- حکایت ناخوشایندی است آقای عزیز. اگر از من درباره ی آنان که روزگاری به عمق زندگی ام راه یافته بودند بپرسید، می توانم بیشترشان را اینگونه توصیف کنم:
زخمی عظیم و عمیق بر چهره ی زندگی ام. -𓍢
ׄ
شخصیت فعلی، وضعیت زندگی و تمام چیزهایی که دارم، بدون کم و کاست همان چیزهاییست که هرگز نمیخواستم. احتمالا من در به دست آوردن چیزهایی که نمیخواهم استعداد فراوانی دارم، کاش میشد تو را هم نخواهم.
ׄ𓍢
ׄ
پرسید: از تنهاتر شدن نمیترسی؟
گفتم هرگز، چرا که وقتی چیزی در کمال خودش باشد، یعنی به بیشترین مقدار ممکن در آن رسیده است و بیش از آن در کار نیست. من به کمال تنهایی رسیدهام، تنهاتر نمیشوم.
ׄ𓍢