شما باشم
ندارم دلخوشی دیگر خوشم یاد خدا باشم
سلام حق به ششماهه که آغوش پدر جایش
به لبخندی کند امضا قیام و خون بابایش
منم سربازت ای مادر بیا بنگر قیام من
صفوف لشکر دشمن هراسان از پیام من
ز لذات جهان تنها زیارت را بدان شادم
من آداب زیارت را نمیدانم بده یادم
بیاد آن وداعی که پدر آمد در آغوشش
همه دور حسین جمعند گل پژمرده بر دوشش
درآن صحرای وانفسا اذان گوید گل لیلا
تمام باورم عشق علی اصغر در آن صحرا
چنان شمعی که می سوزد گل شش ماهه بردوش است
بخوان ای عامری از شیرخواری که کفن پوش است
#ابوالفضل عامری • قم
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
(حضرت علی اصغر علیه السلام)
همچو ماهی، روی دستان پدر لب وا کنی
با لبان تشنه ، بر گوش پدر نجوا کنی
عمه با شرم و حیا آورده ات نزد پدر
با خدنگ حرمله خنده تو بر بابا کنی
آب را کردی بهانه نوگل باغ رباب!
تا وداع دیگری با حضرت مولا کنی
شیرخواره! با دوچشم خونفشان نزد پدر
با نثار خون ، ز چمشت دیده را دریا کنی
بی رمق بر دوش بابا سر به زیر افکندهای
با خموشی ، خندهی جانسوز را معنا کنی
ناگهان تیری ببوسد حنجر ناز تو را
اهرمن را اینچنین با خون خود رسوا کنی
در رثای جانگداز نور چشمان حسین
(عامری) اظهار همدردی تو با زهرا کنی
#ابوالفضل عامری ـ قم
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
(حضرت علی اصغر علیه السلام)
نوگل باغ نبی (ص) در خارزار نیزه ها
لالهسان در کربلا شد داغدار نیزه ها
چونکه پرپر شد به تیر حرمله یاس نبی
بانگ تکبیر حرامی شد نثار نیزه ها
جای آنکه جرعهی آبی دهندش کوفیان
با لب خشکیده راسش جویبار نیزه ها
آیه ی قرآن شده تقطیع در دشت بلا
شد سر اصغر به نیزه گُلعذار نیزه ها
برترین تفسیر قرآن را به خون خود نوشت
با گلویی پر ز خون ، در کارزار نیزه ها
ای خدا طفل حسین بن علی جُرمش چه بود
که به جای گاهواره شد سوار نیزهها
عمهی سادات گشته بی رمق در پای نی
مادرش شیون کنان آمد کنار نیزهها
زینب محزون شده رهبر در آن دشت بلا
تا شود بر عالمی ، آیینهدار نیزهها
کربلا غوغای محشر شد به دست ظالمان
شیعیان را سوخت داغ جانشکار نیزه ها
سینهی شاهنشه دشت بلا ، آتش گرفت
دید چون یاران خود را در حصار نیزه ها
عصر عاشورا سر خورشید دشت کربلا
بر فراز نیزه ها ، شد افتخار نیزه ها
لعن و نفرین خدا بر نیزه های کوفیان
(عامری) دیگر مزن دم ، از دیار نیزه ها
#ابوالفضل عامری •قم
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
السلام علی طفل الرضیع
کیست اصغر؟ اکبر آیات حق
کوچک و گویا ترین مرآت حق
کوکب نزدیکتر با ماه اوست
نقطه ی پرگار آل الله اوست
نخله ای خون خدا در ساقه اش
کعبه اما پرده اش قنداقه اش
سینه ی پاک حسین بن علی
هست جای مهر دو دلبر ولی
در درون جای خدای اکبر است
در برون آرامگاه اصغر است
شیر خواری ملک هستی را کفیل
هم خلیل و هم ذبیح بن خلیل
شیرخوار و شیر گردون رام او
حجت کبری و اصغر نام او
آفتاب عشق را مهپاره اوست
مظهر آیات در گهواره اوست
کودکی، نور خدا را نور عین
کودکی، گهواره جنبانش حسین
کودک و گهواره اش دست زمین
رشته ی قنداقه اش حبل المتین
از تمام کودکان معصوم تر
در شهیدان از همه مظلوم تر
کربلا عرش سریر اصغر است
روز عاشورا غدیر اصغر است
زان علی حق کرد نعمت را تمام
زین علی گردید تکمیل قیام
زان علی قرآن بلند آوازه شد
زین علی دین خدا شیرازه شد
آن علی با این علی یک گوهرند
آن پدر با این پسر یک مظهرند
روح ایمانند کوچک یا بزرگ
هر دو قرآنند کوچک یا بزرگ
حاجی و حج را بلا گردان شده
در منای عشق خود قربان شده
در میان عاشقان روی دوست
هر کسی محرم شود در کوی اوست
حج او جز رنج چندین گام نیست
چند ساعت بیش در احرام نیست
لیک اصغر را که جان در کام بود
در حرم شش ماه در احرام بود
هر کسی در انتظار شام قدر
چشم دارد تا رسد ایام قدر
او ز بس مجذوب دلدار آمده
لیله القدرش به دیدار آمده
گریه اش بر خصم راه چاره بست
چون کمر در سنگر گهواره بست
باغ عصمت را ز خونش رنگ کرد
با سلاح بی زبانی جنگ کرد
کوچکی ای نور چشم فاطمه!
تا به دامانت رسد دست همه!
ای بهشت آرزوها را کلید!
نام تو قفل دل ما را کلید!
سالک در منزل و واصل تویی!
قاضی الحاجات اهل دل تویی!
شعر: زنده یاد سید رضا موید خراسانی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
السلام علیک یا اباعبدالله
🍁علی اصغر ع🍁
بالای دست نو گُل خود را گرفت و گفت
این آخرین ذخیره ، علی اصغر من است
در سنگر جهاد وعقیده براه حق
همرزم وهم عقیده وهم سنگر من است
با خیل عاشقان شده همراه و هم صدا
کوچکترین شهید ره داور من است
هست افتخار کُلّ سپاهم در این قیام
طفلی بلند مرتبه سر لشکر من است
شد لحظه عروج من از فرش تا بعرش
سیمرغ عشق هستم و او شهپر من است
زیر و زبر اگر که شود کاخ ظالمان
اعجاز خون پاک گُل پر پر من است
در دادگاه عدل الهی به روز حشر
این طفل بی گنه سند اکبر من است
دارد " شقایق" از کرم شاه این امید
گوید که این غلام سیه نوکر من است
حمید رضازاده "شقایق"
کرمان
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث