eitaa logo
اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
1.1هزار دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
330 ویدیو
35 فایل
http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
حمید: ─‌┅═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌༅࿇༅ ❃﷽ ❃ ༅࿇༅═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌┅─ # السلام علیک یا رقیه بنت الحسین(ع) آن شب رقیه گریه وآهش عجــیب بود خورشید سـر بریده برایـش غـریب بود مضطر نشـسته بـود و بدامان سـر پدر ذکرش مدام آیــه ی اَمّــن یُجــیب بود یاسی که بـود شعـله ور از آتــش فراق گرم نگاه بر رُخ شَـــیب الخَضــیب بود گَرد و غبار چهره ی آن ماه خون چکان تصـــویری از تجلّــیِ خَــدُ التَّـریب بود اشکــش بـروی چـهره ی بابا روان ولی از دســتهای گــرم پـدر بی نصـیب بود چون مرغ پرشکسته تپش های قلب او در انتظار وصـل پدر بـی شکیـب بود آرام شـــد به دیــدن بابا کــنار تشــت این ســر برای درد فـراقـش طبیب بود پژمرده گشت دشت "شـقایق" ز داغ او آتشــفشان سینـــه ی او پـر لـهیـب بود حمید رضازاده " شقایق" کرمان
دخترم بر تو مگر غير از خرابه جا نبود گوشه ويرانه جاي بلبل زهرا نبود جان بابا خوب شد بر ما يتيمان سر زدي هيچ‌کس در گوشه ويران به ياد ما نبود دخترم روزي که من در خيمه بوسيدم تو را ابر سيلي روي خورشيد رخت پيدا نبود جان بابا، هر کجا نام تو را بردم به لب پاسخم جز کعب ني ،جز سيلي اعدا نبود دخترم وقتي که دشمن زد تو را زينب چه گفت عمه آيا در کنارت بود بابا ،يا نبود جان بابا، هم مرا ،هم عمه ام را مي‌زدند ذره‌اي رحم و مروت در دل آنها نبود دخترم وقتي عدو مي‌زد تو را برگو مگر حضرت سجاد زين‌العابدين آنجا نبود جان بابا بود، اما دستهايش بسته بود کس به جز زنجير خونين، يار آن مولا نبود دخترم آن شب که در صحرا فتادي از نفس مادرم زهرا (س) مگر با تو در آن صحرا نبود جان بابا من دويدم زجر هم مي‌زد مرا آن ستمگر شرمش از پيغمبر و زهرا نبود دخترم من از فراز ني نگاهم با تو بود تو چرا چشمت به نوک نيزه اعدا نبود جان بابا ابر سيلي ديده‌ام را بسته بود ورنه از تو لحظه‌اي غافل دلم بابا نبود دخترم شورها بر شعر (ميثم) داده‌ايم ورنه در آواي او فرياد عاشورا نبود جان بابا دست آن افتاده را خواهم گرفت ز آن که او جز ذاکر و مرثيه خوان ما نبود حاج غلامرضا سازگار http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
شهادت_امام_حسن_علیه_السلام خواب دیدم که بقیـع حال و هوایی دارد یوسف فاطمه هم صحــن و سـرایی دارد نام زیبـــای حســـن حک شده بر گنبد آن چــه رواقی ، عجــب ایوانِ طـلایی دارد مــوج زوّار به دور حرمــــش می گردند چه طوافی چه شکوهی چه صفایی دارد روبرو ، گنبد خضرای پیمبـــر پیداست مثل بین الحرمین است ، نمــــایی دارد سفــره ای باز شده در دل بین الحرمین دور آن خــوان کرم ، شاه و گدایی دارد روضــه خوان ، مرثیهٔ آل عبا می خواند غزلــش رنگ غــم و ســوز و نوایی دارد صحبت از مرد کریمی که غریب وطن است او که بر سـائل خود جود و عطایی دارد می رسد وقت گریزش به دل کوچهٔ تنگ روضهٔ کوچه ، خودش کرب و بلایی دارد نام زهـــرا شده ورد لب هر پیــر و جوان هر کسی در دل خود ، سوز و نوایی دارد شـاعری زمزمه دارد خبــری در راه است خبــــر از آمــــدن ســبز_قبــــایی دارد کاش تعبـیر شود معنی خوابم به ظهور که حضــور گل نرگـس چه صفایی دارد شعر:رقیه سعیدی (کیمیا) http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
