🇮🇷 گربه ایران
خوشا پرنده که بی واژه شعر می گوید 🫠😁
گذر به سوی تو کردن ز کوچهٔ کلمات
به راستی که چه صعب است و مایهٔ آفات
چه دیر و دور و دریغ!
خوشا پرنده که بی واژه شعر می گوید...
این جام دل ماست که بند است به مویی
ماییم و غم عشق... چه سنگی! چه سبویی!🪨🍼
ای کاش امیدی به خوشیهای جهان بود
ای سکۀ اقبال! دریغا که دورویی☹️
پنهان مکن ای دوست! مگر عشق گناه است؟
پیداست تو هم خسته ازین راز مگویی🙂↔️
تا دستِ تو را پاک بگیریم، گرفتیم
هنگام وصال از عرق شرم، وضویی😎🤔
من اهل طرب نیستم... اما چه بگویم؟!
تر میکنم اینبار به عشق تو گلویی🍻
از دیدنم دوباره پریشان شدی؟ ببخش!
چون خواب بد، سزای من «از یاد بردن» است🚶🏻♂😐
🇮🇷 گربه ایران
😐
چون صاعقه در کورهی بیصبریام امروز
از صبح که برخاستهام ابریام امروز 😐
با لبی که کاربرد اصلیش بوسیدن است
چای مینوشید و قلب استکان میایستاد
🤦🏻
#کاظم_بهمنی
دیوانهای خون مرا گردن بگیرد
اندوه سیال مرا از من بگیرد
تاریکیام با هر ستاره بیشتر شد
ابری نمانده گل بر این روزن بگیرد
تنها کمی آیینههایم را کدر کرد
فرض محال است آه در آهن بگیرد
پایان دوریهای بیمرز منی، مرگ!
چون بوسهای که دشمن از دشمن بگیرد😐
کبری موسوی قهفرخی