eitaa logo
اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
1.1هزار دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
330 ویدیو
35 فایل
http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
💠 از ظلم به ... بپرهیزید 🔘امام سجاد (علیه السلام) فرمودند: 🔰یا بُنَیَّ! إیّاکَ وَ ظُلمَ مَن لا یَجِدُ عَلیکَ ناصِراً اِلاّ اللهَ 🔹ای فرزندم! از ستم به کسی که جز خداوند یاور و پشتیبانی علیه تو ندارد، برحذر باش 📗کافی، ج۲، ص ۳۳۱ 🔻شرح حدیث 🔸ستم در حق دیگران بسیار زشت است و ظلم به کسانی که یاور و پشتیبانی ندارند، زشت تر و بدعاقبت تر. 🔸مضمون این حدیث، در روایات دیگری هم آمده است. احادیث مربوط به ستم، بسیار تند و هشدار دهنده است. برای نمونه: 🔸ظلم به ضعیف، بدترین ظلم هاست. گناهی که زود دامنگیر انسان می شود، ظلم به فرد بی یاور است. خدا، از ظالمان انتقام می گیرد. 🔸ظلمی که خدا از آن نمی گذرد، ستم افراد به یکدیگر است. 🔸از ظلم بپرهیزید، که موجب ظلمت در قیامت است. 🔸ظلم در دنیا، ظلمت آخرت را در پی دارد. و ... از این گونه مضامین که در کلمات پیشوایان دین بسیار است. (ر. ک: میزان الحکمه ذیل واژه ی ظلم، احادیث ۱۱۳۷۳ به بعد.) 🔸از دعاهایی که خیلی زود مستجاب می شود، دعا و نفرین مظلوم در حق ستمگر است، بویژه آنجا که ستمدیده، هیچ پشتوانه و یاوری جز خدا نداشته باشد. 🔸این که می گویند: «آه مظلوم، دامن ظالم را می گیرد»، حقیقتی است که در متون دینی مطرح است. 🔸ستم هم انواع مختلفی دارد. ظلم مالی، ظلم جانی، ظلم آبرویی، از آن جمله است. از بزرگ ترین ظلمها، تهمت به بی گناهی است که امکان دفاع از خویش و ردّ تهمت را نداشته باشد. ▫️دیدی که خون ناحق پروانه، شمع را ▫️چندان امان نداد که شب را سحر کند؟ 🔸توصیه ی امام سجاد علیه السّلام به فرزندش، در واقع وصیت و رهنمود به همه ی ماست که ادّعای پیروی امامان را داریم. 🔸چنان رفتار و زندگی کنیم که در قیامت، دچار دادخواهی مظلومان نشویم. 📗منبع: ، جواد محدثی http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
🥀  خلاف آمد!  🥀 من همین قدرکه مجنون توباشم کافیست شور افسانه ی افسون تو باشم کافیست در شب رد شدن از خاطره هایی مجروح خاطرآرای دل خون  تو باشم کافیست اول و آخر هر شعر نه ، در  بیتی ناب شرح شیدایی مضمون تو باشم کافیست بخت یکتا شدنم باتو امیدی است محال رخصتی ، تابع قانون  تو باشم کافیست حرف یک عمرکنارتو نه یک شب تاصبح شبنم گونه ی گلگون تو باشم کافیست ای تو  تاتارترین فاتح دل های غیور من اگرصیدشبیخون تو باشم کافیست فتنه زیرسرچشم توچه خوش نخ داده ست که اگر یکسره مفتون تو باشم کافیست زن اگر نیستم امّا به خلاف آمد بخت روزوشب لیلی مجنون توباشم کافیست! ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
🌹نام غزل: کوکب🌹 آب بستن جزء تعلیماتِ این مکتب نبود دینِ احمد جایِ جولان دادنِ عقرب نبود🌹 جانِ هفتاد و دو انسان در مصافِ صدهزار ! بی حیایی ناجوانمردی که حکمِ رب نبود🌹 تا که قاسم با عمو می گفت از طعمِ عسل آسمان خورشید باران بود و هرگز شب نبود🌹 کودکی را ذبح کردن با عذابِ تشنگی جز مرامِ فاجری بی رحم و لامذهب نبود🌹 ساقی و دستانِ افتاده کنارِ علقمه... واقعاً شمرِ لعین ظالم تر از مرحب نبود؟!🌹 رأسِ تابانِ حقیقت رویِ قافِ نیزه رفت این زمین در شأنِ نور افشانیِ کوکب نبود🌹 آتش و سوزاندن و بی تابیِ اهلِ حرم دردِ زین العابدین از التهاب و تب نبود🌹 وای از داغِ رقیّه وای از بازارِ شام او که دارایِ فدک یا در پیِ منصب نبود🌹 جز بیانِ " ما رَاَیت الّا جمیلا " بی گمان هیچ توصیف و کلامی حقّ آن مطلب نبود🌹 هر چه گفتیم و نگفتیم از زبانِ زینب است " کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود " 🌹 ✍ ( دانا_شکیبا ) http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
ترکیب_بند_روزهای_اسارت سلام الله علیها گهواره هم شبیه دلم تاب می خورد وقتی مسیرمان به کمی آب می خورد وقتی که پشت بوته ای از ترس ساکتم چشمم به چشم اشکی مهتاب می خورد آن وقت می شود سر صحبت به ماه باز ماهی که ماه نیست به مُرداب می خورد دیشب به ماه درد دلم کرده بود گُل دیدم حقیقتی که به یک خواب می خورد یکباره ماه روشن وشکل عمو شد و با طرز گویشی که به آداب می خورد فرمود صبر کن گُل نازم که روز بعد هر نازدانه از لب تو آب می خورد نذر نگاه لطف تو کف می زند به شعر هر شاعری که جیره از ارباب می خورد من مانده ام عموم چه فرموده عمّه جان؟ معنای آن به گویش کودک بکن بیان ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
┄┅✵﷽✵┅┄ اسارت ┄┅‌✿🏴⊰✿⊱🏴✿┅‌┄ زینبم ، دارم دلی خونبار ، کَلّمْنی حسین! مانده ام در بین این اغیار ، کَلّمْنی حسین! وای از این غم ، نیست جای دختران فاطمه در میان کوچه و بازار ، کَلّمْنی حسین! گاهی از بالا نگاهی سوی ما کن همســفر! سر به روی شانه ام بگذار ، کَلّمْنی حسین! چند روزِ دوری از تو مثل چندین سال بود آه از این دلتنگی بسـیار ، کَلّمْنی حسین! حرف بسیار است اما نیست راه گفتگو مانده ام در حسرت گفتار ، کَلِّمْنی حسین! داغ هجده لاله ، سنگین است روی قلب من کوه غم را از دلم بردار ، کَلّمْنی حسین! ای که عُمری بوده ای سنگ صبور زینبت ای همیشه مَحرم اسرار ، کَلّمْنی حسین! قاریِ بر نیزه ، ای کهف الاَمان عالمیـن باز هم قرآن بخوان ای یار ، کَلّمْنی حسین! گریه های دخترت بُرد از دلم صبر و قرار پای نیزه می کند اصرار ، کَلّمْنی حسین! هر کجا که نام بابا بر زبان آورده است دیده از زجر و سنان ، آزار ، کَلّمْنی حسین! راستی یادت می آید "کلّمینی فاطمه"؟ روضه های حیدر کرار؟ کَلّمْنی حسین! داغ مادر تازه شد گویا به گوشم می رسد نالهٔ از بین در و دیوار ؛ کَلّمْنی حسین! آتش در از مدینــه شعله زد تا کربلا باز هم تاریخ شد تکرار ، کَلّمْنی حسین! مثل آن خنجر که روی حنجرت خون می گریست شرمساری دیدم از مسمار ، کَلّمْنی حسین! آه از آن قومی که حق را سر بُریدند از قفا با عِناد و کینه و انکار ، کَلّمْنی حسین! روی نیزه جلوهٔ نور حقیقت دیدنیست ای سرت خورشید شام تار ، کَلّمْنی حسین! "ما رأیتُ" در بیابان بلا ، "الّا جمیــل" ای تماماً جلوهٔ ایثار ، کَلّمْنی حسین! کربلا را با خودم تا شام ویران می برم با خطابه می کنم پیکار ، کَلّمْنی حسین! پرچمت را آنقَدَر بالا نگه می دارمش تا بگیرم از یزید، اقرار ، کَلّمْنی حسین! با بیانم آتشی بر شـامیان می افکنم تا بسوزانم دل اشرار ، کَلّمْنی حسین! خطبهٔ سجاد و نطق زینبت خواهد نمود کاخ را بر شامیان آوار ، کَلّمْنی حسین! حال با زینب بخوان قبل از خرابه ، روضه ای در عزای دخترت این بار ، کَلّمْنی حسین! یاری ام کن بار سنگین مصیبت ، پیش روست غصّه هایت را به من بسپار ، کَلّمْنی حسین! اندکی سر خم کن و این بار سر را جای دست روی قلب خسته ام بگذار ، کَلّمْنی حسین! عمر خود را بعد تو در احتضارم هر زمان تا بیـاید لحظهٔ دیـدار ، کَلّمْنی حسین! ┄┅‌✿🏴⊰✿⊱🏴✿┅‌┄ ✍ () ۱۴۰۴/۴/۳۱ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
