ׄ
- و آقای عزیز، این روزها بیش از هر زمان دیگر، دلم رویای نجات بخشی میخواهد که تا سرحد مرگ برای به چنگ آوردنش بجنگم؛ رویایی که فکر دستیابی به آن، درونم چنان اقیانوس خروشانی از شعف ایجاد کند که امواج آن به ماه برسد. -
ׄ𓍢
ׄ
- و به تجربه آموختم حفرههایی که پس از رویدادهای ناگوار در روح آدمی ایجاد میشود، با کلمات امیدبخش، دلداری و مسکن ها پر نمیشود و از بین نمیرود؛ بلکه فقط دهانهی حفرهها را میپوشاند. به محض مرور دوبارهی آن حوادث، آدمی به عمق تاریک حفرهها سقوط میکند. -
ׄ𓍢
ׄ
تعجب میکنم که گاهی بعضیها میگویند باید خودم را بردارم و به یک جای خوب و روحافزا ببرم. بهتر آن است که خودت را نبری، اصلا نباید خودت را ببری. تمام بدبختی ها و فلاکت ها از این "خود" است.
ׄ𓍢
ׄ
- در گوشش زمزمه کردم: وجود، حضور یا عدم وجود و حضور بعضی از چیزها، هرگز عادی نمیشود. زیبایی تو نیز همین است، هرگز برایم عادی نخواهد شد، انگار همیشه برای اولین بار میبینمت. -
ׄ𓍢