1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
میگه:
رود روزی از خودش پرسید هجرت تا کجا؟
بعد شد مرداب و از بیهودهپیمایی گریخت
😐😁
چه دشوار است حالِ رود از دریا جدا مانده
از آن بدتر، پرستویی که از پرواز جا مانده
چگونه شرح باید داد حال خستهجانی را
که حتی در علاج درد جانکاهش خدا مانده
شبیهام من به گرگی که ندیده ردی از یوسف
ولی در بند تهمتهای تلخِ ناروا مانده
خرابم مثل دولتمرد ناکامی که از پستش
جدا در آخرین ساعات عصر کودتا مانده
کسی حال درختی را که برگش ریخت میفهمد؟
و یا برگی که در چنگال توفان بلا مانده؟
پریشانم شبیه کودکی که خواهری شیطان
گرفته سوتَکش را، بر دهانش ناسزا مانده
تو از من دل بریدی و نفهمیدی که خود روزی
پریشان میشوی با بغضهای بیصدا مانده
...
#محسن_مرادی
حضرت حکیم سنایی غزنوی قدس سره فرموده:
گاو را دارند باور در خدایی عامیان
نوح را باور ندارند از پی پیغمبری 😐
از خاطرهها نمیهراسی دیگر
تقصیر تو نیست، بیحواسی دیگر!
یک روز به یاد دل من میافتی
روزی که مرا نمیشناسی دیگر
#محمدرضا_معلمی
دست به دستِ مدّعی شانه به شانه می روی
آه که با رقیبِ من جانبِ خانه می روی!☹️
بی خبر از کنارِ من، ای نَفَسِ سپیده دم
گرم تر از شراره ی آهِ شبانه می روی🔥
من به زبانِ اشکِ خود می دهمت سلام و تو
بر سرِ آتشِ دلم همچو زبانه می روی🔥🔥
در نگهِ نیازِ من موجِ امیدها تویی
وه که چه مست و بی خبر سوی کرانه می روی!🤦🏻
گردشِ جامِ چشم تو هیچ به کام ما نشد
تا به مرادِ مدّعی همچو زمانه می روی
حال که داستانِ من، بهرِ تو شد فسانه ای
باز بگو به خوابِ خوش با چه فسانه می روی؟😐🚬
//// محمدرضا شفیعی کدکنی