کاروان اسرا 🔹سرّ مگو🔹 کاروان آهنگ رفتن ساز کرد سیر معراجی دگر آغاز کرد کرد از کوفه به شام غم خروج بود تا شامش چهل منزل عروج.. هر زنی با یک جهان اندوه و درد بود پیغام‌آور هفتاد مرد اشک سرخ و جامه چون رخ نیلگون چشم هر یک را هزاران چشمه خون هر اسیری بود پیغام‌آوری بر لبش فریاد خونین‌حنجری.. گشت در هر شهر سرها زیب نی نیزه‌ها در پیش و محمل‌ها ز پی.. :: کهنه دیری بود و آنجا راهبی شعله‌های طور دل را طالبی دیر نه، نه، یک جهان دریای نور او چو موسی بر فراز کوه طور ترک دنیا گفته‌ای در کنج دیر همچو عیسی آسمان را کرده سیر لحظه لحظه سال‌ها در انتظار تا شود دیرش زیارتگاه یار بی‌خبر خود رازها در پرده داشت در تمام عمر یک گم‌کرده داشت.. دید در پایین دیر خود شبی هر طرف تابیده ماه و کوکبی.. آمده از طور موسای دگر در غل و زنجیر عیسای دگر سر به روی نیزه می‌گوید سخن یا سر یحیاست پیش روی من؟.. کرد نصرانی نزول از بام دیر گرد سرها روح او سرگرم سیر دیده بر شمع ولایت دوخته چون پر پروانه جانش سوخته راهب پیر و سر خونین شاه رازها گفتند با هم با نگاه شد فراق عاشق و معشوق طی این به پای نیزه او بالای نی ناگهان زد بانگ بر فوج سپاه کای جنایت‌پیشگان روسیاه کیست این سر؟ کاین چنین خوانَد فصیح وای من، داود باشد یا مسیح؟.. پاسخش گفتند مقصود تو چیست؟ این سر خونین سر یک خارجی‌ست کرده سرپیچی ز فرمان امیر خود شهید و عترتش گشته اسیر.. ریخت نصرانی به دامن خون دل گشت سر تا پا وجودش مشتعل برکشید از سینه چون دریا خروش گفت ای دون‌فطرتان دین‌فروش ثروت من هست چندین بَدره زر در جوانی ارث بردم از پدر در بهای این همه سیم و زرم امشب این سر را امانت می‌برم می‌کنم تا صبح با او گفتگو کز دهانش بشنوم سرّی مگو شمر را چون دیده بر زر اوفتاد عشق سیمش باز در سر اوفتاد داد سر را و ز راهب زر گرفت راهب آن سر را چو جان در بر گرفت برد سوی دیر سر را با شتاب کرد ناگه هاتفی او را خطاب راهب از اسرار آگه نیستی هیچ دانی میزبان کیستی؟ میهمانت میزبان عالم است هرچه گیری احترامش را کم است این که لب‌هایش به هم خشکیده است بحر رحمت از دمش جوشیده است این که زخمش را شمردن مشکل است زخم هفتاد و دو داغش بر دل است گوش شو کآوای جانان بشنوی از دهانش صوت قرآن بشنوی گرد ره با اشک از این سر بشوی با گلاب و مُشک خاکستر بشوی برد راهب عاقبت سر را به دیر تا خدا در دیر خود می‌کرد سیر شد چراغ دیر آن سر تا سحر دیگر اینجا دیر راهب بود و سر.. گفت ای سر، تو محمّد نیستی؟ گر محمّد نیستی پس کیستی؟ ناگهان سر غنچۀ لب باز کرد با نصاری درددل ابراز کرد گفت: کای داده ز کف صبر و شکیب من غریبم من غریبم من غریب گفت: می‌دانم غریب و بی‌کسی گشته ثابت غربتت بر من بسی تو غریبی که به همراه سرت همره آید دست‌بسته خواهرت باز اعجازی کن ای شیرین‌سخن لب گشا و نام خود را گو به من آن امیرالمؤمنین را نور عین گفت: راهب من حسینم من حسین من که با تو هم‌سخن گشته سرم نجل زهرا زادۀ پیغمبرم دیده این سر از عدو آزارها خوانده قرآن بر سر بازارها اشک راهب گشت جاری از بصر گفت: ای ریحانۀ خیرالبشر از تو خواهم ای عزیز مرتضی شافع راهب شوی روز جزا گفت: آیین نصاری واگذار مذهب اسلام را کن اختیار راهب از جام ولایت کام یافت تا تشرف در خط اسلام یافت یوسف زهرا بدو داد این برات گفت ای راهب شدی اهل نجات.. ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سرچشمه ی اطیاب از نگاه عالم هستی نظر کن آب را تا ببینی جلوه های این شراب ناب را با زلال جاری رود و سرود آبشار مینوازد دائماً برگوش جان مضراب را تا بخندد نو عروس گُل به دامان چمن در حجاب ابر گیرد مهر عالمتاب را گاه گردد ژاله و سرمست در آغوش گُل گاه در آغوش می گیرد گُل مهتاب را گاه گردد اشک شوق و از سر مژگان چکد گاه بوسد دامن سجاده و محراب را گاه دل بر سینه ی آرام ساحل می زند گاه از ساحل نشینان می رباید خواب را پاک سازد از پلیدی ها درون خویش را کز برون يابد توان شستن مرداب را کاش چشم باور ما چون زلال آب بود خالی از رنگ ریا می دید شیخ و شاب را آب را در رگ رگ هستی تماشا می کند آن که پیدا می کند سرچشمه ی اطیاب را آب گنج پُر بهای زندگی باشد «» بی سبب ارزان مده این گوهر کمیاب را ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
خرابه السلام علیک یا رقیّه بنت الحسین(ع) آن شب رقیّه گریه وآهش عجیب بود خورشید سـر بُریده برایـش غـریب بود مضطر نشسته بـود و بدامان سر پدر ذکرش مدام آیه ی اَمّن یُجیب بود یاسی که بود شعله ور از آتش فراق گرم نگاه بر رُخ شَیب الخَضیب بود گَرد و غبار چهره ی آن ماه خون چکان تصویری از تجلّیِ خَدُ التَّریب بود اشکش بروی چهره ی بابا روان ولی از دستهای گرم پدر بی نصیب بود چون مرغ پرشکسته تپش های قلب او در انتظار وصـل پدر بـی شکیـب بود آرام شد به دیدن بابا کنار تشت این سر برای درد فـراقـش طبیب بود پژمرده گشت دشت ز داغ او آتشفشان سینـه ی او پـر لهیـب بود ✍ https://eitaa.com/rezazadeh_shaghayegh/#
توسّل به حضرت رقیه(س) ( از ازل ما را نوشتند از محبّان حسین) کنارِ راسِ پُر خونت علیل و مضطر افتادم که بر رخسار گلگونت پدر جان با سر افتادم ز ضرب دست زجر دون شبانه بین آن صحرا ز درد بازو و پهلو به مثل مادر افتادم شده پر آبله پایم دویدم بس که در صحرا به ویرانه چنین محزون به چشمان تر افتادم مرا با خود ببر بابا که دلتنگ عمو جانم بدور از چشم سقّا بین که بی بال و پر افتادم تنم نیلی رُخم گلگون ز ضرب تیغ دشمن شد نفس در سینه بند آمد که از پا دیگر افتادم زنم بوسه به لبهایت که جای خیزران مانده منم آن غنچه‌ی یاست ز شاخه پرپر افتادم! ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
‌‌من را نگاه كن كه دلم شعله‌ور شود بگذار در من این هیجان بیشتر شود قلبم هنوز زیر غزل لرزه‌های توست بگذار تا بلرزد و زیر و زبر شود من سعدی‌ام اگر تو گلستان من شوی من مولوی سماع تو برپا اگر شود من حافظم اگر تو نگاهم كنی اگر شیراز چشم‌های تو پر شور و شر شود «ترسم كه اشك در غم ما پرده‌در شود وین راز سر به مهر به عالم سَمر شود» آنقدر واضح است غم بی تو بودنم اصلا بعید نیست كه دنیا خبر شود دیگر سپرده‌ام به تو خود را كه زندگی هر گونه كه تو خواستی آنگونه سر شود ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