پیام استادشمس ازکربلا.mp3
زمان:
حجم:
6.7M
بسم الله الرحمن الرحیم
پیام صوتی شاعر محترم آیینی استاد سیدمحمدرضا شمس متخلص به (ساقی)
از کربلای معلی روز تاسوعا پنجشنبه مورخ 1402/05/05
نیابت زیارت استاد از طرف شما شنونده محترم
لینک عضویت در《 کانال》نغمه سرایان قم در( ایتا )
http://eitaa.com/joinchat/1576206338Cce9613f504
بجاي شیر ، تیر نوش کرده بود اصغرت
و بعد تیر و تیغ و نیزه می زدند بر سرت
" کنار درک -غربت- تو كوه از كمر شكست"
چقدر زخم تشنه مانده است روی پیکرت
سر حسین(ع) تشنه لب هنوز روی نیزه هاست
زمانه خاک بر سرم، زمانه خاک بر سرت
هزار سال رفت و تو هنوز زخم می خوری
هزار سال رفت و تازه است زخم حنجرت
هزار سال رفت و دسته دسته قوم كوفيان
گرفته تیغ بر کف ایستاده در برابرت
سرِ بروي نيزه ات حقيقت محمّدیست
چرا زمانه پی نمیبَرد به اصل جوهرت؟
بیا کنار خيمه هاي تشنه لب نگاه كن
ببین که زخم تیرها چه کرده با برادرت
شب وداع آمد و سری زدم بمجلسی
که شعله اش اگرچه بود نام پاک مادرت
تمام شب شکسته سینه میزدم بیاد تو
و لشكري که اسب می دواند روی پیکرت...
***
نشسته ام به یاد روزهای دور کودکی
شکسته دم گرفته ام بیاد دیده ی ترت
سلام می کنم سلام می کنم بزخم تو
سلام می کنم بعطر جمله های آخرت
سلام ما سلام ما به تشنگان کربلا
سلام ما سلام ما به اکبر و به اصغرت
علیرضا قزوه
https://eitaa.com/gom121
#عاشورا
امشبی را شه دین در حرمش مهمان است
مکن ای صبح طلوع
عصر فردا بدنش زیر سم اسبان است
مکن ای صبح طلوع😭
﷽
#امام_حسین_علیه_السلام
تا کند آینه در آینه تکثیر حسین
داشت هفتادو دو گلواژه ی تکبیر حسین
قد بر افراشت به قد قامت و در شط نماز
گشت سیراب عطش از دم شمشیر حسین
آیت بیداری
شد جهان جلوه گه جلوه ی ایمان حسین
تا رقم زد قلم از خون خط فرمان حسین
شعر سازش نسرود و ره ذلت نسپرد
آفرین بر شرف و قدرت ایمان حسین
از ازل دست قضا با قلم صنع خدا
زد رقم نقش شهادت به دل و جان حسین
تا که هفتادو دو پیمانه زند پی در پی
عشق گل کرد به پیمانه و پیمان حسین
داد جان در ره معبود و به مقصود رسید
نور توحید چو تابید به ایوان حسین
درس ایثار گرفتند و سبک بار شدند
جان نثاران ره مکتب عرفان حسین
سر سپردن به ره یار به میدان بلا
نیست غیر از هدف غایی یاران حسین
تا که خورشید وشان آیت بیداری را
از سر نیزه سرودند به دیوان حسین
نوبت قافله سالاری زینب آمد
تا که در شام شود آینه گردان حسین
زینب آن منظره ی درد و غم و رنج و محن
داشت هر لحظه نظر بر تن عریان حسین
او که خود تشنه تر از هرم کویرستان بود
باز می خواند غزل از لب عطشان حسین
بانگ از ماذنه ی عرشِ صبوری می زد
تا کند یاری طفلان پریشان حسین
سبز می شد شجر طور ولا در نظرش
تا که سجاد شود حجت و برهان حسین
او که از روح کلامش به تزلزل افتاد
کاخ بیداد و دل دشمنِ قرآن حسین
باز گفتیم و بگوییم که در کرب و بلا
عرش زد بوسه ی ایثار به دامان حسین
گر شب و روز مناقب بسراییم 《فراز》
نقطه یی بیش نگفتیم ز عنوان حسین
شعر: فراز مردانی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
