هدایت شده از اشعار شادروان شمس قمی
(یا حسین)
گر کشته ی بیـــداد یــزیــد است حسین
غـم نیست که سردار رشید است حسین
لیک از غـــم نــامــردی کــوفــی صفتـان
شرمنــده ی دشمـــن پلیــد است حسین
شادروان سید علیرضا شمس قمی
https://eitaa.com/shamseqomi
هدایت شده از اشعار شادروان شمس قمی
(یا حسین)
گر عاشق و شیدای تو هستیم حسین
عهدیست که از الست بستیم حسین
مسـت می و پیمــانه و ساغـر نشویم
از جــــام شهـــادت تو مستیم حسین
شادروان سید علیرضا شمس قمی
https://eitaa.com/shamseqomi
غزل
دل مسوزان که ز هر دل بخدا راهی هست
هر که را هیچ بکف نیست بدل آهی هست
منع مجنون نتوان کرد ز بی سامانی
کش بصحرای جنون خیمه و خرگاهی هست
حذر از دشمنی نفس نه بدخواهی غیر
بتر از نفس کجا دشمن و بدخواهی هست
مرغ دل چون بسلامت رود از وادی عشق
که بهر گوشه کماندار و کمین گاهی هست
ایکه ره میزندت جلوهٔ یوسف ذقنان
دیده بگشای که در هر قدمت چاهی هست
باید از خاک رهش دیدهٔ جان روشن کرد
هر که را دیدهٔ روشن دل آگاهی هست
از دل خویش بجو حال دل دوست صغیر
کز دل دوست نهانی بدلت راهی هست
محمد حسین صغیر اصفهانی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
اطلاع_رسانی
💠 مراسم کمیل_عارفانه
مراسم قرائت دعای کمیل با سخنرانی حجةالاسلام حیدرزاده
و نوای حاج علی آقا صادقی در مسجد مقدس جمکران برگزار میشود
پنجشنبه ١٩ مرداد ١۴٠٢
ساعت ٢٠:٠٠
کانال و صفحه رسمی مسجد مقدس جمکران👇
🆔 @jamkaran_ir
سایت رسمی مسجد مقدس جمکران 👇
🌐 www.jamkaran.ir
"ماه در گردون سر سالار دین اندر تنور
هر دو رخشانند اما این کجا و آن کجا
قلب زینب با خیام عصمت آل رسول
هر دو سوزانند اما این کجا و آن کجا
خنجر شمر و خدنگ آه زینب در کمین
هر دو بُرّانند اما این کجا و آن کجا
درد و داغ شام و کوفه بهر سجاد از نظر
هر دو پنهانند اما این کجا و و آن کجا
دعوی اسلام و قتل شاه دین بهر یزید
هر دو عصیانند اما این کجا و آن کجا
مهربانی با یتیمان یا به اطفال حسین
هر دو احسانند اما این کجا و آن کجا
بیپدر، دنیا و شهر شام بهر عابدین
هر دو زندانند اما این کجا و آن کجا
آب نوح و اشک چشم زینب خونین جگر
هر دو طوفانند اما این کجا و آن کجا
کشتن و مردن به دوران «صامت» از داغ حسین
هر دو درمانند اما این کجا و آن کجا
صامت بروجردی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
هدایت شده از اشعار شادروان شمس قمی
(سرنوشت)
تا قلم بر لوح هستی حکمت داور نوشت
کشتگان عشق را ، دیباچهی دفتر نوشت
کشتگان راه حق را مرگ نبوَد هیچگاه
بلکه قرآن نام ایشان زنده تا محشر نوشت
چون ز راه دیگران نام شهید حق جداست
منشی حق ، منشأ این راه را دیگر نوشت
شرح احوال شهیدان چون خدا تقریر کرد
خامهی تقدیرشان ، تقدیر از داور نوشت
رتبه ی "اتقیکم" آمد بر شهید متقی
آنچه مصحف از سوی یزدان گرامیتر نوشت
این یقین باشد که فتح و نصرت اسلام را
بس محدّث ، از حدیث نغز پیغمبر نوشت
از ثباتِ جان نثاران ِ فداکار وطن
دست حق پیروزی دین را به هر کشور نوشت
زینسبب در راهِ مرگ سرخ ، سربازی رشید
نام یزدان را به خطّی سبز بر سنگر نوشت
در میان آتش و خون ، رزمجویی شیردل
با خط خون، حقّ شیر مهربان مادر نوشت
تازهدامادی که از شوق شهادت میگریست
الوداع آخرین با اشک ، بر همسر نوشت
یادبود جانفشانی های خود را روی خاک
نوجوانی با سرانگشتانِ از خون، تر نوشت
بس شهادتجوی جندالله با خطّی جلی
جملهی "الله اکبر" بر جبین و سر نوشت
با مُرکّب ، عرضحال از بس نوشتم بالغرض
این عریضه خامهی مژگانم از جوهر نوشت
(شمس قم) شوق شهادت هر که را باشد به دل
میرود با سر به میدان ، هرچه باشد سرنوشت
شادروان سید علیرضا شمس قمی
https://eitaa.com/shamseqomi
ترجیع بند شهادت حضرت امام سجاد علیه السلام
وای از آن لحظه که دل از تو جدا می ماند
دست و پا بسته در آغوش فنا می ماند
بردن نام تو چون شور و صفا می ماند
که از آن در دل ما نور خدا می ماند
تو نسب از علی و حضرت زهرا داری
(آنچه خوبان همه دارند تو یکجا داری)
ای نگاهت همه آینه ی حیدر سجّاد
صبر پاینده ی تو جلوه ی کوثر سجّاد
بند زنجیر تو آیات مظفر سجّاد
شام با نطق تو شد صحنه ی محشر سجّاد
تو نسب از علی و حضرت زهرا داری
(آنچه خوبان همه دارند تو یکجا داری)
سینه ات تا به ابد خانه ی ماتم گردد
دیده ی زار تو خود چشمه ی زمزم گردد
آه غمگین تو غم در دل عالم گردد
این سخن بر لب ما بازدم و دم گردد
تو نسب از علی و حضرت زهرا داری
(آنچه خوبان همه دارند تو یکجا داری)
داغ هایی که تو دیدی ز عدو در راهت
هست تا روز ابد خاطره اش همراهت
روز و شب کرب و بلا زنده بود در آهت
نقش اندوه نشسته به رخ چون ماهت
تو نسب از علی و حضرت زهرا داری
(آنچه خوبان همه دارند تو یکجا داری)
شام غم سوخته از هرم صفیرت آقا
دیده ی چرخ ندیدست نظیرت آقا
دست تو بسته ولی دیده اسیرت آقا
سینه ی سوختگان تخت و سریرت آقا
تو نسب از علی و حضرت زهرا داری
(آنچه خوبان همه دارند تو یکجا داری)
ای که بستان دل از بار غمت میسوزد
صد گلستان وفا از المت میسوزد
وای از آن لحظه که دیدی حرمت میسوزد
از ستمها همه سر تا قدمت میسوزد
تو نسب از علی و حضرت زهرا داری
(آنچه خوبان همه دارند تو یکجا داری)
سینه ات سوخته از غربت در عاشوراست
چشم تو خونجگر کشته ی ارباً ارباست
خیمه ی سوخته از دیده ی خونت پیداست
دیده ی دلنگرانت ز الم بر صحراست
تو نسب از علی و حضرت زهرا داری
(آنچه خوبان همه دارند تو یکجا داری)
ای که بر جان همه حکم ولایی داری
بر همه خلق جهان مهر و وفایی داری
به دل سوختگان شور نوایی داری
هم چو (رمضی) به درت مست و گدایی داری
تو نسب از علی و حضرت زهرا داری
(آنچه خوبان همه دارند تو یکجا داری)
محمد حسین علیرمضانی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث