تو مرا مطمئن کن که بر خواهی گشت؛
من روز ها که هیچ
سال ها برایت صبر میکنم.. =)
اشتباهِ خوب"
_
بهخیالِ اینکه این شب راحت و بی فکر خواهد گذشت دراز کشیدم و خوابیدم. تو اما بازم شدی دلیل دل دل زدنای گاه و بیگاهم.
صبح که چشم باز کردم باز دست گذاشتم روی قلبم که دردِ دیونگیِ کابوسِ نیومدنِ تو باز هم اسیرش کرده بود.
[ میشود آیا برایت جان و دنیا را بدم
در عوض آن دل که بردی اندکی نازَش کنی؟ ]
هرشب انگار داستان من همینه
که بیای و نه خواب برای ما بزاری
نه دل..
نه تویی که بیایی شاید کی.
- Abr .
- شب.
"𝒖 𝒌𝒏𝒐𝒘 𝒎𝒆"
"𝑮𝒐𝒐𝒅 𝒎𝒊𝒔𝒕𝒂𝒌𝒆"
اشتباهِ خوب"
بهخیالِ اینکه این شب راحت و بی فکر خواهد گذشت دراز کشیدم و خوابیدم. تو اما بازم شدی دلیل دل دل زدن
بهخیالِ تو صبح میشود هرشب ..!
حدودا داره میشه دوساعت که دارم یه بشقاب ناهار میخورم.
و نمیدونم چرا تموم نمیشه
اشتباهِ خوب"
_
گمشدم.
من تو بدترین زمان از دنیام، گمشدم.
درست مابین لحظه هایی که بیشتر از همیشه به خودم احتیاج دارم..
به بودنم نیاز دارم..
من تو بدترین شرایط خودم رو هم از دست دادم.
خودمی که همیشه میگفتم درنهایت بعد هر آدمی، من هنوز خودم رو دارم.
لا به لای کاغذای دفتر زندگیم مدام اسم مینویسم
اسم آدمایی که اون ها هم به بودنم نیاز دارن..
و من
توی فهرست
اسم خودم رو صفحه ی آخرِ این دفتر گذاشتم.
نمیدونم کی و کجا به صفحه ی آخر میرسم ولی
کاش فصل دومی هم وجود داشته باشه
و سهم من فقط یک برگِ آخرِ این فصل نباشه..
"𝒖 𝒌𝒏𝒐𝒘 𝒎𝒆"
"𝑮𝒐𝒐𝒅 𝒎𝒊𝒔𝒕𝒂𝒌𝒆"