#حضرت_زینب_س_عصر_عاشورا
#حضرت_زینب_س_شام_غریبان
در مغربی که طبل اسارت دمیده شد
کار حرم دگر به جسارت کشیده شد
مشعل به دستها به حرم حملهور شدند
ناگه تمام آل عبا دربهدر شدند
چون حال آسمان و زمین گشت بیقرار
حکم امام آمد، علیکُّنَّ بالفرار
با اهل بیت فاطمه مانند بندهها
رفتار کرد دشمن بیدین به خندهها
آری صدای هلهله و سوت و قهقهه
پیچید تا کرانهی صحرای علقمه
یک بیحیا چنانکه امیرش اشاره کرد
مو میکشید و مقنعه را پارهپاره کرد
اما به جان فاطمه دفع خطر رسید
در زیر مقنعه به حجابی دگر رسید
آن خانوادهای که نگهدار عصمت است
در هر شرایطی به خدا اهل غیرت است
غارتزده ولی نخِ معجر نمیدهد
اهل عفاف روسری از سر نمیدهد
بانوی صبر، نعرهی مردانه میکشید
هرجا که تازیانه و سیلی است، میرسید
یا رب کجاست میر و علمدار این سپاه؟
عباس من کجاست که خیمه است بیپناه؟
ناگاه در غروب پر از داغ کربلا
شد وقت خودنمایی سرها به نیزهها
سرنیزهای که بود به بال و پر حسین
بالا گرفته تازه، بریده سر حسین
یک نیزهدار پشت حرم در پی چه بود
گویا که در تَفَحصِ قنداق بچه بود
تصویر دیگری که بسی شرمآور است
رجّالهای که در پی خلخال و زیور است
دزدان گوشواره خجالت نمیکشند
این مشک و گاهواره به غارت چه میبَرَند
بگذار کُنه روضه بگویم از آنچه بود
سجاد را کشید و سجاده را ربود
طفلی میان حلقهی آتش فرار کرد
اَمَّن یُجیب عمهی سادات کار کرد
ایکاش طفل گمشده زَهرهتَرَک نبود
انگار غیر ترس برایش کمک نبود
غارتگران هنوز کفایت نمیکنند
نعش حسین را که رعایت نمیکنند
برقی به ساربان زد و در قتلگه دوید
انگشت را بهخاطر انگشتری برید
شعر: حاج محمود ژوليده
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
هدایت شده از ☫گلواژههاے اهلبیت (؏)☫
─┅══༅࿇༅ ❃﷽ ❃ ༅࿇༅══┅─
#عاشورا
#حضرت_زینب_س
#گلواژه_هاے_اهل_بیت_ع
#داغ_برادر
پس از توای گل پرپر، چگونه زنده بمانم
زبعدداغ برادر،چگونه زنده بمانم
گره فتاده بکارم،نمانده بی تو قرارم
زداغت ای گل پرپر،چگونه زنده بمانم
وجودت ای گل معبود،تمام هستی من بود
تمام هستی خواهر،چگونه زنده بمانم
خزان شده چمن من،شهیدبی کفن من
کناراین تن بی سر، چگونه زنده بمانم
نه شمعی نه چراغی، نه غنچه ای ونه باغی
زداغ اکبرواصغر،چگونه زنده بمانم
رسیده نالۀ مادر، زمقتل تو برادر
زنالۀ دل مادر،چگونه زنده بمانم
نه محرمی ونه یاری، نه احترام ووقاری
میان قوم ستمگر،چگونه زنده بمانم
به تازیانه زنندم ،زکربلاببرندم
من ازفراق تودیگر،چگونه زنده بمانم
عدو زکین گل زهرا، زده به نیزه سرت را
به پای این سراطهر،چگونه زنده بمانم
توئی امام وامیرم، خداکندکه بمیرم
که بی توای مه انور،چگونه زنده بمانم
وفایی»از کرم من،بخوان حدیث غم من
زبعدداغ برادر،چگونه زنده بمانم
شعر:حاج سید هاشم وفایی
𝐉𝐨𝐢𝐧: http://eitaa.com/goollvajhehay_ahlbeyt12
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
📌درصورت نشرمطالب ڪانال در دیگر ڪانال ها و گروه های مرتبط،حذف نام شاعر ومنبعِ اشعار شرعاً جایز نمیباشد.
|↲گلواژههاے اهلبیت (ع)نشر اشعار بروز
─┅═࿇༅࿇༅ ❃༅࿇༅❃ ༅࿇༅࿇═┅─
#حضرت_زینب_س
#شام_غریبان
خیمهها میسوزد و شمع شب تارم شده
در شب بیماریام آتش پرستارم شده
ما که خود از سوز دل آتش به جان افتادهایم
از چه دیگر شعلهها یار دل زارم شده
پیش از این سقای ما بودی علمدار حسین
امشب اما جای او آتش علمدارم شده
ای فلک جان مرا هر چند میخواهی بسوز
مدتی هست از قضا دل سوختن کارم شده
جز غمْ امشب پیش ما یار وفاداری نماند
در شب تنهاییام تنها همین یارم شده
من که شب را تا سحر بی خواب و سوزانم چو شمع
از چه دیگر شعلهها شمع شب تارم شده
بس که اشک آید به چشمم خواب شب را راه نیست
دود آتش از چه ره در چشم خونبارم شده؟
جز دو چشمم هیچکس آبی بر این آتش نریخت
مردم چشمان من تنها وفا دارم شده
گر گلستان شد به ابراهیم آتشها ولی
سوخت گلزار من و آتش پدیدارم شده
شعلههای کربلا آتش به جانم زد (حسان)
آتشین از این جهت، ابیات اشعارم شده
مرحوم حبیب الله چایچیان
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
خواهرا، در مرگ من افغان مكن شيون مزن
اى برادر، پيش خواهر حرفى از مردن مزن
خواهرا، آن كهنه پيراهن كه ميدانى بيار
يوسفا، ديگر دم از آن پاره پيراهن مزن
خواهرا، اين آخرين بار است ميدان ميروم
از پىام بيرون ميا، حرفى تو با دشمن مزن
چونكه بر روى زمين ميافتم اندر قتلگاه
صبر كن، زارى مكن، بر چهره و بر تن مزن
چون به روى سينهام دشمن نشيند صبر كن
اى برادر، آتشم بر جان ازين گفتن مزن
چون سرم را از قفا دشمن كند خواهر جدا
لطمه بر رخسار خود در پيش مرد و زن مزن
صبر كن چون آتش اندر خيمهها مىافكنند
كودكان را جمع كن يكجا، ولى شيون مزن
زينت آلات زنان را دشمنان خواهند برد
دخترانم را طلا بر گوش و بر گردن مزن
خواهرا، چون تازيانه ميزنندت دشمنان
صبر كن، هرگز مگو اين ضربهها بر من مزن
صبر كن اندر اسارت چون برندت كو به كو
برملا گريان مشو، افغان به هر برزن مزن
گيرم اين قلب صبورم آهنين باشد(( حسين))
اينهمه پُتك گران بر فرق اين آهن مزن
باد گلريز خزان در كربلا بنگر (حسان)
شبنم اشكت بجز بر خاك اين گلشن مزن
جانت بـه کویر تفته، دریا بخشید
هفتاد و دو گل به متن صحرا بخشید
با جلوه ی کربلای عاشورایی
خون تو به رنگ سرخ، معنا بخشید
شاعر: حسان
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
اشعار مناسبتی-روز عاشورا
| بلاغ
https://www.balagh.ir/content/4839
https://eitaa.com/goollvajhehay_ahlbeyt12