ׄ
آنچنان شیفته ات بودم و تمام روحم را عریان به تو عرضه کرده بودم که بیش از من آن را شناختی و بر جزییات آن مسلط شدی، آنگونه که سالهاست به دنبال زخمی که بر روحم زدی می گردم و آن را نمی یابم.
ׄ𓍢
ׄ
الکس در نامه اش نوشته بود: در این سالها نباید اینهمه با خودم می جنگیدم و خود را تخریب می کردم. اکنون نه تنها شخصی دیگر، بلکه خودم را هم برای تکیه کردن ندارم.
ׄ𓍢
ׄ
می کوشم در مقابل افکاری که به مغزم هجوم می آورند مقاومت کنم و ذهنم را متحد کنم، اما توفیقی نمی یابم. هدایت درست می گفت: آنچه پراکندگی می آورد، از آنچه یگانگی می آورد نیرومندتر است.
ׄ𓍢