امام رضا علیه السلام
آرزوی وصل تو آتش به جانم ریخته
درد دل باتوسخنها بر زبانم ریخته
بند می آید زبانم تا به صحنت میرسم
گوئیا ظرف عسل روی زبانم ریخت
جنس من جوراست کوهی ازگناه آورده ام
آبرویم پای اجناس دکانم ریخته
دوره گردم آبرویم میفروشم میخری
پیش سلطان ترسم ازسودوزیانم ریخته
پهن کردم سفره ای ازعرش کنج خانه ات
روی سنگ صحنهایت خرده نانم ریخته
گوشه ای ازپنجره فولادزنجیرم کنی
من سگی بیمارم آنجا استخوانم ریخته
مُسطتیعم حاجیم چون آمدم بیت الرضا
دوور تا دور حرم اشک روانم ریخته
من نمیبینم توهردفعه بقل کردی مرا
عطر دستان تو لای گیسوانم ریخته
صحن گوهرشادچیزی کم نداردازبهشت
بوی سیب ازهرکجایی می تکانم ریخته
درمیان صحنهایت عشق من باب الجواد
صدهزاران بوسه اینجاازدهانم ریخته
هرکسی کرببلایی گشت مدیون شماست
این حکایت درمیان دوستانم ریخته
آخرماهی جواب ناله هایم رابده
جان بابای غریبت کربلایم رابده
قاسم_نعمتی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
امام_رضا_علیه_السلام
مُحرمم حاجی ام وکعبهٔ من این حرم است
سائل خانهٔ سلطان همه جا محترم است
خادمان بر منِ آلوده بفرما زده اند
پرده پوشی همه جا شیوهٔ اهل کرم است
دست روی سرمان می کشی آقا تک تک
شاهد گفته ام این اشک دو چشم ترم است
از در صحن رسیدم به ورودی ضریح
حس نمودم نظر مرحمتت دم به دم است
دیدم ایوان تو و یاد نجف افتادم
زائر قبر تو با صحن علی هم قدم است
پای گلدستهٔ تو ناله زدم آه حسن
پسر ارشد زهرا که بدون حرم است
هر زمین خورده بداند که فقط چاره درد
صحبت از چادر خاکی شده وقت قسم است
همه دلشوره من ماه محرم باشد
به دعای تو سر شانهٔ نوکر علم است
کسی از عرش زند ناله بنی پسرم
دیده بر راه همه فاطمه با قد خم است
بوریا را به روی دامن خود باز کند
بعد با گریه زند ناله حسینم چه کم است
پسرِ با ادبم از چه چنین عریانی
بر دل سوخته مادرت این کهنه غم است
دست بر موی تو خورد و جگرم ریخت بهم
پیکرت پیش دوچشمان ترم ریخت بهم
قاسم_نعمتی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
یا علی بن موسی الرضا (ع)
تا یوسف اشکم سَرِ بازار نیاید
کالای مرا هیچ خریدار نیاید
درسوزجگرمصلحت ماست که ما را
غیر از جگر سوخته در کار نیاید
خارممنودرسینۀمنعشق شکفتهست
تا خلق نگویند گل از خار نیاید
بیمارفراقممنووصلاست دوایم
تدبیر، به کار مَنِ بیمار نیاید
یکعمربهدرگاهرضارفتمو حاشا
بر دیدن این دلشده یکبار نیاید.
نومیدیودرگاه تو؟! بیسابقه باشد
از سوی تو جز رحمت و ایثار نیاید
آخربهکجارویکند؟ایهمهرحمت
گر در بَرِ تو شخص گرفتار نیاید
دیدمهمهجابر درودیوار حریمت
جایی ننوشتهست گنهکار نیاید
جاروکشدرگاه توام همچو(مؤید)
زین بیش از این بندۀ دربار نیاید
✍زنده یاد مرحوم سید رضا مؤید
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
امام_رضا علیهالسلام
#غزل_مثنوی
🔹جادۀ توحید🔹
کنار پنجرهفولاد، گریه مغتنم است
در این حریم برای تو گریه محترم است
جهان سادۀ من: گریۀ وصال و فراق
تمامی دو جهان، گوشۀ همین حرم است
شروع مرگ، زمان جدا شدن از تو
به پایِ عشق تو مردن، حیاتِ دم به دم است
چه دورم از تو... خدایا چه دیر فهمیدم!
تو در کنار من و سرنوشت من عدم است
تو را در آینههایم نشد نشان بدهم
چقدر ساحت این شعر کوچک است و کم است
برای جستن دُرّ حدیث سلسلهتان
زمان به حال رکوع است و پشت عرش، خم است
حدیث گفتی، حقا چه اتفاق افتاد
به حکم «اِلّا»یت، پرده از نفاق افتاد..
نفاق و کفر به حکم تو راهشان سد شد
مسیر کوی ولا غرق رفت و آمد شد
سرودی «اَشهَدُ اَن لا اِلهَ اِلّا الله»
ولایت تو نشان داد راه را از چاه
به«لا اله»، اذان را دوباره جان دادی
برائت از همۀ کفر را نشان دادی
«بشرطها»ی شما راه را به ما فهماند
حضور منتشر ماه را به ما فهماند
به«لا اله» رسیدیم و نفی غیر شما
به بارگاه ولا، حصن محکم «الا»
به حصن محکم خود راه دادهای ما را
به زیر پرچم خود راه دادهای ما را
حدیث گفتی و از حکمتت جهان پر شد
کنار دریایت، هرصدف پر از دُر شد
حدیث سلسله، تفسیر ناب توحید است
تجلیات ولایت به قاب خورشید است
به سمت جادۀ توحید میبرد ما را
به سوی خانۀ خورشید میبرد ما را
کلیموار به طور تبسم آمدهایم
به شوق «و رضیالله عنهم» آمدهایم
زیارت تو شبیه عروج تا عرش است
حریم تو ملکوت است؟ فرش یا عرش است؟
عروج عرشنشینان، هبوط در حرمت
مقام سلطانی، خوشهچینی از کرمت
به لطف نور تو هر ظلمتی سحر گردد
گناهکار بیاید فرشته برگردد
به اشتیاق نگاه تو زائرت شدهام
همین بسم که بگویی که شاعرت شدهام
تو قول دادهای ای مهربان- که همنفسی-
سهجا به داد دل شیعیان خود برسی
سهجا؟ نه در همهجا لطف تو کنار من است
تو آن امام رئوفی که بیقرار من است...
سیدمهدی حسینی رکنآبادی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
مناجات_امام_رضا علیه السلام
کم ناز کن در باز کن مهمان رسیده
مهمان تو با دیده ی گریان رسیده
سرمایه ای که داده بودی باختم من
یا ذالکرم هنگامه ی احسان رسیده
حرف دل هر نوکری اینست عمری
هر چه رسیده از سوی سلطان رسیده
باور کن آقا تا حرم خود را کِشیدم
از این جدایی بر لبانم جان رسیده
افتاده بارم آمدم دستم بگیری
با چشم گریان عبد سرگَردان رسیده
مانند زهرا مادرت سائل نوازی
لطف تو بر داد گنهکاران رسیده
هنگام جان دادن قرار ما دوتا شد
جانِ خودت صبرم دگر پایان رسیده
گویا هنوز از گوشه ی صحنت سحرها
آه کسی جامانده از گُردان رسیده
چه ارتباطی بین اینجا با شلمچه ست
اینجا به پایان دوره ی هجران رسیده
امضای تو پای شهادت نامه ها بود
با دست تو این فیض بر یاران رسیده
تو سفره دار گریه کن های حسینی
با گریه هایت روضه تا ایران رسیده
من آمدم رزق عطایم را بگیرم
از تو برات کربلایم را بگیرم
قاسم_نعمتی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
"مدح علی ابن موسی الرضا علیه السلام"
ای مظهر جمال خداوند ذوالجلال
مهر تو آیتیست، در آیینه ی کمال
شمس الشموس عالمی و نور کبریا
ما بین عرش و فرش، تویی وجه اتصال
حُسنت ز هرچه یوسف مصری فرا تر است
مهرت ،شبیه مهر خداوند لا یزال
ای وارث صفات رسولان و انبیا
اخلاق توست ،مظهر زیباترین خصال
صحن تو مثل عرش، مطاف ملائک است
باب الجواد توست ، مرا پاسخ سوال
عطری که از حریم تو می اورد صبا
آرَد سُرور و ، می برد از سینه ها ملال
ای قبله گاه عارف و عامی، به چشم دل
قبله نمای شیعه تویی در تمام حال
بر در گه تو سجده کند آسمان به شوق
مرغ دلم به سوی تو آید شکسته بال
دیوان خواجه را که گشودم به عشق تو
این شاه بیت خواجه بیامد جواب فال
" قبر امام هشتم و سلطان دین رضا" *
از جان ببوس و باش، در این مستی وصال
ننوشته ماند شعر " شقایق" به مدح تو
زیرا زبان واژه به وصف تو مانده لال
حمید رضازاده " شقایق"
کرمان
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
امام_زمان_عج_مناجات_پایان_ماه_صفر
#امام_رضا_ع_مدح_و_مناجات
بازهم حرف فراق است، جدایی سخت است
شب آخر شده، ای کاش بیایی، سخت است
بند اگر بند تو و گردن اگر گردن من
آری آری که از این بند، رهایی سخت است
من دو ماه است که سینه زدهام، در زدهام
وای اگر در به روی من نگشایی سخت است
پدر سینه زنان! بی تو یتیمیم همه
اینکه باشی و ندانیم کجایی، سخت است
به همین تاول جامانده ز مشایه قسم
گر ز دست تو نگیریم دوایی، سخت است
::
سخت دلتنگ هوای حرم سلطانم
دوری نوکر از ایوان طلایی سخت است
تو بگو جان جوادش نظری اندازد
هر کجا جز در این خانه گدایی، سخت است
✍ محمدعلی_بیابانی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
ای صفای قلب زارم؛ هرچه دارم از تو دارم
تا قیامت ای رضا جان؛ سر ز خاکت بر ندارم!
منم خاک درت غلام و نوکرت؛ مران از در مرا به جان مادرت…
علی موسی الرضا…
غیر تو یاری ندارم؛ با کسی کاری ندارم
گر مرا از در برانی؛ جای دیگر من ندارم!
تو خوبی من بدم به این در آمدم؛ به جان فاطمه مکن مولا ردم…
علی موسی الرضا
به دلم کن یک نگاهی؛ تا نماند یک گناهی
به یقین با یک نگاهت؛ میشوم دور از تباهی!
نگاهم سوی تو بهشتم کوی تو؛ دلم خورده گره به تار موی تو…
علی موسی الرضا
تو رئوف و مهربانی؛ قبله ی درماندگانی
ز تو ممنونم دلم را؛ در حریمت می کشانی
الا ای یار من تویی دلدار من؛ نظر کن بر دل سیاه و زار من
علی موسی الرضا
دل به امید تو بستم؛ بر سر راهت نشستم
چون رسد جامت به دستم؛ از می عشق تو مستم
امیر کاروان امان ای الامان؛ مرو پیشم بمان امام مهربان!
علی موسی الرضا…
جان به قربان نگاهت؛ دل فدای روی ماهت
سینه بگشا تا بیایم؛ ای رضا جان در پناهت
منم دیوانه ات مقیم خانه ات؛ تویی باغ گل و منم پروانه ات
علی موسی الرضا…
ای همه بود و نبودم! خاک تو مهر سجودم!
از ازل مهرت سرشته؛ بر تمام تار و پودم…
نظر کن بر دلم اگر چه غافلم؛ دعا کن کربلا کند حق شاملم
علی موسی الرضا…
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا ع
.............مرثیه آفتاب..............
دو آتش هم زمان می سوخت جانش
یکی هجران و دیگر شوکرانش
تنور سینه اش از زهر می سوخت
دلش آب از فراق نوجوانش
نگاه خسته اش بر در که شاید
ز در آید جواد، آرام جانش
طبیب جمله بیماران عالم
ز غم می سوخت مغز استخوانش
کسی که آشناتر بود از جان
غم غربت عیان بود از نهانش
غریبی و فراق و آتش زهر
گرفت از جان او تاب و توانش
به روی خاک حجره سر نهاده
بلند از سینه بود آه و فغانش
که ناگه شد شکوفا غنچه ی لب
چو دید آمد ز در سرو روانش
به دامان پسر بنهاد سر را
و پَر زد سوی جنّت مرغ جانش
جوادش شد سیه پوش یتیمی
امان از داغ و درد بیکرانش
دریغا کربلا شد قصه بر عکس
پدر بگرفت بر دامان جوانش
حسین از داغ اکبر بر نمی خواست
اگر زینب نبود آنجا امانش
به بالین برادر خواهر آمد
گرفت از مهر زیر بازوانش
ز داغ شاه دین جانسوز تر نیست
غمی بهر " شقایق" در جهانش
حمید رضازاده " شقایق"
کرمان ۱۴۰۳/۶/۱۴
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
گاهی دلم به سمت خدا میبرد مرا
یعنی به آستان رضا میبرد مرا
مثل کبوتری که به پرواز آمدهست
تا کوی دوست، بال دعا میبرد مرا
هرگاه رو به «قبلۀ هفتم» میآورم
تا شاهراه سعی و صفا میبرد مرا
تا محضر «سپیدۀ هشتم» به صد امید
ایمان جدا و عشق جدا میبرد مرا
نزدیکتر شدن به ضریح امام نور
تا دوردست خاطرهها میبرد مرا
از خود در این حرم به خدا میتوان رسید
این جذبه از کجا به کجا میبرد مرا؟
آن پرچمی که دست تکان میدهد به ناز
تا صحن سیدالشهدا میبرد مرا
ای اهلبیت نور! به سرچشمۀ شهود
دلبستگی به مهر شما میبرد مرا
توحید ناب، رنگ «أنَا مِن شُرُوطِها»ست
این شرط تا حضور خدا میبرد مرا
اشکم که رنگ لاله شود یا اباالحسن!
با خود به دشت کربوبلا میبرد مرا
استاد_محمدجواد_غفورزاده شفق
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