ׄ
الکس در نامه اش نوشته بود: در این سالها نباید اینهمه با خودم می جنگیدم و خود را تخریب می کردم. اکنون نه تنها شخصی دیگر، بلکه خودم را هم برای تکیه کردن ندارم.
ׄ𓍢
ׄ
می کوشم در مقابل افکاری که به مغزم هجوم می آورند مقاومت کنم و ذهنم را متحد کنم، اما توفیقی نمی یابم. هدایت درست می گفت: آنچه پراکندگی می آورد، از آنچه یگانگی می آورد نیرومندتر است.
ׄ𓍢
ׄ
- و پرسیدی چرا دیگر از غم هایم چیزی نمی گویم. برای کسی چون من که تمام عمر در خویش زندگی کرده و حاصلش از ترک کردن حصار کشیده شده به اطراف خودش و یا وارد کردن کسی به آن، جز برداشتن زخم های فراوان نبوده، گفتن از دردها و رازهای خویش با دیگران، چون سر نهادن بر شانه های ضحاک است. -
ׄ𓍢