📪 پیام جدید
16 سالم بود به اجبار به عقد ی اقایی دراومدم الان 18 سالمه
خدایی پسره بدی نیست خیلیم دوستم داره ولی من واقعا ازش خوشم نمیاد بهش خیانت کردم فهمید ولی بازم بخشیدم
ولی اذیتم میکنه واقعا اذیتم میکنه
میخوام ازش جدا شم
ولی بازم نمیدونم چی درسته چی غلط لطفا یه کمکی کنید یچیزی بگید
حالا این چیزا که خیلی تخصصیه و قطعااا با یه مشاور درست حسابی ((نه ازینا که راست و چپ راهکارشون طلاقه))
مشورت کن
اما خب.. این سوال منو جواب بدی میتونم یسری چیزایی که میدونم رو رفیقونه بگم
منظورتون از اذیت کردن چیه؟ این عاشق و مهربون بودنش اذیت کنندس یا اذیت به معنای آزار؟
و اینکه.. الان مسئله عاشق نبودنه یا اذیت کردن؟
اشتباهِ خوب"
POV² : خانوادهٔ بسیار بسیار مودی هستین و الان خیلی شادین انگار نه انگار دوساعت پیش کوفت و زهرمارتون
POV:
اقاجونم گفت دفتر که زدم یقسمتش باشه تو بیا مشاور خونواده شو، من ترول کردم
اشتباهِ خوب"
_
دیدی بعضی چیزا، از یجایی به بعد، دیگه اون معنایی که سابق داشتنُ نمیدن؟ ..
[ میشن عطری که بوی 'اون' رو میده
میشن شعری که 'اون' دوست داره
میشن آهنگِ مورد علاقهٔ 'اون' ؛ ]
از یجایی به بعدش مهم نیست کاپو میخوری یا اسپرسو ،
مهم کافهٔ همیشگیِ 'اونه' . =))
رنگا دیگه فقط رنگ نیستن،
و امان از هدیه ها؛
این حرف هارو بیخیال، دیگه حرفی از برگشتن نمیزنیم
قرار نیست خبری از خودت به ما برسونی؟
"𝒖 𝒌𝒏𝒐𝒘 𝒎𝒆"
"𝑮𝒐𝒐𝒅 𝒎𝒊𝒔𝒕𝒂𝒌𝒆"
"𝒖 𝒌𝒏𝒐𝒘 𝒎𝒆"
"𝑮𝒐𝒐𝒅 𝒎𝒊𝒔𝒕𝒂𝒌𝒆"
اشتباهِ خوب"
چه تقدیمی قشنگی
من خوراکم این استایلاست
عکسای دیگه رو هم سیو کردم*
📪 پیام جدید
اگه هنوز کسی بهت شب بخیر نگفته، شبت بخیر ☺️
کسی بهم نگفته بود
و ، ایول این چیز خوبیه