امامحسین ع مناجات محرمی زیارت اربعین
آتشِ عشقِ حسینی در دلم تا سر گرفت
قابِ عکسِ دودمانم رنگِ خاکستر گرفت
از طفولیَّت به من گفتند اربابم تویی!
عشقِ تو از تک تکِ گهوارهها، نوکر گرفت
هیچ کس را دستِ خالی رد نکردی، خوشمرام!
هرچه دارد سائلِ درمانده، از این در گرفت
آنقَدَر ذکر حسین از حَنجرِ من شد بلند
میتوان از تارهایش چوبهی منبر گرفت
بیرقت را نصب کردم، غُصههایم عَزل شد
رقصِ پرچم، ماتم از این قلبِ غمپرور گرفت
فرشهایِ روضه، قالیِ سلیمانِ من است
تا نشستم روی آن، دیدم که روحم پَر گرفت
نامسلمان را وَهَبکردن فقط کار تو بود...
ای که طرزِ کُشتنِ تو گریه از کافَر گرفت
آبروریزی که کردم، پشتِ من بودی حسین!
هر زمانی بد شدم، لُطفت مرا در بَر گرفت
سور و ساتِ گریه را زهرا فراهم میکند
اشکِ خود را باید از مهریهی مادر گرفت
در نجف ویزای زُوّارِ تو امضا میشود
کربلای اربعین را باید از حیدر گرفت
خونِ طفل شیرخوارت تا ابد تضمین ماست
شیعه حُکم بخشِشاش را از علیاصغر گرفت
**
حرمله با یک سهشعبه حَلق او را پاره کرد
حنجرش شکلی شبیهِ مشک آبآور گرفت
آه ! عُمقِ قبرِ اصغر بیشتر میشد اگر
فکرِ نبشقبر را میشد از این لشگر گرفت
شعر بردیا_محمدی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
شهیدان شاهچراغ
باز دشمن به حرم آمده تازنده شده ست
که حرم از غم و اندوه ، گدازنده شده ست
باز تکرار شده ظلم چو در شاهچراغ
گوییا کرب و بلا ، بار دگر زنده شده ست
داعشی از سر کینتوزی و بیدادگری
که به میدان نبرد آمده بازنده شده ست
حمله ور گشته به زوّار حرم ، وقت غروب
چون بر ابلیس وی از بیخردی بنده شده ست
ای ستمگر که شدی شهره به خونریزی خلق
حکم تکفیر خدا بر تو برازنده شده ست
خون سرخ شهدا در همه تاریخ بشر
موجب خواری دژخیم سرافکنده شده ست
بس که روییده گُل لاله ز خون شهدا
عطرشان در همهی شهر پراکنده شده ست
عامری سوخت از این صحنهی جانسوز چو شمع
طبع او از غم این واقعه توفنده شده ست
#ابوالفضل_عامری • قم
#شام
دلم گرفته و جانم ز زندگی سیر است
هوای شام چرا این قدر نفس گیر است
لباس عید به تن کرده اند مردم شام
فضای شهر چراغان و غرق تزویر است
نوای هلهله ی مردمان همانندِ
صدای نیزه و تیر و صدای شمشیر است
ز بام ها ز چه باران سنگ می بارد
به سوی ما همه جا سیل غم سرازیر است
ز دست و پای گلی روی ناقه خون ریزد
حدیث غُربت او ناله های زنجیر است
چه غافلند که بر اشک و آه ما خندند
که در کمان دل خستگان همین تیر است
قسم به آیه ی ناب"لیِذهِبَ عَنکُم"
به روی نیزه سری از تبار تطهیر است
پی هدایت مردم ز روی نی آید
نوای قاری قرآن که غرق تفسیر است
به عرش دوست زده تکیه قدر ما، امّا
هنوز دشمن بیدادگر زمین گیر است
مس وجود «وفایی» اگر که آوردی
غبار درگه این آستانه اکسیر است.
شعر: حاج سید هاشم وفایی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
(حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف)
مجلس ناخلف و عمه ی غم پرور من
سوت و کف هلهله و عمه ی بی یاور من
مجلس اهل ستم ، شیون اطفال حسین
طشت زر ،بزم طرب ، قاریشان سرور من
خیزران فخر کند بوسه زده لعلِ لبش
من فدای لبت ای غنچه ی پیغمبر من
اُمرا را ز حقارت به برش خوانده یزید
تا که تحقیر کند عمّهی دانشور من
مست قدرت شده جولان بدهد از سر جهل
نزد اطفال حرم ؛ سوخت ز غم پیکر من
تیغ کین بوسه زده حنجر خونین حسین
سر بر نیزه بُود تکیه گه و باور من
طشت زر را به مقابل بگذارد از کین
تا بسوزد دل اطفال حزین در بر من
لب ببند (عامری) از واقعهی بزم یزید
خون مکن بیشتر از این به دل مادر من
#ابوالفضل عامری • قم
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
خوشا دلی که مدام از پِی نظر نرود
به هر دَرَش که بخوانند بیخبر نرود
طمع در آن لبِ شیرین نکردَنَم اولی
ولی چگونه مگس از پِی شکر نرود
سوادِ دیدهٔ غمدیدهام به اشک مشوی
که نقشِ خالِ توام هرگز از نظر نرود
ز من چو بادِ صبا بویِ خود دریغ مدار
چرا که بی سرِ زلفِ توام به سر نرود
دلا مباش چنین هرزه گَرد و هرجایی
که هیچ کار ز پیشت بدین هنر نرود
مکن به چشمِ حقارت نگاه در منِ مست
که آبرویِ شریعت بدین قَدَر نرود
منِ گدا هوس سروقامتی دارم
که دست در کمرش جز به سیم و زر نرود
تو کز مکارمِ اخلاق عالَمی دگری
وفایِ عهدِ من از خاطرت به در نرود
سیاه نامهتر از خود کسی نمیبینم
چگونه چون قلمم دودِ دل به سر نرود
به تاجِ هدهدم از رَه مَبَر که بازِ سفید
چو باشه در پِی هر صیدِ مختصر نرود
بیار باده و اول به دستِ حافظ ده
به شرطِ آن که ز مجلس سخن به در نرود
لسان الغیب حضرت حافظ
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث