ׄ
مثل بادبادکی که اتصالش را از دست داده باشد تمام شدهام و این تکانها که به زنده بودن و پویایی تعبیر میشود، در اثر برخوردم با وقایعی است که اطرافم جریان دارد. به زودی و با پایان یافتن سقوط و خودم، آنان دلیل این تکانهای بیش از حد را خواهند فهمید.
ׄ𓍢
ׄ
من نه به قدر فریادهای افکار درون سرم پرهیاهو و نه به قدر سکوتم در جمعها خاموشم، بلکه نمیتوانم میان این دو وضع تعادلی برقرار کنم. راستش را بخواهید من هرگز متعادل بودن را نیاموختم.
ׄ𓍢
ׄ
- مدتهاست که میدانم بیپناهم اما هر بار این موضوع را به یاد میآورم، سنگینی این رنج را روی سینه احساس میکنم. احساس بیپناهی و نداشتن تکیهگاهی امن، هرگز کهنه نمیشود و گذر زمان هم چیزی از رنج آن نمیکاهد. -
ׄ𓍢