453K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این آغوش گرم هم به تو و تو و تو و تو و همتون تقدیم میکنم🙏💗
شاید بگین این یارو چرا این چندوقت انقد مهربون شده؟
حال پرسی نفری
آغوش گرم
شب بخیر های رمَنتیک
و..
خب علتش اینه که
دلم براتون تنگ شده
برای حرف زدنمون*
📪 پیام جدید
اقااا انگیزشی درسی میخوام
ببین
انگیزشی و اینا همه بیخوده رفیق
توی دنیای الان تو
هیچ وظیفه ای
هیییچ مسولیتی
هییییییییچ کاری
جز درس خوندن و مدرسه نداری..
استقلال؟ مدرسهس
ادب تربیت رشد بلوغ؟ مدرسه
اجتماعی شدن؟ مدرسه!
آیندهٔ تو همین امروزیه که میری مدرسه و درس میخونی.. متوجهی؟
اشتباهِ خوب"
📪 پیام جدید اقااا انگیزشی درسی میخوام ببین انگیزشی و اینا همه بیخوده رفیق توی دنیای الان تو هیچ وظ
پس هیچ چیزی واااقعا ارزشش رو نداره
و اینو وقتی میفهمی
که زیادی دیر شده ..
از فردا که پا شدی از خواب
اول که صبح زودتر بیدار شو
بعدم
واسه خودت یه چایی چیزی بریز
بیا بشین
سیس بگیر
جوری که انگار داری نقشه ساختمون یه شرکتو بررسی میکنی ، درستو بخون با اعتماد به نفس ؛
📪 پیام جدید
https://eitaa.com/u_know_me/5242 اومم حرفات قشنگ بود ، اما همه زندگیا که مثله هم نیستن که ... خیلیامون ناخواسته پر از قبول کردنِ مسئولیت شدیم ..
میدونم
منم یکی از همون خیلیام
منم تو موقعیتا خودمو بخاطر مسئولیتا کنار کشیدم
اما الان که از آینده بهش نگاه میکنم..
میبینم فقط فرصتایی بوده که از دست دادمش
و حیفه.. خیلی حیفه رفقا 😀
وقتی مستعد باشی و با سهل انگاریت استعدادتو هدر بدی و عوضت یه بی استعداد بره بالا ، خیلی حیفه
هدایت شده از حرفِ ناشناس.
📪 پیام جدید
تصمیم گرفته بودم غر نزنم دیگه غر نیست واقعا فقط حرفایی که رو دلم سنگینی میکنه خستم نمیدونم شایدم نباید درموردشون حرف بزنم چون احساس میکنم اونموقع اون موضوع اهمیتش از دست میده یا بی ارزش میشه...
115 روز میگذره که نیست و رفته
میدونید چرا رفت چون فقط دوست بودیم من بهش وابسته شده بودم بعد از اینکه گفتم از رفتنش مترسم رفت... علاقه مند شدن من بهش باعث شده بود خط قرمز هاش بزار زیر پا گفت آدم علاقمند شدن به کسی نیست ولی بازم من احمق...
اما میدونید اونم گفت خودش لو داد که دوسم داره من بعد از اینکه اون گفت دوسم داره دوسش داشتم بهش علاقه مند شدم
ولی بهش ازم دل کند چون میگفت که اشتباه اون رها کرد رفت بعد از بحث جدال های زیاد...
#دایگو
هدایت شده از حرفِ ناشناس.
📪 پیام جدید
من ازش خواستم بمونه ولی نموند
چهار ماه بیست پنچ روز میگذره که من رها شدم..
خیلی احساس بدی دارم
دلتنگی، پشیمونی حسرت دلتنگی دلتنگی دلتنگی و امیدواری... امید خیلی کشنده است گاهی بهام موافق نیستی؟ من هنوز امیدوارم برگرده ولی من دیگه براش مهم نیستم هیچ اهمیتی براش ندارم وگرنه اون میدونست که من چقدررر دلتنگش هستم حداقل یکبار بهم پیام میداد ولی اینکارو نکرد بلاکم نکرده ولی منم پیام ندادم.. خب اون من نمیخواد نمیخواد ادامه بده من غرورم شکست بهش گفتم التماسش کردم که بمونه ولی خب وقتی نمیخواد چرا دلم حالیش نیست که نباید دیگه مناظر آمدنش باشه چرا حالیش نیست نباید به دور اطرافیانش حسودی کنه چرا حالیش نباید شب تا صبح خواب بیدار تو صحنه چتش باشم آنلاین چک کنم
#دایگو
هدایت شده از حرفِ ناشناس.
📪 پیام جدید
یجوری شده مدتی حتی با فکرش بیدار میشم تو خوابم هم هست موقع بیدار ثانیه به ثانیه فکر خیالش ولم نمیکنه هیچ دیگه خوابم ندارم.. حتی گاهی صبح متوجه میشم بین خوابم میرم تو صحفه چتش تا صبح گوشیم همینجوری روشن تو صحفه چتش... من خیلی احمقم خیلی خرم حالم از خودم این احساساتم بهم میخوره سرشار از یه عالمه حس بدم اعتماد به نفس نداشتم پودر شده واقعا آخه کی دختر احمقی مثل من دوس داره کنکورم گند زدم امسال پشت کنکوری شدم ولی بازم هنوز نتونستم شروع کنم بخونم مثل یه احمق به تمام معنا نشستم برگرده سوم آبان تولدش پارسال من اولین نفری بودم که تولدش تبریک بهش گفت چقدر اون شب حرف زدیم خندیدیم ولی الان چی... من حتی حق ندارم بهش پیام بدم راهی برام نزاشته چرا اون نمیآید؟ کاش پنچشنبه برگرده من دیگه تحمل ندارم
#دایگو