eitaa logo
🇮🇷 گربه‌ ایران
687 دنبال‌کننده
39 عکس
7 ویدیو
1 فایل
گربه ای با کفشهای catوونی از قابلمه تا قافیه در جستجوی معنا @hamiiiiiiiiiiiiiid
مشاهده در ایتا
دانلود
یادش به خیر دست دعایی که داشتم تسبیح و جانماز و خدایی که داشتم دل نه، کویر زخمی فریاد بود و عشق یادش به خیر کرب و بلایی که داشتم ای دل به یاد بخت سپیدی که داشتی می پیچمت به شال عزایی که داشتم دست مرا بگیر و بلندم کن ای غزل یک لحظه باش جای عصایی که داشتم ای آسمان دریچه ی نوری به من ببخش امشب به یاد پنجره هایی که داشتم این جاده ها کدام به آن خسته می رسند مادر کجاست قبله نمایی که داشتم؟ دادم تو را به خسته ترین عابر زمین مثل سمند نعل طلایی که داشتم سعید بیابانکی @gorbe_ir
رفته بودم چند روزي ـ جايتان خالي ـ پکن لاي يک مليارد و صد مليون و اندي مرد و زن اين زبان چينيان، آن قدرها هم سخت نيست في المثل «چي چانگ چي چون چانگ» يعني نسترن جزوه ي آموزش چيني خريدم صد دلار بود وزن خالصش نزديک هفتاد و دو من خطّ توليدي مجهّز ديدم از اقسام عطر يک به يک در شيشه تُف مي کرد آهوي ختن خطّ توليد ترقّه را به را و فِرت و فِرت اندکي رفتم جلو، ديدم خطرناکه حسن! نيمه شب رفتم به قبرستان چيني ها که بود کارگاهِ جانماز و خطِّ توليد کفن يک زن چيني ميان کوچه افتاد و شکست اين هم اوصاف زنان چيني نازک بدن چينيان خيلي غذاهاي عجيبي مي خورند هم خورشت قورباغه، هم خوراک کرگدن شغل هاي پُر درآمد هم در آنجا جالب است مايه داري ديدم آنجا، بود چيني بند زن بنده با صنعت گري گفتم که جنست بُنجل است گفت با من: گر تو بهتر مي زني، بستان بزن مثل چيني، مي شود خرد و خمير و ريز ريز ريز علي، خود را بيندازد اگر لاي تِرن يک شب آنجا بنده ديدم رونمايي مي کنند خطِّ توليد دماغ و خطِّ توليد دهن سال ديگر هم هنرمندان چيني مي رسند؛ سعدي و تاج و کمال الملک و بهزاد و شوپن! حال مي کردند آنجا چينيانِ بي حجاب هر چه گشتم من نديدم خودرويي هم نامِ وَن واقعاً اين چينيانِ تيز، خيلي خبره اند خبره در اجناس بُنجل را به ما انداختن روز اوّل خامه را دادند جاي چسبِ چوب روز دوم دستشويي را به جاي رخت کن هر چه در خانه ست را يک روز از دَم بشمريد چند در صد کار ايران است بالا غيرتاً؟ با تو اَم! حالا که من برگشته ام، نسبت به قبل صد برابر بيشتر تر دوستت دارم، وطن! باز هم سعید بیابانکی @gorbe_ir
دور تا دور حوض خانه ی ما پوکه های گلوله گل داده است پوکه های گلوله را آری پدر از آسمان فرستاده است عید آن سال ،حوض خانه ی ما گل نداد و گلوله باران شد پدرم رفت و بعد هشت بهار پوکه های گلوله گلدان شد پدرم تکه تکه هر چه که داشت رفت همراه با عصاهایش سال پنجاه و هفت چشمانش سال هفتاد و پنج پاهایش پدرم کنج جانماز خودش بی نیاز از تمام خواهش ها سندی بود و بایگانی شد کنج بنیاد حفظ ارزش ها روی این تخت رنگ و رو رفته پدرم کوه بردباری بود پدر مرد من به تنهایی ادبیات پایداری بود ....
گرفته بوی تو را خلوت خزانی من کجایی؟ ای گل شب بوی بی نشانی من! غزل برای تو سر می بُرم، عزیزترین! اگر شبانه بیایی به میهمانی من چنین که بوی تنت در رواق ها جاری ست چگونه گل نکند بغض جمکرانی من؟! عجب حکایت تلخی ست نا امید شدن شما کجا و من و چادر شبانی من؟! در این تغزّل کوچک سرودمت، ای خوب! خدا کند که بخندی به ناتوانی من به پای بوس تو، آیینه دست چین کردم کجایی؟ ای گل شب بوی بی نشانی من!
محمد است، چه نامی پدر به او داده است علی‌الخصوص که از هر دو سو علی زاده است محمد است، ولی تیغ او چو تیغ علی به موشکاف‌ترین شکلِ ممکن آماده است نگو کدام محمد؟! همان که شخصِ رسول سلامِ گرمِ خودش را بر او فرستاده است نگو که تیغ ندارد، که حکمت ازلی قلم به تیزی تیغ دو دم به او داده است قلم به جوهر خون زد که سرخ بنویسد: "هنوز بیرق عشق از عَلَم نیافتاده است" قدم گذاشت به راه حسین و می‌دانست فقط بلاست که در انتظار این جاده است.. @gorbe_ir
هرروز از این مسیر برمی گردم از رفتن ناگزیر برمی گردم تو شام بخور، بخواب، تنهایی جان! من مثل همیشه دیر برمی گردم 🍕😐
من قلّک خویش را شکستم که پدر... در کوچه به شوق آن نشستم که پدر... امروز سی و دو سال از آن روز گذشت در حسرت آن دوچرخه هستم که پدر... 🚶🏻‍♂😐
بدجور به هم ریخته و ترسیده مادر که دوباره خواب شومی دیده از بهت و سکوت پدرم می‌ترسم ما گاو نداریم، ولی زاییده 🤦🏻‍♂😵‍💫☹️
مانند همیشه چشم هایم به در است بر سفره ی ما جگر نه خون جگر است ته مانده ی سفره ی شما را آورد آری پدرم مورچه ی کارگر است
ای مرکز ثقل کهکشانِ دل من! خورشید بلند آسمان دل من! عمری است که من منتظر دیدارم یک جمعه بیا به جمکران دل من!
من سر به تنم زیاد بود از اول شالوده ام از تضاد بود از اول ابعاد مرا عشق به هم ریخته بود روحم به تنم گشاد بود از اول! 👻
بیزارم از این پوچی و بی معنایی از این همه دلبستگی دنیایی ای کاش دلم خوشه ای از گندم بود، در دست گرسنگان آفریقایی 🌾