🌌 شب شعر بین المللی «موکب اول» ▪️«موکب اول»؛ معرفت امام▪️ 📣 معاونت فرهنگی بنیاد بین المللی امامت در آستانه ایام اربعین حسینی شب شعر بین المللی برگزار می کند. 🔹مجری: سید محمد جواد شرافت 🔸سخنران: حجت‌الاسلام والمسلمین بندانی نیشابوری 🔹شاعران فارسی زبان: محمد علی ،دکتر حسین محمدی مبارز،سید مهدی موسوی،سید علی نقیب 🔸شاعر آذری زبان: مهدی عابدینی 🔹شاعر عرب زبان: مرتضی حیدری آل کثیر 🔸شاعر اردو زبان: صائب جعفری 📆 جمعه ۳ شهریور ۱۴۰۲؛ ساعت ۲۰ 📍 قم، بلوار جمهوری، نبش کوچه ۲۸، سالن همایش شهید آوینی، سازمان فرهنگ و هنر ملل (فهم) 🏴🏴🏴 https://eitaa.com/joinchat/257818855C4d21f881c0 روابط عمومی کانون شاعران آیینی استان قم عامری
امام مجتبی علیه السلام در حیرتم به زینب مضطر چها گذشت! آن دم که اوفتاد نگاهش بر آن دو طشت یک طشت را، ز خون جگر دید لاله گون یک طشت را بدید در آن، رأسِ پر ز خون یک طشت را بدید، پر از پارهٔ جگر یک طشت را بدید، در آن، رأسِ پر قمر ... آن دم که رأس پاک شهنشاه بحر و بر آغاز کرد خواندن قرآن به طشت زر برداشت چوب کینه، یزید از ره غضب کرد آشنا، به لعل لبِ شاهِ تشنه لب زینب به ناله گفت که: ای بی حیا مزن! چوب جفا به بوسه گهِ مصطفی مزن! دارد (صغیر) تا به صف حشر، شور و شین گاه از غم حسن، گهی از ماتم حسین شعر محمد حسین صغیر اصفهانی
امام_حسن_مجتبی_ع_مدح_و_شهادت سِرِّ توحید نهان است در ایمانِ حسن معرفت رنگ گرفته‌ست از عرفانِ حسن خاکِ سلمان همه هستند مسلمان حسن پس بگوئید به ما ساکنِ ایرانِ حسن زیر چتر حسنی پیر نخواهم گردید قدرِ یک لحظه زمین‌گیر نخواهم گردید هرگز از عشق حسن سیر نخواهم گردید تا خود حشر منم دست به دامانِ حسن عطر او پخش که شد، باد وصالش را دید حُسن زیباییِ مخلوق، مثالش را دید آن که در صبح ازل نورِ جمالش را دید از همان روزِ نخستین شده خواهانِ حسن روضه خواندیم که این دیده‌ی تر ثبت شود گریه کردیم که این هفتِ صفر ثبت شود نام من در دل تاریخ اگر ثبت شود بنویسید مرا بی سر و سامانِ حسن رنگِ پیراهن سرسبزِ دیارم حسنی‌‌ست پرچم یَشمیِ خوش‌ نقش و نگارم حسنی‌‌ست نه فقط من..، همه‌ی ایل و تبارم حسنی‌‌ست بوده جدَّم یکی از پیرغلامانِ حسن امام مجتبی علیه السلام ذکر پر برکت او تذکره‌ی ما شده است با عنایاتِ حسن، رزق مهیا شده است این شعارِ همه‌ی ما، حسنی‌ها شده است: "تا ابد هرچه کریم است به قربانِ حسن" خاکِ خشکیم که لب‌تشنه‌ی جامی بودیم کوهِ رنجیم که سرگرمِ سلامی بودیم کاش..