eitaa logo
اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
1.1هزار دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
330 ویدیو
35 فایل
http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
امام_حسن_مجتبی_ع_مدح_و_شهادت سِرِّ توحید نهان است در ایمانِ حسن معرفت رنگ گرفته‌ست از عرفانِ حسن خاکِ سلمان همه هستند مسلمان حسن پس بگوئید به ما ساکنِ ایرانِ حسن زیر چتر حسنی پیر نخواهم گردید قدرِ یک لحظه زمین‌گیر نخواهم گردید هرگز از عشق حسن سیر نخواهم گردید تا خود حشر منم دست به دامانِ حسن عطر او پخش که شد، باد وصالش را دید حُسن زیباییِ مخلوق، مثالش را دید آن که در صبح ازل نورِ جمالش را دید از همان روزِ نخستین شده خواهانِ حسن روضه خواندیم که این دیده‌ی تر ثبت شود گریه کردیم که این هفتِ صفر ثبت شود نام من در دل تاریخ اگر ثبت شود بنویسید مرا بی سر و سامانِ حسن رنگِ پیراهن سرسبزِ دیارم حسنی‌‌ست پرچم یَشمیِ خوش‌ نقش و نگارم حسنی‌‌ست نه فقط من..، همه‌ی ایل و تبارم حسنی‌‌ست بوده جدَّم یکی از پیرغلامانِ حسن امام مجتبی علیه السلام ذکر پر برکت او تذکره‌ی ما شده است با عنایاتِ حسن، رزق مهیا شده است این شعارِ همه‌ی ما، حسنی‌ها شده است: "تا ابد هرچه کریم است به قربانِ حسن" خاکِ خشکیم که لب‌تشنه‌ی جامی بودیم کوهِ رنجیم که سرگرمِ سلامی بودیم کاش..، ای کاش که ما مردِ جُذامی بودیم می‌نشستیم سرِ سفره‌ی احسانِ حسن من از آن روز که در بند شدم، خوشحالم فقط از دوری معشوق خودم می‌نالم پوزه بر خاک قدمگاهِ حسن می‌مالم بلکه سهمم بشود تکه‌ای از نانِ حسن عاقبت گَردِ خوشی بر سرِ غم می‌ریزد از دلِ صَحنِ حسن، نوحه و دم می‌ریزد هنرِ فرشچیان پای حرم می‌ریزد حک شود شعرِ حِسان سردرِ ایوانِ حسن روضه‌تر از غم آقای کریمان، غم نیست وای بر زخمیِ غربت که بر آن مرهم نیست مادری‌تر ز حسن در همه‌ی عالم نیست تو نگو حضرت صدّیقه..، بگو جانِ حسن! آه! اربابِ کرم خیره به مسمارِ در است از مصیباتِ حسن، خونِ خدا خون‌جگر است سخت‌تر از غمِ گودال، غمِ آن گذر است گریه‌کُن‌های حسین‌اند پریشانِ حسن کوچه‌ای تنگ برای غم او بانی بود قاتلش آنچه که می‌دانم و میدانی بود بدتر از زهرِ هلاهِل..، زدنِ ثانی بود داغ ناموس گرفته‌ست گریبانِ حسن سیلی محکمِ آن پست که بر حَورا خورد من بمیرم! حسن از دیدنِ آن، بد جا خورد پیش چشمان پسر، چادر مادر پا خورد تا ابد خشک نشد دیده‌ی گریانِ حسن بردیا محمدی http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
شهادت امام حسن علیه السلام ای   سفــــره دار   آل  عبا ،  اَیُّهَا  الکریم ای  نامـــدار  جـود  و سَخا ، اَیُّهَا الکریم در بین سفره های کَرَمخانه خورده است خوان  کَرم  به  نام  شما ،  اَیُّهَا  الکریم سائل  به جستجوی  کرمخانه  می رود امــا روی تو سمـتِ گـــدا ، اَیُّهَا الکریم سبقت گرفته ای تو به حُسن و جمال از زیبـــاترین  نبــیّ  خــــدا ،  اَیُّهَا  الکریم آیینـــه دار حُســــنِ  خـــداوند  داوری آیینـــه ای  تمــــام نمـــا  ، اَیُّهَا  الکریم رویت حسن وَ خُلق نکویت شده حسن حــق برگـــزیده نام  تو را ، اَیُّهَا الکریم بر تربت بقیع ، ز تو عزت رسیده است خاکش گرفتــه رنگ شِفــا ، اَیُّهَا الکریم نگذاشتند گر که تو صاحب حرم شوی داری حـرم در این دل ما ، اَیُّهَا  الکریم چیـــزی نمــانده  خانه آل سعــود  هــم ویران شود به هر دو سرا ، اَیُّهَا  الکریم مانند مادرت به همین  قبــر خاکی ات بودی تو در مقـــام رضــا ، اَیُّهَا  الکریم عمــری به یاد  کوچـــه و مادر  گریستی زین غم  نبوده ای تو ،جدا ، اَیُّهَا الکریم فرموده ای که روضه من ، داغ مادر است بیــن  تمـــام  خاطـــره هــا ، اَیُّهَا الکریم آه ای غریب شهر پیمبــر ! چه کرده اند با  یادگـــار  شیـــر  خــدا ، اَیُّهَا  الکریم  نام غـــریب آل عبـــا هم به نام توست آه ای غریب ، در همــه جا ، اَیُّهَا الکریم حتـــی غریبِ خانه و کاشــانه بوده ای از همســـرت رسیده جفـــا ، اَیُّهَا الکریم یک شب که زینبت شده مهمان خانه ات گشتـــه  نشـــان تیـــر بــلا ، اَیُّهَا الکریم می ریخت پاره های جگر در میان تشت می زد  شــرر به  اهــل  ولا ، اَیُّهَا الکریم آن دَم که بود رأس تو بر زانوی حسین دیدی تو اشــک و آه و نوا ، اَیُّهَا الکریم کردی اشــاره ای تو بر آن روز واقعـــه در  کــارزار  کــرب و بــلا ، اَیُّهَا الکریم گفتی ، اَمان ز شام بلا ، چوب خیزران رأس حسین و تشت طلا ، اَیُّهَا الکریم در کربلا به جای شمـــا هـم دو یادگار هستند  در صــف شهــدا ، اَیُّهَا الکریم رقیه سعیدی(کیمیا) http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
