eitaa logo
🇮🇷 گربه‌ ایران
687 دنبال‌کننده
39 عکس
7 ویدیو
1 فایل
گربه ای با کفشهای catوونی از قابلمه تا قافیه در جستجوی معنا @hamiiiiiiiiiiiiiid
مشاهده در ایتا
دانلود
مؤمن به امْن می‌رسد!
کسی نخواند غزل‌های غم‌گریسته را نوشته‌های ز چشمِ قلم گریسته را عجیب نیست که آتش به هم بیامیزد دو شمعِ همدمِ تا صبحدم گریسته را هوای دیدن دریا، رسانده است به هم دو جویبارِ به هر پیچ و خم گریسته را به غیرِ شانه‌ی هم هیچ تکیه‌گاهی نیست دو مستِ سرخوشِ در هر قدم گریسته را غمت مباد، که دنیا ز هم جدا نکند رفیق‌های در آغوشِ هم، گریسته را
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هر بار خواست چای بریزد نمانده ای  رفتی و باز هم به سکوتش نشانده ای ☕️ تنها دلش خوش است به اینکه یکی دوبار  با واسطه سلام برایش رسانده ای حالا صدای او به خودش هم نمی رسد  از بس که بغض توی گلویش چپانده ای  دیدم دوباره شهر پر از جوجه فنچ هاست  گفتند باز روسری ات را تکانده ای ☺️ می رقصی و برات مهم نیست مرگشان  مشتی نهنگ را که به ساحل کشانده ای😐🔫 بدبخت من، فلک زده من، بد بیار من امروز عصر چای ندارم تو مانده ای🥲   #ح.ع @gorbe_ir
شاخه‌ای خشکید و از چنگ شکوفایی گریخت خوش‌به‌حال هرکه از غم‌های دنیایی گریخت همنشینی با کسی دلتنگی‌‌‌ام را کم نکرد کاش می‌شد لحظه‌ای از دست تنهایی گریخت بی‌وفایی شد جواب مهربانی، حیف شد خواستی از پای آهو بند بگشایی گریخت هرکه حسنی داشت راهش را زلیخایی گرفت ماهرویی کو که از تاوان زیبایی گریخت رود روزی از خودش پرسید هجرت تا کجا؟ بعد شد مرداب و از بیهوده‌پیمایی گریخت با طناب مرگ بیرون آمد از گودال عمر ماهی دلمرده از تنگ تماشایی گریخت @gorbe_ir
ای عشق! ای عمیق‌ترین احتیاج ها درمان دردها و خود از بی‌علاج ها ایمانِ کفر، شادیِ غم، شوقِ بی‌امید آمیزه‌ی شگرف‌ترین امتزاج ها با اعتبارِ حُسن، نه با حُسنِ اعتبار در سکه‌های قلب دراَفکن رواج ها دلسرد مثل قطب شدم، سهم من نشد یک شعله بوسه از لبِ آتش‌مزاج‌ها :) وقتی ز چشم‌های تو گیسو کنار رفت در شام‌های تیره عیان‌شد سراج‌ها در انتهای شعر به آغاز می‌رسم ای عشق! ای عمیق‌ترین احتیاج ها :) @gorbe_ir
من ثانیه در ثانیه کم خواهم شد آنگاه... نگاه... گاه... آه... از دوری @gorbe_ir
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
دلِ تو سنگ به قدرِ شکستنِ من نیست تو پاره‌ی تنمی، پاره‌ی من آهن نیست .... بپرس بعد تو خاموشیِ غریبم را از آن چراغ، که در خانه هست و روشن نیست دلت خوش‌است که من زنده‌زنده می‌سوزم ولی رهاشدن از عاشقی به مردن نیست :) چه‌قدر سنگ‌زدند و به خود قبولاندم که ضربِ دست تو پشت سرِ فلاخَن نیست چقدر حرف برای تو دارم و هربار در آب‌ و تاب تماشا توان گفتن نیست .... چه دردناک و غم‌آلود! این‌ که می‌دانی، به هر دری بزنی نیمه‌ی تو این زن نیست :) @gorbe_ir
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا