قهرمان کربلا زینب بُوَددر یک کلام
در قیام کربلا شد جلوه صبرتمام
خاطرات غرق خونش با حسین فاطمه
گشته در اوج درایت آیتی پر ماجرا
دیده شمرپر عداوت روی جسم سرورش
این بُوَد اوج شقاوت بر تن خیر الانام
با برادر شد سفیر معرفت کوی منا
شد خطیبی مثل حیدر پرتوان وهم بنام
در دل هروازه اش لبیک جان مصطفاست
از غم جان برادر خسته کی او در قیام
زندگی را جز به زیبایی ندیده حضرتش
غرق در انوار حق گشته است گویا مستدام
مثل مادر شد فدائی در ره مولای خود
خُلق مادر فاطمه داده به اومشی ومرام
صبر بی زینب نباشد واژه ای شورآفرین
کوه صبر کربلا گشته عقیله والسلام
درکلام شعر من زینب بّوَد خود حیدری
قهرمان کربلا زینب بوَد در یک کلام
✍#مهدی #منتظری
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
❁﷽❁
اربعین
#سفرنامه_عشق
─┅═✧❁࿇❁✧═┅─
پا به پای مسافران حرم
دل به دریای کربلا زده ام
از دلِ گنجِ "عَلَّمَ الاَسـماء"
فقط اسم تو را صدا زده ام
یا حسین اسم توست ورد لبم
ذکر خاص شروع و پایانی
نیست خوشتر ز نام تو در عرش
تو عزیزِ قدیم الاحسانی
سفرم با تو می شود آغاز
می رسم تا شکوه درگاهت
هر قدم بذر عشق می کارم
می گذارم نشانه در راهت
سفری با طلوع بی پایان
روشن از مِهرِ آفتاب شما
سفری از ستاره ها لبریز
دور تا دورِ حضرت سقّا
دَمِ باب الحسین می مانم
دست بر سینه روبروی حرم
تـا کــه اذن ورود را بدهد
صاحب مشک و پاسدار علم
با دو عالم عوض نخواهم کرد
این بهشتی که مال عباس است
هر نفس در حریم قُدسیِ او
عطر نابی پر از گُل یاس است
السلام ای تجلّی غیرت !
ای تماماً وفا ، حیا ، احساس
در دلش تا همیشه می ماند
رشکِ دریا به دست تو عباس!
دست تو شد قلم ، قلم خون شد
تا نوشت از شکوه ایثارت
خوش به حال تویی که گفت احسنت
مادرت فاطمه به پیکارت
ای که از مَشک تو در این عالم
نیست سرچشمه ای گواراتر
ای که دستی به عرصهٔ محشر
از دو دست تو نیست بالاتر
دست ما را بگیر آنجا که
بی کس و بی پناه و بی یاریم
تا شفاعت ، نصیبمان گردد
دست بر دامن علمداریم
اینک آقا ! اجازه می خواهم
تا به مُلکِ شـهِ ولا برسم
بگذرم از مسیر قرص قمر
محضر شمس کربلا برسم
یک نیستان نواست در دل من
شور و حال رسیدنم در سر
اشک بر گونه ام که می غلتد
می شوم از همیشه شیداتر
کشتهٔ اشکها ، سلام آقا!
حضرت عشق ، التماس دعا
گرچه ناخالصم قبولم کن
نظری کن به حال و روز گدا
زائری خسته ام مران از خود
بی پناهم امیر فضل و کرم !
کاش در طول عمر من باشد
سایه ات مستدام روی سرم
ذکر "لبیکَ یا حسین" از من
از شما یک نگاه می خواهم
ابر دلتنگی ام پر از روضه
در حریمت پناه می خواهم
یک اشاره به گوشهٔ گودال
روضه خواندن چقدر جانکاه است
بغض هر زائر شکسته دلی
در پیِ یک تلنگر آه است
می کشم در نگاه مُلتمسم
چهرهٔ مهربان و پاک تو را
سر به تسلیم عشق می سایم
می کشم روی چشم ، خاک تو را
میهمان تواَم پر از باران
میزبان کیست از تو بالاتر
حال مجنون خویش را دریاب
ای که در کوی عشق ، لیلاتر
در دل خسته و پریشانم
حرفهای نگفته ای دارم
از ازل تا ابد شما هستید
مَحرمِ بی مثالِ اسرارم
می نویسم به وقت سخت وداع
شاه لب تشنه ! از تو ممنونم
هر زیارت که قسمتم کردی
به درِ خانهٔ تو ، مدیونم
سائل کوی تو شدن فخر است
می رسد از شما همیشه عطا
هر که شد خاک درگهت ، آقا!
#کیمیا می شود به لطف شما
─┅═✧❁࿇❁✧═┅─
✍#رقیه #سعیدی #کیمیا
۱۴۰۴/۵/۲۱
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
تا به کی آشوب هستی؟ هرچه نتوان بود، باش
مثل آه دردمندان، آتش بیدود باش
جنبوجوش قطرهها احساس خوب رفتن است
سنگ هستی؟ باش! اما در مسیر رود باش
کمتر از پشّه نباش، از غلغل دشمن مترس
هان به قدر وُسع خود در جنگ با نمرود باش
یا عصا شو یا تبر! در پیش رویت دشمن است
لااقل پیغام پیروزی چو بوی عود باش
آسمان پیداست... هان از پیلهات بیرون بزن
این تغافل تا به کی؟ از خویش ناخشنود باش
در کمال حُسن باید در حجاب بُخل بود
در نگاه هرزهپویان، در عدم موجود باش
تو بهشتی، قصد تو دارند اصحاب الشمال
در هراس از خود بمان، از هرطرف مسدود باش!
ای درخت، آغوشها راه نفَس را بر تو بست
وعدهای داس هرس باش و عتابآلود باش
آی ای انسان بیا و اندکی آدم بشو
در مقام آدمیت، بعد از این محمود باش
خاک راه زائران شو، خویش را بر باد ده
مثل مشایه، طریق کعبهی مقصود باش
کاروان اشک راه افتاد سمت کربلا
التماست میکنم ای چشم عاشق... زود باش!
✍#سیدمهدیحسینیرکنآبادی
هجدهم مرداد١۴٠۴
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
زیارت اربعین
مسافر
ای شوق پابرهنه که نامت مسافر است
این تاول است در کف پا یا جواهر است
راهی شدی به سمت رسیدن به اصل خویش
دور از نگاه شهر که فکر ظواهر است
دلهای شستوشو شده و پاک، بیشمار
چشمی که تر نگشته در این جاده نادر است
سیر است گرچه چشم و دلت از کرامتش
در این مسیر سفرهٔ افطار حاضر است
وقتی که در نگاه تو مقصد حرم شود
پاگیر جاده میشود آن دل که عابر است
آن دل که میگریزد از جبر روزگار
در جستجوی ردّ قدمهای جابر است
با آب و تاب سینهزنان گرم قُل قُل است
کتری آب جوش که در اصل شاعر است
فنجان لب طلا پر و خالی که میشود
هر بار گفتهام نکند چای آخر است
✍#میثم #داودی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
اربعین
#مقتل_مستند
#تاریخ_مستند
◼️ گوشه ای از حال مخدّرات آل الله بر سر مزار شهدای کربلا...
نوشته اند:
فخرجت زينب عليها السلام في الجمع، وأهوت إلى جيبها، فشقّته، ونادت بصوتٍ حزين يقرح القلوب: وا أخاه! وا حسيناه! وا حبيب رسول اللَّه! وا ابن مكّة ومنى! وا ابن فاطمة الزّهراء! وا ابن عليّ المرتضى! آه،ثمّ آه. ووقعت مغشيّة عليها.
▪️وقتی که روز اربعین زن ها بر سر مزار شهدای کربلا جمع شدند، از بین آن ها زینب کبری عليهاالسلام بیرون آمد و دست انداخت و گریبان درید و با صدایی دردناک که قلب را جریحه دار می کند، فریاد می زد:
وا أخاه! وا حسيناه! وا حبيب رسول اللَّه! وا ابن مكّة ومنى! وا ابن فاطمة الزّهراء! وا ابن عليّ المرتضى! آه،ثمّ آه.
▪️ وای برادرم ، وای حسینم ، وای محبوب رسول خدا ، وای پسر مکه و منا ، وای پسر فاطمه زهرا و وای پسر علی مرتضی
پشت سر هم آه می کشید تا اینکه از هوش رفت.
وخرجت أمّ كلثوم لاطمة الخدّين تنادي برفيع الصّوت اليوم مات محمّد المصطفى، اليوم مات عليّ المرتضى، اليوم ماتت فاطمة الزّهراء وباقي النِّساء لاطمات ناعيات نائحات قائلات: وا مصيبتاه! وا حسناه! وا حسيناه.
▪️وقتی حضرت ام کلثوم علیها السلام
این صحنه را دید او نیز از بین زن ها خارج شد و برصورتش لطمه میزد و با صدایی بلند فریاد می زد :
امروز همان روزی است که محمد مصطفی صلی الله علیه و آله از دنيا رفته است.
امروز همان روزی است که علی مرتضی علیه السلام از دنيا رفته است.
امروز همان روزی است که فاطمه زهرا علیهاالسلام از دنيا رفته است.
و بقیه زن ها بر صورت ها لطمه میزدند و نوحه سر می دادند و می گفتند :وا مصيبتاه! وا حسناه! وا حسيناه.
فلمّا رأت سكينة ما حلّ بالنِّساء رفعت صوتها تنادي: وا محمّداه! وا جدّاه! يعزّ عليك ما فعلوا بأهل بيتك ما بين مسلوب وجريح، ومسحوب وذبيح، وا حزني أسفاً
▪️حضرت سکینه علیهاالسلام
چون این صحنه را دید با صدای بلند فریاد زد :وامحمداه! وا جداه! یا رسول الله! خیلی سخت است بر تو اینکه ببینی با اهلبیتت چه کرده اند؛ عده ای از آن ها غارت شده؛ عده ای جراحت دارند؛ عده ای ذبح شده و عده کشانده شدند.
وای از این حزن و اندوه عظیم....
📚الدّمعة السّاكبة، ج۵/ص ۱۶۲- ۱۶۳
📚 معالي السّبطين، ج۲/ ص۱۹۷، ۱۹۸؛
📚 وسيلة الدّارين، / ص۴۰۴، ۴۰۵
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
اربعین
#مقتل_مستند
#تاریخ_مستند
◼️ ای جابر! درست همین جا بود، که بچه های پدرم را ذبح کردند...
عطیه گوید:
همینکه با جابر در کنار قبر أبي عبدالله الحسين عليه السّلام مشغول سخن بودیم، دیدم که یک سیاهی از جانب سرزمین شام دارد به طرف ما نزدیک می شود.
به جابر گفتم:
من یک سیاهی بزرگی را دارم از دور میبینم. جابر رو به طرف غلامش کرد و گفت:
برو و آن سیاهی را که پیداست ببین چه کسانی هستند؟ که اگر از ماموران عبیدالله بن زیاد لعین هستند هرچه زودتر در پناه گاهی مخفی شویم. واگر مولا و سرورم زین العابدین علیه السّلام بود تو در راه خدا آزادی.
فانطلق الغلام فما كان بأسرع من أن رجع إلينا، وهو يلطم على وجهه، وينادي: قم يا جابر! واستقبل حرم اللَّه وحرم رسول اللَّه، فهذا سيِّدي ومولاي عليّ بن الحسين عليه السلام قد أقبل مع عمّاته وأخواته ليجدّدوا العهد بزيارة الحسين عليه السلام.
▪️غلام رفت و سریعا به جانب ما برگشت و بر صورتش لطمه میزد و فریاد میزد:
ای جابر! بلند شو و از حرم خدا و حرم رسول خدا صلی الله علیه و آله استقبال کن. که این مولایم علی بن الحسین عليهم االسلام همراه با عمّه ها و خواهران و دیگر مخدّرات دارند به این جا نزدیک میشوند تا عهدشان را با زیارت قبر سیدالشّهداء عَلَيْهِ السَّلَام تجدید کنند
فقام جابر ومَن معه واستقبلوهم بصراخ وعويل يكاد الصّخر أن يتصدّع منه، ولمّا دنى من الإمام انكبّ على أقدامه يقبِّلهما، ويقول: سيِّدي عظّم اللَّه لك الأجر بأبيك الحسين عليه السلام! سيِّدي عظّم اللَّه لك الأجر بعمومتك وإخوتك
▪️جابر با همراهیانش بلند شدند با ضجه و فریاد و شیون و شین به گونه ای که سنگ ها از فریادشان نزدیک بود متلاشی شوند ،به استقبال اهلبیت علیهم السلام رفتند.
جابر وقتی که نزدیک امام سجاد علیه السلام شد خودش را بر روی پای امام انداخت و آن ها را می بوسید و میگفت:
ای آقای من! خدا در برابر این مصیبت عظمی و شهادت پدرتان به شما جزای خیر دهد.
خدا در برابر این مصیبت عظمی و شهادت عمو ها و برادرانتان به شما جزای خیر دهد.
فقال الإمام عليه السلام: أنت جابر؟ قال: نعم سيِّدي أنا جابر.فقال عليه السلام: يا جابر! ههنا قُتل أبو عبداللَّه، يا جابر! ههنا ذُبحت أطفال أبي.
▪️امام علیه السلام فرمود :
جابر! تویی؟
جابر گفت :بله ای آقای من! من جابرم.
پس آقا زین العابدین علیه السّلام فرمودند :
ای جابر!
همین جا بود که پدرم اباعبدالله را کُشتند.
ای جابر! همین جا بود که بچه های پدرم را ذبح کردند.
📚 معالي السّبطين، ج۲ ص۱۹۳
📚وسيلة الدّارين، ص۴۰۳
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
اربعین
🩸مدت اقامت اهلبیت سیدالشهدا علیهالسلام، در کربلا...
نقل کردهاند:
📋 فعند ذلك نزلوا و جدّدوا الأحزان، وشقّقوا الجيوب، ونشروا الشُّعور، وأبدوا ما كان مكتوماً من الأحزان، وأقاموا عنده أيّاماً ثمّ رحلوا قاصدين المدينة.
▪️وقتی که اهلبیت علیهم السلام، با جابر و یاران او بر سر مزار سیدالشهدا علیه السلام ملاقات کردند، پایین آمدند و داغ دلشان تازه شد. گریبان ها را دریده و موی سرشان را پریشان کردند.
🥀 و آن گونه که تابحال نتوانسته بودند، آن چنان عزاداری کنند، روز اربعین در کربلا مشغول عزاداری شدند. و مدتی را در آن جا اقامت کردند. (طبق نقل برخی مقاتل مدت اقامت اهلبیت علیهم السلام در کربلا سه روز بود. چون آن قدر در این سه روز بر سر مزار عزیزانشان گریه و زاری کرده بودند که نزدیک بود، دیگر جان بسپارند. لذا امام سجاد علیه السلام مصلحت را در این دیدند که بعد از سه روز اقامه عزاداری به سمت مدینة حرکت کنند.)
📚مقتل أبي مخنف ص ۱۴۰
📚مقتل الحسين مقرم ص۴٨۵
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
اربعین
🩸گریبان ها را دریدند و سه روز تا حدّ جان سپردن در کربلا عزاداری کردند...
نقل کردهاند:
🥀 وقتی که زنان و فرزندان امام حسین علیهالسّلام از شام برگشتند و به عراق رسیدند، به راهنما گفتند: ما را از طریق کربلا ببر. وقتی به موضع قتلگاه رسیدند، جابر بن عبداللَّه انصاری را با گروهی از بنی هاشم و مردی از آل رسول اللَّه یافتند که برای زیارت امام حسین علیه السّلام وارد شده بودند.
📋 فَوَافَوْا فِی وَقْتٍ وَاحِدٍ وَ تَلَاقَوْا بِالْبُکَاءِ وَ الْحُزْنِ وَ اللَّطْمِ وَ أَقَامُوا الْمَآتِمَ الْمُقْرِحَةَ لِلْأَکْبَادِ وَ اجْتَمَعَ إِلَیْهِمْ نِسَاءُ ذَلِکَ السَّوَادِ وَ أَقَامُوا عَلَی ذَلِکَ أَیَّاماً .
▪️همه در یک وقت وارد شدند و با یکدیگر شروع به گریه و حزن کردند و لطمه به صورت زدند. ماتمی به پا کردند که فوق العاده دلخراش و جگرسوز بود. زنان آن دیار نیز به ایشان پیوستند و همگی چند روزی عزاداری کردند.
📚لهوف ص١٩۶
📚بحارالانوار ج ۴۵ص١۴٧
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
#اربعین
◼️ ای کربلا! یک جسم بی غسل و کفنی را در تو به یادگار گذاشتیم...
بعد از اینکه اهلبیت علیهم السلام سه روز درکربلا بر سر قبور شهدا اقامه عزا کردند امام سجاد علیه السلام چاره ای ندیدند جز اینکه به طرف حرکت کنند.
لأنّه رأى عمّاته ونساءه وصبيته نائحات اللّيل والنّهار يقمن من قبر، ويجلسن عند آخر
▪️چرا که میدیدند عمه ها و دختران و باقی زن ها صبح و شب مشغول نوحه و عزاداری هستند و از سر قبری بلند می شوند و سر قبر دیگری می نشینند و زاری می کنند.
📚مقتل الحسين عليه السلام، مقرم / ص ۴۸۵
🔹 وقتی که روز چهارم اقامت اهلبیت علیهم السلام در کربلا فرارسید، بارها را بستند و آماده حرکت شدند،حضرت سکينه عليها السلام اهل حرم را با ناله و فرياد به جانب مزار مقدس امام جهت وداع حرکت داد و همگی در اطراف قبر مقدس گرد آمدند.
فحضنت القبر الشريف وبكت بكاءً شديداً حتّى غشي عليها، فلمّا أفاقت جعلت تنشد وتقول:
▪️حضرت سکينه علیهاالسلام قبر پدر را در آغوش گرفت و شديدأ گريست و به سختي می ناليد تا از هوش رفت. وقتی که به هوش آمد، اين ابياتی به این مضمون را زمزمه می کرد:
رحلنا يا أبي بالرّغم منّا
ألا فانظر إلى ما حلّ فينا
ألا يا كربلاء أودعت جسماً
بلا غُسْلٍ ولا كفنٍ دفينا
ألا يا كربلاء أودعت نوراً
لباري الخلق طرّاً أجمعينا
ألا يا كربلاء أودعت كنزاً
وذخر القاصدين الزّائرينا
▪️ای پدر،! به ناچار داریم از کنار تو می رویم. حال تو برآنچه که بر ما گذشته نظری کن.
ای کربلا! یک جسمی را که نه غسل و کفن شد، در تو به یادگار می گذاریم.
ای کربلا! یک نوری را در تو به یادگار برای خدای متعال از جانب ما می گذاریم.
ای کربلا! یک گنجی را در تو به یادگار می گذاریم تا ذخیره ای باشد برای کسانی که قصد زیارت این جا را دارند.
📚أسرار الشّهادة، / ص۵۲۶
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
اربعین
◼️ نوحه سرایی عقیله بنی هاشم، زینب کبری علیها السلام بر سر مزار شهدای کربلا...
اهلبیت سیدالشهدا علیه السلام در بالای مزار شهدای کربلا نشسته بودند و مشغول نوحه سرایی بودند و عقیله بنی هاشم زینب کبری علیها السلام اینگونه نوحه سرایی میکرد :
فَقَدنا هاهُنا قَمَراً مُضِیئاً
بِنُورِ هُداهُ یُهدَی التّائهِینا
▪️همین جا بود که ما ماه درخشنده (امام حسین علیه السلام) را از دست دادیم که گمراهان با نور وجود او هدایت میشوند و تاریکیها روشن میگردند.
فَقَدنا هاهُنا رُوحاً وَ رَوحاً
وَ رَیحاناً وَ زَیتُوناً وَ تینا
▪️در همین جا بود که ما جان و نسیم دل انگیز خود را از دست دادیم او که برگ سبز خوشبو و (معنی) زیتون و انجیر (در قرآن) بود.
هُنا ذُبِحَ الحُسَینُ بِسَیفِ شِمرٍ
هُنا قَد تَرَّبُوا مِنهُ الجَبِینا
▪️در همین جا سر حسین علیه السلام با شمشیر شمر بریده شد در همین جا بود که پیشانی او را بر خاک زمین نهادند.
هُنا العَبّاسُ فی یَومٍ عَبُوسٍ
حِیالَ الماءِ قَد اَمسی رَهِیناً
▪️همین جا بود که: حضرت عباس علیه السلام در روز سخت (عاشورا) کنار فرات نگه داشته شد و نگذاشتند زنده به خیمهها بازگردد.
هُنا ذَبَحوا الرَّضِیعَ بِسَهم حِقدٍ
فَما رَحِمُوا الصِّغارَ المُرضَعِینا
▪️همین جا بود که: با تیر کینه سر (علی اصغر) شیرخوار را بریدندو به کودکان شیرخوار رحم نکردند.
هُنا صَبغَت نَواصِیناً دِماءٌ
بِذِبحِ بَنیِ اَمِیرِ المُومِنینا
▪️همین جا بود که: با خون فرزندان امیرمومنان علی علیه السلام فرق سر ما را به خون رنگین کردند.
هُنا شالَت رُووسَ بَنِی عَلِیٍّ
رُووُسَ بَنِی عَقِیلِ العاقِلِینا
▪️همین جا بود که: سرهای بریده فرزندان علی علیه السلام و فرزندان عقیل را بر بالای نیزهها کردند.
هُنا مَزَقُوا الخِیامَ وَ حَرَّقُوها
وَ قُسِّمَ فَیئُنا فِی الخائِنِینا
▪️همین جا بود که: خیمهها را دریدند و آتش زدند و اموال ما را بین خائنان تقسیم نمودند.
هُنا قَد طَیَّرَت اَسیافُ جَورٍ
اَکُفَّ القانِتِینَ المُنفِقِینا
▪️همین جا بود که شمشیرهای ظلم و ستم دستهائی را جدا کرد (و به سوی بهشت به پرواز درآورد) که آن دستها در برابر خدا خاضع بودند و به مستمندان کمک وانفاق مینمودند.
📚 تذکره الشهداء ص۴٣٩
📚معالی السبطین ج۲ ص۱۹۹
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
اربعین
◼️ ای کربلا! یک جسم بی غسل و کفنی را در تو به یادگار گذاشتیم...
بعد از اینکه اهلبیت علیهم السلام سه روز درکربلا بر سر قبور شهدا اقامه عزا کردند امام سجاد علیه السلام چاره ای ندیدند جز اینکه به طرف حرکت کنند.
لأنّه رأى عمّاته ونساءه وصبيته نائحات اللّيل والنّهار يقمن من قبر، ويجلسن عند آخر
▪️چرا که میدیدند عمه ها و دختران و باقی زن ها صبح و شب مشغول نوحه و عزاداری هستند و از سر قبری بلند می شوند و سر قبر دیگری می نشینند و زاری می کنند.
📚مقتل الحسين عليه السلام، مقرم / ص ۴۸۵
🔹 وقتی که روز چهارم اقامت اهلبیت علیهم السلام در کربلا فرارسید، بارها را بستند و آماده حرکت شدند،حضرت سکينه عليها السلام اهل حرم را با ناله و فرياد به جانب مزار مقدس امام جهت وداع حرکت داد و همگی در اطراف قبر مقدس گرد آمدند.
فحضنت القبر الشريف وبكت بكاءً شديداً حتّى غشي عليها، فلمّا أفاقت جعلت تنشد وتقول:
▪️حضرت سکينه علیهاالسلام قبر پدر را در آغوش گرفت و شديدأ گريست و به سختي می ناليد تا از هوش رفت. وقتی که به هوش آمد، اين ابياتی به این مضمون را زمزمه می کرد:
رحلنا يا أبي بالرّغم منّا
ألا فانظر إلى ما حلّ فينا
ألا يا كربلاء أودعت جسماً
بلا غُسْلٍ ولا كفنٍ دفينا
ألا يا كربلاء أودعت نوراً
لباري الخلق طرّاً أجمعينا
ألا يا كربلاء أودعت كنزاً
وذخر القاصدين الزّائرينا
▪️ای پدر،! به ناچار داریم از کنار تو می رویم. حال تو برآنچه که بر ما گذشته نظری کن.
ای کربلا! یک جسمی را که نه غسل و کفن شد، در تو به یادگار می گذاریم.
ای کربلا! یک نوری را در تو به یادگار برای خدای متعال از جانب ما می گذاریم.
ای کربلا! یک گنجی را در تو به یادگار می گذاریم تا ذخیره ای باشد برای کسانی که قصد زیارت این جا را دارند.
📚أسرار الشّهادة، / ص۵۲۶
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