زبانحال حضرت زیبب (س) ای ماه شب تاری! ، که : در نظرم بودی در ظلمت دنیایم ، شمس و قمرم بودی زآندم که تو را دیدم ، رفتی به سرِ نیزه هر نیزه که می‌دیدم ، تو در نظرم بودی ای نور دل حیدر ، ای زاده‌ی پیغمبر بی بال و پر افتادم ، تو بال و پرم بودی مانند حسن حتی ، از بعد پدر عمری در راحت و سختی‌ها همچون پدرم بودی ای کاش نمی‌دیدم افتاده تنت بر خاک ای بارقه‌ی رحمت! ای کاش برم بودی رگهای گلویت را ، در قتلگهت دیدم قربان سرت گردم که تاج سرم بودی برخیز و ببین زینب ، افتاده ز تاب و تب ای آن‌که مرا بر تن ، روح دگرم بودی هرگه که سفر کردی ، دل از تو نشد غافل هر جای که می‌رفتی گو در حضرم بودی اکنون شده‌ام تنها ، با قافله‌ی غم‌ها هرچند که بر نیزه ، تو همسفرم بودی در کرب و بلا جان را ، کردی سپر دشمن هرجا که بلایی بود ، آنجا سپرم بودی ویرانه نشین گشتم هرچند به شام غم در تشت طلا دیدم ، زیبا گهرم بودی تلخ است کنون کامم دلخسته ازین شامم عمری چو برادرجان! شیرین شکرم بودی هرچند گرفتارم در شام ستم غم نیست ای که سند نیکو ی و معتبرم بودی ای دشمن خون‌آشام دیدم چو تو را در شام چون تیر اجل از کین ، تو بر جگرم بودی (ساقی) ز غمت گفتا ، ای نور دل زهرا هر دم که سخن گفتم تو شعر ترم بودی سید محمدرضا شمس (ساقی) 1402/06/06 http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
. علیه_السلام عطش روز جزا با عطشش رفت ز یاد آب، خاكت به سر و آبرویت باد به باد با لبِ تشنه بریدند سر مهمان را لعن الله علی آل زیادِن و زیاد به دلش داغ لب حضرت عباس بُود بحر از این داغ زند تا صف محشر فریاد دیده بر آب روان دوخت ولی آب نخورد دید تصویر سكینه به روی آب افتاد مدح او را همه از نعره ی دریا شنوید كه ز خون جگرش آب به دریا هم داد تربیت یافته ی یوسف زهرا این است كز لبش داغ عطش بر جگر بحر نهاد روز محشر كه علم در كف عباس بُود اهل محشر همه این بیت بیارید به یاد: این حسین كیست كه عالم همه دیوانه‌ی اوست این چه شمعی است كه جانها همه پروانه‌ی اوست نازم آن كشته كه جان یافت كمال از بدنش تا ابد خنده به شمشیر زند زخم تنش جامه از زخم بدن دوخته بر قامت خویش پیرهن از تن و تن پاره تر از پیرهنش آب غسل تن صد پاره اش از خون گلو خاك صحراست كفن بر بدن بی‌كفنش جایی از زمزمه‌ی ماتم او خالی نیست این شهیدی است كه عالم شده بیت الحزنش تیر دشمن به جگر، خنجر قاتل به گلو زخم شمشیر به سر، چشمه‌ی خون در دهنش تا نفس داشت به آن قوم  نصیحت میكرد چه گنه داشت كه شد سنگ جواب سخنش هر دلی یك حرم پیكر صد پاره ی اوست هر كجا می‌نگرم نیست به‌جز انجمنش این حسین كیست كه عالم همه دیوانه‌ی اوست این چه شمعی است كه جانها همه پروانه‌ی اوست زیر شمشیر، امامت به همه عالم داشت به لبش زمزمه، در دیده دو صد زمزم داشت زخم‌ها بر جگرش بود كه ناپیدا بود همه می‌سوخت و از زخم زبان مرهم داشت با خدا در یَم خون عهد شفاعت می‌بست از گلوی علی اصغر سندی محكم داشت تیر غم بود كه بر سینه‌ی او می‌بارید همه را كرد فراموش و غم عالم داشت گر همه ملك خدا چشمه‌ی چشمی میشد به خدا در غم او اشك مصیبت كم داشت وقت مرگ از نفسش روح مسیحا می‌ریخت كه به خون پیكر هفتاد و دو عیسی دم داشت می‌شنیدند ملائك همه و می‌دیدند كه ز صبح ازل این زمزمه را آدم داشت این حسین كیست كه عالم همه دیوانه‌ی اوست این چه شمعی است كه جانها همه پروانه‌ی اوست شعر: حاج غلامرضا سازگار . http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث