ׄ
حتی در اوج تاخت و تاز بیماری، از مرگ نترسیده بودم. ترس من برآمده از افسانه ای بود که دهان به دهان می چرخید، که خاطرات آدمی پیش از مرگش و در برابر چشمانش می میرند. من نمی خواستم خاطرات به جا مانده از تو بمیرد.
ׄ𓍢
ׄ
می دانست کوشش برای تغییر وضعش بی فایده است اما نمی دانست چرا با وجود آگاهی به بی فایده بودن، نمی توانست از تلاش برای تغییر دست بردارد؛ و اینگونه هم از دانسته هایش رنج می کشید و هم از نادانسته ها.
ׄ𓍢