ز برگریز خزان پای ما نمیلغزد
که در ثبات قدم سرو این خیابانیم
#صائب_تبریزی
پ.ن،: دیوارنوشت مصلی
@gorbe_ir
یکی سر بر کنار یار و خواب صبح مستولی😴
چه غم دارد ز مسکینی که سر بر آستان دارد
#سعدی
🔸غزل بخوانیم:
باران که میگیرد به هم میریزد اعصابم
تقصیر باران نیست... میگویند: بیتابم!
گاهی تو را آنقدر میخواهم به تنهایی
طوری که حتّی بودنم را برنمیتابم
هر صبح، بیصبحانه از خود میزنم بیرون
هر شب، کنار سفره بُق کردهست بشقابم
بیتو تمام پارکهای شهر را تا عصر
میگردم و انگار دستی میدهد تابم
شبها که پیشم نیستی خوابم نمیگیرد
وقتی نمیبوسی مرا با قرص میخوابم!
#اصغر_معاذی
@gorbe_ir
تنهام؛ این شبها به شدّت خسته و تنهام
انگار در گوش بیابان، زوزهٔ بادم!
تنهام چون آدم که قبل از خلقت حوّا...
تنهام چون شیطان که بعد از خلقت آدم...
#پانتهآ_صفایی
برای سوخته دل، بستر و مزار یکیست
تمشکِ ترشِ لب و تُنگِ زهرمار یکیست
تفاوتی نکند اشک و بغض و هق هقِ ما
مسیرِ چشمه و سیلاب و آبشار یکیست
هنوز گُرده ی سهراب، سرخ مثل عقیق
هنوز رسمِ پدر سوزِ روزگار یکیست
هنوز طعنه به جان میخرد زلیخا و
هنوز بر درِ کنعان امیدوار یکیست
هزار بار دلم سوخت در غمی مبهم
دلیلِ سوختنش هر هزار بار یکیست
حرام باشد اگر بی وضو بغل گیرم
که قوسِ پیکره ی برنو و دوتار یکیست
شبی ترنج به بَر میکشد شبی حلاج
شکایت ازکه کنیم ای رفیق؟!دار یکیست
دو مصرع اند دو ابرو شکسته نستعلیق
میانِ هر غزلی بیتِ شاهکار یکیست
به دستِ آنکه نوازش شدیم، تیغ افتاد
دلیل خون جگریِ من و انار یکیست!
به دشنه کاریِ قلبم برس ادامه بده
خدای هر دوی ما انتهای کار، یکیست
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🖤
در آن دوری و بدحالی نبودم از رُخت خالی
به دل می دیدمت وز جان سلامت می فرستادم
.
سزد کز خونِ من نقشی برآرد لعلِ پیروزت
که من بر دُرج دل مُهری به جز مِهر تو ننهادم
.
@gorbe_ir