ׄ
- میدانم که ما در دریا غوطهوریم و هر حادثهای چون موج است و البته این را هم میدانم که امواج میتوانند اجسام و افراد غوطهور را به ساحل بازگردانند، اما میترسم آنقدر زمان بگذرد که موجها جنازهام را به ساحل بازگردانند. -
ׄ𓍢
ׄ
- در این مدت طولانی تنها بودن، دندانهای تنهایی آنقدر درونم نفوذ کردهاند که دیگر جزوی از وجودم به حساب میآید. پرسیده بودی چرا تنهایی را رها نمیکنم، زیرا من یک بار طعم جدایی از تو که جزوی از وجودم بودی را چشیدهام، دیگر توان چنین از دست دادنی را ندارم. -
ׄ𓍢