قشنگ گفت
من کنار مردم ایستادم ((و قاعدتاً همنظر با مردم.)) و هردو منتظریم تعهدات و برنامههای رییسجمهور و دوستاش محقق شه. 🙏💗💗💗
۱/ «بچهها. راستش داریم تو وضعیت و زمان عجیبی زندگی میکنیم. محاصرهایم، اما نه فقط دریایی.
محاصرهایم توسطِ اشخاص و خواص.
محاصرهایم توسط تفکراتِ پر از خطا.
محاصرهایم توسطِ منفعتطلب و وطنپرست.
محاصرهایم توسطِ پروپاگاندا و رپورتاژ و پول و پوپولیست.
میدونید، محاصرهایم بین قدرت، و عشق.
از روز اول به یکچیز معتقد بودم، حضور.
و هنوز که صد و اندی روز گذشته، فکر میکنم تنها طنابِ نجاتِ ایران، دست ما مردمه، و چهکاری از ما ساختهست توی این محاصرهٔ سفت و سخت و تلخِ برخی آقایان، جز حضور و فریاد و بودن، «بودن».
بودن رو دستکم نگیرید.»
۲/«همین بودن، این قدرت رو به نفر اول مملکت هم داده، تا به وضوح از این اتفاقِ تکراریِ تکراریِ تکراریِ این قشرِ خدانترس و آمریکابترس، اعلام برائت کنه و خودش رو کنار این حضور اعلام کنه، کنارِ این بودن، کنار مردم. همعقیده با عشق، نه با قدرت.
وضعیت به جایی رسیده که از ۱۰ نفر سرانِ مملکت، تنها یک نفر، همفکر با این عشق باشه، و این موضوعیتی نداشت برای هیچکدوم، رأی با اکثریت شد. پس کار به جایی رسیده که حالا، مشخصاً کسی که دیکتاتور نامیده میشد، به شفافیت، روشن به تنهاییِ کامل در این دستگاه شد. تنهاییِ تقریباً کاملِ مسئولین، و همراهیِ کاملِ مردم؛ عشق.
داستانِ جدا بودن اصل نظام انقلاب جمهوری اسلامی، با عملکرد خالص جمهوری اسلامی اینجاست. مسئولینی که عشق ندارند، قدرت اما دوستداشتنیست.»
۳/«درحقیقت بارها گفتم، وجودیت ایران تا همین الانش هم، فقط یک معجزه بوده.
چون مطمئناً با وجود در قدرت بودن چهلسالهٔ این تفکر و همیشه بدگویی و کوبیده شدنِ اون هفت/هشت سال تفکرِ واقعیِ درست مثل امثال شهید رجایی و رییسی، عملاً منطقی نیست که بطرز طبیعی هنوز ایرانی موجود باشه. پس ما واقعاً، خدا را داریم.»
۴/«حالا تکلیف چیه؟ خب، باید بگم منم مثلِ شمام. منم نگرانِ وضعیتِ ایرانم، وضعیتِ مردم، وضعیتِ خارجی و داخلی و و و، و راستش ایران همیشه انقدر مظلوم بوده که بیشتر از خارج، از داخل و دوست، ضربه بخوره.
پس، تکلیف ما اول از همه امیده. امید، امید وقتی بدونی خدارو داری، همیشه معنا داره.
اگر دیدی روزی این واژه برات بیمعنی شده، بدون باید برگردی.
دوم، حضور. حضورِ با معنا و مطالبهگر تعهدات، به هر شکلی. حالا یه امسال، از خیرِ قیمهٔ امام حسین فلان مسجد بگذر، و لب جدول، تو هیئتهای خیابونی بشین پای روضه.
سوم، توکل.»
۵/«میبینم که از طریق دولت و ارگانهای دولتی، خیلیجاها داره تلاش میشه برای کم کردن و یا جمع کردنِ این حضور. عزیزِ من، چیِ شرایط الان عادیه، که این اتفاق عادی باشه برات و بیاهمیت از کنارش رد شی یا به سادگی بپذیریش. همهچیز الان علت داره.
در حقیقت بزار اعتراف کنم، توی همین چهارماه، انقدر آدما برام عجیب شدن، رنگ عوض کردن و تغییر موضع دادن، و.. ، که فهمیدم توی این وضعیت هیچکس قابل اعتماد نیست، هیچکس ۱۰/۱۰ مورد اعتماد نیست، مگه یکنفر، سید بزرگی که با پیامِ شفافش همهرو متحیر کرد.»