ׄ
- امروز که سیاه و سنگین بودم، دلم میخواست ابر باشم و بیآنکه به نگاه دیگران اهمیتی بدهم، راهی باشم و ببارم. امروز دلم سبک شدن میخواست، حتی تمام شدن. -
ׄ𓍢
ׄ
نور یک چراغ در فاصلهای هرقدر دور، امید را در دل ایجاد میکند اما وقتی همه چیز تاریکی است، انگار قدمهایت در خاک ریشه میکنند و توان حرکت را از دست میدهند.
ׄ𓍢
ׄ
کوه بزرگی از حسرت کارهای نکرده و کوهی بزرگتر از حسرت کارهایی که انجام دادهام را با خود حمل میکنم. دلم میخواهد و کاش میشد بدانم چرا همیشه اتفاقات طوری رقم میخورد که فقط حسرت از آنها بر جای میماند.
ׄ𓍢
ׄ
- و آقای عزیز، این روزها بیش از هر زمان دیگر، دلم رویای نجات بخشی میخواهد که تا سرحد مرگ برای به چنگ آوردنش بجنگم؛ رویایی که فکر دستیابی به آن، درونم چنان اقیانوس خروشانی از شعف ایجاد کند که امواج آن به ماه برسد. -
ׄ𓍢