eitaa logo
🇮🇷 گربه‌ ایران
688 دنبال‌کننده
39 عکس
7 ویدیو
1 فایل
گربه ای با کفشهای catوونی از قابلمه تا قافیه در جستجوی معنا @hamiiiiiiiiiiiiiid
مشاهده در ایتا
دانلود
بیزارم از این پوچی و بی معنایی از این همه دلبستگی دنیایی ای کاش دلم خوشه ای از گندم بود، در دست گرسنگان آفریقایی 🌾
این نقیضه مهدی جهاندار بر شعر «مادربزرگ عطر برنج شمال بود» از علیرضا نورعلیپور هم جالبناک است: مادربزرگ، نفت برنت شمال داشت اما پدربزرگ، دو کشتی ذغال داشت مادربزرگ در پی حُسن و جمال بود اما پدربزرگ، شکوه و جلال داشت نفت برنت، مال شمال است و در جنوب گرم چه‌کار بود؟... دو تا احتمال داشت یک احتمال اینکه برای فریب بود یک احتمال اینکه خیال جدال داشت! ناو پدربزرگ پُر از بالگرد بود ناو پدربزرگ بسی چرخ‌بال داشت ناو پدربزرگ مجهّز به بمب بود جنگنده داشت، از همه بهتر مَبال داشت هرچند بی‌هواکش و خوشبوکننده بود هرچند بی‌شلنگ... ولی دستمال داشت! مادربزرگ کشتی لبریز خویش را از تنگه‌ای مخوف، سرِ انتقال داشت اما پدربزرگ به مادربزرگ گفت باید برای تنگه‌ی هرمز ریال داشت مادربزرگ مثل همیشه لجوج بود مادربزرگ مثل همیشه سؤال داشت مادربزرگ گرچه هزاران دلیل داشت اما پدریزرگ هزاران مثال داشت زیرا که انگلیس ز یادش نرفته بود زیرا که خاطرات بد از پرتغال داشت زیرا که از رئیسعلی فحش خورده بود زیرا که از امام‌قلی مُشت و مال داشت آمد میان کشمکش و گفتگویشان آژیر ممتدی که صدای شغال داشت موشک رسید و کشتی‌شان را به گِل نشاند موشک رسید و کشتی‌شان اشتعال داشت مادربزرگ بود ولی پابه‌ماه شد! گرچه پدربزرگ بسی پابه‌سال داشت نظم جدید منطقه آغاز گشته بود نظم قدیم منطقه، رو در زوال داشت
جان باختن آسان است اندر نظرت لیکن این لاشه نمی‌بینم شایسته‌ی قربانت پ.ن: عید قربان مبارک @gorbe_ir
گفتند: بنده راضی کِی بوَد؟ گفت: آن‌گاه که از محنت شاد شود چنان که از نعمت. @gorbe_ir