، ای کاش که ما مردِ جُذامی بودیم می‌نشستیم سرِ سفره‌ی احسانِ حسن من از آن روز که در بند شدم، خوشحالم فقط از دوری معشوق خودم می‌نالم پوزه بر خاک قدمگاهِ حسن می‌مالم بلکه سهمم بشود تکه‌ای از نانِ حسن عاقبت گَردِ خوشی بر سرِ غم می‌ریزد از دلِ صَحنِ حسن، نوحه و دم می‌ریزد هنرِ فرشچیان پای حرم می‌ریزد حک شود شعرِ حِسان سردرِ ایوانِ حسن روضه‌تر از غم آقای کریمان، غم نیست وای بر زخمیِ غربت که بر آن مرهم نیست مادری‌تر ز حسن در همه‌ی عالم نیست تو نگو حضرت صدّیقه..، بگو جانِ حسن! آه! اربابِ کرم خیره به مسمارِ در است از مصیباتِ حسن، خونِ خدا خون‌جگر است سخت‌تر از غمِ گودال، غمِ آن گذر است گریه‌کُن‌های حسین‌اند پریشانِ حسن کوچه‌ای تنگ برای غم او بانی بود قاتلش آنچه که می‌دانم و میدانی بود بدتر از زهرِ هلاهِل..، زدنِ ثانی بود داغ ناموس گرفته‌ست گریبانِ حسن سیلی محکمِ آن پست که بر حَورا خورد من بمیرم! حسن از دیدنِ آن، بد جا خورد پیش چشمان پسر، چادر مادر پا خورد تا ابد خشک نشد دیده‌ی گریانِ حسن بردیا محمدی http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
شهادت امام حسن علیه السلام ای   سفــــره دار   آل  عبا ،  اَیُّهَا  الکریم ای  نامـــدار  جـود  و سَخا ، اَیُّهَا الکریم در بین سفره های کَرَمخانه خورده است خوان  کَرم  به  نام  شما ،  اَیُّهَا  الکریم سائل  به جستجوی  کرمخانه  می رود امــا روی تو سمـتِ گـــدا ، اَیُّهَا الکریم سبقت گرفته ای تو به حُسن و جمال از زیبـــاترین  نبــیّ  خــــدا ،  اَیُّهَا  الکریم آیینـــه دار حُســــنِ  خـــداوند  داوری آیینـــه ای  تمــــام نمـــا  ، اَیُّهَا  الکریم رویت حسن وَ خُلق نکویت شده حسن حــق برگـــزیده نام  تو را ، اَیُّهَا الکریم بر تربت بقیع ، ز تو عزت رسیده است خاکش گرفتــه رنگ شِفــا ، اَیُّهَا الکریم نگذاشتند گر که تو صاحب حرم شوی داری حـرم در این دل ما ، اَیُّهَا  الکریم چیـــزی نمــانده  خانه آل سعــود  هــم ویران شود به هر دو سرا ، اَیُّهَا  الکریم مانند مادرت به همین  قبــر خاکی ات بودی تو در مقـــام رضــا ، اَیُّهَا  الکریم عمــری به یاد  کوچـــه و مادر  گریستی زین غم  نبوده ای تو ،جدا ، اَیُّهَا الکریم فرموده ای که روضه من ، داغ مادر است بیــن  تمـــام  خاطـــره هــا ، اَیُّهَا الکریم آه ای غریب شهر پیمبــر ! چه کرده اند با  یادگـــار  شیـــر  خــدا ، اَیُّهَا  الکریم  نام غـــریب آل عبـــا هم به نام توست آه ای غریب ، در همــه جا ، اَیُّهَا الکریم حتـــی غریبِ خانه و کاشــانه بوده ای از همســـرت رسیده جفـــا ، اَیُّهَا الکریم یک شب که زینبت شده مهمان خانه ات گشتـــه  نشـــان تیـــر بــلا ، اَیُّهَا الکریم می ریخت پاره های جگر در میان تشت می زد  شــرر به  اهــل  ولا ، اَیُّهَا الکریم آن دَم که بود رأس تو بر زانوی حسین دیدی تو اشــک و آه و نوا ، اَیُّهَا الکریم کردی اشــاره ای تو بر آن روز واقعـــه در  کــارزار  کــرب و بــلا ، اَیُّهَا الکریم گفتی ، اَمان ز شام بلا ، چوب خیزران رأس حسین و تشت طلا ، اَیُّهَا الکریم در کربلا به جای شمـــا هـم دو یادگار هستند  در صــف شهــدا ، اَیُّهَا الکریم رقیه سعیدی(کیمیا) http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث