ׄ
در دفتر یادداشت های شبانه اش نوشته بود: گاهی فقط نگریستن در توان آدمی است و کاش آن هم نبود. آدمی که عاجز از ایجاد تغییر است، دیدن ناگواری ها تنها رنجش را افزون می کند.
ׄ𓍢
ׄ
مدتی است انجام هیچ کدام از آن کارها که روزی لذتبخش بودند یا ظاهری لذت بخش دارند، برایم لذتی ندارد. من مدتهاست که ناتوان از لذت بردن، تمام کارها را فقط به قصد اشتغال ذهن و مصون ماندن از افکار انجام می دهم.
ׄ𓍢
ׄ
برای من، در پس آن حس خوشحالی عمیق ناشی از کمک به دیگری، یک احساس ناخوشایند نهفته است. توانگر بودن برای کمک به دیگران و ناتوان بودن برای کمک به خود، افسوس عظیمی است.
ׄ𓍢