شبیه یوسفم، شرمندهی لطف برادرها
دلم بازار شام است و سرم بازار مسگرها
دلم قرص است پشتم تا ابد خالی نخواهد شد
حدیث دوستان است و وفای تیز خنجرها
چه دشمنها که حق مادری بر گردنم دارند
همیشه سخت میترسیدم از نفرین مادرها
تک و تنها اگر جنگیدم اما ناگهان مردند
همه جنگاوران شهر من از زخم بسترها
اگر زخمم، اگر داغم، اگر بیبرگ شد باغم
نبودم قهرمان قصهی بگذار و بگذرها
#احسان_محمدی
@gorbe_ir